–323

10016361204
تاریخ:…………..
شماره:………….
پیوست:………..
تعهدنامه اصالت رساله پایان نامه
اینجانب پروین صدری دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته/دکترای حرفه ای/ دکترای تخصصی در رشته حسابداری با شماره دانشجویی 880658625 که در تاریخ 29/5/90 از پایان نامه/ رساله خود تحت عنوان بررسی ارتباط بین خطای پیش بینی سود هر سهم و بازده غیر عادی سهام شرکت های جدیدالورود در بورس اوراق بهادار تهرانبا کسب نمره ………. و درجه ——- دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می شوم:
1-این پایان نامه/ رساله حاصل تحقیق پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و …) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط ورودیه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2- این پایان نامه/ رساله قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی(هم سطح، پایین تر یا بالاتر) در سایر دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3- چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هر گونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
4- چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را می پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی دانشجو
تاریخ، امضا، اثر انگشت:
گواهی امضاء:
دانشجوی فوق الذکر احراز هویت شد. فقط امضای ایشان گواهی می گردد.
فروزان کیوان فر
رئیس پژوهش دانشکده

دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اراک
دانشکده مدیریت، گروه حسابداری
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
گرايش: حسابداری
عنوان:
بررسی ارتباط بین خطای پیش بینی سود هر سهم و بازده غیر عادی سهام شرکت های جدیدالورود در بورس اوراق بهادار تهران
استاد راهنما :
دکتر مجید زنجیر دار
استاد مشاور:
علیرضا فرشید پور
نگارش:
پروین صدری
تابستان 1390
2251075-490855
Islamic Azad University
Arak Branch
Faculty of Management-Department of Accounting
((M.A)) Thesis

Subject:
The Investigation Of Relationship Between Earning Per Share Forecast Error and Abnormal Stock Return Of New Corporation Accepted in Tehran Stock Exchange
Thesis Advisor:
M. Zanjirdar Ph.D.
Consulted by:
A . Farshid Pour
By:
Parvin Sadri
Summer 2011
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اراک
دانشکده مدیریت، گروه حسابداری
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
گرايش: حسابداری
عنوان:
بررسی ارتباط بین خطای پیش بینی سود هر سهم و بازده غیر عادی سهام شرکت های جدیدالورود در بورس اوراق بهادار تهران
نگارش:
پروین صدری
تابستان 1390
هیأت داوران:
استاد راهنما: دکتر مجید زنجیردار
استاد مشاور: جناب آقای علیرضا فرشید پور
استاد داور1: دکتر محمد صادق حری
استاد داور2: دکتر ایرج نوری
مدیر گروه تخصصی: دکتر مجید زنجیردار
سپاسگزاری:
سپاس ايزد منان را كه توفيق فراگيري علم را برمن عطا فرمود و مرا در كوران مشكلات و سختي‌ها ياري نمود، تا اين رساله را با موفقيت به پايان برسانم.
در طول دوران تحصيلي و تهيه اين پايان نامه از راهنمايي ها و مساعدت‌‌هاي اساتيد و سروران عزيزي بهره ‌برده‌ام كه در اينجا لازم است از همه ايشان مراتب سپاس قلبي و تشكر خالصانه خود را داشته باشــــم.
از استادان ارجمند و مهربانم جناب آقای دکتر مجید زنجیردار استاد راهنما و همچنین جناب آقای علیرضا فرشید پور استاد مشاور ، صمیمانه تشکر مینمایم و برایشان توفیقات روز افزون در خدمات علمی و فرهنگی و آموزشی آرزو میکنم .
هم چنین تشکر ویژه دارم از مدیریت پژوهش دانشکده سرکار خانم کیوانفر و از خداوند متعال موفقیتهای بزرگتر در زندگی را برایشان آرزومندم.
تقدیم به :

پدر و مادر عزیزم
که صبر ، حمایت و عاطفه شان سختی های راه را بر من هموار کرد، آنانکه در مسیرپر پیچ و خم زندگی، مشعل امید را در شب های زندگیم به ارمغان آوردند و یاری سبزشان همواره و بی منت، امید بخش و یاری دهنده در تمام زندگیم بوده است و برادرم که در تمام مراحل انجام این رساله ، حامی و پشتیبان من بوده است .
باشد که توانسته باشم قطره ای از دریای بی کران محبت هایشان را سپاس گفته باشم .
TOC f A h z t “Heading 1,مطالب” c چكيده: PAGEREF _Toc300761895 h 1مقدمه: PAGEREF _Toc300761896 h 2فصل اول: كليات تحقیق1-1 مقدمه PAGEREF _Toc300761899 h 42 ـ 1 تاریخچه مطالعاتی PAGEREF _Toc300761900 h 53 ـ 1 بيان مسئله PAGEREF _Toc300761901 h 64 ـ 1 چارچوب نظري تحقيق PAGEREF _Toc300761902 h 85 ـ 1 اهميّت و ضرورت تحقيق PAGEREF _Toc300761903 h 106 ـ 1 اهداف تحقيق PAGEREF _Toc300761904 h 107ـ 1 حدود مطالعاتی PAGEREF _Toc300761905 h 131-7-1قلمرو مكاني تحقيق PAGEREF _Toc300761906 h 142-7-1قلمرو زماني تحقيق PAGEREF _Toc300761907 h 143-7-1قلمرو موضوعي تحقيق PAGEREF _Toc300761908 h 148 ـ 1 فرضيه هاي تحقيق PAGEREF _Toc300761909 h 149 ـ 1 ـ تعريف واژهها و اصطلاحات PAGEREF _Toc300761910 h 14فصل دوم: مروری بر ادبيات تحقيق1-2 مقدمه PAGEREF _Toc300761913 h 182 ـ 2 بازار مالي PAGEREF _Toc300761914 h 181 ـ 2 ـ 2 طبقه بندي بازارهاي مالي PAGEREF _Toc300761915 h 191 ـ 1 ـ 2 ـ 2 بازار پول PAGEREF _Toc300761916 h 192 ـ 1 ـ 2 ـ 2 بازار سرمايه PAGEREF _Toc300761917 h 193 ـ 2 سودمندي محتواي اطلاعاتي سود و واكنش بازار سرمايه PAGEREF _Toc300761918 h 204 ـ 2 پژوهش بال وبراون PAGEREF _Toc300761919 h 225 ـ 2 مفاهيم سود در حسابداري PAGEREF _Toc300761920 h 226 ـ 2 تاريخچه پيشبيني سود PAGEREF _Toc300761921 h 247 ـ 2 سود سهام پيشبيني شده PAGEREF _Toc300761922 h 258 ـ 2 اهميت سود سهام پيشبيني شده PAGEREF _Toc300761923 h 269 ـ 2 دقت پيشبيني سود در عرضه اوليه سهام PAGEREF _Toc300761924 h 2610 ـ 2 روشهاي پيشبيني سود PAGEREF _Toc300761925 h 271 ـ 10 ـ 2 مدل باكس ـ جنكينز PAGEREF _Toc300761926 h 282 ـ 10 ـ 2 مدل گام زدن تصادفي PAGEREF _Toc300761927 h 2911 ـ 2 بازده PAGEREF _Toc300761928 h 3012 ـ 2 بازده تحقق يافته در مقابل بازده مورد انتظار PAGEREF _Toc300761929 h 301 ـ 12 ـ 2 بازده تحقق يافته PAGEREF _Toc300761930 h 312 ـ 12 ـ 2 بازده مورد انتظار PAGEREF _Toc300761931 h 3113 ـ 2 اجزاي بازده PAGEREF _Toc300761932 h 311 ـ 13 ـ 2 سود دريافتي PAGEREF _Toc300761933 h 312 ـ 13 ـ 2 سود (زيان) سرمايه PAGEREF _Toc300761934 h 3114 ـ 2 بازده غيرعادي سهام PAGEREF _Toc300761935 h 3215 ـ 2 فرضيات مطرح شده در مورد بازده غير عادي كوتاه مدت در عرضه هاي اوليّه PAGEREF _Toc300761936 h 351 ـ 15 ـ 2 فرضيه عدم تقارن اطلاعاتي PAGEREF _Toc300761937 h 351 ـ 1 ـ 15 ـ 2 فرضيه عدم تقارن اطلاعاتي مبتني بر مدل بارون PAGEREF _Toc300761938 h 352 ـ 1 ـ 15 ـ 2 فرضيه عدم تقارن اطلاعاتي مبتني بر مدل راك PAGEREF _Toc300761939 h 362 ـ 15 ـ 2 فرضيه علامت دهي PAGEREF _Toc300761940 h 383 ـ 15 ـ 2 فرضيات گرايشات و علائق زودگذر PAGEREF _Toc300761941 h 394 ـ 15 ـ 2 فرضيه عكس العمل بيش از اندازه سرمايهگذاران PAGEREF _Toc300761942 h 405 ـ 15 ـ 2 فرضيه حباب سفته بازي و فرضيه بازارهاي سهام داغ PAGEREF _Toc300761943 h 4116 ـ 2 تطبيق نظريه ها و تئوريهاي بازده غير عادي كوتاه مدت در بورس ايران PAGEREF _Toc300761944 h 4217 ـ 2 پيشينه تحقيق PAGEREF _Toc300761945 h 431 ـ 17 ـ 2 تحقيقات خارجي PAGEREF _Toc300761946 h 432 ـ 17 ـ 2 تحقيقات داخلي PAGEREF _Toc300761947 h 46فصل سوم: روش‌ اجرای تحقیق1-3 مقدمه PAGEREF _Toc300761950 h 492 ـ 3 ـ روش تحقيق PAGEREF _Toc300761951 h 493 ـ 3 ـ جامعه مطالعاتي و نمونه آماري PAGEREF _Toc300761952 h 504-3 مدل تحقيق و شيوه اندازهگيري متغيرها PAGEREF _Toc300761953 h 515 ـ 3 ـ روش و ابزار گردآوري دادهها PAGEREF _Toc300761954 h 546 ـ 3 ـ روش تجزيه و تحليل دادهها PAGEREF _Toc300761955 h 541 ـ 6 ـ 3 ـ تحليل همبستگي پيرسون و رگرسيون ساده خطي PAGEREF _Toc300761956 h 557 ـ 3 ـ اعتبار دروني و بروني پژوهش PAGEREF _Toc300761957 h 59فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده‌ها1-4 مقدمه‏ PAGEREF _Toc300761960 h 622 ـ 4شاخص هاي توصيفي متغيرها PAGEREF _Toc300761961 h 623 ـ 4روش آزمون فرضيه هاي تحقيق PAGEREF _Toc300761962 h 664 ـ 4 تجزيه و تحليل فرضيه هاي تحقيق PAGEREF _Toc300761963 h 665 ـ 4بررسي فرض نرمال بودن متغيرها PAGEREF _Toc300761964 h 676ـ 4خلاصه تجزيه و تحليل فرضيه ها به تفكيك PAGEREF _Toc300761965 h 681ـ 6ـ4تجزيه و تحليل و آزمون فرضيه اصلي اول: PAGEREF _Toc300761966 h 681 ـ1ـ 6ـ 4تجزيه و تحليل آزمون فرضيه اصلي اول در حضور متغيرهاي كنترل PAGEREF _Toc300761967 h 712 ـ 6 ـ 4تجزيه و تحليل و آزمون فرضيه اصلي دوم: PAGEREF _Toc300761968 h 771ـ2ـ6ـ4تجزيه و تحليل آزمون فرضيه اصلي دوم در حضور متغيرهاي كنترل PAGEREF _Toc300761969 h 813ـ6ـ4تجزيه و تحليل و آزمون فرضيه فرعي PAGEREF _Toc300761970 h 86فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات1-5 مقدمه PAGEREF _Toc300761973 h 892 ـ 5 ارزيابي و تشريح نتايج آزمون فرضيه ها طبق شرايط متغيرها PAGEREF _Toc300761974 h 901 ـ 2 ـ 5 نتايج فرضيه اصلي اول PAGEREF _Toc300761975 h 901 ـ 1 ـ 2 ـ 5 نتايج فرضيه اصلي اول در حضور متغيرهاي كنترل PAGEREF _Toc300761976 h 902ـ 2ـ5 نتايج فرضيه اصلي دوم PAGEREF _Toc300761977 h 911ـ2ـ 2ـ5 نتايج فرضيه اصلي دوم در حضور متغيرهاي كنترل PAGEREF _Toc300761978 h 913ـ2ـ 5 نتايج فرضيه فرعي PAGEREF _Toc300761979 h 923ـ5 نتيجه گيري كلي تحقيق PAGEREF _Toc300761980 h 924ـ5 پيشنهادها PAGEREF _Toc300761981 h 921ـ4ـ5 پيشنهادهايي مبتني بر يافته هاي فرضيات پژوهش PAGEREF _Toc300761982 h 932ـ4ـ5 پيشنهادهايي مبتني بر يافته هاي كلي پژوهش PAGEREF _Toc300761983 h 933ـ4ـ5 پيشنهادهايي براي پژوهشهاي آتي PAGEREF _Toc300761984 h 935ـ 5محدوديتهاي تحقيق PAGEREF _Toc300761985 h 94پیوست هاپیوست الف:جدول مربوط به صنایع و نام شرکت های نمونه آماری PAGEREF _Toc300761987 h 96منابع و ماخذمنابع فارسي: PAGEREF _Toc300761989 h 100منابع لاتین: PAGEREF _Toc300761990 h 103منابع اینترنتی : PAGEREF _Toc300761991 h 106چکیده لاتین PAGEREF _Toc300761992 h 107 TOC f A h z t “Heading 1,مطالب” c

TOC f B h z t “Heading 2,جداول” c جدول (1 ـ 1) مطالعات انجام شده در ارتباط با متغيرهاي تحقيق PAGEREF _Toc300762556 h 9جدول (2 ـ 1) شيوه اندازهگيري متغيرهاي كنترل PAGEREF _Toc300762557 h 13جدول (1 ـ3) شيوه اندازهگيري متغيرهاي كنترل PAGEREF _Toc300762558 h 53جدول (2 ـ 3 ) ويژگي متغيرهاي تحقيق PAGEREF _Toc300762559 h 57جدول (1ـ4): شاخص هاي توصيف كننده متغيرهاي تحقيق، شاخص هاي مركزي، شاخصهاي پراكندگي و شاخص هاي نمودار توزيع (آماري) ـ سال ورود به بورس (A) PAGEREF _Toc300762560 h 63جدول (2ـ 4): شاخص هاي توصيف كننده متغيرهاي تحقيق، شاخصهاي مركزي، شاخصهاي پراكندگي و شاخص هاي نمودار توزيع (آماري) ـ يك سال پس از ورود به بورس(B ) PAGEREF _Toc300762561 h 64جدول (3ـ4): آزمون كلموگراف ـ اسميرنوف (K – S ) مربوط به متغير وابسته (بازده غير عادي) PAGEREF _Toc300762562 h 67جدول (4ـ 4): ضريب همبستگي، ضريب تعيين تعديل شده و آزمون دوربين ـ واتسون بين دو متغير خطاي پيش بيني سود هر سهم و بازده عادي در سال ورود به بازار سرمايه PAGEREF _Toc300762563 h 68جدول (5ـ4) : تحليل واريانس رگرسيون براي متغيرهاي خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي در سال ورود به بازار سرمايه PAGEREF _Toc300762564 h 69جدول (6ـ4): ضرايب معادله رگرسيون براي متغيرهاي خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي در سال ورود به بازار سرمايه PAGEREF _Toc300762565 h 69جدول (7ـ4): ضريب همبستگي، ضريب تعيين تعديل شده و آزمون دوربين ـ واتسون بين كليه متغيرهاي مدل در مقطع زمانی A PAGEREF _Toc300762566 h 73جدول (8ـ4) خلاصه يافته هاي رگرسيون چندگانه مربوط به فرضیه اصلی اول به روش Enter PAGEREF _Toc300762567 h 74جدول (9-4) ماتریس ضرایب همبستگی بین کلیه متغیرهای تحقیق در سال ورود به بورس (مقطع زمانیA) PAGEREF _Toc300762568 h 76جدول (10ـ4): ضريب همبستگي، ضريب تعيين، ضريب تعيين تعديل شده و آزمون دوربين ـ واتسون بين دو متغير خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي سهام پس از يك سال از ورود به بازار سرمايه PAGEREF _Toc300762569 h 77جدول (11ـ4): تحليل واريانس رگرسيون براي متغيرهاي خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي سهام پس از يك سال از ورود به بازار سرمايه PAGEREF _Toc300762570 h 78جدول (12ـ4) ضرايب معادله رگرسيون براي متغيرهاي خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي پس از يك سال از ورود به بازار سرمايه PAGEREF _Toc300762571 h 78جدول (13ـ4): ضريب همبستگي، ضريب تعيين تعديل شده و آزمون دوربين ـ واتسون بين كليه متغيرهاي مدل در مقطع زمانی B PAGEREF _Toc300762572 h 82جدول (14ـ4) خلاصه يافته هاي رگرسيون چندگانه مربوط به فرضیه اصلی دوم به روش Enter PAGEREF _Toc300762573 h 83جدول(15-4) ماتریس ضرایب همبستگی بین کلیه متغیرهای تحقیق یکسا ل پس از ورود به بورس (مقطع زمانی B) PAGEREF _Toc300762574 h 85جدول (16ـ4) يافته هاي حاصل از بررسي فرضيه هاي تحقيق درحضور متغیرهای کنترل به تفكيك صنعت PAGEREF _Toc300762575 h 86
TOC f h z t “Heading 3,نمودار” c نمودار (1ـ 4): آزمون نرمال بودن خطاهاي معادله رگرسيون بين دو متغير خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي درمقطع زمانی A PAGEREF _Toc300762579 h 70نمودار (2ـ4): خط و معادله رگرسيون بين دو متغير خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي سهام در مقطع زماني A PAGEREF _Toc300762580 h 71نمودار (3ـ4): آزمون نرمال بودن خطاهاي معادله رگرسيون بين دو متغير خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي در مقطع زماني B PAGEREF _Toc300762581 h 79نمودار (4ـ 4) : خط و معادله رگرسيون بين دو متغير خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي سهام در مقطع زماني B PAGEREF _Toc300762582 h 80
چكيده:پیش بینی سود هر سهم در سرمایه گذاری ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، زیرا تغییرات قیمت سهام و واکنش مستقیم بازار سرمایه را در پی دارد. از طرفی در محیط تجاری کنونی به دلیل تغییرات سریع فناوری و شرایط مالی ، مدیران از دورنمای تجاری شرکت ارزیابی درستی ندارند و از این رو بروز خطاها در برآوردهای حسابداری ،اجتناب ناپذیر است.
این مسئله در مورد شرکتهای جدیدالورود به بورس ،به دلیل عدم سابقه معاملاتی و در نتیجه اطلاعات تاریخی اندک ، از اهمیت بیشتری برخوردار است و عدم تقارن اطلاعاتی نیز میان مدیران و سرمایه گذاران بالقوه ، در این شرکت ها بالااست . سرمایه گذاران برای تصمیم گیری در مورد خرید ، فروش یا نگهداری سهام ، به اطلاعاتی نظیر پیش بینی سود هر سهم که از سوی شرکت ها ارائه می شود اتکا می کنند . بنابراین دقت این پیش بینی که مبنای تصمیم گیری آن ها است حائز اهمیت است.
در این پژوهش رابطه بین خطای پیش بینی سود هر سهم و بازده غیر عادی شرکتهای تازه پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دو مقطع زمانی سال ورود به بورس و یکسال پس از ورود و حضور در بورس ، بر اساس داده های 84 شرکت طی دوره زمانی 1382تا1387 بررسی شده است. نتایج حاصل از پژوهش با استفاده از تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره نشان می دهد ، بین خطای پیش بینی سود هر سهم و بازده غیر عادی سهام شرکتهای جدیدالورود ،درهر دو مقطع زمانی مورد مطالعه ، رابطه مثبت معناداری وجود دارد و نوع صنعت نیز بر این رابطه تأثیر گذار است .

مقدمه:امروزه به دلیل گسترش فعالیت های اقتصادی ، توسعه بازارهای مالی و رونق سرمایه گذاری در بازارهای سرمایه به خصوص بورس اوراق بهادار توسط اشخاص حقیقی و حقوقی ، مهم ترین ابزار جهت اتخاذ تصمیمات درست و کسب منفعت مورد انتظار و استفاده بهینه و مطلوب از امکانات مالی ، دسترسی به اطلاعات درست و به موقع و تحلیل دقیق و واقع بینانه آن می باشد.
از جمله اطلاعاتی که استفاده کنندگان ازااطلاعات مالی شرکتها در تصمیم گیری های خود مورد توجه قرار می دهند اطلاعات مرتبط با بازده سهام شرکت ها است . در این میان هرگونه اطلاعاتی که به نحوی مرتبط با شرکت بوده و با عملکرد و وضعیت مالی شرکت ارتباط داشته باشد بر بازده سهام تاثیر گذار خواهد بود .
سود پیش بینی شده هر سهم برای سال مالی آینده ، از جمله اطلاعاتی است که از سوی شرکت ها اعلام می شود . این اطلاعات بر قیمت سهام و به تبع آن بر بازده سهام اثر گذار است و چنانچه دارای محتوای اطلاعاتی باشد می تواند بر رفتار استفاده کنندگان به خصوص سهام داران بالفعل و بالقوه تاثیر گذاشته و باعث افزایش یا کاهش قیمت سهام شود و بازده های غیر عادی (بازده ای کمتر یا بیشتر از بازده بازار) ایجاد کند .
فصل اولكليات تحقیق1-1 مقدمه يكي از اهداف اطلاعات حسابداري كمك به استفاده كنندگان در پيشبيني جريانهاي نقد ورودي آتي به واحد تجاري و به تبع آن پيشبيني بازده سرمايهگذاري است. بخشي از متغيرهاي تأثيرگذار بر بازده سهام شركتها در بازار سهام ناشي از اطلاعات مالي است كه از طريق سيستم حسابداري تهيه ميشود. ميزان تأثير اين اطلاعات بسيار پيچيده و تا حدي ناشناخته است. اگر اطلاعات حسابداري براي تعيين بازده سودمند باشد در آن صورت تغييرات در دادههاي حسابداري بايد سبب تغيير در بازده سهام شركتها شود.
بورس اوراق بهادار به عنوان نماد بازار سرمايه ايران، تأثيرپذيري زيادي از تغيير چرخههاي اقتصادي دارد. مديران سرمايهگذاري و ساير اشخاص حقيقي و حقوقي كه در اين بازار به معاملات سهام و ساير داراييهاي مالي ميپردازند، براي حفظ و افزايش ارزش سبد سرمايهگذاري خود نياز به بررسي عوامل مختلف مؤثر بر بازده سرمايهگذاريهاي خود دارند.
پيشبينيهاي سود هر سهم در سرمايهگذاريها از اهميّت ويژهاي برخوردار است، زيرا در شيوههاي ارزيابي سهام عامل مهمي تلقي ميشود و در بيشتر موارد، جزء اساسي روشهاي انتخاب سهام ميباشد. اهميت اين پيشبيني به ميزان انحرافي بستگي دارد كه با واقعيت دارد. هر چه ميزان اين انحراف كمتر باشد، پيشبيني از دقت بيشتري برخوردار است و اين مسئله براي استفاده كننده و تهيه كننده مهم تلقّي ميشود.
تصميمگيرندگان براي اتخاذ تصميمات صحيح و دقيق، نيازمند اطلاعاتي مفيد و سودمند هستند. بالتبع بيشتر اطلاعات بايد از طريق گزارشهاي مالي شركت در اختيار آنها قرار گيرد. اكثر استفادهكنندگان بر اقلامي تأكيد دارند كه تصور ميكنند مربوطترين اطلاعات است. اطلاعات مربوط به سود هر سهم، مقياسي است كه از نظر بيشتر استفادهكنندگان با اهميّت و مربوط محسوب ميشود. مشاهدات مستقيم و غيرمستقيم مؤيد اين است كه سود هر سهم گزارش شده و سود هر سهم پيشبيني شده بر قيمت بازار سهام عادي اثر مستقيم ميگذارد و سرمايهگذاران خواستار اين اطلاعات هستند.مديريت موظف است علاوه بر سود هر سهم ارائه شده از طريق صورتهاي مالي، برآورد آتي از دورنماي شركت در قالب سود هر سهم پيشبيني شده را در اختيار استفادهكنندگان بگذارد.
تصميمگيري صحيح سبب ميشود سرمايهگذار به انتظارات و توقعات خود از سرمايه برسد و شركت با ارائه اطلاعات درست ميتواند اعتماد استفادهكننده را جلب كند.
در تحقيق حاضر، رابطه بين خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غير عادي سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دو مقطع زماني سال ورود به بورس و يكسال پس از ورود به بورس مورد بررسي قرار ميگيرد.
در اين فصل پس از بيان مسئله تحقيق به بيان اهميّت و ضرورت آن ميپردازيم. همچنين اهداف تحقيق را بيان ميكنيم. چارچوب نظري تحقيق كه بنيان اصلي طرح سؤال و موضوع تحقيق بوده است در اين فصل آورده شده و در ادامه به فريضههاي تحقيق و مدل تحليلي نيز اشاره شده است.
2 ـ 1 تاریخچه مطالعاتیبيوركلارك ورايت (1979)
بيوركلارك ورايت در مورد ميزان واكنش بازار تحقيقي انجام دادند. آنها نمونه متشكل از 276 شركت را براي دوره 10 ساله از 1965 تا 1974 مورد مطالعه و تحقيق قرار دادند. در مورد هر شركت موجود در اين نمونه و براي هر سال كه اين نمونه مورد تحقيق قرار ميگرفت، آنها تغييرات غير منتظره در سود خالص را محاسبه كردند، سپس با روش مبتني بر الگوي بازار در صدد بر آمدند بازده غير عادي سهام مربوط به تغيير غير منتظره در سود خالص را محاسبه نمايند. اين پژوهشگران با مقايسه كردن تغييرات غير منتظره سود با بازده غير عادي سهام به اين نتيجه رسيدند كه هر قدر شدت تغييرات در سود خالص غير منتظره بيشتر باشد بازار اوراق بهادار واكنش بيشتري نشان خواهد داد، اين نتيجه با كاربرد الگوي قيمت گذاري داراييهاي سرمايهاي و با روش مبتني بر سودمندي اطلاعات از نظر تصميمگيري سازگار است.
تحقيقات داخلي
محمد رضا ذاكري (1375) به بررسي تحليلي كوتاه مدت و بلند مدت سهام جديد الوررود در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. هدف وي از انجام اين تحقيق بررسي مقايسه بازده سهام جديد در مقايسه با بازده شاخص بورس اوراق بهادار در كوتاه مدت و بلند مدت ميباشد. نتايج تحقيق حاكي از اين ميباشد كه شركتهاي جديد طي 4 ماه اول معامله به طور متوسط 7/11% بازده اضافي (غير عادي) و در دوره بلند مدت 3 ساله 4/16% كسر بازده داشتند (ذاكري، 1375،ص 45)1.
حميد خالقي مقدم (1377)وی در رساله دکتری خود دقت پيشبيني سود شركتهاي جديد الورود به بورس اوراق بهادار تهران و عوامل موثر بر آن رابرای سالهای 1373تا 1375 مورد بررسي قرار داد.از جمله عواملی که بر دقت پیش بینی سودشرکتها موثربوده ودرتحقیق اومورد بررسی قرار گرفته،متغیرهایی چون: اندازه شرکت ،عمرشرکت ،قیمت سهام ودرجه اهرم مالی شرکت است. وی به این نتیجه رسید که بین تغییرات قیمت سهام و دقت پیش بینی سود رابطه معکوس و بین دقت پیش بینی سود و اندازه شرکت های جدید الورود به بورس اوراق بهادار تهران رابطه مستقیم وجود دارد.
عبده تبريزي و دموري (1382)در تحقيقي با عنوان شناسايي عوامل مؤثر بر بازده بلند مدت سهام جديداً پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، شركتهايي را بررسي كردند كه براي نخستين بار در بورس اوراق بهادار تهران عرضه شده بودند. در اين تحقيق شركتهاي تازه وارد به بازار طي سالهاي 1369 تا 1374 مورد بررسي قرار گرفتهاند و عوامل مؤثر بر بازده بلند مدت اين شركتها به طور خاص مورد آزمون قرار گرفته است. اين عوامل عبارت از حجم معاملات سالانه سهام، اندازه شركت و بازده كوتاه مدت حاصل از خريد و فروش سهام شركتهاي مربوط است. نتايج اين تحقيق نشان دهنده وجود بازده كوتاه مدت بيشتر سهام شركتهاي جديدالورود به بازار نسبت به شاخص بازار بوده است. بنابراين آنان عملكرد قيمتگذاري سهام شركتهاي جديدالورود به بورس را مشابه بازارهاي سرمايه در كشورهاي مختلف دانستهاند (عبده تبريزي و دموري، 1382،ص 27)2.
بهرام فر (1383)وی در مقاله ای به بررسي تأثير متغيرهاي حسابداري بر بازده غير عادي آتي سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طي سالهاي 74 ـ 82 پرداخت. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان ميدهد كه متغیرهای درجه اهرم مالي، اقلام تعهدي،ارزش بازار شرکت،نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام،هزینه استقراض،توزیع سود نقدی،با بازده غیر عادی سهام رابطه معکوس دارند.درحالی که متغیرهای نرخ بازده سرمايهگذاري، رشد دارايي ثابت، تغيير در وجوه نقد عملياتي، ، رابطه مستقیمی با بازده غیر عادی دارند.
3 ـ 1 بيان مسئلهگزارشهاي مالي از مهمترين فرآوردههاي سيستم اطلاعاتي حسابداري است كه براي گروههاي مختلفي از استفادهكنندگان برون سازماني، اطلاعات مالي را در چارچوب مشخصي ارائه ميكند كه اين اطلاعات در تعيين قيمت سهام بيتأثير نيست. تغييرات قيمت سهام شركتها تحت تأثير عوامل مختلفي است. يكي از عوامل موثر بر روند قيمت سهام يك شركت نشانهها و علائمي است كه به صورت اطلاعات مختلف از داخل آن شركت انعكاس مييابد و در دسترس سرمايهگذاران قرار ميگيرد. از جمله اطلاعات منتشره از سوي شركتها، صورتهاي مالي اساسي و اعلان سود پيشبيني شده هر سهم براي سال آينده است. اين اطلاعات حسابداري نقش مهمي در تصميمگيري سرمايهگذاران در خصوص خريد، فروش و نگهداري سهام دارند.
پيشبيني سود حسابداري و تغييرات آن به عنوان يك رويداد اقتصادي از دير باز مورد علاقه سرمايهگذاران مديران، تحليلگران، پژوهشگران و اعتباردهندگان بوده است. بنا براین پيشبيني عنصر كليدي در تصميمگيريها است.
از طرفی خرید سهام شرکتهای جدیدالورود به بورس، نسبت به سایر شرکتها فرآیندی مخاطره آمیز است، زیرا به دلیل عدم سابقه معاملاتی، اطلاعات تاریخی مربوط به آنها اندک است. از سوی دیگر عدم تقارن اطلاعاتی میان مدیران وسرمایه گذاران بالقوه، مهمترین مسئله ای است که سرمایهگذاران در مورد این شرکتها با آن مواجهند. در چنین شرایطی شرکتهای جدیدالورود اطلاعاتی به بازار ارائه می کنند که بر مبنای آنها سهام قیمت یابی می شود.
شواهد تجربي نشان ميدهد سرمايهگذاران به اطلاعاتي نظير سود هر سهم اتكاء كرده و در قيمتگذاري سهام از آن استفاده ميكنند. اين پيشبينيها بيانگر انتظارات مديريت از عملكرد آتي شركت است. بنابراين خطاي پيشبيني سود عامل مهمی در عملکرد بازار ثانویه است. پژوهشهای متعددی نیز در زمینه تبیین عوامل مؤثر در پیش بینی سود و بازده سهام وجود دارد كه بر مربوط بودن سود پيشبيني شده در تصميمگيري استفاده كنندگان صورتهاي مالي تأكيد دارند. اين پژوهشها در حوزه عرضه اوليه سهام و يا پس از چند سال فعّاليّت در بازار سرمايه هستند.
با توجه به مطالب فوق اين سؤال مطرح ميشود كه آيا خطاي پيشبيني سود هر سهم بر بازده غير عادي سهام شركتها در سال ورود به بورس تأثير ميگذارد؟ و آيا اين تأثير با گذشت يك سال از ورود شركتها به بورس همچنان وجود دارد يا تغيير ميكند؟و در صورت تغيير ناشي از چه عواملي است؟
4 ـ 1 چارچوب نظري تحقيقدر سالهاي اخير نحوه گزارشگري و افشاي اطلاعات حسابداري مؤثر بر تصميمات استفاده كنندگان درون سازماني و برون سازماني مورد توجه محقّقين حسابداري قرار گرفته است. بسياري از تحقيقات اخير به بررسي توان پيشبيني اقلام حسابداري پرداخته است. استفادهكنندگان از صورتهاي مالي توجه بيشتر و عميقتري به قدرت پيشبيني اقلام مندرج در اين صورتها داشتهاند. از نظر تحليلگران مالي، اقلام صورتهاي مالي با توجه به ميزان توان پيشبيني در تصميمگيري ارزش دارند.
عرضه عمومي سهام يكي از متداولترين روشهاي واگذاري شركتهاي دولتي به بخش خصوصي است، بدون ترديد قيمتگذاري مناسب سهام در عرضه اوليّه براي شركتهايي كه براي نخستين بار وارد بازار سرمايه ميشوند بسيار حائز اهميّت است. زيرا اگر قيمت عرضه اوليّه سهام كمتر از واقع تعيين شود شركت به منابع مورد نياز خود دست پيدا نكرده و چنان چه قيمت عرضه اوّليّه بيش از واقع تعيين شود سرمايهگذاران ازخريد سهام خودداري ميكنند.
با وجود اين كه در اكثر كشورها، تحقيقات متعددي در خصوص سودمندي اطلاعات حسابداري در ارزشگذاري يا برآورد قيمت عرضه اوّليّه و ارتباط آن با بازده كوتاه مدت و بلند مدت سهام به عمل آمده، تحقيقاتي كه در ايران صورت گرفته انگشت شمار است (از جمله تحقيق ظريف فرد 1383، ايماني 1384 و باقر زاده 1386) ـ نتايج اين اطلاعات حاكي از اين است كه بازده بلند مدّت سهام جديد كمتر از بازده بازار است كه از آن تحت عنوان معماي عملكرد كمتر سهام جديد نام برده شده است.
از دهه 90 تاكنون تحقيقات كاربردي بيشتري در مورد تأثير متغيرهاي حسابداري بر بازده غیر عادي سهام و سودمندي اطلاعات حسابداري براي تحليلگران مالي و سرمايهگذران انجام شده است.
جدول شماره (1ـ 1) تحقيقات متعددي را كه در اين زمينه صورت گرفته در خود جاي داده و چارچوب نظري تحقيق برگرفته از اين تحقيقات ميباشد.
جدول (1 ـ 1) مطالعات انجام شده در ارتباط با متغيرهاي تحقيقسال محقق / محققين متغير مورد مطالعه يافتههاي پژوهش
1983 كوپر و تيلور طول دوره پيشبيني و دقت پيشبيني سود بين طول دوره پيشبيني و دقت پيش بيني سود رابطه منفي وجود دارد.
1992 كوك اندازه شركت و دقت پيشبيني سود بين اندازه شركت و دقت پيشبيني سود رابطه مثبت معناداري وجود دارد.
2000 هارتنت و رامك اعتبار حسابرسي و خطاي پيشبيني سود بين اعتبار حسابرسي و خطاي پيشبيني سود رابطه معنادار منفي وجود دارد.
2009 يانتي و فلورنس اندازه شركت، طول دوره پيشبيني، صنعت، و خطاي پيشبيني سود و بازده خطاي پيشبيني روي عملكرد (بازده) كوتاه مدت سهام در عرضههاي اوليه اثر ميگذارد.
2001 فرت سود و بازده غير عادي ارتباط معنيدار مثبت بين خطاي برآورد سود و بازده غير عادي سهام وجو دارد.
2000 آلوارز و گنزالز بازده بلند مدت و عرضه اوليه بين عرضه اوليه زير قيمت و بازده بلند مدت عرضه اوليه سهام رابطه مثبت وجود دارد.
2000 اكبو و نرلي اهرم، نقد شوندگي و بازده بلند مدت عرضه اوليه شركتهاي عرضه كننده سهام، داراي اهرم كمتر و نقد شوندگي بيشتر در هر يك از سه سال پس از عرضه اوليه هستند كه كاهش ريسك و بازده مورد انتظار سهامداران را تحقق ميبخشد.
2004 محمد عمران بازده كوتاه مدت و بلند مدت سهام انتشار يافته داراي بازده غير عادي مثبت از شروع انتشار تا يك سال بعد و بازدههاي غير عادي منفي در دوره زماني سه تا پنج ساله ميباشد.
1992 بكارت و هدريك سود تقسيمي و بازده سود تقسيمي بر بازده غير عادي آتي سهام تأثير گذار است.
1995 و 1997 فاما و فرنچ ارزش بازار، درجه اهرم مالي و بازده غير عادي ارزش بازار و درجه اهرم مالي از متغيرهاي مؤثر بر بازده غيرعادي آتي سهام هستند.
1382 عبده تبريزي و دموري بازده بلند مدت وجود بازده كوتاه مدت بيشتر سهام شركتهاي جديدالورود به بازار نسبت به شاخص بازار و بازده بلند مدت كمتر نسبت به شاخص بازار است.
2004 زالوكي، كمبل، گوداكري بازده بلند مدت و عرضه اوليه بازده بلند مدت در صنايع مختلف و در تابلو اصلي و فرعي عرضه اوليه تفاوت معنا دار است.
2002 كلاركسون و همكاران دقت برآورد سود و بازده سهام سود افشا شده در گزارشهاي شركتهاي داراي عرضه عمومي اوليه با ارزش بوده و بين دقت برآورد سود و بازده سهام رابطه منفي معناداري وجود دارد.
2003 جرجيا خطاي پيشبيني سود و بازده غير عادي بين خطاي پيشبيني سود و بازده غير عادي سهام رابطه مثبت معناداري وجود دارد.
2005 لونكاني و همكاران سود و بازده بلند مدت غير عادي برآوردهاي سود مديران خوش بينانه بوده و دقت بيشتري نسبت به مدلهاي سري زماني دارد و بين برآورد سود و بازده بلند مدت رابطه منفي وجود دارد.
5 ـ 1 اهميّت و ضرورت تحقيقدر دنياي سرمايهگذاري، تصميمگيري مهمترين بخش از فرآيند سرمايهگذاري است كه طي آن سرمايهگذاران در جهت رسیدن به حداکثر منافع و ثروت خويش ، نيازمند اتخاذ بهينهترين تصميمات ميباشند. در اين ارتباط مهمترين عامل فرآيند تصميمگيري، اطلاعات است. اطلاعات ميتواند برفرآيند تصميمگيري تأثير بسزايي داشته باشد. زيرا موجب اخذ تصميمات متفاوت در افراد متفاوت ميشود. در بورس اوراق بهادار نيز تصميمات سرمايهگذاري متأثر از اطلاعات است. نظريه پردازان بازارهاي اوراق بهادار، گزارشگري مالي را مهمترين منبع اطلاعاتي سرمايهگذاران ميدانند. به همين دليل يكي از اهداف حسابداري و تهيه صورتهاي مالي فراهم كردن اطلاعات به منظور تسهيل تصميمگيري است.
بر اين اساس اطلاعات حسابداري بايستي سرمايهگذاران را جهت پيشبيني رويدادهاي آتي ياري دهد. سرمايهگذاران اغلب به دنبال به حداكثر رساندن بازده سرمايهگذاري خود هستند. جهت اين امر تشخيص اين كه سهام چه زماني خريداري شده، تا كي نگهداري و چه زماني فروخته شود آنها را قادر به تأمين هدف به حداكثر رساندن منافع حاصل از سرمايهگذاريهاي خود مينمايد.
بدين علّت موضوع بررسي رابطه بين خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غير عادي سهام شركتها در دو مقطع زماني انتخاب گرديد تا از طريق بررسي تجربي و انجام آزمونهاي علمي بر روي اطلاعات وقوع يافته طي سالهاي متمادي در بورس اوراق بهادار تهران راهكارهاي مفيدي در امر تصميمگيري خريد و فروش سهام به سرمايهگذران در بورس اوراق بهادار تهران ارائه شود. همچنين اين تحقيق در راستاي كمك به تصميمگيرندگان و مديران مالي براي پيشبيني سود در بودجه سال مالي و مقايسه ميزان تحقق سود واقعي و پيشبيني شده در پايان سال مالي و نهايتاً اعمال تعديلات لازم ميباشد.
6 ـ 1 اهداف تحقيقنظر به اين كه مديران، تحليلگران و سرمايهگذاران بيشترين توجه خود را به سود گزارش شده شركتها اختصاص دادهاند به نحوي كه از آن براي ارزيابي عملكرد شركت استفاده ميكنند و هم چنين با توجه به اين كه تصميمگيري در مورد خريد، نگهداري يا فروش سهام براي سرمايهگذران از اهم امور تلّقي ميگردد و گذشته از ديگر شواهد و اطلاعات، توان پيشبيني نرخ بازده سهام در اخذ چنین تصميماتي بسيار تأثيرگذار ميباشد، هدف از اين تحقيق بررسي رابطه بين خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غير عادي سهام شركتها در دو مقطع زماني ميباشد.
امیدواریم نتايج اين تحقيق بتواند به عنوان ابزار و معياري جهت سنجش ميزان دقت پيشبيني سود شركتها مورد استفاده قرار گيرد و سرمايهگذران نيز بتوانند تصميمات بهينهاي اتخاذ كنند.
مدل تحقيق و شيوه اندازهگيري متغيرها
مدل پژوهش حاضر به صورت زير ارائه ميگردد. در مدل ارائه شده تمام متغیرها به صورت سالانه محاسبه می گردد :
(1 ـ 1)
ABRt = α 0 + α 1 FEit + α 2 SIZeit + α 3 Flit + α 4 ROAit + α5 LARit + α6 CFoit + α7 Li /EQ + α8 I it + α9 ( DPS/ EPS ) it + E it
كه در آن:
ABRt : بازده غير عادي سهام شركت i در زمان t (متغير وابسته)
FEit : خطاي برآورد سود هر سهم شركت i در زمان t (متغير مستقل)
SIZe : اندازه شركت (متغير كنترل)
Fl : درجه اهرم مالي (متغير كنترل)
ROA : بازده دارايي (متغير كنترل)
LAR :بازده داراييهاي ثابت (متغير كنترل)
CFo : وجوه نقد عملياتي (متغير كنترل)
Li / EQ : نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام (متغير كنترل)
I : هزينه بهره (متغير كنترل)
DPS/ EPS : توزيع سود نقدي (متغير كنترل)
E : خطاي برآورد
α 0 : عرض از مبدأ رگرسيون
α 1 تا α 9 : برآورد كننده شيب خط رگرسيون
كه شيوه محاسبه هر يك از متغيرها به شرح زير است:
بازده غيرعادي
بازده غير عادي برابر است با تفاوت بين نرخ بازده شركت و بازده بازار، براي تعيين بازده غيرعادي از مدل تعديل شده بازار (مدل ساده بازار) استفاده ميشود (ايزدي نيا، 1382 ، ص 116).
ABRit = Rit – Rmt
(2-1)
كه:
Rit : نرخ بازده سالانه سهام i در زمان t
Rmt : نرخ بازده سالانه بازار در زمان t
نرخ بازده سالانه سهام:
نرخ بازده سهام براي شركتهاي نمونه به صورت زير محاسبه ميشود:
(3 ـ 1)
Rit=Pit+Dit-Pi0Pi0×100كه:
Pit : قيمت سهام i در انتهاي زمان t
Pio : قيمت سهام i در ابتداي زمان t
Dit : سود سهام پرداختي توسط شركت i در زمان t
نرخ بازده سالانه بازار:
در اين تحقيق نرخ بازده بازار بر اساس شاخص كل بورس سهام محاسبه خواهد شد.
(4 ـ 1)
Rmt=Imt-Im0Im0كه:
Imt : شاخص كل بورس در پايان زمان t
Imo : شاخص كل بورس در ابتداي زمان t
خطاي پيشبيني سود هر سهم
براي اندازهگيري خطاي پيشبيني سود هر سهم از شاخص زير استفاده ميشود:
(5 ـ 1)
FE=At-FtFt×100كه:
At : سود واقعي شركت در زمان t
Ft: سود پيشبيني شده شركت در زمان t
همچنين شيوه اندازهگيري متغيرهاي كنترل در جدول زير ارائه شده است:
جدول (2 ـ 1) شيوه اندازهگيري متغيرهاي كنترلعنوان متغير شيوه اندازهگيری
اندازه شركت (قيمت بازار سهام × تعداد سهام) LOG
درجه اهرم مالي كل بدهي ها
كل دارايي ها
بازده دارايي سود وزیان پس از کسر مالیات
كل دارایی ها
بازده داراييهاي ثابت جمع درآمدها
خالص دارایی های ثابت
وجوه نقد عملياتي وجوه نقد عملياتي
تعداد سهام
نسبت بدهي به حقوق صاحبات سهام () كل بدهي
حقوق صاحبان سهام
هزينه بهره هزينه بهره
تعداد سهام
توزيع سود نقدي سود نقدي تقسيم شده
سود هر سهم
7ـ 1 حدود مطالعاتیقلمرو تحقيق چارچوبي را فراهم ميكند تا مطالعات و آزمون محقق در طي آن قلمرو خاص انجام پذيرد و داراي اعتبار بيشتر باشد.
1-7-1قلمرو مكاني تحقيقجامعه آماري مورد مطالعه كليه شركتهاي تازه پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با در نظر گرفتن معيارهاي ذكر شده ميباشد.
2-7-1قلمرو زماني تحقيقدوره زماني اين پژوهش با توجه به در دسترس بودن اطلاعات مربوط به متغيرهاي تحقيق و محدوديتهاي هزينه و زمان، 6 ساله و از ابتداي سال 1382 تا انتهاي 1387 ميباشد.
3-7-1قلمرو موضوعي تحقيقدر اين پژوهش، بررسي رابطه بين خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي سهام مربوط به شركتهاي جديدالورود در بورس اوراق بهادار تهران در دو مقطع زماني مورد كنكاش قرار ميگيرد.
8 ـ 1 فرضيه هاي تحقيقبا توجه به اهداف تحقيق، سؤالات اساسي پژوهش و هم چنين چارچوب نظري تحقيق فرضيّات زير تدوين و ارائه ميگردد تا پس از جمع آوري اطلاعات، آنها را براي تأييد يا رد مورد آزمون قرار دهيم:
فرضيات اصلي:
بين خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي سهام در سال ورود به بازارسرمایه رابطه وجود دارد.
بين خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي سهام شركت پس از يك سال از ورود به بازارسرمایه رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعي:
نوع صنعت بر رابطه بين خطاي پيشبيني سود هر سهم و بازده غيرعادي سهام تأثير ميگذارد.
9 ـ 1 ـ تعريف واژهها و اصطلاحات
بازارسرمایه
بازار سرمایه ، بازاری برای دارایی هایی با سر رسید بیش از یک سال (ابزار مالی بلند مدت)محسوب می گردد . از طریق انتشار اوراق بهادار توسط واحدهای متقاضی سرمایه که دارای فرصت های سرمایه گذاری مناسب تر و نیازمند به تامین مالی بلند مدت می باشند ، پس اندازهای افراد به سرمایه گذاری تبدیل می گردد. در بازار سرمایه عرضه و تقاضای سرمایه ، نرخ بازدهی سرمایه را مشخص می کند (راعی و تلنگی ، 1387،ص44-42 ).
عرضه عمومی اولیه
در بازارهای اولیه، اوراق انتشار یافته توسط شرکتها برای اولین بار عرضه گشته و بدین ترتیب داراییهای مالی شرکت یا منابع مالی بلند مدت مبادله و تشکیل سرمایه صورت می گیرد (راعی و تلنگی، 1387،ص 42).
بازده سهام:
بازده در فرآيند سرمايهگذاري نيروي محركي است كه ايجاد انگيزه ميكند و پاداشي براي سرمايهگذاران محسوب ميشود. بازده ناشي از سرمايهگذاري براي سرمايهگذران حائز اهميت است، براي اين كه تمامي بازي سرمايهگذاري به منظور كسب بازده صورت ميگيرد. يك ارزيابي از بازده
تنها راه منطقي (قبل از ارزيابي ريسك) است كه سرمايهگذران ميتوانند براي مقايسه سرمايهگذاريهاي جايگزين و متفاوت از هم انجام دهند. براي درك بهتر عملكرد سرمايهگذاري، اندازهگيري بازده واقعي لازم است.
مخصوصاً اين كه بررسي بازده به گذشته در تخمين و پيشبيني بازدههاي آتي نقش زيادي دارد (شباهنگ، 1375، ص 4).
بازده غيرعادي:
از تفاوت بازده واقعي سهام و بازده مورد انتظار يا بازده كل بازار محاسبه ميشود (پارساییان ، 1385 ، ص227).
بازده واقعي (تحقق يافته):
بازدهي است كه واقع شده يا بازدهي است كه كسب شده و به وقوع پيوسته است (راعي و سعيدي، ص 118) .
يكي از روشهاي متداول در محاسبه نرخ بازده واقعي روش اضافه ارزش است كه علاوه بر تغييرات قيمت سهام، سود دريافتي در طي سال را مد نظر قرار ميدهد (دواني، 1381، ص 57)
بازده مورد انتظار :
بازده مورد انتظار بازدهي است كه سرمايهگذران انتظار دستيابي به آن را براي اين كه احساس كنند به اندازه كافي پاداش دريافت نمودهاند، دارند (رهنماي رودپشتي و ديگران، 1386،ص 10).
خطاي پيشبيني سود:
به عنوان تفاوت بين سود واقعي كسب شده و سود پيشبيني شده (مورد انتظار) تعريف ميشود (كوتاري، 2001، ص 11).
نوع صنعت:
عبارتست از گروه صنعتي كه شركت با توجه فعاليّتش در آن گروه طبقهبندي ميشود. به بيان ديگر صنعت عبارتست از گروه شركتهايي كه محصولات آنها جايگزين نزديكي براي هم هستند.
فصل دوممروری بر ادبيات تحقيق
1-2 مقدمه
سرمايهگذاري يكي از عوامل مهم توسعه در قرن حاضر است. سرمايهگذاري نيازمند برنامهريزي است. برنامهريزي، امكان بهرهبرداري مناسب از فرصتهاي موجود را فراهم ميآورد. براي افزايش اثر بخشي برنامهريزي بايد توانايي پيشبيني صحيح و مستمر را بهبود بخشيد. پيشبيني عنصر كليدي در تصميمگيريهاي اقتصادي است.
سرمايهگذاران، اعتباردهندگان، مديريت و ساير اشخاص در تصميمگيريهاي اقتصادي متكي به پيشبيني و انتظارات هستند. همچنين توجه به بودجه سالانه شركت، پيشبيني توليد، فروش و سود هر سهم آن و كنترل بودجه در گزارشهاي ميان دورهاي و ميزان تحقق پيشبينيها، در تغييرات قيمت سهام تأثير بسزايي دارد. شايد بتوان مهمترين عامل تأثيرگذار بر قيمت سهام را در پيشبيني سود هر سهم جستجو كرد. مهمترين منبع اطلاعاتي سرمايهگذاران، اعتباردهندگان و ساير استفادهكنندگان از اطلاعات شركتها پيشبينيهاي سود ارائه شده توسط آنها در فواصل زماني معين است.
در مطالعات بال وبراون ،1968، و فاستر ،1977، پيرامون محتواي اطلاعاتي سود سالانه و فصلي و واكنش بازار اوراق بهادار به اعلام سود حسابداري، مشخص شد كه شركتهايي با اخبار خوب (افزايش غير منتظره سود) داراي بازده غير منتظره مثبت و شركتهايي با اخبار بد (كاهش غير منتظره سود) داراي بازده غير منتظره منفي هستند.
در اين فصل بر مبناي چارچوب نظري اشاره شده در فصل گذشته، به مرور ادبيات تحقيق و هم چنين مطالعات انجام گرفته پيرامون موضوع تحقيق در خارج و داخل ايران خواهيم پرداخت.
2 ـ 2 بازار ماليبازار مالي، بازار رسمي و سازمان يافتهاي است كه در آن انتقال وجوه از افراد و واحدهايي كه با مازاد منابع مالي مواجه هستند به افراد و واحدهاي متقاضي وجوه (منابع) صورت ميگيرد. بديهي است كه در اين بازارها اكثريت وام دهندگان را خانوارها و اكثريت متقاضيان وجوه را بنگاههاي اقتصادي و دولت تشكيل ميدهند (راعي و تلنگي، 1387، ص6)1.
بازار مالي، امكانات لازم را براي انتقال پسانداز از اشخاص حقيقي و حقوقي به ساير اشخاصي كه فرصتهاي سرمايهگذاري مولد در اختيار دارند و نيازمند منابع مالي هستند، فراهم ميكند. انتقال وجوه مزبور تقريباً در كليه موارد به ايجاد دارايي مالي منتج ميشود، كه در واقع ادعايي است نسبت به در آمدهاي آتي داراييهاي شخصي (حقوقي) كه اوراق بهادار را صادر و منتشر كرده است (شباهنگ، 1375، ص 13)1.
1 ـ 2 ـ 2 طبقه بندي بازارهاي ماليبازارهاي مالي بر حسب حق مالي، سررسيد حق مالي، مرحله انتشار، واگذاري فوري، ساختار سازماني خارجي و داخلي طبقهبندي ميگردد. بازار مالي بر حسب سررسيد حق مالي به دو نوع بازار پول و بازار سرمايه تقسيم ميشود.
1 ـ 1 ـ 2 ـ 2 بازار پولبازار پول، بازاري براي ابزار بدهي كوتاه مدت ميباشد. در بازار پول، مازاد نقدينگي افراد و واحدهاي اقتصادي، از طريق پسانداز يا سپردههاي بانكي، در اختيار واحدهاي اقتصادي قرار ميگيرد. در بازار پول، از عرضه و تقاضاي پول، نرخ بهره تعيين ميشود.
2 ـ 1 ـ 2 ـ 2 بازار سرمايهبازار سرمايه، بازاري براي دارايي مالي با سر رسيد بيش از يك سال (ابزار مالي بلند مدت) محسوب ميگردد و از طريق انتشار اوراق بهادار توسط واحدهاي متقاضي سرمايه كه داراي فرصتهاي سرمايهگذاري مناسبتر و نيازمند به تأمين مالي بلند مدت ميباشند، پس اندازهاي افراد به سرمايهگذاري تبديل ميگردد. در بازار سرمايه عرضه و تقاضاي سرمايه، نرخ بازدهي سرمايه را مشخص ميكند. بازارهاي سرمايه به دو بخش اصلي تقسيمبندي ميگردند: بازار اوّليّه و بازار ثانويّه. در بازارهاي اوّليّه، اوراق بهادار انتشار يافته توسط شركتها براي اولين بار عرضه گشته و بدين ترتيب داراييهاي مالي شركت با منابع مالي بلند مدت مبادله و تشكيل سرمايه صورت ميگيرد. در بازارهاي ثانويه، اوراق بهاداري كه در قبل به بازار عرضه شدهاند، مبادله ميشوند (عبده تبريزي، 1376،ص 18)2.
3 ـ 2 سودمندي محتواي اطلاعاتي سود و واكنش بازار سرمايهبراساس تحقيقات تجربي صورت گرفته به نظر ميرسد اطلاعات حسابداري براي سرمايه گذاران جهت برآورد ارزش مورد انتظار و ريسك بازده اوراق مفيد و سودمند است. فقط كافي است در نظر داشته باشيم اگر اطلاعات حسابداري محتوا و بار اطلاعاتي نداشت هيچگونه بازنگري در پيشبينيها در اثر دريافت آنها وجود نخواهد داشت و بنابراين باعث تصميمات خريد و فروش نخواهد شد و بدون تصميمات خريد يا فروش هيچ گونه تغييري در حجم معاملات و قيمت وجود نخواهد داشت. اطلاعات در حد خودشان مفيدند اگر باعث تغيير عقايد و رفتارهاي سرمايهگذاران شوند، به علاوه ميزان و درجه مفيد بودن ميتواند به وسيله وسعت و اندازه تغييرات حجم و قيمت به دنبال انتشار اطلاعات اندازهگيري شوند (محمدي، 1389، ص 16)1.
نتايج مطالعه ارتباط بين سود، نرخ بازده غير عادي و حجم فعاليت كه از سوي بال و براون انجام گرفت اين بود كه بين سود و بازده غيرعادي رابطه معناداري وجود دارد و سود اطلاعاتي را به بازار سهام منتقل ميكند. از طرفي سود ميتواند عاملي در تعيين قيمت سهام باشد، زيرا بر اساس فرضيه بازار كارا، اطلاعات ممكن است از منابع ديگر كسب شوند و تأثير لازم را بر قيمت سهام بگذارند. اگر چه از ديدگاه محتواي اطلاعاتي، مفهوم سود سودمندي فعاليّت حسابداري را توصيف ميكند، امّا از ديدگاه معيار اندازهگيري بنيادي ارزش سهام، كماكان مورد ترديد است. بر اساس مفروضات بازار كاراي سرمايه كه پژوهشهاي تجربي نيز مؤيد آن است، سود حسابداري داراي محتواي اطلاعاتي است (خالقي مقدم، 1377،ص99)2.
بنابراين انتظار ميرود در مورد شركتهاي جديدالورود به بورس سودهاي پيشبيني شده همراه با محتواي اطلاعاتي باشد. معمولاً اطلاعات صورتهاي مالي به صورت خالص به پيشبينيهاي زير در مورد رفتار سرمايهگذاران به خصوص واكنش به اطلاعات صورتهاي مالي محدود ميشود. (نوروزبيگي، 1386، ص 175)3.
سرمايهگذاران درباره بازده مورد انتظار و ريسك داراي باورهاي پيشين هستند. اين باورهاي پيشين بر پايه اطلاعاتي قرار دارد كه در دسترس همگان است تا اين كه سود جاري شركت اعلام شود (كه سرمايهگذاران در باورهاي خود تجديد نظر خواهند كرد.). حتي اگر اين باورها بر پايه اطلاعاتي قرار داشته باشد كه در دسترس همگان است، هيچ الزامي وجود ندارد كه باورهاي پيشين همانند باشند، زيرا سرمايهگذاران در برابراطلاعاتي كه كسب ميكنند و نيز از نظر توانايي تفسير متفاوتند.
هم چنين امكان دارد اين باورهاي پيشين شامل انتظاراتي باشد كه درباره قدرت سودآوري آينده و كنوني شركت نظير بازده آينده اوراق بهادار، تا حدودي به سودآوري آن بستگي دارد.
پس از اعلام سود خالص سال جاري، برخي از سرمايهگذاران در صدد برميآيند اطلاعات بيشتري بدست آورند و اين از طريق تجزيه و تحليل عدد متعلق به سود ميّسر خواهد شد. براي مثال اگر سود خالص بالا برود يا از مقدار مورد انتظار بيشتر باشد اين ميتواند به عنوان خبر خوبي به حساب آيد.
اگر وضع بدين گونه باشد سرمايهگذاران با استفاده از نظر بيز در باورهايي كه درباره بازده و قدرت سودآوري آينده شركت دارند تجديد نظر خواهند كرد. برخي از سرمايهگذاران (كساني كه در مورد سود خالص جاري انتظارات بالاتري داشتند) احتمالاً همين عدد سود خالص را به عنوان يك خبر بد تفسير خواهند نمود.
سرمايهگذاراني كه در باورهاي خود نسبت به سودآوري آينده و بالا رفتن بازده شركت تجديد نظر كردهاند تمايل بيشتري نشان ميدهند تا تعداد بيشتري سهم شركت را به قيمت كنوني بازار خريداري كنند و كساني كه در بازار در باورهاي خود در جهت عكس تجديد نظر كردهاند عمل عكس گروه دوّم را انجام خواهند داد. ارزيابي سرمايهگذاران در مورد ريسك اين سهام مورد تجديد نظر آنان قرار خواهد گرفت.
ما انتظار داريم پس از اعلام سود خالص شاهد اين موضوع باشيم كه معامله بر روي سهام شركت افزايش يابد. گذشته از اين، هر قدر تفاوت در باورهاي پيشين سرمايهگذاران و تفسيرهايي را كه بر اساس اطلاعات مالي كنوني انجام ميدهند، بيشتر باشند، حجم اين معاملات بيشتر خواهد شد. اگر سرمايهگذاران سود خالص گزارش شده را به عنوان خبر خوب تفسير كنند (و در نتيجه بر انتظاراتي كه درباره بازده و سوددهي آينده شركت دارند بيفزايند) كساني را تحت الشعاع قرار خواهند داد كه اعلام سود خالص را به عنوان خبر بد تفسير ميكنند. در چنين شرايطي ما انتظار داريم شاهد افزايش قيمت سهام شركت باشيم. بنابراين سود به عنوان يكي از اطلاعاتي است كه تغييرات قيمت سهام را موجب ميشود. بازده سهام شامل سود تقسيمي و قيمت سهام است در نتيجه هر عاملي ثروت سهامداران را افزايش خواهد داد كه سبب افزايش قيمت سهام واحد تجاري شود، از اين رو سود همواره مورد توجه سرمايهگذاران است.
4 ـ 2 پژوهش بال وبراونبال وبراون در سال 1968 تحقيق تجربي و سنتي در زمينه حسابداري را در بازارهاي سرمايه آغاز كردند و اين روش تحقيق تا به امروز ادامه دارد. نخست آنها ميخواستند شواهد علمي متقاعد كنندهاي را ارائه نمايند كه بازده سهام شركتها در برابر محتواي اطلاعاتي صورتهاي مالي واكنش نشان ميدهد. اين نوع تحقيق را تحقيق موردي مينامند.
زيرا در اين تحقيق درباره واكنش بازار اوراق بهادار نسبت به انتشار سود خالص بود. تحقيق بال وبراون از اين نظر ارزشمند است كه داراي يك روش اصولي يا زير بنايي است و ميتوان آن را گسترش داد (خوش طينت، 1385، ص 9)1.
بال و براون 261 شركت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار نيويورك را به عنوان نمونه براي مدت 10 سال (1965 ـ 1956) مورد مطالعه قرار دادند. آنها توجه خود را معطوف به محتواي اطلاعاتي سود خالص نمودند و به ساير اطلاعات ناشي از اجزاي تشكيل دهنده صورتهاي مالي مانند قدرت نقدينگي و ساختار سرمايه توجه نكردند (همان منبع، ص 10)2.
آنها بازده بازار مربوط به سهام شركتهاي نمونه را زماني كه نزديك اعلام سود خالص بود مورد ارزيابي قرار دادند. اين كار براساس روش محاسبه بازده غيرعادي انجام شد. ميانگين بازده غيرعادي بازار سهام در ماهي كه خبر سود خالص اعلام شد. بسيار مثبت بود و بالعكس، ميانگين بازده غيرعادي در مورد خبر بد مربوط به سود خالص متعلّق به شركتهاي موجود در نمونه بسيار منفي بود. اين نتيجه مؤيد اين ميباشد كه بازار در برابر خبر خوب يا بد مربوط به سود خالص واكنش نشان ميدهد (همان منبع، ص 11)3.
5 ـ 2 مفاهيم سود در حسابداريسود يكي از اقلام مهم و اصلي صورتهاي مالي است كه در نوشتههاي مختلف كاربردهاي متفاوت دارد. معمولاً سود به عنوان مبنايي براي محاسبه ماليات، عاملي براي تدوين سياست پرداخت سود تقسيمي، راهنمايي براي سرمايهگذاران و تصميمگيري و عاملي براي پيشبيني در نظر گرفته ميشود.
يكي از كاربردهاي اصلي سود، استفاده از آن به عنوان ابزاري براي پيشبيني است كه افراد را در امر پيشبيني سودها و رويدادهاي اقتصادي آينده ياري ميكند. در واقع ثابت شده است كه براي پيشبيني مقادير هر نوع سود ميتوان از مقادير سود در گذشته استفاده كرد.
نتيجه تحقيقات نشان ميدهد كه براي پيشبيني سود آينده، سود عادي يا جاري نسبت به سود خالص برتري دارد. سود شامل نتيجههاي «عملياتي يا سود عادي» و نتيجههاي «غير عملياتي يا سود و زيان غير عملياتي ناشي از رويدادهاي غير مترقبه» ميشود كه مجموع آنها برابر است با سود خالص (بلكوئي، 1381،ص 524).
مفهوم سود حسابداري در بيانيه شماره يك هيأت استانداردهاي حسابداري مالي فرض شده كه سود حسابداري معيار خوبي براي ارزيابي عملكرد واحد تجاري است و ميتواند براي پيشبيني گردش آتي نقدي مورد استفاده قرار گيرد. ديگر صاحبنظران فرض ميكنند كه سود حسابداري از لحاظ كلي، اطلاعاتي مربوط در مدلهاي تصميمگيري سرمايهگذاران و اعتباردهندگان محسوب ميشود. امّا اعتبار اين فرضيات از طريق تحقيقات مشاهدهاي تأييد نشده است.
برخي ديگر از پژوهشگران حسابداري اظهار داشتهاند كه استفادهكنندگان از گزارشهاي سود بايد توجه داشته باشند كه تنها در صورتي سود حسابداري قابل درك و استفاده است كه نحوه اندازهگيري و قواعد عملياتي مربوط به آن نيز روشن باشد (شباهنگ، 1387، ص100).
تجزيه و تحليل دقيق از مفاهيم و اهداف سود ويژه به روشني بيان ميكند كه يك مفهوم واحد شايد به خوبي نتواند منظور خاصي را جوابگو باشد و نميتواند براي كليّه اهداف كافي باشد بنابراين، براي ارائه سود دو ديدگاه وجود دارد كه عبارتست از:
مفهوم واحد سود به نحوي كه در برگيرنده اكثر اهداف باشد.
چندين رقم سود خالص به وضوح مشخص گردد تا دو رقم بتواند منظور خاص را تأمين كند.
هر دو ديدگاه داراي مشكلات مربوط به خود است، هدف اصلي گزارشگري سود تهيه اطلاعات مفيد براي افراد نيازمند به گزارشگري مالي است. امّا براي درك بهتر، بايد اهداف به طور مشخص بيان شود (پارساییان، 1385، ص390).
شايد بتوان گفت كه سود يكي از مفاهيمي است كه حسابداري از اقتصاد به عاريت گرفته است. اگر چه از ديدگاه اطلاعاتي، مفهوم سود، بيشتر فعّاليّتهاي حسابداري را توصيف ميكند امّا از لحاظ ملاك اندازهگيري بنيادي كماكان مورد ترديد است. بر اساس مفروضات بازار كالاي سرمايه، تحقيقات علمي نيز مؤيد اين ديدگاه است كه سود حسابداري محتواي اطلاعاتي دارد (اسماعيلي، 1385، ص 27).
مك نيل (1939) در بخشي پيرامون سود واقعي مينويسد: «در حسابداري يك تعريف درست از سود وجود دارد و آن اين است كه سود، افزايش در ثروت خالص و زيان، كاهش در ثروت خالص است.»
اين تعريف اگر چه تعريف يك اقتصاددان ميباشد، امّا مختصر، مفيد، عيني و به صورت رياضي هم قابل ارائه ميباشد و بايد گفت اين يك ايدهآل دست نيافتني نيست.
6 ـ 2 تاريخچه پيشبيني سودسرمايهگذاران عمده به اطلاعات زيادي دسترسي داشته و حتّي انتظار دارند اطلاعاتي را دريافت كنند كه سرمايهگذاران جزء به آن دسترسي ندارند. سرمايهگذاران جزء بايد به كارگزاران متكي باشند. كميسيون بورس اوراق بهادار آمريكا جهت رفاه حال سرمايهگذاران جزء، پيوسته شركتها را به افشاي بيشتر اطلاعات تشويق ميكند.
در اوايل سال 1973، كميسيون بورس اوراق بهادار اعلام كرد كه براي اولين بار به شركتهاي پذيرفته شده در بورس، اجازه افشاي پيشبينيهاي سود داده شود. پيشنهاد بعدي در سال 1975 مطرح شد. در اين طرح، شركتها ملزم به انتشار اطلاعات پيشبيني همراه با گزارشهاي مالي شدند. اين الزامات سبب ميشود اطلاعات مديريت تقريباً برابر با اطلاعاتي باشد كه عموم در اختيار دارند.
در آوريل سال 1976، پيشنهاد كميسيون بورس اوراق بهادار به دليل مخالفت زياد، برداشته شد. در نبود افشاي پيشبيني سود توسط مديريت، سرمايهگذاران جزء همواره به تحليلگران حرفهاي اتكا ميكنند.
بورس اوراق بهادار تهران، مهمترين و اصليترين مركز مبادلات سرمايهاي تلقّي ميشود كه در سال 1345 تأسيس شده است. مطابق قانون، كارگزار موظف است اين اطلاعات را به سازمان ارائه دهد:
الف) گزارشها و صورتهاي مالي سالانه حسابرسي شده و خلاصه صورت سالانه فعاليّت كارگزار كه حداكثر چهار ماه پس از پايان سال مالي به تأييد حسابرس معتمد بورس رسيده است.
ب) هر گونه تغيير در شرايط اعلام شده به سازمان به منظور دريافت مجوز.
ج) ساير مدارك و اطلاعات مورد در خواست سازمان و كليّه گزارشهاي مذكور در آيين نامههاي مصوب در چارچوب قوانين مربوط.
اين روند تا سال 1357 ادامه داشت و پس از آن تا سال 1370 عملاً بورس به حالت تعليق در آمده بود. بين سالهاي 1370 تا 1375 آمارهاي توليد و فروش هر ماهه، پيشبيني خريد و فروش سالانه و آمار توليد و فروش واقعي سال قبل به عنوان مبنايي جهت قيمتگذاري و هم چنين اطلاعاتي سودمند براي تصميمگيري سرمايهگذاران تلقي ميشد.
بورس اوراق بهادار تهران در سال 1376 طبق بخشنامهاي علاوه بر اطلاعات پيش گفته، شركتها را ملزم به ارائه سود هر سهم واقعي سه ماهه و سود هر سهم برآوردي سالانه كرد.
بورس اوراق بهادار تهران در سال 1379، با توجه به اهميت گزارشهاي مالي ميان دورهاي در تصميمگيري استفاده كنندگان، به منظور قانونمند كردن روش گزارشدهي و افزايش قابليّت اتكا، شركتها را ملزم به ارائه اطلاعات ميان دورهاي شش ماهه بررسي شده در فرمهاي استاندارد كرد.
بديهي است با ارائه اطلاعات در اين قالب، ارسال آمار توليد و فروش ماهانه توسط شركتها منتفي شده ارائه اطلاعات در خصوص پيشبيني سود هر سهم، طبق رويه موجود باقي ماند.
بند چ از ماده 5 آيين نامه افشاي اطلاعات شركتهاي پذيرفته شده در بورس در سال 1381 شركتها را مكلّف به ارائه پيشبيني سود هر سهم در پايان هر سه ماه، حداكثر 20 روز بعد از پايان دوره سه ماهه است.
7 ـ 2 سود سهام پيشبيني شدههيأت استاندارد حسابداري مالي مديريت را موظف كرده است كه علاوه بر اعلام سود هر سهم، چشماندازي از دورنماي شركت را در قالب سود سهام پيشبيني شده در اختيار استفاده كنندگان قرار دهد. مديران موظفاند به اين وظيفه خود عمل كنند تا از اين طريق سرمايهگذار نسبت به موقعيت آينده شركت نيز اطلاعاتي در اختيار داشته باشد و تصميمگيري مناسبتري داشته باشد.
رويههاي حسابداري در محاسبات سود و زيان پيشبيني شده شامل شناساي مواردي چون در آمد، درآمد سرمايهگذاريها، هزينه استهلاك و هزينه مطالبات مشكوك الوصول است. در مورد نحوه شناسايي درآمد، درآمد در انطباق با استانداردهاي حسابداري به روش تعهدي محاسبه و در پيشبيني سود و زيان منظور ميشود. در زمان تصويب صورتهاي مالي توسط مجمع عمومي صاحبان سهام شركت سرمايهپذير (تا تاريخ تصويب صورتهاي مالي)، سود ساير سرمايهگذاريها اعم از جاري و بلند مدت در زمان تصويب توسط مجمع عمومي صاحبان سهام شركت سرمايهپذير (تا تاريخ ترازنامه) شناسايي ميشود. پس از تهيه، اين صورت مالي حسابرسي ميشود. حسابرسي اين صورتهاي مالي توسط حسابرس مستقل و طبق استانداردهاي حسابرسي انجام ميشود.
8 ـ 2 اهميت سود سهام پيشبيني شدهاهميت سود پيشبيني شده، به ميزان انحرافي كه با مقدار واقعي آن دارد بستگي دارد. هر چه ميزان اين انحراف كمتر باشد، پيشبيني از دقت بيشتري برخوردادر است. تحقيقات نشان ميدهد بازار براي برآورده شدن انتظارات ارزش قابل ملاحظهاي قائل است و نسبت به بر آورده نشدن آن نيز واكنش نشان ميدهد (ريز، 2007،ص158)
زماني كه سود هر سهم فراتر از انتظارات رود، بازار نسبت به آن ديد خوش بينانهاي دارد و آن را خبر خوب تلقي ميكند. زماني كه سود هر سهم پايينتر از پيشبيني آنها باشد، اعتبار شركت در برآوردن انتظارات كم ميشود (پين، 2008،ص148).
سهامداران جهت اتخاذ تصميمات صحيح و مناسب، نيازمند اطلاعاتي سودمند هستند. در ميان اطلاعات موجود، اطلاعات مربوط به سود هر سهم و سود سهام پيشبيني شده مقياسي است كه از نظر بسياري از استفاده كنندگان با اهميت و مربوط تلقي ميشود و آنها در تصميمات خود از آن استفاده ميكنند. پيشبيني سود هر سهم نقش مهمي در ارزيابي شركتها دارد. افراد به وسيله آن مقياسي براي ارزيابي عملكرد شركت ايجاد ميكنند. در حقيقت، اطلاعات مربوط به پيشبيني سود سهام شكل دهنده انتظارات بازار است (كرنل و لندسمن، 1989،ص205).
بسياري از مطالعات نشان دادهاند در مؤسساتي كه عملكرد ضعيفي دارند خطاهاي وسيعتري در سود پيشبيني شده آنها مشاهده ميشود (كوتاري، 2005،ص159). آنها به احتمال زياد در برآوردن سود پيشبيني شده خود با مشكل مواجه ميشوند.
اكثر شركتهاي سهامي سود سهام ساليانه را با دورانديشي و محتاطانه پيشبيني ميكنند تا در صورت عدم توان تحقق مبلغ اعلام شده باعث ايجاد طرز فكر منفي در سهامداران نشوند. عدم تحقق سود پيشبيني شده به معني ناتواني شركت در پوشش سود سهام پيشبيني شده است.
9 ـ 2 دقت پيشبيني سود در عرضه اوليه سهامبرخي از تحقيقات مربوط به پيشبيني سود، اثر اعلام سود پيشبيني شده را در عرضه اوليه سهام بررسي كردهاند. دليل اين امر اين است كه خريد سهام در عرضه اوليه سهام پر خطرتر از سرمايهگذاري در سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس ميباشد، زيرا اطلاعات در اولين عرضه سهام چندان گسترده نيست. به منظور كاهش عدم تقارن اطلاعاتي بين مديران و سرمايهگذاران بالقوه، شركتها بايد اطلاعات مورد نياز براي ارزيابي سهام را در اختيار سرمايهگذاران قرار دهند.
نمونهاي از اين تحقيقات، پژوهش فريت (1998) است كه دقت پيشبيني سود در عرضه اوليه سهام در بازار بورس سنگاپور را مورد بررسي قرار داد. در اين تحقيق 116 عرضه اوليه سهام در بورس سنگاپور طي سالهاي 1992 ـ 1977 مورد تحليل قرار گرفت. بر اساس شواهد به دست آمده، رابطه مثبتي بين پيشبيني سود مديران و ارزيابي سهام در عرضه اوليه آن ملاحظه شد.
لونكاني و فريت (2005) در مطالعهاي ديگر به بررسي دقت پيشبيني سود در عرضه اوليه سهام در بورس تايلند و رابطه آن با ارزيابي سهام طي سالهاي 1997 ـ 1991 پرداختند.
در تايلند، بخش عمده سرمايهگذاران را سرمايهگذاران جزء تشكيل ميدهد. با توجه به اين كه آنها توانايي نسبتاً كمي براي ارزيابي اطلاعات در مورد عرضه اوليه سهام دارند، اتكاي اصلي آنها براي تصميمگيري بر اطلاعات عمومي بازار ميباشد.
معيار اندازهگيري دقت پيشبيني، اشتباه (خطا) پيشبيني در نظر گرفته شد. نتايج نشان داد پيشبينيها به صورت خوشبينانه هستند يعني سود پيشبيني شده بيشتر از سود واقعي ميباشد. البته سود پيشبيني شده توسط مديران به طور معنيداري از پيشبيني سود با استفاده از مدل سري زمان دقيقتر است. بنابرين پيشبيني سود در اولين عرضه سهام داراي محتواي اطلاعاتي است.
10 ـ 2 روشهاي پيشبيني سودمروري بر پژوهشهاي انجام شده در حسابداري نشان ميدهد كه محققان حسابداري به موازات توسعه دانش آمار و معرفي تكنيكهاي جديد پيشبيني توسط دانشمندان آمار و رياضي به جامعه علمي، اين تكنيكها را در ادبيات پيشبيني حسابداري وارد نمودهاند. در اين بيان تكنيكهاي برونيابي كه مبتني بر استقراء ميباشند، حجم زيادي از تحقيقات مربوط به پيشبيني سود در حسابداري را به خود اختصاص داده است.
دو روش باكس ـ جنكينز از روشهاي مدل برونيابي و گام زدن تصادفي، پس از تحقيقات چندين ساله پژوهشگران حسابداري روشهاي مناسبي براي پيشبيني سود تشخيص داده شدهاند. اين دو روش بارها در تحقيقاتي كه در امريكا و انگليس صورت گرفت با دخالت دادن عوامل گوناگوني چون نوع صنعت، طول دوره، سود قبل از تقسيم بين سهامداران عادي و بعد از آن و … مقايسه شدهاند و هر بار نتايج متفاوتي را به دست دادهاند. علي رغم اين كه در اغلب موارد روش گام زدن تصادفي نتايج بهتري داشته است. محققان غربي و انديشمندان حسابداري بر انجام تحقيقات بيشتري اهتمام ورزيدهاند.
روشهاي باكس ـ جنكينز و گام زدن تصادفي ناشي از دو طرز تفكر در توجيه رفتار يك مجموعه از اعداد ميباشند.
اولي بر سريهاي زماني استوار است و مشاهدات را مرتبط با يكديگر ميداند در حالي كه روش دوم بر اساس فرآيندهاي تصادفي و استقلال مشاهدات بنيان شده است. يافتن اين موضوع كه رفتار ارقام گذشته سود را با كداميك از فرآيندهاي فوق ميتوان توجيه نمود گام مؤثري جهت يافتن مدل بهتري براي پيشبيني سود ميباشد (اسماعيلي، 1385،ص 31)1.
1 ـ 10 ـ 2 مدل باكس ـ جنكينزمدلهاي باكس ـ جنكينز رويكردي است كه امروزه به طور وسيع در محيطهاي اقتصادي و مديريتي از آن براي پيشبيني استفاده ميگردد. اين روش در دهه 1960 توسط پرفسور جرج باكس و پرفسور گيولي جنكينز به منظور تجزيه و تحليل سريهاي زماني توسعه يافت. اين دو معتقدن بودند كه پيشبيني در يك سري زماني نه تنها به گذشته دادههاي آن سري بازميگردد، بلكه ممكن است به گذشته سريهاي زماني مرتبط نيز مربوط شود.
اين روش عموماً در موارد زير به كار ميرود:
برنامهريزي توليد
برنامهريزي اقتصادي و تجاري
نظارت بر توليد و موجوديها
كنترل و بهينهسازي فرآيندهاي صنعتي
فرض بنيادي اين روش بر اين است كه مشاهدات مربوط به سريهاي زماني مستقل نبوده و به صورت متوالي به هم وابسته ميباشند و اين وابستگي بين دادههاي متوالي، در زمانهايي با فواصل مساوي اندازهگيري ميشود.
شيوه عمل در اين روش به اين صورت است كه مقادير آينده يك سري زماني را ز روي مقادير فعلي و گذشته آن برآورد ميكند و فرض ميشود كه مشاهدات در فواصل ناپيوسته از زمان با فاصلههاي مساوي در دسترس ميباشند. به عنوان مثال مقدار فروش در سال جاري و ماههاي قبل در اختيار بوده و با استفاده از آنها فروش براي زمانهاي مورد انتظار 12 و … 3 و 2 و 1 = t پيشبيني ميشود (همان منبع، 32)1.
2 ـ 10 ـ 2 مدل گام زدن تصادفيدر اين روش با استفاده از ارزش واقعي اطلاعات سال جاري، ارزش يك سال يا دو سال آينده پيشبيني ميشود. فرض اين روش بدينگونه است كه وضعيت كنوني با وضعيتها و وقايعي كه در آينده رخ خواهند داد در ارتباط هستند. اين مدل سود آتي مورد انتظار را تنها با اتكا بر جديدترين مشاهدات تخمين ميزند. از اين مدل براي تشريح سري زماني قيمت سهام، نرخ رشد سود و فروش استفاده ميشود.
فرمول گام زدن تصادفي عبارت است از:
(1 ـ 2)

–345

دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اراک
دانشکده مدیریت گروه حسابداري
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
گرايش: حسابداري
عنوان:
تحليلي بر عوامل مرتبط با تغييرات سود تقسيمي و تغييرات سود آتي در بازار سرمايه ايران
استاد راهنما :
دکتر مجيد زنجيردار
استاد مشاور:
آقاي مجيد داود آبادي
نگارش:
محمد تقي اميري
پاييز 1389
2412274-126819
Islamic Azad University
Arak Branch
Faculty of Management-Department of Accuonting
((M.A)) Thesis
Subject:
———————————————————————————————————-
Thesis Advisor:
—————— Ph.D.
Consulted by:
———————— Ph.D.
by:
———————-
Summer 2010
سپاسگزاری:
سپاس ايزد منان را كه توفيق فراگيري علم را برمن عطا فرمود و مرا در كوران مشكلات و سختي‌ها ياري نمود، تا اين رساله را با موفقيت به پايان برسانم.
در طول دوران تحصيلي و تهيه اين پايان نامه از راهنمايي ها و مساعدت‌‌هاي اساتيد و سروران عزيزي بهره ‌برده‌ام كه در اينجا لازم است از همه ايشان مراتب سپاس قلبي و تشكر خالصانه خود را داشته باشــــم.
از استادان ارجمند و مهربانم جناب آقای دکتر مجيد زنجيردار که مسئولیت استاد راهنمای این رساله را به عهده گرفتند و همچنین جناب آقای مجيد داود آبادي که مسئولیت استاد مشاور این رساله را عهده دار بودند وبا حوصله ی بسیار و باریک بینی ژرف مرا در این رساله یاری کردند صمیمانه تشکر مینمایم و برایشان توفیقات روز افزون در خدمات علمی و فرهنگی و آموزشی آرزو میکنم .
تقدیم به :

« پدر و مادر عزيزم كه توفيق خود را نتيجه راهنمايي‌ها ، زحمات، فداكاري ها و دعاي خير ايشان مي‌دانم و همچنين برادران و خواهرانم كه با صبر و حوصله مرا در تهيه و تنظيم اين رساله ياري دادند. باشد كه قطره‌اي از درياي بي‌كران محبت‌ هايشان را سپاس گفته ‌باشم. »
TOC f A h z t “Heading 1,مطالب” c چكيده: PAGEREF _Toc279571588 h 1مقدمه: PAGEREF _Toc279571589 h 2فصل اول: آليات تحقيق
1-1 مقدمه PAGEREF _Toc279571590 h 52-1 بيان مسئله: PAGEREF _Toc279571591 h 63-1 اهمیت و ضرورت موضوع تحقيق: PAGEREF _Toc279571592 h 84-1 اهداف تحقيق PAGEREF _Toc279571593 h 95-1 چارچوب نظري تحقيق PAGEREF _Toc279571594 h 106-1 مدل تحقيق و شيوه اندازه گيري متغيرها PAGEREF _Toc279571595 h 137-1 فرضيه‏هاي تحقیق: PAGEREF _Toc279571596 h 158-1 تعريف واژه هاي و اصطلاحات PAGEREF _Toc279571597 h 16فصل دوم: مروری بر ادبيات تحقيق
1-2- مقدمه PAGEREF _Toc279571598 h 192-2 مفهوم سود در سطح ساختار PAGEREF _Toc279571599 h 211-2-2 رویکرد معاملاتی در اندازه گیری سود PAGEREF _Toc279571600 h 212-2-2 رویکرد فعالیت در اندازه گیری سود PAGEREF _Toc279571601 h 223-2 مفاهیم سود در سطح معانی (ارتباط با واقعیت های اقتصادی) PAGEREF _Toc279571602 h 221-3-2 سود به عنوان معیار کارآیی PAGEREF _Toc279571603 h 222-3-2 سود حسابداری در مقایسه با سود اقتصادی PAGEREF _Toc279571604 h 234-2 مفاهیم سود در سطح عمل ( نحوه استفاده از آن توسط استفاده کنندگان) PAGEREF _Toc279571605 h 251-4-2 سود به عنوان وسیله ای برای پیش بینی PAGEREF _Toc279571606 h 252-4-2 رویکرد بازار سرمایه PAGEREF _Toc279571607 h 265-2 مفهوم سود جامع در گزارشهای مالی PAGEREF _Toc279571608 h 276-2 سود حسابداری PAGEREF _Toc279571609 h 277-2 سود و اهمیت آن به عنوان ابزار پیش بینی PAGEREF _Toc279571610 h 278-2 حلقه های ارتباطی سود و قیمت سهام PAGEREF _Toc279571611 h 281-8-2 ارتباط بین سود حسابداری آتی و سود حسابداری جاری PAGEREF _Toc279571612 h 289-2 پیش بینی سودهای آتی از روی سودهای جاری PAGEREF _Toc279571613 h 2910-2 ارتباط بین سود و قیمت سهام PAGEREF _Toc279571614 h 2911-2 سود خالص به عنوان عاملي براي پيش بيني وجوه نقد PAGEREF _Toc279571615 h 3012-2 ارائه اطلاعات مربوط به جريان نقدي و پيش بيني آن PAGEREF _Toc279571616 h 3113-2 پيش بيني جريان هاي نقدي آينده PAGEREF _Toc279571617 h 3214-2 معيارهاي ارزيابي عملکرد مالي شرکت ها PAGEREF _Toc279571618 h 342-14-2 معيارهاي اقتصادي ارزیابی عملکرد شرکت ها PAGEREF _Toc279571619 h 3915-2سود تقسیمی ((DPS PAGEREF _Toc279571620 h 4016-2 پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc279571621 h 71فصل سوم: روش اجرای تحقيق
1-3 مقدمه PAGEREF _Toc279571622 h 842-3 روش تحقيق PAGEREF _Toc279571623 h 843-3 جامعه مطالعاتي PAGEREF _Toc279571624 h 854-3 مدل تحقيق و شيوه اندازه گيري متغيرها PAGEREF _Toc279571625 h 855-3 نمونه و نمونه گیری PAGEREF _Toc279571626 h 886-3 قلمرو تحقيق PAGEREF _Toc279571627 h 897-3 روش و ابزار گردآوري اطلاعات PAGEREF _Toc279571628 h 898-3 روش تجزيه و تحليل اطلاعات PAGEREF _Toc279571629 h 901-8-3 تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون ساده خطی: PAGEREF _Toc279571630 h 909-3 روش تجزيه و تحليل داده ها PAGEREF _Toc279571631 h 9610-3 نرم افزار تحلیل آماری PAGEREF _Toc279571632 h 98فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها
1-4-‏ مقدمه‏: PAGEREF _Toc279571633 h 1002-4 شاخص های توصیفی متغیرها PAGEREF _Toc279571634 h 1003-4 روش آزمون فرضیه ها ي تحقيق PAGEREF _Toc279571635 h 1024-4 تجزيه و تحليل فرضیه هاي تحقيق PAGEREF _Toc279571636 h 1041-4-4 بررسي فرض نرمال بودن متغيرها: PAGEREF _Toc279571637 h 1042-4- 4 خلاصه تجزيه وتحليل ها به تفکيک هرفرضيه به شرح ذيل بيان می شود: PAGEREF _Toc279571638 h 1051-2-4-4 تجزيه و تحليل و آزمون فرضيه اصلی اول: PAGEREF _Toc279571639 h 1052-2-4-4 تجزيه و تحليل و آزمون فرضیه اصلی دوم PAGEREF _Toc279571640 h 1083-2-4-4 تجزيه و تحليل و آزمون فرضیه اصلی سوم PAGEREF _Toc279571641 h 112-2-4-4 تجزيه و تحليل و آزمون فرضيه سه متغیر اصلی PAGEREF _Toc279571642 h 168-2-4-4 تجزيه و تحليل و آزمون فرضيه سه متغیر اصلی و سه متغیرکمکی PAGEREF _Toc279571643 h 169فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات
1-5-مقدمه: PAGEREF _Toc279571644 h 1762-5- خلاصه تحقیق PAGEREF _Toc279571645 h 1763-5 نتايج آزمون فرضيه ها PAGEREF _Toc279571646 h 1771-3-5 نتايج فرضیه اصلی اول PAGEREF _Toc279571647 h 1771-1-3-5 نتايج فرضیه فرعي 1-1-1 PAGEREF _Toc279571648 h 1782-1-3-5 نتايج فرضیه فرعي 2-1-1 PAGEREF _Toc279571649 h 1783-1-3-5 نتايج فرضیه فرعي 1-2-1 PAGEREF _Toc279571650 h 1794-1-3-5 نتايج فرضیه فرعي 2-2-1 PAGEREF _Toc279571651 h 1795-1-3-5 نتايج فرضیه فرعي 1-3-1 PAGEREF _Toc279571652 h 1806-1-3-5 نتايج فرضیه فرعي 2-3-1 PAGEREF _Toc279571653 h 1802-3-5 نتايج فرضیه اصلی دوم PAGEREF _Toc279571654 h 1801-2-3-5 نتايج فرضیه فرعي 1-1-2 PAGEREF _Toc279571655 h 1812-2-3-5 نتايج فرضیه فرعي 2-1-2 PAGEREF _Toc279571656 h 1813-2-3-5 نتايج فرضیه فرعي 1-2-2 PAGEREF _Toc279571657 h 1824-2-3-5 نتايج فرضیه فرعي 2-2-2 PAGEREF _Toc279571658 h 1825-2-3-5 نتايج فرضیه فرعي 1-3-2 PAGEREF _Toc279571659 h 1836-2-3-5 نتايج فرضیه فرعي 2-3-2 PAGEREF _Toc279571660 h 1833-3-5 نتايج فرضیه اصلی سوم PAGEREF _Toc279571661 h 1831-3-3-5 نتايج فرضیه فرعي 1-1-3 PAGEREF _Toc279571662 h 1842-3-3-5 نتايج فرضیه فرعي 2-1-3 PAGEREF _Toc279571663 h 1843-3-3-5 نتايج فرضیه فرعي 1-2-3 PAGEREF _Toc279571664 h 1854-3-3-5 نتايج فرضیه فرعي 2-2-3 PAGEREF _Toc279571665 h 1855-3-3-5 نتايج فرضیه فرعي 1-3-3 PAGEREF _Toc279571666 h 1866-3-3-5 نتايج فرضیه فرعي 2-3-3 PAGEREF _Toc279571667 h 1864-3-5 نتايج سه متغيراصلي و متغير وابسته PAGEREF _Toc279571668 h 1875-3-5 نتايج سه متغيراصلي و سه متغيرمجازي با متغير وابسته PAGEREF _Toc279571669 h 1874-5 نتیجه گیری کلی تحقیق PAGEREF _Toc279571670 h 1885-5 پیشنهادها PAGEREF _Toc279571671 h 1891-5-5 پیشنهادهایی مبتنی بر یافته های فرضيات پژوهش PAGEREF _Toc279571672 h 1892-5-5 ساير پيشنهادها PAGEREF _Toc279571673 h 1913-5-5 پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی PAGEREF _Toc279571674 h 1916-5 محدودیت های تحقیق PAGEREF _Toc279571675 h 192پيوست ها
پيوست الف مربوط به نام شركت هاي نمونه آماري PAGEREF _Toc279571676 h 195منابع و ماخذ
منابع فارسي: PAGEREF _Toc279571677 h 201منابع لاتین: PAGEREF _Toc279571678 h 205منابع اینترنتی PAGEREF _Toc279571679 h 206
TOC f B h z t “Heading 2,جداول” c جدول (1- 1) تحقیقات انجام شده PAGEREF _Toc279563567 h 11جدول 1-2 مراحل محاسبه تا پرداخت سود سهام PAGEREF _Toc279563568 h 48جدول 1-4: شاخص های توصیف کننده متغیرها تحقيق، شاخص های مرکزی، شاخص های پراکندگی و شاخص های شکل توزیع (Statistics) PAGEREF _Toc279563569 h 101جدول 2-۴ آزمون کلموگروف – اسميرنوف K-S)) PAGEREF _Toc279563570 h 105جدول شماره (3-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغییرات سود آتی و تغییرات سود تقسیمی PAGEREF _Toc279563571 h 106جدول شماره (4-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563572 h 106جدول شماره (5-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563573 h 107جدول شماره (6-4) : آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون PAGEREF _Toc279563574 h 108جدول شماره (7-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده وآزمون دوربین- واتسون بین دو متغير تغییرات سودآتی و سودهرسهم PAGEREF _Toc279563575 h 109جدول شماره (8-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563576 h 110جدول شماره (9-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563577 h 110جدول شماره (10-4) : ارزش آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون PAGEREF _Toc279563578 h 111جدول شماره (11-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغييرات سودآتی و تغییرات سود هر سهم PAGEREF _Toc279563579 h 112جدول شماره (12-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563580 h 113جدول شماره (13-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563581 h 113جدول شماره (14-4) : آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون PAGEREF _Toc279563582 h 114جدول شماره (15-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که قابليت پیش بینی جریان های نقدی بالاتری دارند. PAGEREF _Toc279563583 h 115جدول شماره (16-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563584 h 116جدول شماره (17-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563585 h 117جدول شماره (19-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که قابليت پیش بینی جریان های نقدی پایین تری دارند. PAGEREF _Toc279563586 h 118جدول شماره (20-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563587 h 119جدول شماره (21-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563588 h 120جدول شماره (23-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که نسبت ارزش بازار به دفتری بالایی دارند. PAGEREF _Toc279563589 h 121جدول شماره (24-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563590 h 122جدول شماره (25-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563591 h 123جدول شماره (27-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که نسبت ارزش بازار به دفتری پایینی دارند. PAGEREF _Toc279563592 h 124جدول شماره (28-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563593 h 125جدول شماره (29-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563594 h 126جدول شماره (31-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که بازده حقوق صاحبان بالاتری دارند PAGEREF _Toc279563595 h 127جدول شماره (32-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563596 h 128جدول شماره (33-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563597 h 129جدول شماره (35-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که بازده حقوق صاحبان سهام پایینی دارند. PAGEREF _Toc279563598 h 130جدول شماره (36-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563599 h 131جدول شماره (37-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563600 h 131جدول شماره (39-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر سود هر سهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که قابليت پیش بینی جریان های نقدی بالاتری دارند. PAGEREF _Toc279563601 h 133جدول شماره (40-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563602 h 134جدول شماره (41-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563603 h 134جدول شماره (43-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر سود هر سهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که قابليت پیش بینی جریان های نقدی پایین تری دارند. PAGEREF _Toc279563604 h 136جدول شماره (44-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563605 h 137جدول شماره (45-4) : ضرایب معادله رگرسیون () PAGEREF _Toc279563606 h 137جدول شماره (46-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر سود هر سهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که نسبت ارزش بازار به دفتری بالایی دارند. PAGEREF _Toc279563607 h 139جدول شماره (47-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563608 h 140جدول شماره (48-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563609 h 140جدول شماره (50-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر سود هر سهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که نسبت ارزش بازار به دفتری پایینی دارند. PAGEREF _Toc279563610 h 142جدول شماره (51-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563611 h 143جدول شماره (52-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563612 h 143جدول شماره (54-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر سود هر سهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که بازده حقوق صاحبان سهام بالاتری دارند. PAGEREF _Toc279563613 h 145جدول شماره (55-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563614 h 146جدول شماره (56-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563615 h 146جدول شماره (58-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر سود هر سهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که بازده حقوق صاحبان سهام پایینی دارند. PAGEREF _Toc279563616 h 147جدول شماره (59-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563617 h 148جدول شماره (60-4) : ضرایب معادله رگرسیون PAGEREF _Toc279563618 h 149جدول شماره (62-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغييرات سود هر سهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که قابليت پیش بینی جریان های نقدی بالاتری دارند. PAGEREF _Toc279563619 h 150جدول شماره (63-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563620 h 151جدول شماره (64-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563621 h 152جدول شماره (66-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغييرات سود هر سهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که پیش بینی جریان های نقدی پایین تری دارند. PAGEREF _Toc279563622 h 153جدول شماره (67-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563623 h 154جدول شماره (68-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563624 h 155جدول شماره (70-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغييرات سود هر سهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که نسبت ارزش بازار به دفتری بالایی دارند. PAGEREF _Toc279563625 h 156جدول شماره (71-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563626 h 157جدول شماره (72-4) : ضرایب معادله رگرسیون PAGEREF _Toc279563627 h 158جدول شماره (74-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغييرات سود هر سهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که نسبت ارزش بازار به دفتری پایینی دارند. PAGEREF _Toc279563628 h 159جدول شماره (75-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563629 h 160جدول شماره (76-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563630 h 161جدول شماره (78-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغييرات سود هر سهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که بازده حقوق صاحبان سهام بالاتری دارند. PAGEREF _Toc279563631 h 162جدول شماره (79-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563632 h 163جدول شماره (80-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563633 h 164جدول شماره (82-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین دو متغیر تغييرات سود هر سهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که بازده حقوق صاحبان سهام پایینی دارند. PAGEREF _Toc279563634 h 165جدول شماره (83-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563635 h 166جدول شماره (84-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563636 h 166جدول شماره (86-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین سه متغیرمستقل تغييرات سود تقسيمي ،سودهر سهم،تغييرات سود هر سهم و تغییرات سود آتی به طور كلي PAGEREF _Toc279563637 h 168جدول شماره (87-4) : تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) PAGEREF _Toc279563638 h 168جدول 88-4. خلاصه يافته هاي رگرسيون چند گانه(متغيرهاي اصلي) به روش Enter PAGEREF _Toc279563639 h 168جدول شماره (89-4) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعديل شده و آزمون دوربین- واتسون بین سه متغیرمستقل تغييرات سود تقسيمي ،سودهر سهم،تغييرات سود هر سهم و سه متغير مجازي قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي،نسبت ارزش بازار به دفتري ، بازده حقوق صاحبان سهام با تغییرات سود آتی به طور كلي PAGEREF _Toc279563640 h 169جدول شماره (90-4) : ضرایب معادله رگرسیون (Coefficients) PAGEREF _Toc279563641 h 170جدول 91-4. خلاصه يافته هاي رگرسيون چند گانه(متغيرهاي اصلي و مجازي) به روش Enter PAGEREF _Toc279563642 h 170جدول 92-4. خلاصه یافته های حاصل از بررسی 12 فرضیه مورد نظر در رگرسیون متغیره PAGEREF _Toc279563643 h 172جدول93- 4. برازش رگرسيون چند گانه و تفكيكي از كليه متغير هاي تحقيق PAGEREF _Toc279563644 h 174
TOC f h z t “Heading 3,نمودار,تيتر” c نمودار 1-2 نحوه محاسبه استهلاک در اقتصاد و حسابداری PAGEREF _Toc279562876 h 24نمودار 2-2 ـ عايدات ، سرمايه گذاري و منابع مالي جديد PAGEREF _Toc279562877 h 61نمودار (3-2 ) درصد نرخ تنزیل به نسبت سود باقیمانده PAGEREF _Toc279562878 h 65
چكيده:هدف این پژوهش بررسی روابط بین تغییرات سود تقسیمی، سود هر سهم و تغییرات سود هر سهم با تغییرات سود آتی است.در این تحقيق اطلاعات مربوط به ترازنامه،سودوزیان و گردش وجوه نقد 100 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران برای سال های مالی 1380 الی 1385 مورد استفاده قرار گرفته است.برای مشخص شدن روابط ، 12 فرضیه طرح و برای آزمون آنها ازآزمون همبستگی و رگرسیون استفاده گردید.فرضیه ها بر اساس میزان همبستگی روابط بین تغییرات سود تقسیمی، سود هر سهم و تغییرات سود هر سهم با تغییرات سود آتی برای شركت هايي كه قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي ، نسبت ارزش بازار به دفتري و بازده حقوق صاحبان سهام مختلفي دارند ،طرح گردید.نتایج تحقیق نشان می دهد که بین تغییرات سود تقسیمی ، سود هرسهم وتغییرات سود هر سهم برای شرکت هایی که ارزش بازار به دفتری بالاتر ، بازده حقوق صاحبان سهام بالاتر و همچنين قابلیت پیش بینی جریان نقدی پايين تري دارند، رابطه قوی تری با تغییرات سود آتی وجود دارد. كه از بين متغيرهاي اصلي سود هر سهم و از ميان متغيرهاي مجازي ارزش بازار به دفتري اثر بهتري بر تغييرات سود آتي دارد.همچنين مقدار ضريب هم بستگي (R) از 0.490 براي سه متغير اصلي به 0.621 براي مجموع متغيرهاي اصلي و مجازي افزايش يافت ، كه اين نشان دهنده مناسب بودن انتخاب متغيرهاي مجازي مذكور مي باشد.
واژه های کلیدی: تغییرات سود تقسیمی، تغییرات سود هر سهم ، تغييرات سود آتي، ارزش بازار به دفتری، بازده حقوق صاحبان سهام.
مقدمه:با توجه به اينكه اقتصاد ایران دارای نوسانات شدید می باشد و سرمایه ها عمدتاَ بسوی سفته بازی سوق داده می شوند لذا بوجود آوردن شرایطی که سرمایه گذاران از میان گزینه های مختلف سرمایه گذاری ، سرمایه گذاری بر روی اوراق بهادار و سهام شرکت ها را برگزینند ، دارای اهمیتی خاص می باشد. به عبارت دیگر با شناخت بهتر عوامل موثر بر عرضه و تقاضای سهام، در بورس اوراق بهادار،که منجر به شفاف سازی بیشتر بورس می گردد، موجبات انتقال سرمایه، از فعالیت های غیرمولد به سمت فعالیت های تولیدی مولد و ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی فراهم خواهد شد.تئوري علامت دهي سود سهام براين اساس استوار است كه مديريت يك شركت در مورد چشم انداز آينده شركت نسبت به سهامداران شركت از اطلاعات بيشتري برخورداراست.بر اساس اين تئوري اگر شركت سود سهام بيشتري نسبت به آنچه توسط بازار پيش بيني شده است اظهار كند،اين موضوع ممكن است نشانه اين باشد كه چشم انداز مالي آينده شركت روشن تر از وضعيت مورد انتظار آن است. اگر مديران يك شركت تئوري علامت دهي را باور داشته باشند ، هميشه در مورد پيام قابل استنتاج از تصميم تقسيم سودشان كه به سرمايه گذاران مي رسد بسيار محتاط خواهد بود.حتي اگر شركت برخي فرصت هاي سرمايه گذاري جذاب داشته باشد كه ملزم به نگهداري سود براي تامين مالي آن باشد،مديريت ممكن است اگر قبول اين فرصت ها منجر به جلوگيري از پرداخت سود سهام مورد انتظار سرمايه گذاران و ارسال پيام نامساعد به بازار باشد ،از آن ها صرف نظر كند.بنابراين به نظر مي رسد اگر شركتي تصميمي در زمينه تقسيم سود اتخاذ كند،آن دسته از سرمايه گذاران كه سليقه آنها هماهنگ با سياست تقسيم سود شركت است و آن دسته از سرمايه گذاران كه اين سياست را به عنوان يك خبر خوب تلقي مي كنند ، اقدام به خريد سهام مي كنند و تا زماني كه اين سياست تغيير نكند ، سهامدار شركت باقي خواهند ماند. در واقع اعلام سود سهام حاوي اطلاعاتي در مورد چشم انداز آتي شركت است.بنابراين عكس العمل بازار در تاريخ اعلام ، آزموني براي محتواي اطلاعاتي و علامت دهي سود سهام است.اين پژوهش با توجه به فرضيه علامت دهي به دنبال بررسي و شناخت روابط بين تغییرات سود تقسیمی، سود هر سهم و تغییرات سود هر سهم با تغييرات سود آتي و با در نظر گرفتن متغيرهايي چون قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي ،ارزش بازار به دفتري و بازده حقوق صاحبان سهام مي باشد. لذا مي توان انتظار داشت كه سرمايه گذاران بازار سرمايه كشور، با شناخت بهتر اثرات تغییرات سود تقسیمی، سود هر سهم و تغییرات سود هر سهم ، در مورد سودهاي آتي صنایع مختلف ، اقدام به سرمايه گذاري در سهام شركت هايي نمايند كه كسب حداكثر بازدهي را براي آنها ميسر سازد و اين امر باعث رونق بازار سرمايه و اقتصاد كشور گردد.در این راستا نحوه عملكرد مدیرانی كه توانسته باشند علاوه بر حفظ كارائي عوامل مختلف در عملكرد شركت ، توان سودآوري شركت را نيز افزايش دهند و از طريق افزايش ارزش شركت و اجراي پروژه‌هاي داراي ارزش فعلي خالص مثبت، بر ثروت سهامداران بیافزایند حایز اهمیت است.
فصل اولكليّات تحقیق
1-1 مقدمه وظيفه بورس اوراق بهادار، ايجاد بازاري منظم و دائمي براي خريد و فروش انواع اوراق بهادار است كه از آن طريق جذب سرمايه‌هاي مردمي توسط شركت ها، امكان‌پذير باشد. اين وظيفه وقتي به نحو صحيح انجام مي‌شود كه بازار به شكل يك بازار رقابت كامل عمل كرده و از درجه تخصصي بالايي برخوردار باشد. يكي از ويژگي هاي اساسي رقابت كامل، در دسترس بودن اطلاعات كامل به صورت رايگان و به سرعت و سهولت است. اگر قرار باشد مردم به ميل خود سرمايه‌گذاري كنند بايد اطلاعات مربوط به طور كامل و شفاف در اختيار مردم قرار داده شود. بورس بايد حائز شرايطي باشد كه در هر لحظه بتواند اطلاعات را بطور دقيق منتشر كرده و با تفسير آن در ويژگي هاي مورد نظر سرمايه‌گذاران، در هر لحظه ارزيابي صحيح از وضع و عملكرد اقتصادي شركت ها و همچنين قيمت سهام آنها ارائه دهد. قانون، مقررات و ضوابط بورس نيز بايد براي تامين امنيت فعاليت در اين بازار و حفاظت از منافع سرمايه‌گذاري عمل كند. از عمده‌ترين استفاده‌كنندگان اطلاعات شركت‌هاي سهامي در بورس، سرمايه‌گذاران بالقوه در سهام شركت‌ها هستند. اين گروه معمولا اطلاعات مورد نظر خود را از طريق بورس بدست مي‌آورند. بنابراين سهامداران و سرمايه‌گذاران از بازار سرمايه اين انتظار را دارند كه صحت اطلاعات واصله توسط شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس را مورد تاييد قرار دهد تا آن‌ها به مزاياي خريد و نگهداري و فروش سهام خود نائل شوند. سهامداران و سرمايه‌گذاران براي ارزيابي شركتها از فاكتورهاي مختلفي استفاده مي‌نمايند كه از آن جمله، سود هر سهم EPS و سود تقسيمي DPS مي‌باشد كه تغييرات آنها مي‌تواند اطلاعاتي درباره وضعيت و عملكرد شركت در حال و آينده بدهد. بازار سرمايه هم مانند ديگر بازارها شامل تعدادی خريدار و فروشنده است كه رقابت بين فروشندگان باعث افزايش كارائي عملكرد شركت ها مي‌شود و نشانه اين كارائي شركت، در استفاده بهينه از سرمايه فراهم شده، افزايش سود و سودآوري آن شركت منعکس خواهد شد.
سود تقسيمي و سود هر سهم مي‌توانند بعنوان عواملي براي كنترل و ارزيابي عملكرد مديريت شركت توسط سهامداران باشند.
عملكرد مديري مطلوب و مورد پسند سهامداران است كه توانسته باشد علاوه بر حفظ كارائي عوامل مختلف در عملكرد شركت ، توان سودآوري شركت را نيز افزايش داده باشد و از طريق افزايش ارزش شركت و اجراي پروژه‌هاي داراي ارزش فعلي خالص مثبت، بر ثروت سهامداران افزوده باشد. همچنين رابطه بين سود تقسيمي و سود هر سهم نشان‌دهنده سياست تقسيم سود شركت است . سياست تقسيم سود مي‌تواند باعث جذب سهامداران جديدي براي شركت شوداین سوال که آیا تغییرات سود تقسیمی اطلاعاتی را درباره تغييرات سودهاي آتی شرکت ها در بر دارد؟ موضوعی است که توجه زیادی را در تحقیقات، به خود جلب نموده است و به عنوان آزمونی از فرضیه علامت دهی سود تقسیمی نگریسته می شود.فرضیه علامت دهی سود تقسیمی بیانگر این موضوع است که تغییرات سود تقسیمی با خود اطلاعاتی را درباره سود آوری آتی شرکت در بر دارد. به طوری که مدیران شرکت ها به منظور انتقال چشم انداز روشن سود آوری و جریان های نقدی مثبت تر اقـدام به افزایش سود تقسیمی می نمایند. در این تحقیق فرضیه علامت دهی سود تقسیمی با در نظر گرفتن آثار متغیرهایی نظیر قابلیت پیش بینی جریان های نقدی،نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و بازده حقوق صاحبان سهام بررسی و آزمون شده است.
در فصل اول پس از بیان مسئله ، اهميت و ضرورت موضوع تحقيق و اهداف تحقيق را بيان نموده و سپس چارچوب نظري ، مدل تحليلي و فرضيه تحقيق را ارائه مي نمائيم.
2-1 بيان مسئله:
سود سهام بازده اي است كه سهامداران عادي در قبال سرمايه گذاری كه در شركت انجام داده اند از شركت دريافت مي كنند . هر شركتی كه در دوره جاري سود سهام پرداخت نكـند این عمل شرکت بدان معنی است که، سود را دوباره در شركت سرمايه گذاري مي كند تا ايجاد منفعت كند و به اين ترتیب توانائي شركت را جهت پرداخت سود سهام در آينده افزايش دهد.
با توجه به فرضيه محتواي اطلاعاتي يا علامت دهي، آغاز پرداخت سود سهام توسط يك شركت و يا افزايش قابل توجه سود سهام توسط شركت، مي تواند پيام هاي متفاوتي از ديد سهامداران مختلف داشته باشد. پرداخت سود كم باعث كاهش عدم اطمينان سرمايه گذاران نسبت به دريافت بازده سرمايه شان مي شود و همان طور كه در فرضيه علامت دهي عنوان شد افزايش سود سهام از ديد سرمايه گذاران نشانه توانايي سود آوري آتي شركت بوده و به عنوان يك خبر خوب مبني بر روشن بودن افق آينده شركت از ديد مديريت تفسير مي شود. از طرفي برخي سرمايه گذاران ممكن است افزايش سود سهام را نشانه در دست نبودن فرصت هاي سرمايه گذاري و رشد و توسعه و يا عدم استفاده شركت از اين فرصت ها دانسته و در نتيجه افزايش سود سهام از ديد آنها علامت مثبتي نيست. اين دسته احتمالاً به فروش سهام اين شركت ها اقدام خواهند كرد. به عبارتي نوع تصميم شركت در توزيع سود و يا توزيع نكردن آن مي تواند در حجم معاملات سهام شركت و ساختارسهامداران آن مؤثر باشد. احتمال ديگري نيز وجود دارد و آن اين كه سرمايه گذاران نسبت به سود سهام بي تفاوت باشند و به خصوص با توجه به هزينه معاملات ، نسبت به آن عكس العملي نشان ندهند.(خوش طينت و حاجيان ، 1387 ،ص 5-4)
اين موضوع كه آيا تغييرات سـود تقسيمي حاوي اطلاعـاتي در رابطه با سود هاي آتـي مي باشد،يكي ازسوالاتي است كه توجه پژوهشگران بسياري را به خود جلب نموده است. و به عنوان آزموني از فرضيه اطلاع دهي سود تقسيمي مطرح شده است. در رابطه با اعتبار تجربي فرضيه علامت دهي سود تقسيمي يك نوع عدم توافق جمعي وجود دارد. به گونه ای كه گروهي از پژوهشگران اعتقاد به وجود يك رابطه مثبت و مهم مابين تغييرات سود تقسيمي و سود هاي آتي داشته و گروهي ديگراعتقاد به عدم وجود رابطه دارند .
يكي از فرضيات مهم حسابداري كه در دهه هاي اخير توجه زيادي را به خود جلب نموده است، فرضيه علامت دهي سود تقسيمي مي باشد. طي ساليان متمادي پژوهشگران مختلفي فرضيه علامت دهي را، كه بيانگر وجود يك رابطه مابين اعلام و پرداخت سود و پيش بيني سود هاي آتي است،را با در نظر گرفتن متغيرهاي مختلفي همچون قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي،نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري ، و بازده هاي گذشته مورد بررسي و كنكاش قرار داده اند.
قابليت پيش بيني جريانهاي نقدي يكي از عوامل تعيين كننده كيفيت سود است، موضوعي كه در سال هاي اخير توجه زيادي را به خود جلب نموده است . يكي از مواردی كه در بيانيه مفهومي هيئت استانداردهاي حسابداري مالي به عنوان اهداف زيربنايي گزارشكري مالي مطرح شده، توانايي پيش بيني سود با توجه به جريان هاي نقدي آتي مي باشد.نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري ، متغيري كه از آن به طور وسيع در حسابداري و علوم مالي به منظور ثبت درك بازار از فرصت هاي رشد آتي استفاده مي شود نيز بر فرضيه علامت دهي سود تقسيمي تاثير گذار است.
بازده حقوق صاحبان سهام،يكي از متغيرهایي كه به طور وسيعي توسط سهامداران جهت انجام سرمايه گذاري ها استفاده مي شود نيز بر فرضيه علامت دهي سود تقسيمي تاثير گذار است.در اكثر تحقيقاتي كه تاكنون انجام شده است، ارتباط مابين جنبه اي از كيفيت سود و رفتار پرداخت سود تقسيمي و آثار اطلاعيه ها رامورد بررسي قرار داده اند. در حالي كه هدف ما در اين تحقيق پاسخ به سوالات زیر است:
1) آيا بين تغييرات سود تقسيمي و تغييرات سود آتي رابطه وجود دارد؟
1-1) آيا رابطه بين تغييرات سود تقسيمي و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي مختلفي دارند ، متفاوت است؟
2-1) آيا رابطه بين تغييرات سود تقسيمي و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري مختلفي دارند ، متفاوت است؟
3-1) آيا رابطه بين تغييرات سود تقسيمي و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه بازده حقوق صاحبان سهام مختلفي دارند ، متفاوت است؟
2) آيا بين سود هرسهم و تغييرات سود آتي رابطه وجود دارد؟
1-2) آيا رابطه بين سود هرسهم و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي مختلفي دارند ، متفاوت است؟
2-2) آيا رابطه بين سود هرسهم و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري مختلفي دارند ، متفاوت است؟
3-2) آيا رابطه بين سود هرسهم و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه بازده حقوق صاحبان سهام مختلفي دارند ، متفاوت است؟
3) آيا بين تغييرات سود هرسهم و تغييرات سود آتي رابطه وجود دارد؟
1-3) آيا رابطه بين تغييرات سود هرسهم و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي مختلفي دارند ، متفاوت است؟
2-3) آيا رابطه بين تغييرات سود هرسهم و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري مختلفي دارند ، متفاوت است؟
3-3) آيا رابطه بين تغييرات سود هرسهم و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه بازده حقوق صاحبان سهام مختلفي دارند ، متفاوت است؟
3-1 اهمیت و ضرورت موضوع تحقيق:بورس اوراق بهادار از عمده ترين منابع تجهيز و تخصيص بهينه سرمايه مي باشد.و وظیفه آن فراهم نمودن بازاری برای خرید و فروش انواع سهام و اوراق بهادار است، چنانچه بخواهيم از اين بازار استفاده موثر داشته باشيم، بايد روابط موجود در آن را به خوبي بشناسيم. (برهاني ،1387،ص 5)از عمده ترین استفاده کنندگان صورتهای مالی شرکت های سهامی پذیرفته شده در بورس سرمایه گذاران بالقوه می باشند. هدف سرمايه گذاران بالقوه كسب حداکثر بازده از سرمايه گذاري خود مي باشد،و در راستای برآوردن این هدف نیاز به اطلاعاتی به شرح زیر دارند:
1) میزان سود سهامی که در آینده دریافت خواهند کرد، به چه میزان، کی، و به چه نحوی خواهد بود، به عبارت دیگر سود سهام مذکور در چه تاریخی به چه مبلغی و به صورت نقدی یا غیر نقدی پرداخت خواهد شد؟
2) در زمان فروش سهام خریداری شده،عواید حاصل از فروش آن چقدر خواهد بود؟
يكي از عوامل مهم و تاثير گذار در مورد تصميمات سرمايه گذاري، سود تقسيمي و واكنش سرمايه گذاران در برابر اين پديده مي باشد به همين دليل هدف ما در اين تحقيق فراهم آوردن شواهد تازه اي در مورد رابطه بین تغييرات سود تقسيمي،سود هرسهم،تغييرات سود هر سهم و تغييرات سود آتی شرکت ها بوسيله ارائه يك رويكرد جديد جهت آزمون فرضيه ها مي باشد.
در اهميت و ضرورت اين تحقيق بايد گفت كه در کشور ایران با توجه به اینکه دارای اقتصاد متعادلی نمی باشد، سرمایه ها عمدتاَ بسوی سفته بازی سوق داده می شوند ، بوجود آوردن شرایطی که سرمایه گذاران از میان گزینه های مختلف سرمایه گذاری ، سرمایه گذاری بر روی اوراق بهادار و سهام شرکتها را برگزینند ، دارای اهمیت خاص می باشد. به عبارت دیگر با شناخت بهتر عوامل موثر بر عرضه و تقاضای سهام، در بورس اوراق بهادار،که منجر به شفاف سازی بیشتر بورس می گردد، موجبات انتقال سرمایه، از فعالیتهای غیرمولد بسمت فعالیت های تولیدی مولد و ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی فراهم خواهد شد.
و همچنين مي توان انتظار داشت كه سرمايه گذاران بازار سرمايه كشور با شناخت بهتر از اثرات سود تقسيمي در مورد سودهاي آتي به سرمايه گذاري در سهامي بپردازند كه كسب حداكثر بازدهي را براي ايشان ميسر سازد و اين امر باعث رونق بازار سرمايه و اقتصاد كشور گردد.

4-1 اهداف تحقيق
هدف كلي: هدف ما در اين تحقيق فراهم آوردن شواهد تازه اي در رابطه با فرضيه علامت دهي سود تقسيمي بوسيله ارائه يك رويكرد جديد جهت آزمون فرضيه مي باشد.
هدف ويژه: هدف پژوهش حاضر بررسي و شناخت عوامل مرتبط با تغييرات سود تقسيمي و تغييرات سود آتي است. با اجراي اين پژوهش مي توان انتظار داشت كه سرمايه گذاران، مديران مالي و دست اندركاران بازار سرمايه كشور با شناخت بهتر عوامل مرتبط با تغييرات سود و با اعمال سياست هاي مناسب و مؤثر باعث رونق بازار سرمايه گردند.
5-1 چارچوب نظري تحقيقبر مبنای فرضيه علامــــت دهي سودتقسيمي، مقدار سود تقسیمی از ديد سهامداران به معاني مختلفي تفسير مي شود. چنانچه سود سهام بيش از ميزان مورد انتظار سهامداران باشد سهامداران آن را نشانه پيش بيني بهتر سود و افق آينده روشن مي دانند .در حالي كه،كاهش سود سهام را نشانه پيش بيني ضعيف مديران شركت تلقي ميكنند.
اين موضوع كه آيا تغييرات سـود تقسيمي حاوي اطلاعـاتي در رابطه با سود هاي آتـي مي باشد،يكي ازسوالاتي است كه توجه پژوهش گران بسياري را به خود جلب نموده است.
فرضيه علامــــت دهي سودتقسيمي،دارای دو مفهوم کلیدی، در مدل خود می باشد:
نخست آنکه: فرض می شود که متعاقب تغییرات سود تقسیمی می توان یک تغییر هم راستا در قیمت بازار سهام انتظار داشت، بطوری که اگر تغییرات در سود تقسیمی بصورت افزایش سود تقسیمی باشد این امر حامل خبر خوبی می باشد،و برعکس. و این امر از آنجا ناشی می شود که یک بازار شفاف می بایست اطلاعات جدید را در یابد و بر مبنای آن ارزش شرکت را تعدیل نماید.ثانیاً:بر مبنای پیش بینی مدل این فرضیه، یک رابطه مثبت میان تغییرات سود تقسیمی و عملکرد شرکت وجود دارد.
بسیاری از تحقیقات تجربی، بر روی مفهوم اول فرضيه علامــــت دهي سودتقسيمي تمرکز کرده اند، یعنی آزمون عملکرد کوتاه مدت قیمت سهام، که فراهم کننده شواهد مهمی برای فرضیه علامت دهی سود تقسیمی است. تعداد زیادی از این تحقیقات بیانگر واکنش مثبت قیمت سهام نسبت به تغییرات افزایشی سود تقسیمی، و همچنین واکنش منفی قویتر نسبت به تغییرات کاهشی سود تقسیمی است.
در این تحقیق تمرکز ما بیشتر بر روی بخش دوم فرضيه علامـت دهي سودتقسيمي است،که بیان می دارد که شرکت های با سود تقسیمی افزایشی، به سودهاي بيشتري در دوره های بعد دست می یابند.
جدول شماره (1-1) تحقیقات متعدّدی را که در زمینه سود و سودتقسيمي صورت گرفته در خود جای داده و چارچوب نظری تحقیق بر گرفته شده از این تحقیقات می باشد.
جدول (1- 1) تحقیقات انجام شدهسال محقق/ محققان متغیرهای مورد مطالعه یافته های پژوهش
2006 ساوو،ساوا و وبر،مارتین سود تقسيمي –
واكنش بازار عکس العمل بازار به تغییرات سود تقسیمی، اثر مهمی در اعمال تغییرات یا ثبات سود تقسیمی دارد؛ که با توجه به مدل تقارن اطلاعاتی، افزایش سود تقسیمی در راستای انتقال بخشی از اطلاعات محرمانه شرکت، به بازار صورت می گیرد(ساوو و همکاران،2006)
2006 ساوو،ساوا سود تقسيمي
عملكرد قيمت سهام نمي توان شواهدي دال بر بهبود عملكرد شركت پس از تغييرات افزايشي سود ارائه نمود.(ساوو،ساوا،2006)
2006 چون – چيا چانگ، پراوین کومار، کي سیوا را ماکریشنان تغييرات سود تقسيمي

تغييرات سود آتي ارتباط مهمتری مابین تغییرات سود تقسیمی جاری و سود های آتی برای شرکت هایی که از قابلیت پیش بینی جریان های نقدی ،نسبت ارزش بازار به دفتر ی و بازده گذشته حقوق صاحبان سهام پایین برخوردار بودند، نسبت به شرکت هایی که از قابلیت پیش بینی جریان های نقدی، نسبت ارزش بازار به دفتری، و بازده گذشته حقوق صاحبان سهام بالا برخوردار بودند یافتند(چانگ و همکاران ،2006)
2007 مایکل هانلون، جیمز میر و تری شولین سود تقسيمي –
سودهاي آتي در شركت هاي پرداخت كننده سود بين سود سال آتي و بازده سهام رابطه مستقيم بزرگتري در مقايسه با شركت هايي كه سود پرداخت نمي كنند وجود دارد.(هانلون و همکاران،2006)
ادامه جدول شماره (1- 1)
سال محقق / محققان متغیرهای مورد مطالعه یافته های پژوهش
1387 سيد محمد برهاني سود تقسيمي

سودهاي آتي 1. در شركت هاي پرداخت كننده سود بين سود سال آتي و بازده سهام رابطه مستقيم بزرگتري در مقايسه با شركت هايي كه سود پرداخت نمي كنند وجود دارد.
2. در شركت هايي كه سود بيشتري پرداخت مي كنند بين سود سال آتي و بازده سهام رابطه مستقيم بزرگتري در مقايسه با شركت هايي كه سود كمتری مي پردازند وجود دارد.(برهانی ، 1387، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه علامه طباطبایی)1
1388 سيدحسين علوي طبري كيفيت سود

سود تقسيمي هيچ كدام از چهار معيار كيفيت سود با تغييرات سود تقسيمي رابطه معنادار ندارند.( علوي طبري، 1388)2
1388
محسن سیاح رزیانی
كيفيت سود

توزيع سود نقدي نتایج تحقیق نشان میدهد در صورت سنجش کیفیت سود بر مبنای تغییر در اقلام تعهدی اختیاری، ارتباط معکوس و معنادار ضعیفی میان کیفیت سود و پرداخت مبالغ بیشتر سود نقدی وجود دارد. همچنین در صورتی که کیفیت سود بر مبنای نزدیکی سود به جریانهای نقدی عملیاتی سنجیده شود، ارتباط مثبت و معنادار نسبتاً قوی میان کیفیت سود و احتمال افزایش سود نقدی مشاهده میشود.( سیاح رزیانی ، 1388،پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه مرودشت)3
1389 عبدالرضا شاملو تغييرات سود عملياتي ، بازده دارايي و درصد تغييرات سود تقسيمي– عملكرد آتي وجود رابطه بين عملكرد آتي با تغييرات سود عملياتي ،بازده دارايي ها و درصد تغييرات سود تقسيمي (شاملو ، 1389،پایان نامه کارشناسی ارشد ،دانشگاه علوم و تحقیقات)4
6-1 مدل تحقيق و شيوه اندازه گيري متغيرها
دراين تحقيق به منظور آزمون فرضيه ها از مدل رگرسيونی به شرح ذیل استفاده مي كنيم :

(چانگ و همکاران ،2006،ص 17)
كه در اين فرمول:
برابر است با سود سال t
برابر است با ميانگين سود در سالهاي t +1و t +2
برابر است با ارزش دفتري حقوق صاحبان سهام در ابتداي سال t
برابر است با تغييرات سود تقسيمي سال t نسبت به سال t-1
برابر است با یک ضریب ثابت که در صورت تغییر سود تقسیمی عدد 1 و در صورت عدم تغییر سود تقسیمی عدد صفر می گیرد.
متغییر های مستقل:
الف) تغییر سودتقسیمی:
برابر است با یک ضریب ثابت که در صورت تغییر سود تقسیمی عدد 1 و در صورت عدم تغییر سود تقسیمی عدد صفر می گیرد.
ب)تغییرات سود تقسیمی استاندارد شده:
برابر است با تغييرات سود تقسيمي سال t نسبت به سال t-1
برابر است با ارزش دفتري حقوق صاحبان سهام در ابتداي سال t
ج) سود هرسهم استاندارد شده :
برابر است با سود سال t
برابر است با ارزش دفتري حقوق صاحبان سهام در ابتداي سال t
د) تغییرات سود هر سهم استاندارد شده :
برابر است با سود سال t
برابر است با سود سال t-1
برابر است با تغییر سود سال t نسبت به سال t-1
برابر است با ارزش دفتري حقوق صاحبان سهام در ابتداي سال t
متغییر وابسته :
تغییرات سودهای آتی استاندارد شده :
برابر است با سود سال t
برابر است با ميانگين سود در سالهاي t +1و t +2
برابر است با ارزش دفتري حقوق صاحبان سهام در ابتداي سال t
این معادلات در شرکت هایی که قابلیت پیش بینی جریان های نقدی ، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و بازده حقوق صاحبان سهام بالا و پایین دارند ، بررسی می گردد.
متغییرهای کنترل(مجازی) :
الف) قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي:
منـظور از جريان هاي نقدي ،جريان هاي نقدي عملـياتي مي‌باشد كه به منظور پيش بيني جريان هاي نقدي عملياتي سال بعد ما از جريان هاي نقدي سال جاري و اجزاي تعهدي سود استفاده مي كنيم.
برآورد قابلیت پیش بینی جریان های نقدی:
ما به منظور برآورد قابلیت پیش بینی جریان های نقدی، مدل مطرح شده به وسیله (بريتچ وهمکاران،2001 (را که جریان های نقدی عملیاتی دوره بعد را با استفاده از جریان های نقدی دوره جاری و اقلام تعهدی سود تخمین می زد به شرح زیر استفاده کردیم:
که :
جریان خالص ورود و خروج وجه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی برای شرکت iدر سال t
تغییر در حساب های دریافتنی سال tنسبت به سال t-1
تغییر در حساب موجودی کالای سال tنسبت به سال t-1
تغییر در حساب های پرداختنی و هزینه های پرداختنی سال tنسبت به سال t-1
هزینه استهلاک دارایی مشهود شرکت iدر سال t
هزینه استهلاک دارایی نامشهود شرکت iدر سال t
سایر اقلامی (به غیر از اقلام فوق)که در صورت تطبیق سود عملیاتی با جریان نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی ارائه شده است.
محدوده خطا که میانگین آن صفر و واریانس آن ثابت فرض می شود.
ب) نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري:
نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري از تقسيم ارزش بازار هر سهم به ارزش دفتر ي هر سهم شركت در پايان سال به دست مي آيد.
ج)بازده حقوق صاحبان سهام:
بازده حقوق صاحبان سهام از تقسیم سود بعد از مالیات به حقوق صاحبان سهام بدست می آید.
7-1 فرضيه‏هاي تحقیق:براي پاسخ به سوال هاي تحقيق فرضيه هاي زير تدوين گرديد:
فرضيه اصلي 1 : بين تغييرات سود تقسيمي و تغييرات سود آتي رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعي 1 – 1 : رابطه بين تغييرات سود تقسيمي و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي مختلفي دارند، متفاوت است.
فرضيه فرعي 2 – 1: رابطه بين تغييرات سود تقسيمي و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري مختلفي دارند، متفاوت است.
فرضيه فرعي 3- 1 : رابطه بين تغييرات سود تقسيمي و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه بازده حقوق صاحبان سهام مختلفي دارند، متفاوت است.
فرضيه اصلي 2 : بين سود هر سهم و تغييرات سود آتي رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعي 1 – 2 : رابطه بین سود هرسهم و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي مختلفي دارند، متفاوت است.
فرضيه فرعي 2 – 2: رابطه بين سود هر سهم و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري مختلفي دارند، متفاوت است.
فرضيه فرعي 3- 2 : رابطه بين سود هر سهم و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه بازده حقوق صاحبان سهام مختلفي دارند، متفاوت است.
فرضيه اصلي 3 : بين تغییرات سود هر سهم و تغييرات سود آتي رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعي 1 – 3 : رابطه بين تغییرات سود هرسهم و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي مختلفي دارند، متفاوت است.
فرضيه فرعي 2 – 3: رابطه بين تغییرات سود هر سهم و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري مختلفي دارند، متفاوت است.
فرضيه فرعي 3- 3 : رابطه بين تغییرات سود هر سهم و تغييرات سود آتي در شركت هايي كه بازده حقوق صاحبان سهام مختلفي دارند، متفاوت است.
8-1 تعريف واژه هاي و اصطلاحات
بورس اوراق بهادار: بورس اوراق بهادار، به معنی یک بازار رسمی و متشکل سرمایه است که در آن انواع اوراق بهادار مانند سهام و اوراق قرضه، تحت ضوابط و مقررات خاصی مورد دادوستد قرار می گیرد (دوانی،1383،ص153) 1.
سود (عايدي)هرسهم:نسبتي است كه سود دوره اي شركت سهامي را بر اساس هر سهم مالكان اصلي يعني سهم عادي بيان مي كند.عايدي هرسهم از طريق تقسيم سود خالص بر تعدادسهام در تاريخ ترازنامه محاسبه مي شود. اين نسبت تنها نسبتي است كه ارائه آن در گزارش هاي مالي الزامي است (نوروش و همكاران ،1386،ص 39)2.
تغييرات سود هر سهم : تغييرات سود هر سهم از تفاضل سود هر سهم سال tو t-1به دست مي آيد.
سود تقسيمي: سودي است كه درمجمع عمومی ساليانه شرکت ازطرف سهامداران جهت تقسيم، پيشنهاد مي گردد. درنهايت مي توان گفت، مبلغ سود دريافت شده از شركت مي باشد. لازم به ياد آوري است كه ممكن است نسبت به مقدار سود تحقق يافته درپايان سال كمتر ويا حتي بيشتر باشد. طبق قانون تجارت ایران، شرکت ها در صورت وجود منافع مکلف به پرداخت حداقل 10 درصد از سودخالص هرسال، بین سهامداران خود می باشند.
تغييرات سود تقسيمي : تغييرات سود تقسيمي از تفاضل سود تقسيمي سال tو t-1به دست مي آيد.
جریان های نقدی عملیاتی: وجوه نقدی که از فعالیت اصلی شرکت کسب می شود.
قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي: منـظور از جريان هاي نقدي ،جريان هاي نقدي عملـياتي مي‌باشد كه به منظور پيش بيني جريان هاي نقدي عملياتي سال بعد ما از جريان هاي نقدي سال جاري و اجزاي تعهدي سود استفاده مي كنيم.
ارزش بازار(معاملاتي)هر سهم: قيمتي كه سهام به آن معامله مي شود و بوسيله عرضه و تقاضا تعيين مي شود (تهراني،،1385،ص351)3.
ارزش دفتري هر سهم: ارزش دفتري هرسهم عادي بيانگر مبلغي است كه در صورت انحلال شركت هر سهم عادي دريافت خواهد كرد.
ارزش دفتري هر سهم =جمع حقوق صاحبان سهام / تعداد سهام عادي (همان منبع،351)4
نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري: نسبت ارزش بازار به ارزش دفتر ي از تقسيم ارزش بازار به ارزش دفتر ي شركت در پايان سال به دست مي آيد.
بازده حقوق صاحبان سهام:
بازده حقوق صاحبان سهام = سود (پس از ماليات) / حقوق صاحبان سهام(وكيلي فرد،1389،ص86)1
فصل دوممروری بر ادبيات تحقيق

1-2- مقدمه از زمان پیدایش و خلق انسان روابط اقتصادی و مالی و در کل مبادلات نیز شكل گرفت. این روابط در ابتدا و در جوامع ابتدائی به صورت بسیار ساده وجود داشت. با گذشت زمان کم کم جوامع کوچک به وجود آمدند. هر چه این جوامع بزرگتر و پیشرفته‌تر می‌شد، روابط اقتصادی بین آنها نیز پیچیده‌تر می‌شد. این روابط در ابتدا به صورت دادوستدهای پایاپای بود، شرکت‌ها به سرعت رشد کردند و به واحدهای اقتصادی بزرگی تبدیل شدند، این امر موجب ایجاد بازارهای مالی و پولی شد و هزاران نفر از سرتاسر دنیا اقدام به سرمایه‌گذاری در این شرکت‌ها کردند. در اواخر قرن هیجدهم دامنه فعالیت شرکت‌ها از مرزهای جغرافیائی نیز فراتر رفت و در قرن بیستم شرکت‌های چندملیتی متولد شدند. با ظهور شرکت‌های بزرگ، بدلیل عدم وجود تخصص لازم، زمان لازم و نه حتی نیاز مالکان به اداره شرکت خود، اشخاصی به نام مدیران پا به عرصه اقتصاد گذاشتند که این منجر به جدایی مالکیت از مدیریت، و ایجاد تضاد منافع عظیم، بین مالکان و مدیران گردید. با توجه به قرار گرفتن منابع عظیم شرکتهای سهامی و حتی غیرسهامی دراختیار مدیران، نیاز به وجود معیارهائی برای سنجش مدیران شرکت‌ها و ارزیابی عملکرد آنها از موضوعات مورد توجه اقشار مختلف مانند اعتباردهندگان، مالکان، دولت و حتی مدیران است. از نظر سهامداران(مالکان) میزان افزایش ثروت چه از طریق افزایش قیمت و ارزش شرکت و چه از طریق دریافت سود نقدی،حائز اهمیت است. این ارزیابی‌ها از نظر مدیران به لحاظ ارزیابی عملکرد خودشان و سایر بخش‌ها و نیز میزان پاداش صحیحی که به آنها پرداخت می‌شود اهمیت دارد. از نظر دولت‌ها این ارزیابی‌ها برای نیل به سه هدف1- تخصیص بهینه منابع به ‌عنوان هدف اصلی، 2-توزیع عادلانه درآمد و3- تثبیت شرایط اقتصادی با مشارکت در فعالیت‌های اقتصادی حائز اهمیت است. از نظر بانک‌ها و مؤسسات مالی – اعتباری نیز تداوم فعالیت شرکت و اطمینان از بقای شرکت برای اعطای وام‌ها و تسهیلات مالی حائز اهمیت است. اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد توجه به نیاز سرمایه‌گذاران است. زیرا این قشر حاضر نیستند که در شرکت‌های با مخاطره بالا سرمایه‌گذاری کنند و در صورت مبادرت به این امر، به‌ازای ارزش بیشتر، بازدهی بیشتری انتظار خواهد داشت. وظيفه بورس اوراق بهادار، ايجاد بازاري منظم و دائمي براي خريد و فروش انواع اوراق بهادار است، كه از طريق آن جذب سرمايه‌هاي مردمي توسط شركت ها امكان پذیرباشد. اين وظيفه وقتي به نحو صحيح انجام مي‌شود كه بازار به شكل يك بازار رقابت كامل عمل كرده، و از درجه تخصصي بالايي برخوردار باشد. يكي از ويژگي هاي اساسي رقابت كامل، در دسترس بودن اطلاعات كامل به صورت رايگان و به سرعت و سهولت است. اگر قرار باشد مردم به ميل و اراده خود سرمايه‌گذاري كنند، بايد اطلاعات مربوط، به طور كامل و شفاف، در اختيار مردم قرار داده شود. بورس بايد دارای شرايطي باشد كه در هر لحظه بتواند اطلاعات را بطور دقيق منتشر كرده، و با تفسير آن در ويژگي هاي مورد نظر سرمايه‌گذاران، در هر لحظه ارزيابي صحيح از وضع و عملكرد اقتصادي شركت ها و همچنين قيمت سهام آنها ارایه دهد. قانون، مقررات و ضوابط بورس نيز بايد براي تأمین امنيت فعاليت در اين بازار و حفاظت از منافع سرمايه‌گذاران عمل كند. از عمده‌ترين استفاده‌كنندگان اطلاعات شركت‌هاي سهامي در بورس ، سرمايه‌گذاران بالقوه در سهام شركت‌ها هستند. اين گروه معمولا اطلاعات مورد نظر خود را از طريق بورس بدست مي‌آورند. تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران بالقوه اساساً به خريد سهام شركت مربوط مي‌شود، و اين تصميمات ممكن است بر مبناي عوامل زير باشد: 1-سود سهامي كه سرمايه‌گذاران در آينده دريافت خواهند كرد، چه موقع؟ به چه ميزان؟ و به چه شكلي؟ خواهد بود؛ به عبارت ديگر سود سهام مزبور در چه تاريخي و به چه مبلغي و به چه صورتي (نقدي يا غيرنقدي) پرداخت خواهد شد. 2- مزاياي حاصل در زمان فروش سهام چه خواهد بود. بنابراين سهامداران و سرمايه‌گذاران از بازار سرمايه اين انتظار را دارند كه صحت اطلاعات واصله توسط شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس را مورد تاييد قرار دهد تا آن‌ها به مزاياي خريد و نگهداري و فروش سهام خود نائل شوند. سهامداران و سرمايه‌گذاران براي ارزيابي شركتها از فاكتورهاي مختلفي استفاده مي‌نمايند كه از آن جمله، سود هر سهم EPS و سود تقسيمي DPS مي‌باشد كه تغييرات آنها مي‌تواند اطلاعاتي درباره وضعيت و عملكرد شركت در حال و آينده بدهد. بازار سرمايه هم مانند ديگر بازارها شامل يكسري خريدار و فروشنده است كه رقابت بين فروشندگان باعث افزايش كارایي عملكرد شركتها مي‌شود و نشانه اين کارایی شركت در استفاده بهينه از سرمايه فراهم شده، افزايش سود و سودآوري آن شركت خواهد بود. سود تقسيمي و سود هر سهم مي‌توانند بعنوان عواملي براي كنترل و ارزيابي عملكرد مديريت شركت توسط سهامداران باشند. عملكرد مديري مطلوب و مورد پسند سهامداران است كه بتواند علاوه بر حفظ کارایی عوامل مختلف موثر در عملكرد شركت، توان سودآوري شركت را نيز افزايش داده، و از طريق افزايش ارزش شركت، و اجراي پروژه‌هاي داراي ارزش فعلي خالص مثبت، بر ثروت سهامداران اثر مثبتي بگذارد.
رابطه بين سود تقسيمي و سود هر سهم نشان‌دهنده سياست تقسيم سود شركت است . سياست تقسيم سود مي‌تواند باعث جذب سهامداران جديدي براي شركت شود. )شاملو،1389،ص12-11)1در این فصل با توجه به موضوع مورد تحقیق، ضمن آشنایی با مبانی نظری، تحقیقات انجام گرفته مرتبط با موضوع در داخل و خارج از کشور مورد بررسی قرار می گیرد.
اگرچه مفهوم تعهدی سود به عنوان یک اندازه گیری بنیادی، با انتقادهایی مواجه است اما از دیدگاه اطلاعاتی، این مفهوم بیانگر نتیجه فعالیت حسابداری می باشد. بر اساس فرضیات بازار کارآمد، تحقیقات مشاهده ای نیز نشان داده است که سود حسابداری، بار و محتوای اطلاعاتی دارد. محاسبه سود حسابداری از لحاظ یک اندازه گیری یگانه عملکرد و یا اطلاعاتی که در محاسبه آن لحاظ می شود، توسط حسابداران حرفه ای و تحلیل گران مالی همواره مورد تاکید قرار داشته است.
در این بخش، چند مفهوم سود در سطوح 1.ساختار2. معانی و3. عمل مورد بررسی قرار می گیرد و در این بررسی کوشش می شود تا جنبه های مختلف ارتباط سود با قیمت سهام ارزیابی شود.
2-2 مفهوم سود در سطح ساختار
اگرچه حسابداران در گفتار، سود حسابداری را معیاری برای تفسیر رویدادهای دنیای واقعی می دانند و بر تاثیر آن بر رفتار استفاده کنندگان (توان پیش بینی یا مربوط بودن در فرآیند تصمیم گیری) تاکید می کنند اما معمولا اصول و قواعد حسابداری را بر مفروضاتی بنا می کنند که ممکن است با پدیده های دنیای واقعی یا با آثار رفتاری مرتبط نباشد. مثلا پژوهشگران حسابداری اظهار داشته اند که “سود حسابداری مبتنی بر میثاق ها و قواعدی است که باید منطقی و هم آهنگ با یکدیگر باشند اگرچه احتمالا انعکاسی از مفهوم سود اقتصادی نباشد”. میثاق ها و قواعد حسابداری نیز از طریق مبتنی کردن آن ها بر مفروضات و مفاهیمی که از وضعیت موجود حسابداری استنتاج شده است، منطقی تلقی و هم آهنگ شده اند. اما به هر صورت، مفاهیمی نظیر تحقق درآمد، مقابله هزینه ها با درآمد، حسابداری تعهدی و تخصیص بهای تمام شده را تنها می توان بر اساس قواعد دقیق تعریف کرد زیرا این مفاهیم، همتایی در دنیای واقعی ندارند. سود حسابداری نیز مجموعی از اقلام مثبت و منفی است که بسیاری از آن ها محتوای تفسیری ندارند. چنانچه یکی یا برخی از این اقلام فاقد محتوای تفسیری اما در عین حال با اهمیت باشند، سود خالص منتج از آن نیز فاقد اهمیت تفسیری خواهد بود، اگرچه ممکن است حاوی اطلاعات مرتبط با بازار سرمایه نیز باشد.
1-2-2 رویکرد معاملاتی در اندازه گیری سود
رویکرد معاملاتی در اندازه گیری سود، کم و بیش رویکردی سنتی در حسابداری محسوب می شود. در این رویکرد، تغییرات ارزشیابی دارایی ها و بدهی ها تنها در صورتی که منتج از معاملات، عملیات و سایر رویدادهای مالی باشد ثبت می گردد. اصطلاح معاملات، عملیات و رویدادهای مالی نیز به معنایی گسترده تعریف می شود تا معاملات و عملیات خارجی و همچنین رویدادهای داخلی را دربرگیرد. معاملات و عملیات خارجی، ناشی از دادوستد با اشخاص خارج از واحد انتفاعی و نقل و انتقال دارایی و بدهی میان آنان است. اما رویدادهای داخلی، ناشی از استفاده یا تبدیل دارایی ها در داخل واحد انتفاعی می باشد. چنانچه تغییر ارزش دارایی ها و بدهی ها به دلیل تغییرات ارزشیابی بازار یا تنها تغییر انتظارات واقع شده باشد، در فرآیند اندازه گیری حسابداری لحاظ نمی گردد.

2-2-2 رویکرد فعالیت در اندازه گیری سود تفاوت رویکرد فعالیت در اندازه گیری سود با رویکرد معاملاتی این است که در این رویکرد، کانون توجه شرح فعالیت های واحد انتفاعی است در حالی که در رویکرد معاملاتی، گزارش معاملات و رویدادها مد نظر است. به بیان دیگر، بر اساس رویکرد فعالیت، سود هنگامی ایجاد می شود که فعالیت ها یا رویدادهای مشخصی واقع شود. مثلا، سود فعالیت، در خلال برنامه ریزی، خرید، تولید، فرآیندهای فروش و فرآیند وصول مطالبات ثبت می گردد.
بکارگیری این رویکرد در واقع بسط و توسعه رویکرد معاملاتی است زیرا، معاملات و رویدادها، به عنوان مبنایی برای اندازه گیری، نقطه شروع محسوب می شود. هر دو رویکرد، از لحاظ ناتوانی در انعکاس واقعیت ها در اندازه گیری سود مشابه یکدیگرند زیرا، بر ارتباطات ساختاری و مفاهیمی اتکا دارند که همتایی در دنیای واقعی ندارند.
3-2 مفاهیم سود در سطح معانی (ارتباط با واقعیت های اقتصادی)حسابداران در تعریف سود بر دو مفهوم اقتصادی تغییر در رفاه و حداکثر کردن سود اتکا می کنند. مفهوم دوم یعنی حداکثر کردن سود تحت شرایط معین ساختار بازار، تقاضا برای محصول، و اقلام بهای تمام شده ورودی موضوع این بخش از فصل حاضر می باشد.
1-3-2 سود به عنوان معیار کارآیی
عملیات کارآمد واحد انتفاعی، بر جریان جاری سود سهام و همچنین بکارگیری سرمایه برای تامین جریان آتی سود سهام اثر می گذارد. بنابراین، تمامی سهامداران به ویژه سهامداران عادی به کارآیی مدیریت علاقه مند می باشند. سهامداران فعلی می توانند در صورت فقدان کارآیی مدیریت نسبت به تغییر آن اقدام کنند ویا مزایا و پاداشهایی را برای مدیریت کارآمد در نظر بگیرند. سهامداران بالقوه نیز کوشش می کنند که کارایی مدیریت را قبل از سرمایه گذاری یا ارزشیابی سهام واحد انتفاعی ارزیابی کنند. در هر دو حالت بالا، معیار کارآیی، مبنایی را برای تصمیم گیری فراهم می کند. این هدف اندازه گیری کارآیی واحد انتفاعی در بیانیه شماره یک هیات استانداردهای حسابداری مالی نیز به شرح زیر انعکاس یافته است: ” گزارشگری مالی باید اطلاعاتی را درباره عملکرد مالی واحد انتفاعی طی دوره مالی ارائه کند”.
2-3-2 سود حسابداری در مقایسه با سود اقتصادیتهیه کنندگان و استفاده کنندگان اطلاعات مالی در سال های متمادی کوشش کرده اند که به سود خالص حسابداری محتوای اقتصادی نیز دهند. کانون توجه این کوشش ها برقراری ارتباط بین نرخ بازده سرمایه گذاری از یک سو و نرخ بازده داخلی از سوی دیگر بوده است. این ارتباط، مبنای تدوین تئوری برآورد قرار گرفت. در این تئوری، تاکید بر گزارش سود به نحوی است که به سرمایه گذاران امکان می دهد نرخ بازده داخلی واحد انتفاعی را بطور کلی پیش بینی و بر اساس آن، گردش آتی وجوه نقد و ارزش فعلی واحد انتفاعی را نیز پیش بینی کنند.
هر دو نرخ بازده مذکور، معیارهایی برای سنجش کارآیی ناشی از بکارگیری داراییهای واحد انتفاعی است اما نحوه تعریف آنها متفاوت می باشد. نرخ بازده سرمایه گذاری عبارت است از:

ROI =
(شباهنگ ، 1387،ص185 )
در فرمول بالا:
NI معرف سود خالص و
TA معرف جمع داراییها بر مبنای بهای تمام شده است.
نرخ بازده داخلی نرخی است که موجب تساوی ارزش فعلی گردش وجوه نقد مورد انتظار در آینده (بر اثر بکارگیری داراییها) با بهای تمام شده آن داراییها می شود. یعنی نرخ بازده داخلی (r) را می توان از رابطه زیر بدست آورد:
TA =
با توجه به دو رابطه بالا می توان فرمول های زیر را برای سود خالص حسابداری و سود خالص اقتصادی بدست آورد:
استهلاک حسابداری- هزینه ها- درآمد فروش = سود خالص حسابداری
استهلاک اقتصادی- هزینه ها- درآمد فروش = سود خالص اقتصادی
(همان منبع )
همان طور که ملاحظه می شود، تفاوت دو رقم بالا مربوط به نحوه محاسبه هزینه استهلاک است. حسابداران برای محاسبه استهلاک، روش خط مستقیم (SL) و یا یکی از روش های نزولی (AD) را بکار می گیرند در حالی که اقتصاددانان، روش نرخ بهره را (I) مورد استفاده قرار می دهند. ارتباط بین این روش ها در نمودار شماره (1-2) نشان داده شده است:
I
پول

SL

AD

زمان

نمودار 1-2 نحوه محاسبه استهلاک در اقتصاد و حسابداری(همان منبع ،ص 186 )
به طوری که در نمودار بالا مشاهده می شود، روش نرخ بهره برای محاسبه استهلاک در جهت مخالف روش نزولی محاسبه استهلاک حرکت می کند.
ازلحاظ نظری می توان انتظار داشت که اگر حسابداران نیز روش نرخ بهره را برای محاسبه استهلاک بکار گیرند، سود خالص حسابداری و سود خالص اقتصادی یکسان شوند. اما این انتظار تحقق نمی یابد زیرا پارامترهایی که در این مدل ثابت فرض شده اند در دنیای واقعی ثابت نیستند.
4-2 مفاهیم سود در سطح عمل ( نحوه استفاده از آن توسط استفاده کنندگان) مفاهیم سود در سطح عمل، به موارد زیر مربوط است:
فرآیندهای تصمیم گیری سرمایه گذاران و اعتباردهندگان
واکنش قیمت اوراق بهادار در بازار سرمایه نسبت به سود گزارش شده
تصمیمات مدیریت درباره مخارج سرمایه ای و واکنش مدیریت و حسابداران نسبت به سود

–363

معاونت پژوهش و فن آوري
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين كه عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاء هيئت علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي گرديم اصول زير را در انجام فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نكنيم:
1- اصل برائت: التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غيرحرفه اي و اعلام موضع نسبت به كساني كه حوزه علم و پژوهش را به شائبه هاي غيرعلمي ميآلايند.
2- اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال، تجهيزات و منابع در اختيار.
3- اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همكاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي كه منع قانوني دارد.
4- اصل احترام: تعهد به رعايت حريم ها و حرمت ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شكني.
5- اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت كامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسن،حيوان ونبات) و ساير صاحبان حق.
6- اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و كشور و كليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7- اصل حقيقت جويي: تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.
8- اصل مالكيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت كامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و كليه همكاران پژوهش.
9- اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه كشور در كليه مراحل پژوهش.

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات فارس

دانشکده علوم پايه
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد «M.A»
رشته: روان شناسی گرایش: بالینی
عنوان:
«اثربخشی درمان تلفیقی مدل ماتریکس و «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر نشخوار فکری، تنظیم هیجانی، و کاهش عود مصرف در وابستگان به شیشه»
استاد راهنما:
دکتر رابرت فرنام
استاد مشاور:
دکتر مسعود محمدی
نگارش:
زیبا صفرزاده
تابستان 1392

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات فارس

دانشکده علوم پايه
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد «M.A»
رشته: روان شناسی بالینی
عنوان:
«اثربخشی درمان تلفیقی مدل ماتریکس و «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر نشخوار فکری، تنظیم هیجانی، و کاهش عود مصرف در وابستگان به شیشه»
نگارش:
زیبا صفرزاده
تابستان 1392
1- دکتر رابرت فرنام
هیأت داوران: 2- دکتر مسعود محمدی
3- دکتر مجید برزگر
سپاسگزاری
اولین سپاس به پیشگاه حضرت دوست که هر چه هست از لطف اوست.
با تشکر و سپاس فراوان از زحمات بی دریغ مدیر گروه و استاد راهنمای محترم جناب آقای دکتر رابرت فرنام و استاد مشاور محترم جناب آقای دکتر مسعود محمدی که با کمک ها و راهنمایی های ارزنده خویش مرا در تدوین و تصحیح این پایان نامه هدایت نمودند. سعادت و سلامت این بزرگواران را از درگاه منان خواستارم.
از جناب آقای دکتر مجید برزگر، استاد گرانقدری که زحمت داوری تحقیق را بر عهده داشتند کمال تشکر و قدردانی را دارم. سعادت و سلامت این بزرگوار را از درگاه منان خواستارم.
از همکاری و مساعدت های مدیریت محترم و کارکنان مرکز بازتوانی اعتیاد پرتو، سبحان، و مرکز ترک اعتیاد شهرک گلستان کمال تشکر و قدردانی را دارم.
از زحمات کارکنان مرکز پژوهش دانشگاه علوم و تحقیقات فارس کمال تشکر را دارم.
از زحمات ناظر محترم جلسه دفاع از یایان نامه و دیگر دست اندرکاران گرامی، کمال تشکر را دارم.
تقدیم به روح سبز پدر بزرگوارم
بزرگ مردی که بهترین معلم زندگیم بود
تقدیم به روح سبز برادر عزیزم
که به من درس صبر و مقاومت آموخت
و
تقدیم به فرزندان دلبندم
الناز، شهریار، و پوریا
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o “1-3” h z u چکیده PAGEREF _Toc394144432 h 1فصل اول: مقدمه و کلیات پژوهش PAGEREF _Toc394144434 h 21-1 مقدمه PAGEREF _Toc394144435 h 31-2 بیان مسئله PAGEREF _Toc394144436 h 61-3 اهمیت و ضرورت پژوهش PAGEREF _Toc394144437 h 81-4 اهداف پژوهش PAGEREF _Toc394144438 h 101- 5 پرسش ها و فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc394144439 h 101-5-1 پرسش های پژوهش PAGEREF _Toc394144440 h 101-5-2 فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc394144441 h 111- 6 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها PAGEREF _Toc394144442 h 111-6-1 تعاریف نظری PAGEREF _Toc394144443 h 111-6-1-1 شیشه (مت آمفتامین) PAGEREF _Toc394144444 h 111-6-1-2 وابستگی به مواد PAGEREF _Toc394144445 h 121-6-1-3 ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144446 h 121-6-1-4 نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144447 h 121-6-1-5 تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144448 h 131-6-1-6 عود مصرف مواد PAGEREF _Toc394144449 h 131-6-2 تعاریف عملیاتی PAGEREF _Toc394144450 h 131-6-2-1 وابستگی به مت آمفتامین PAGEREF _Toc394144451 h 131-6-2-2 ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144452 h 131-6-2-3 نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144453 h 131-6-2-4 تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144454 h 141-6-2-5 عود مصرف مت آمفتامین PAGEREF _Toc394144455 h 14فصل دوم:گسترۀ نظری و بازنگری تحقیقات پیشین PAGEREF _Toc394144457 h 162-1 مقدمه PAGEREF _Toc394144458 h 172-2 مبانی نظری پژوهش PAGEREF _Toc394144459 h 172-2-1 مت آمفتامین PAGEREF _Toc394144460 h 172-2-2 عود مصرف مواد PAGEREF _Toc394144461 h 212-2-3 ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144462 h 222-2-4 اعتیاد PAGEREF _Toc394144463 h 242-2-4-1 اعتیاد و ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144464 h 242-2-4-2 اعتیاد و استرس PAGEREF _Toc394144465 h 252-2-5 درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» یا MBSR PAGEREF _Toc394144466 h 262-2-6 نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144467 h 272-2-6-1 نشخوار فکری و استرس PAGEREF _Toc394144468 h 292-2-7 تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144469 h 302-2-7-1 تنظیم هیجا نی و استرس PAGEREF _Toc394144470 h 332-2-7-2 تنظیم هیجانی و نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144471 h 332-2-8 اعتیاد و موج سوم رفتار درمانی PAGEREF _Toc394144472 h 342-2-8-1 شناخت درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی (MBCT) PAGEREF _Toc394144473 h 362-2-8-2 رفتاردرمانی جدلی(DBT) PAGEREF _Toc394144474 h 362-2-8-3 درمان قبول و تعهد (ACT) PAGEREF _Toc394144475 h 372-2-9 درمان های دیگر بر پایۀ ذهن آگاهی (در درمان اعتیاد) PAGEREF _Toc394144476 h 372-2-9-1 مدل پیشگیری از بازگشت بر پایۀ ذهن آگاهی (MBRP) PAGEREF _Toc394144477 h 372-2-9-2 خود- طرحواره درمانی معنوی (3-S) PAGEREF _Toc394144478 h 382-2-9 تاریخچۀ مواد مخدر منجمله شیشه PAGEREF _Toc394144479 h 392-2-10 تاریخچۀ ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144480 h 412-2-11 تاریخچۀ درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» (MBSR) PAGEREF _Toc394144481 h 422-2-12 تاریخچۀ درمان های مختلف در درمان اعتیاد PAGEREF _Toc394144482 h 422-2-12-1 درمان های شناختی رفتاری منجمله ماتریکس PAGEREF _Toc394144483 h 422-2-12-2 تلفیق درمان های شناختی رفتاری و ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144484 h 432-2-13 تاریخچۀ مطالعه دربارۀ نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144485 h 452-2-14 تاریخچۀ مطالعه در بارۀ تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144486 h 452-2-15 تئوری ها در خصوص اعتیاد و عود مصرف PAGEREF _Toc394144487 h 452-2-15-1 تئوری انگیزه PAGEREF _Toc394144488 h 452-2-15-2 تئوری جلوگیری از عود مصرف مواد مارلات و گوردون PAGEREF _Toc394144489 h 462-2-15-3 تئوری مواجهه با سرنخ PAGEREF _Toc394144490 h 462-2-15-4 تئوری های زیر بنایی درمان های جلوگیری از عود مصرف مواد PAGEREF _Toc394144491 h 472-2-16 تئوری ها در خصوص نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144492 h 492-2-17 تئوری ها در خصوص تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144493 h 502-3 بررسی پژوهش های انجام شده در خصوص موضوع PAGEREF _Toc394144494 h 512-3-1 پیشینه پژوهش در خارج از کشور PAGEREF _Toc394144495 h 512-3-2 پیشینۀ پژوهش در ایران PAGEREF _Toc394144496 h 602-3-3 جمع بندی پیشینۀ پژوهش ها در خارج و ایران PAGEREF _Toc394144497 h 66فصل سوم:روش پژوهش PAGEREF _Toc394144499 h 673-1 مقدمه703-2 طرح کلی پژوهش PAGEREF _Toc394144501 h 683-3 جامعه، نمونه، و روش اندازه گیری PAGEREF _Toc394144502 h 683-3-1 جامعه PAGEREF _Toc394144503 h 683-3-2 نمونه PAGEREF _Toc394144504 h 683-3-3 روش اندازه گیری (ابزارهای گردآوری داده ها) PAGEREF _Toc394144505 h 693-3-3-1 ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144506 h 693-3-3-2 تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144507 h 703-3-3-3 نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144508 h 713-3-3-4 عود مصرف مواد PAGEREF _Toc394144509 h 713-4 روش اجرای پژوهش PAGEREF _Toc394144510 h 723-5 روش تجزیه و تحلیل آماری داده ها PAGEREF _Toc394144511 h 743-6 ملاحظات اخلاقی PAGEREF _Toc394144512 h 74فصل چهارم: توصیف و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc394144514 h 764-1 مقدمه PAGEREF _Toc394144515 h 774-2 بخش اول: آمار توصيفی PAGEREF _Toc394144516 h 774-3 بخش دوم: یافته های استنباطي PAGEREF _Toc394144517 h 784-3-1 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144518 h 784-3-2 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144519 h 804-3-3 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144520 h 814-3-4 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144521 h 834-3-5 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144522 h 844-3-6 آزمون ویلکاکسون PAGEREF _Toc394144523 h 874-3-7 آزمون ویلکاکسون PAGEREF _Toc394144524 h 894-4 ضرایب آلفای کرونباخ ابزارهای پژوهشی مورد استفاده در مطالعه PAGEREF _Toc394144525 h 89فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc394144527 h 905-1 مقدمه PAGEREF _Toc394144528 h 915-2 بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc394144529 h 915-3 محدودیت های پژوهش PAGEREF _Toc394144530 h 975-4 پیشنهادات PAGEREF _Toc394144531 h 985-4-1 پیشنهادات پژوهشی PAGEREF _Toc394144532 h 985-4-2 پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc394144533 h 98پیوست ها PAGEREF _Toc394144534 h 991) مقیاس پاسخ توأم با نشخوار فکری RRS از پرسشنامه سبک های پاسخ RSQ PAGEREF _Toc394144535 h 1002) مقیاس ذهن آگاهی (M=) PAGEREF _Toc394144536 h 1033) مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS) PAGEREF _Toc394144537 h 105آموزش روش درمانی «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» PAGEREF _Toc394144538 h 109منابع و مأخذ PAGEREF _Toc394144539 h 113

فهرست جداول
عنوان صفحه
TOC h z t “Caption” c “جدول” جدول 4- 1: خلاصه داده های توصيفي براي متغيرهای مورد مطالعه PAGEREF _Toc394144965 h 77جدول 4-2: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته نشخوار فکری در پس آزمون (گروه 1 و3) PAGEREF _Toc394144966 h 78جدول 4- 3: میانگینهای تعدیل شده متغیر نشخوار فکری در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144967 h 79جدول 4-4: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته نشخوار فکری در پس آزمون (گروه 2 و 3) PAGEREF _Toc394144968 h 80جدول 4-5: میانگینهای تعدیل شده متغیر نشخوار فکری در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144969 h 80جدول 4 – 6: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته دشواری های تنظیم هیجانی در پس آزمون (گروه 1 و 3) PAGEREF _Toc394144970 h 81جدول 4- 7: میانگینهای تعدیل شده متغیر دشواری های تنظیم هیجانی در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144971 h 82جدول 4-8: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته دشواری های تنظیم هیجانی در پس آزمون (گروه 2 و 3) PAGEREF _Toc394144972 h 83جدول 4-9: میانگینهای تعدیل شده متغیر دشواری های تنظیم هیجانی در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144973 h 83جدول 4-10: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته ذهن آگاهی در پس آزمون PAGEREF _Toc394144974 h 84جدول 4-11: میانگینهای تعدیل شده متغیر ذهن آگاهی در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144975 h 85جدول 4-12: توزیع فراوانی میزان عود مصرف در دو گروه تلفیقی و کنترل PAGEREF _Toc394144976 h 86جدول 4-13: آزمون ویلکاکسون برای مقایسه عود مصرف در دو گروه تلفیقی و کنترل PAGEREF _Toc394144977 h 87جدول 4-14: توزیع فراوانی میزان عود مصرف در دو گروه ذهن آگاهی و کنترل PAGEREF _Toc394144978 h 88جدول 4-15: آزمون ویلکاکسون برای مقایسه عود مصرف در دو گروه ذهن آگاهی و کنترل PAGEREF _Toc394144979 h 89جدول 4-16 : پایایی پرسشنامه PAGEREF _Toc394144980 h 89

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
TOC h z t “Date” c “نمودار ” نمودار 4-1: توزیع فراوانی عود مصرف در دو گروه تلفیقی و کنترل PAGEREF _Toc393096555 h 86نمودار 4-2: توزیع فراوانی عود مصرف در دو گروه ذهن آگاهی و کنترل PAGEREF _Toc393096556 h 88
چکیدهمشکل رایج در اختلالات سوء مصرف مواد، عود مصرف مواد حتی در بین افراد مداوا شده می باشد که این موضوع در مورد مادۀ مخدر شیشه بیشتر صدق می کند. از سویی، ذهن آگاهی یک سازۀ شناختی قابل پایش و مداخله در روان شناسی است. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی اثربخشی کاربرد درمان تلفیقی مدل رایج ماتریکس و «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» (MBSR) بر نشخوار فکری، تنظیم هیجانی، ذهن آگاهی، و میزان عود مصرف بود. با روش نمونه گیری هدفمند و پس از همتاسازی گروهی، 54 آزمودنی به صورت تصادفی انتخاب و دوباره تصادفی در سه گروه مساوی تلفیقی، ذهن آگاهی، و ماتریکس (کنترل) جاسازی شدند. سه پرسشنامه، قبل و پس از اتمام برنامۀ 8 هفته ای آموزش MBSR، توسط هر سه گروه تکمیل گردید. نشخوار فکری با ابزار پرسشنامۀ نشخوار فکری، تنظیم هیجانی با ابزار مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی، ذهن آگاهی با ابزار مقیاس ذهن آگاهی، و میزان عود مصرف با ابزار تست تشخیصی مت آمفتامین سنجیده شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تجزیه و تحلیل کوواریانس تک متغیری و ویلکاکسون استفاده شد. نتایج نشان دهندۀ کاهش معنادار نشخوار فکری (p<0/01)، دشواری های تنظیم هیجانی(p<0/001)، میزان عود مصرف (P<0/04)، و افزایش معنادار ذهن آگاهی (P<0/035)، در گروه تلفیقی در مقایسه با گروه کنترل بود، در حالیکه در گروه ذهن آگاهی صِرف، میزان کاهش عود مصرف در مقایسه با گروه کنترل معنادار نشد (P<0/6) بدین معنی که فرضیۀ 7 رد شد، اگرچه دیگر متغیرها تغییرات مشابه داشتند. با وجود رد شدن فرضیۀ مزبور، یک مدل جایگزین پیشنهاد شد، بدین معنی که مکانیزمی جدید که ناشی از ترکیب مدل ماتریکس و درمان MBSR می باشد منجر به کاهش بیشتر عود مصرف در گروه تلفیقی در مقایسه با گروه کنترل می شود. این یافته بیانگر این است که درمان MBSR فاکتوری مفید اما نه یک فاکتور کافی برای هدف قرار دادن عود مصرف است. به بیانی، پژوهش حاضر مدارکی را دال بر ارزش ادغام کردن درمان MBSR در درمان های سوء مصرف مواد ارائه می دهد یعنی یک مکانیزم بالقوۀ تغییر را از طریق درمان تلفیقی برملا می سازد.
کلید واژه ها: تلفیقی، ذهن آگاهی، مدل ماتریکس، نشخوارفکری، تنظیم هیجان
فصل اولمقدمه و کلیات پژوهش1-1 مقدمهاختلال وابستگی یا سوء مصرف مواد که در سالهای اخیر به آسیب اجتماعی تبدیل شده، یک اختلال مزمن و بازگشت کننده است که هزینه های سنگینی برای فرد، خانواده و جامعه دارد. با افزایش فزایندۀ کاربرد انواع مواد مخدر، نیاز مبرمی برای تحقیقات بیشتر در زمینۀ جلوگیری از مصرف و یا عود مصرف احساس می شود. «سازمان وحدت ملی برای کنترل دارو وجلوگیری از جنایت» اخیراً گزارش کرده است که بیش از دویست میلیون نفر در سراسر جهان هم اکنون مواد مخدر مصرف می کنند و این سازمان اعلام می دارد که مشکلات جهانی مربوط به مواد مخدر کماکان ادامه دارد زیرا اکثر کشورها، افزایش فزاینده در مصرف این مواد را گزارش می دهند تا کاهش آن را ( آپل و کیم-آپل، 2009؛ زگیرسکا و همکاران، 2009).
«مت آمفتامین که به نام «مِت» ، «کریستال» ، و یا «سرعت» شناخته می شود یک محرک سیستم عصبی و مشتقی از آمفتامین است که به طور گسترده ای در دهۀ 1950 و 1960 به عنوان دارو برای افسردگی و چاقی تجویز می شد» (آنجلینا و همکاران، 2000 ، ص 1). آمارهای کنونی، افزایش فزایندۀ سوء مصرف مت آمفتامین را بیش از دیگر مواد برآورد کرده اند، به عنوان مثال آمار نشان می دهد که بیشتر از 42 میلیون مصرف کننده دائمی مت آمفتامین در سطح جهان وجود دارند، در حالی که به ترتیب حدود 15 میلیون و 10 میلیون نفر مصرف کننده دائمی هروئین و کوکائین وجود دارد (سالداناو بارکر، 2004). در ایران هم در سال های اخيرالگوي مصرف مواد به ميزان زيادي تغيير يافته است و سوء مصرف كنندگان مواد در پي تجربۀ مواد
جدیدی مانند مت آمفتامين، كراك، و … هستند. در ایران فرم کریستالیزۀ مت آمفتامین (یخ) که به نام «شیشه» شناخته شود، يكي از موادي است كه اخیراً به شدت مورد سوء مصرف قرار گرفته است. بنا به گفتۀ نارنجي ها و همکاران (2005)، فراواني مصرف «شیشه» در كشور ایران 2/5 درصد کل مصرف کنندگان است .
اگرچه بعضی از درمان های اولیه برای اعتیاد به مواد مخدر در کوتاه مدت موثر بوده اند، آنها پس از درمان نرخ بالای عود مصرف را نشان داده اند. از این رو، «اختلالات سوء مصرف مواد» به عنوان «اختلالاتی با عود مزمن» با میزان عود مصرفی بالغ بر 60 درصد عنوان شده اند (میلر و همکاران، 2001). از طرفی، بنا به گفتۀ روزن و همکاران، (2006) مرور مطالعات گذشته نشان می دهد که اثربخشی درمان های نگهدارندۀ دارویی بدون مداخله های روانی- اجتماعی به علت اطاعت دارویی پایین و میزان بالای ریزش ضعیف می باشند و 20 تا 90 درصد از معتادانی که تحت درمان قرار می گیرند دچار بازگشت می شوند. اصطلاح «اختلالاتی با عود مزمن» در مورد مواد مخدری از قبیل مت آمفتامین بیش از سایر مواد صدق می کند، یکی از دلایل این است که برای درمان اعتیاد به آمفتامین ها منجمله مت آمفتامین که زیر گروه این ترکیبات می باشد، درمان دارویی اختصاصی نظیر متادون یا بوپره نورفین (در اپیوئیدها) وجود ندارد.
در پاسخ به نرخ بالای عود مصرف مواد و منجمله مت آمفتامین، درمان های جدید دیگری ابداع شده اند. وارد شدن درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی به دنیای درمان، زمینه را برای وارد شدن این درمان به حوزۀ سوء مصرف مواد مخدر مهیا کرده است. در موج سوم روان درمانی ها که به روان درمانی های پست مدرن معروف هستند، فنون شناختی- رفتاری سنتی را با ذهن آگاهی ترکیب می کنند (هیز و همکاران، 2006). امروزه درمان های موج سوم در روان درمانی به جای چالش با شناخت ها، بر آگاهی و پذیرش افراد از احساسات، هیجانات، شناخت ها، و رفتارها (عناصر اساسی در ذهن آگاهی) تأکید دارند.
ذهن آگاهي در غرب از دهۀ 1970 مورد توجه قرار گرفت، از آن زمان به بعد بيش از 240 برنامه بر پایۀ ذهن آگاهي در آمريكاي شمالي و اروپا انجام شده است (كايون،2011). رايج ترين روش آموزش ذهن آگاهی، آموزش «كاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهي» است که به شكل برنامه كاهش استرس و برنامه آرامش آموزی شناخته می شود (کابات- زین ،1990) و در این تحقیق مورد استفاده قرار می گیرد.
نشخوار فکری (متغیری در تحقیق)، واژه ای عمومي است و به افكاري اشاره دارد كه تكراري، چرخان، خود متمركز و افسرده كننده اند، به طوري كه نقش اساسي در افسردگي دار ند (ری پری، 1997، به نقل از آذرگون و همکاران، 1388). همچنین نتایج تحقیقی که بر روی نمونه ای از افراد مذکر جوان انجام شد، تأثیر نشخوار فکری به عنوان پیش بینی کنندۀ شروع اختلالات سوء مصرف مواد و شدت گرفتن علائم این اختلال در 4 سال آتی به اثبات رسید (نالن هاکسما و همکاران، 2007). در روش درمانی ذهن آگاهی، بيماران آموزش مي بينند تا چرخه نشخوار فكري را متوقف كرده و از افكارمنفي خود فاصله گيرند، در واقع انعطاف پذيري توجه، غني سازي ذهني ،توقف نشخوار فكري، اصلاح باورهاي مثبت و منفي غلط، و همچنین چالش با باورهاي منفي مربوط به هيجانات، باعث کاهش افسردگي و نشخوارفكري مي شود (تیزدیل و همکاران، 2000).
از سویی، تنظیم هیجان (متغیر دیگر در تحقیق) شامل همه راهبردهای آگاهانه و غیر آگاهانه می شود که برای افزایش، حفظ، و کاهش مؤلفه های هیجانی، رفتاری و شناختی یکِ پاسخ هیجانی به کار برده می شود (گارنفسکی و همکاران، 2001). گرینبرگ و پای ویو (1997، به نقل از برزلین و همکاران، 2002)، اختلال در تنظیم هیجانی را به عنوان علت آسیب شناسی زیربنایی سوء مصرف مواد و بیماریهای روحی بیان می کنند. هیز و فلدمن (2004) بیان می دارند که آموزش های ذهن آگاهی، مداخله بالینی رو به گسترشی برای تقویت تنظیم هیجانی می باشند.
امروزه محققان به نقش نشخوار فکری و تنظیم هیجانی در ایجاد و ابقاء انواع مختلف اختلالات روانی پی برده اند. هدف قرار دادن آسیب پذیری هایی از قبیل نشخوار فکری و تنظیم هیجانی که روی آوری به مواد و عود مصرف را تسهیل می کنند باید اولویت درمانی رویکردهای جدید درمانی در این گروه از بیماران باشد.

1-2 بیان مسئلهاختلالات سوء مصرف مواد از رایج ترين مشكلات روانپزشكي است كه از تعامل عوامل ژنتيكي و محيطي مثل نابهنجاري هاي رشدي و وضعيت نامساعد رواني- اجتماعي ناشي مي شود. اين اختلالات مي تواند در اثر مصرف الكل، مواد افيوني، حشيش، مت آمفتامين، كوكائين، و غيره به وجود آمده و به شكل وابستگي و سوء مصرف خود را نشان دهد. مصرف مواد مخدر و روان گردان، امروزه به عنوان يك معضل جدي، كليه جوامع بشري را تهديد ميكند. آثار نامطلوب و ويرانگر مصرف مواد و اعتياد بر روي جسم و روح انسان اين نگراني را افزايش داده و موجبات افزايش ناامني خانوادگي و اجتماعي گرديده است.
در بین مواد اعتیاد آور، آمفتامین ها به خصوص مت آمفتامین قوی ترین مواد هستند و خطر وابستگی و مشکلات سلامت روان بیشتری را در بر دارند (تاپ و همکاران، 2002) و با نرخ بالای روان پریشی (مک کتین و همکاران، 2006)، افسردگی (سِمپل و همکاران، 2005)، و مشکلات شناختی (نوردال و همکاران، 2003) ارتباط دارند.
تحقيقات نشان داده اند كه يكي از رويكردهاي مهم در شناسايي و درمان سوء مصرف مواد مخدر، رويكرد شناختي است. فرض اساسي نظريه هاي شناختي اين است كه افكار ناكارآمد در نحوه تفسير و ارزيابي فرد از واقعيت دخيل هستند و همچنين پاسخ ها ي رفتاري كه از تفسيرهاي خاص ناشي مي شوند در تداوم اختلال سوء مصرف مواد نقش دارند (گودرز ي، 1380). در پاسخ به میزان بالای مصرف مت آمفتامین و عود مصرف، درمان های متفاوت شناختی رفتاری منجمله مدل درمانی ماتریکس ابداع شده اند. این مدل درمانی عناصری را بر اساس یافته های تجربی حمایت شده از حوزۀ تحقیقاتی مربوط به سوء مصرف مواد، مورد استفاده قرار داده است (راسون و همکاران، 1995). با این وجود، وابستگی و عود مصرف مت آمفتامین همچنان ادامه دارد.
در سال هاي اخير، تعدادي از پژوهشگران تلفيق رويكردهاي بر پایۀ ذهن آگاهي را با مداخلات شناختي رفتاري موجود (موج سوم رفتار درمانی) پيشنهاد كرده اند (كايون و همکاران، 2003؛ كاتز و همکاران، 1985، به نقل از ويتفيلد، 2006). پژوهشگران بر این باورند که به کار گیری روش های درمانی مانند درمان بر پایۀ ذهن آگاهی به دلیل ساز و کارهای نهفته در آن مانند پذیرش، افزایش آگاهی، حضور در لحظه، مشاهده گری بدون داوری، و خودداری از اجتناب هیجانی می تواند در تلفیق با فنون رفتار درمانی شناختی، اثربخشی درمانها را برای جلوگیری از اعتیاد و عود مصرف افزایش دهد. بنابر این افزایش انعطاف پذیری شناختی در درمانهای بر پایۀ ذهن آگاهی می تواند توانایی مقابلۀ بیمار را در کنار آمدن با وسوسه و نشانه های ترک (به عنوان شاخص اصلی تداوم مصرف) در این بیماران افزایش دهد.
درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» (MBSR) اولین مداخله بر پایۀ ذهن آگاهی بوده است که از نظر بالینی مورد ارزیابی قرار گرفته است. در سال 1979، دکتر جان کابات- زین درمان را ابداع کرد و این نقطۀ شروعی برای وارد شدن این تکنیک به دنیای پزشکی شد (کابات- زین، 1990). درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» رایج ترین متد به کار رونده از فنون ذهن آگاهی در دنیای پزشکی است (کابات- زین، 1990).
استرس، عاملی است که احتمالاً به وسیلۀ درمان به کار رونده در این تحقیق یعنی «ذهن آگاهی» مورد هدف قرار می گیرد، گرچه انتخاب درمان MBSR برای پژوهش حاضر، به علت بررسی آتی نقش استرس در نتایج پژوهش نیست بلکه به این عنوان است که MBSR درمان رایج برای آموزش ذهن آگاهی است.
نشخوار فکری متغیری در تحقیق است که ارتباطش با اعتیاد و تأثیرپذیری اش از درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی به اثبات رسیده است. نشخوار فكري بيانگر افكاري است كه تمايل به تكرار داشته، آگاهانه بوده و پيرامون يك موضوع متمركز هستند و حتی در صورت غيبت محرك هاي محيطي فوري و ضروری این افكار باز هم پديدار مي شوند (مارتین و تِسِر، 1989، به نقل از آذرگون و همکاران،1388). در مورد ارتباط بین نشخوار فکری و اعتیاد، اسکیچ و آبلا (2008) بیان می دارند که افرادی که در مواجهه با مشکلات زندگی و از جمله استرس از سبک پاسخ نشخواری استفاده می کنند مستعد ابتلاء به مشکلات روانی و روی آوری به اعتیاد می باشند.
در مورد ارتباط بین نشخوار فکری و ذهن آگاهی، کومار و همکاران (2008) در تحقیق خود به این موضوع دست یافتند که افزایش در ذهن آگاهی به مقدار زیادی با کاهش در نشخوار فکری و اجتناب (دو استراتژی در تنظیم هیجانی) همراه است، این محققان به این نتیجه رسیدند که مراقبۀ ذهن آگاهی منجر به کاهش در نشخوار فکری می شود.
تنظیم هیجانی هم متغیری دیگر در این تحقیق است که ارتباطش با اعتیاد و تأثیرپذیری اش از درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی به اثبات رسیده است. تنظیم هیجانی همان گونه که از نامش پیداست به معنی متعادل ساختن هیجانات منفی و مثبت است و از آنجایی که در هر جامعه ای هنجارهای اجتماعی عکس العمل های نامناسب و کنترل نشده هیجانی را منع می کند افراد مجبورند در تمام مدت در تنظیم هیجانات خود درگیر باشند. این مسأله به عنوان مثال در مورد افرادی که در حال ترک مواد مخدر هستند باعث ایجاد مشکلات زیادی می شود. گراس (1998) بیان می دارد که تنظیم هیجان به توانایی فهم هیجانات، تنظیم تجربۀ هیجانی و ابراز هیجانات اشاره دارد. در مورد ارتباط بین تنظیم هیجانی و اعتیاد، سمپل و همکاران (2010) و واتاناب-گالووی و همکاران (2009)، از تحقیق خود به این نتیجه رسیده اند که ضعف در تنظیم هیجانی، معمولآً بصورت کاهش بازداری یا ناتوانی در کنترل عمل یا فکر، تأثیر اساسی بر رفتارهای ولع مصرف مواد، فعالیت های جنسی خطرزا (که می تواند منجر به ایدز و هپاتیتC شود) و دیگر رفتارهای تکانشگری و مرگ و میر بالا را دارد.
در مورد ارتباط بین تنظیم هیجانی و ذهن آگاهی، هیز و فلدمن (2004) بیان می دارند که به نظر می رسد ذهن آگاهی باعث کسب توانایی تنظیم هیجانات و خلق می شود بدین صورت که با قبول تجربیات داخلی، وضوح عاطفی، انعطاف پذیری شناختی، و یک رویکرد سالم به مشکلات، این توانایی ایجاد می شود.
بین نشخوار فکری و تعدیل هیجانی هم ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. لی مولت (2012) بیان می دارد که در واقع نشخوار فکری یک استراتژی تنظیم هیجانی غیرانطباقی یا ناسازگارانه است که عاطفه منفی را در پاسخ به آشفتگی طولانی می کند.
با توجه به مطالب گفته شده و لزوم اهمیت دادن به معظل مواد مخدر به خصوص انواع جدید و توجه به این موضوع که یکی از علل اصلی مصرف و عود مصرف در سوء مصرف کنندگان مواد مخدر منجمله مت آمفتامین، مشکلات در نشخوار فکری و تنظیم هیجانی است، این سوال پژوهشی به ذهن می رسد که آیا با به کارگیری روش درمانی «کاهش استرس بر پایه ی ذهن آگاهی» (MBSR) به عنوان درمان تکمیلی مدل درمانی ماتریکس، می توان باعث کاهش نشخوار فکری، دشواری های تنظیم هیجانی، و کاهش عود مصرف در وابستگان به مت آمفتامین شد.
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهشهزینۀ سوء مصرف مواد در سطح جهانی، در ارتباط با جنایت، فقدان کار و هزینۀ مراقبت های سلامتی در حدود 9/180 بیلیون (USD) در سال 2002 تخمین زده شد (سازمان خدمات بهداشت روان و سوء مصرف مواد مخدر، 2007)، رنج انسانی مرتبط با سوء مصرف مواد غیر قابل اندازه گیری است (موسسۀ ملی راهکارهای کنترل مواد مخدر، 2004). علیرغم در دسترس بودن درمانهای مختلف برای سوء مصرف مواد و الکل، سوء مصرف این مواد و عواقب منفی مرتبط با آن همچنان شایع باقی مانده اند (بوئن و همکاران، 2006). به عنوان مثال، طبق گفتۀ زگیرسکا و همکاران (2009)، در آمریکا در حدود 6/22 میلیون نفر مبتلا به اختلالات وابستگی به انواع مواد مخدر و یا سوء مصرف آنها تشخیص داده شده اند.
از گذشته تاکنون مجموعه ای از درمانها گسترش یافتند تا عود مصرف مواد را نشانه بگیرند. در بین مداخلات رفتاری، «درمان شناختی رفتاری» حمایت قابل ملاحظه ای را کسب کرد، با این وجود، علیرغم بهترین درمان استاندارد، میزان عودِ بالا ادامه دارد که این امر نیاز برای توسعۀ روشهای درمانی جدید را بیان می کند (زگیرسکا و همکاران، 2009). پیکنز و همکاران (1985، به نقل از بوئن و همکاران، 2009) بیان می دارند که اگرچه درمان های جلوگیری از عود مصرف، رشد نوید بخشی را در درمان ارائه می دهد، عود مصرف همچنان یک مشکل اساسی برای 44% تا 70% مراجعان باقی می ماند.
در ایران تغيير الگوي مصرف از مواد مخدر سنتي (ترياك، شيره و…) به مواد روانگردان و به ويژه متامفتامین یا «شیشه» كه سهولت ساخت، فرآورده هاي تقلبي و دست ساز، هزينه پايين و درآمد فراوان، در دسترس بودن آسان، تجهيزات محدود و سادۀ مورد نياز، امكان توليد در حجم بالا، و سخت بودن شناسايي لابراتوارها، تجارت اين ماده را به حرفه اي پرسود تبديل نموده و باعث گرديده افراد و سازما نهاي فرصت طلب براي تأمين بازار فروش اين ماده مرگبار از هيچ اقدامي فروگذار نکنند. در کشورهای دیگر هم وضع به همین منوال است، به عنوان مثال، «برآورد شده در ژاپن که تاریخی طولانی از مصرف مت آمفتامین دارد در اواخر دهۀ 1940 و اوایل دهۀ 1950 حدود 550000 مصرف کنندۀ این ماده وجود داشته که 55000 نفر آنها به روان پریشی ناشی از مصرف مت آمفتامین مبتلا بوده اند» (فارل و همکاران، 2002، ص 10).
اگرچه در ایران تحقیقاتی در مورد استفاده از روش درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی در اختلالاتی از قبیل اضطراب و افسردگی، اختلال وسواسی جبری، چاقی، مشکلات جانبازان شیمیایی و نابینایان و … صورت گرفته است، اما مطالعات اندکی بر روی کاربرد این درمان در مورد سوء مصرف کنندگان مواد مخدر وجود دارد و هیچ تحقیقی در مورد کاربرد این درمان در وابستگان به مت آمفتامین و بررسی تأثیر آن بر نشخوار فکری و تنظیم هیجانی انجام نشده است.
با توجه به شیوع بالای ابتلا به سوء مصرف مت آمفتامین، ابداع روش های درمانی متنوع از ضروریات است. از آنجایی که اثربخشی این روش درمانی به سطح سواد و فرهنگ افراد وابسته نیست، قابلیت گسترش کاربرد آن به سطوح پایین جامعه عامل بسیار مهم و منطقی برای روی آوری به این درمان و انجام این پژوهش محسوب می شود.
1-4 اهداف پژوهشهدف اصلی: تبیین تأثیر درمان تلفیقی مدل ماتریکس و «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر کاهش نشخوار فکری، بهبود دشواری های تنظیم هیجانی، افزایش ذهن آگاهی، و کاهش عود مصرف در وابستگان به مت آمفتامین
اهداف جزئی:
1) تبیین تأثیر درمان تلفیقی ذکر شده بر نشخوار فکری در افراد وابسته به مت آمفتامین
2) تبیین تأثیر درمان تلفیقی بر دشواری های تنظیم هیجانی در افراد وابسته به مت آمفتامین
3) تبیین تأثیر درمان تلفیقی بر ذهن آگاهی در افراد وابسته به مت آمفتامین
4) تبیین تأثیر درمان تلفیقی بر میزان کاهش عود مصرف در افراد وابسته به مت آمفتامین
5) تبیین تأثیر کاربرد درمان صِرف «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر نشخوار فکری در افراد وابسته به مت آمفتامین
6) تبیین تأثیر کاربرد درمان صِرف «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر دشواری های تنظیم هیجانی در افراد وابسته به مت آمفتامین
7) تبیین تأثیر کاربرد درمان صِرف «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر میزان کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین
1- 5 پرسش ها و فرضیه های پژوهش1-5-1 پرسش های پژوهش1- آیا درمان تلفیقی، منجر به کاهش نشخوار فکری در وابستگان به مت آمفتامین می شود؟
2- آیا درمان تلفیقی، منجر به کاهش (بهبود) دشواری های تنظیم هیجانی در وابستگان به مت آمفتامین می شود؟
3- آیا درمان تلفیقی، بیش از کاربرد صِرف مدل درمانی رایج ماتریکس، منجر به کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین می شود؟
4- آیا کاربرد صِرف درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بیش از کاربرد درمان صِرف ماتریکس منجر به کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین می شود؟
1-5-2 فرضیه های پژوهش1- درمان تلفیقی، منجر به کاهش نشخوار فکری در وابستگان به مت آمفتامین می شود.
2- درمان تلفیقی، منجر به کاهش (بهبود) دشواری های تنظیم هیجانی در وابستگان به مت آمفتامین می شود.
3- درمان تلفیقی، منجر به افزایش (بهبود) ذهن آگاهی در وابستگان به مت آمفتامین می شود.
4- درمان تلفیقی، بیش از کاربرد صِرف مدل درمانی رایج ماتریکس، منجر به کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین می شود.
5- کاربرد صِرف درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی»، می تواند منجر به کاهش نشخوار فکری در وابستگان به مت آمفتامین شود.
6- کاربرد صِرف درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی»، می تواند منجر به کاهش (بهبود) دشواری های تنظیم هیجانی در وابستگان به مت آمفتامین شود.
7- کاربرد صِرف درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی»، می تواند بیش از کاربرد درمان صِرف ماتریکس، منجر به کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین شود.
1- 6 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها1-6-1 تعاریف نظری1-6-1-1 شیشه (مت آمفتامین)زیر گروهی از ترکیبات آمفتامین است و در ایران به نام «شیشه» شناخته می شود. «آمفتامین، یک ترکیب هم خانواده از بی- فنی لیزوپروپیلامینو مقلد غیرمستقیم سمپاتیک است که مصرف مزمن آن منجر به تحمل و از نظر کلینیکی باعث افسردگی و خستگی می شود» (فیشر و همکاران، 2000، ص 6). «این مادۀ مخدر روان گردان می تواند به صورت های تزریق، تدخین ،از راه بینی، و یا خوراکی استفاده شود و کاربرد طولانی مدت با دوز بالای آن منجر به وابستگی می شود» (آنجلینا و همکاران، 2000، ص 1).
1-6-1-2 وابستگی به موادانجمن روانپزشكي آمريكا (2000)، علايم وابستگي به مواد را شامل مجموعه اي از علايم فيزيولوژيكي، رفتاري و شناختي مي داند كه براساس آن فرد علي رغم داشتن اختلالات وابسته به مواد ،مصرف آن را ادامه ميدهد، در چنين مواردي الگويي از مصرف وجود دارد كه معمولاً منجر به تحمل، محروميت و رفتار اجباري براي مصرف مي شود. مطابق با اين تعريف سوء مصرف مواد منجر به تخريب كاركردهاي رواني يا جسماني مي شود، در حالي كه وابستگي وقتي ايجاد مي شود كه فرد به صورت اجباري و غيرقابل كنترل به مصرف پرداخته و در صورت عدم مصرف علائم ترك را نشان مي دهد (ابوصالح، 2006).
1-6-1-3 ذهن آگاهیبه تعدادی از فرایندهای مرتبط به هم (گرمر، 2005) مانند خودتنظیمی (براون و ریان، 2003)، فراشناخت (بیشاپ و همکاران، 2004)، و قبول (لینهان، 1994، به نقل از چمبرز و همکاران، 2009) اشاره دارد. ذهن آگاهی به عنوان یک احساس بدون قضاوت و متعادل از آگاهی تعریف شده است که به واضح دیدن و پذیرش هیجانات و پدیده های فیزیکی، همان طور که اتفاق می افتند، کمک می کند (نف ، 2003).
1-6-1-4 نشخوار فکریفرمی غیر انطباقی از افکار تکراری است که باعث ایجاد آشفتگی هیجانی و شدید شدن آن می شود و با اختلال در تعدیل رفتار ارتباط دارد (آپتون، 2011). سبک پاسخ نشخواری یا نشخوار فکری نوعی روش تفکر است که فرد روی هیجاناتش تمرکز می کند و قادر نیست روی فعالیتهای تمرکززدا که حواس را از آن افکار دور نگه می دارند تمرکز کند و این امر خود باعث شدید شدن علائم می شود (نولن- هوکسما، 1991، به نقل از موریسون و اُکانر، 2008).
1-6-1-5 تنظیم هیجانیبه عنوان مقوله ای مشتمل بر (الف) آگاهی و درک هیجانات (ب) پذیرش هیجانات (ج) توانایی برای کنترل کردن رفتارهای تکانشی و رفتار کردن مطابق با اهداف مطلوب به منظور دستیابی به اهداف فردی و مطالبات موقعیتی تعریف می شود (گراتز و رومر، 2004). تنظیم هیجانی مسئول نظارت، ارزیابی و تنظیم واکنش های هیجانی فرد است و وی را در دستیابی به اهدافش یاری می کنند (برکینگ و همکاران ، 2008).
1-6-1-6 عود مصرف موادبه معنی مصرف دوبارۀ مواد مخدر پس از ترک و بعد از گذشت دوره ای از زمان که می تواند کوتاه یا طولانی مدت باشد، تعریف می شود. عود مصرف مواد با شکست درمان تفاوت دارد. کاهش عود مصرف مواد ناشی از کسب تکنیک های شناختی رفتاری و دیگر تکنیک هایی است که به ما کمک می کنند از مواد دور بمانیم و رفتارهای جدید را جایگزین رفتارهای قبلی کنیم.
1-6-2 تعاریف عملیاتی1-6-2-1 وابستگی به مت آمفتامینمتغیری است که بر طبق معیارهای تشخیصی چهارمین ویراست تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی و نیز آزمایشات تشخیصی مربوط به مت آمفتامین در بدن تعیین می شود.
1-6-2-2 ذهن آگاهیمتغیری است که به وسیلۀ مقیاس ذهن آگاهی (M=) اندازه گیری می شود. این مقیاس توسط براون و ریان در سال 2003 ابداع شده است.
1-6-2-3 نشخوار فکری
متغیری است که با مقیاس پاسخ توام با نشخوار فکری (RRS) از پرسشنامه سبک های پاسخ (RSQ ) اندازه گیری می شود. مقیاس RSQ توسط نالن هاکسما و مارو در سال 1991 ابداع شده است.
1-6-2-4 تنظیم هیجانیمتغیری است که با مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS) اندازه گیری می شود. این مقیاس توسط گراتز و رومر در سال 2004 ابداع شده است.
1-6-2-5 عود مصرف مت آمفتامینمتغیری است که در این پژوهش، هر دو هفته یکبار با آزمایشات تشخیصی مربوط به مت آمفتامین در بدن تعیین می شود، تعداد جواب های مثبت آزمایشات در هر گروه به مدت 6 ماه، میزان عود را در آن گروه نشان می دهد.

فصل دومگسترۀ نظری و بازنگری تحقیقات پیشین
2-1 مقدمهدر این فصل ابتدا مبانی نظری پژوهش (شرح متغیرها و روابط آنها، تاریخچۀ متغیرها در پژوهش، تئوری های زیر بنایی در ارتباط با موضوع پژوهش) شرح داده می شوند و سپس شرح مختصری از پژوهش ها ی انجام شده در خصوص موضوع در خارج و در ایران آورده می شوند.
2-2 مبانی نظری پژوهشمبانی نظری پژوهش شامل شرح متغیرها و روابط آنها، تاریخچه، و تئوری های موجود در خصوص موضوع می باشد.
شرح متغیرها و روابط آنها
2-2-1 مت آمفتامیناز زمان های پیش از تاریخ تاکنون، بشر به امید کاهش درد جسمی یا تغییر حالت های هشیاری، از مواد مختلفی استفاده کرده است. با وجود پیامدهای زیانباری که مصرف چنین موادی برای بدن دارد، اثرات اولیۀ آنها معمولاً خوشایند است و همین عاملی است که شاید ریشۀ اختلالات مربوط به مواد باشد. مواد مخدر غیر از ایجاد وابستگی، پله پله به درجاتی متفاوت آسیب های متنوع عصبی و جسمی در فرد مصرف کننده ایجاد مینمایند. در این شرایط تابلوی کامل بیماری اعتیاد با ترکیبی از وابستگی و تخریب قابل مشاهده است. این تخریب و وابستگی در سوء مصرف موادی همچون آمفتامین ها بیشتر از سایر مواد است. بر اساس گفتۀ کرینگ و همکاران (2007، ترجمه شمسی پور، 1388)، «مصرف آسیب شناختی مواد به دو مقوله تقسیم میشود 1- سوء مصرف مواد و 2- وابستگی به مواد؛ سوء مصرف مواد خطر کمتری دارد اما وابستگی به مواد که اعتیاد هم گفته می شود، در DSM-IV-TR به صورت وجود مشکلات فراوان در ارتباط با مصرف مواد مشخص می شود و شامل تحمل یا ترک است» (ص 374).
بنا به گفتۀ گرانادو و همکاران (2013)، مت آمفتامین یک مادۀ محرک اعتیاد آور و محرک شدید سیستم عصبی مرکزی میباشد که از گروه داروهای سینتتیک و از نظر شیمیایی به آمفتامین ها تعلق دارد، با این وجود تأثیرش بر سیستم عصبی مرکزی بسیار بیشتر از ترکیبات مادری خود می باشد. اين مادۀ به شدت اعتيادآور بر سيستم دوپامينرژيک مغز اثر مي گذارد و بلافاصله پس از مصرف حالتي به نام «فلاش» يا «راش» (اوج لذت) در فرد ايجاد مي شود (اختیاری و همکاران، 1389) که همین امر اشتیاق را برای مصرف دوباره برمی انگیزاند. نام گذاري اين دسته از مواد هم روز به روز دچار دگرگوني مي شود كه اين به دليل ماهيت ساختاري اين داروها بوده، به طوري كه با اندكي تغيير، داروهاي جديدتري با اثرات متفاوت بر سيستم اعصاب مركزي توليد ميگردد. سوء مصرف مت آمفتامین (موشک) در دهۀ 1990 به شدت بالا گرفت، برخی برآوردها نشان می دهد که 7/4 میلیون نفر در آمریکا زمانی مت آمفتامین را امتحان کرده اند (انگلین و همکاران، 2000، به نقل از کرینگ و همکاران، ترجمه شمسی پور، 1388)، علاوه بر این، بنا به گفته کرینگ و همکاران، مرگ و میر مرتبط با مت آمفتامین بین سال های 1991 و 1994 سه برابر شده است. «آمفتامین های قابل دسترس عمده در ایالات متحده عبارتند از : دکستروآمفتامین، مت آمفتامین، نمک مخلوط دکستروآمفتامین- آمفتامین، و متیل فنیدیت؛ سایر مواد شبه آمفتامین عبارتند از افدرین، پسودوافدرین، و فنیل پروپانولامین (PPA) که در ایالات متحده بدون نسخه برای رفع احتقان بینی مصرف می شوند» (سادوک و سادوک ، 2007، ترجمه رضاعی، 1387، ص509).
بنا به گفتۀ هارادا (2012)، تقریباً 22% از جمعیت زندانیان ژاپن در سال 2009 به علت تخلفات مرتبط با قوانین کنترل مواد محرک منجمله مت آمفتامین ها به زندان افتاده اند، و این در حالی است که هنوز هیچ درمان سیستماتیکی برای این جمعیت ابداع نشده است. هارادا در پژوهش خود درمانی را بر اساس مدل درمانی ماتریکس برای زندانیان طراحی و اجرا کرد؛ در این پژوهش، اثربخشی این مدل جدید به اثبات رسید بدین صورت که زندانیان با کسب مهارت های انطباقی بالا توانستند عود مصرف مواد را کاهش دهند.
براساس گفتۀ کرینگ و همکاران (ترجمه شمسی پور، 1388)، «آمفتامین ها از گروه محرک ها هستند که با تأثیر گذاشتن روی مغز و دستگاه عصبی سمپاتیک، هشیاری و فعالیت حرکتی را افزایش می دهند، این مواد، محرک های مصنوعی اند ولی کوکائین محرک طبیعی است که از برگ گیاه کوکا گرفته می شود» (ص 394). بر طبق متن بازنگری شده چاپ چهارم کتابچه آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM- IV- TR)، شیوع وابستگی و سوء مصرف آمفتامین در طول عمر 5/1 درصد و نسبت ابتلای مرد به زن یک است (سادوک و سادوک، ترجمه رضاعی، 1387). واکیا و مونتویاب (2009) بیان می دارند که سوء مصرف مت آمفتامین به صورت جهانی درآمده و غذا و داروی خاص تأیید شده ای برای درمان این اختلال وجود ندارد، بنابراین مداخلات روانی، اساس درمان سوء مصرف و وابستگی به مت آمفتامین می باشد. تنها درمان موثر برای این گروه از مواد، درمان های روان شناختی از جمله ماتریکس می باشد. مدل درمانی ماتریکس اساساً در پاسخ به اپیدمی مصرف کوکائین در دهه 1980 به وجود آمد (اُبرت و همکاران، 2000) و امروزه از این الگوی درمانی برای درمان وابستگی به مت آمفتامین استفاده می شود. راوسون و همکاران (2002) هم بیان می دارند که بر خلاف اپیدمی رو به گسترش این ماده در آمریکا، هیچ درمان فارماکولوژیکی مؤثری که اختلال را درمان کند ابداع نشده است. بر اساس گزارش جهانی دارو (2012، به نقل از گرانادو و همکاران، 2013)، هم اکنون 52-14 میلیون مصرف کنندۀ ترکیبات آمفتامین در سطح جهان وجود دارند که این میزان فراتر از تعداد معتادان به کوکائین و کانابیس (حشیش) شده است. سادوک و سادوک (ترجمه رضاعی، 1387) بیان می دارند که «بر خلاف کوکائین که باید از خارج وارد شود، مت آمفتامین یک داروی صناعی است که می توان آن را در آزمایشگاه های غیرقانونیِ محلی تولید کرد» (ص 509).
بر اساس گفتۀ کرینگ و همکاران (ترجمه شمسی پور، 1388)، «بر خلاف سوء مصرف سایر آمفتامین ها که تفاوت های جنسیتی اندکی در آنها دیده می شود، مردان بیش از زنان گرایش به سوء مصرف مت آمفتامین دارند» (ص 396). مک کان و همکاران (2008) بیان می دارند که مت آمفتامین ممکن است به سرعت تحمل ایجاد کند؛ بنا به گفته این محققان، علامت های شایع مصرف مزمن این ماده شامل سندرم مفصل آرواره، پوسیدگی شیمیایی دندان (بدون درگیری باکتریایی)، و درد عضلات می باشند. با استفاده از حیوانات آزمایشی و همچنین نمونه های انسانی، تأثیرات سمی مت آمفتامین در مغز بررسی شده است، بنا به گفتۀ کراسنووا و کادت (2009)، این تأثیرات شامل 1- آسیب به پایانۀ دوپامینی(سامانۀ دوپامینرژیکی) و 2- از بین رفتن سلول های عصبی تولید کنندۀ دوپامین می باشند؛ بنا به گفته این محققان، تأثیرات سمی طولانی مدت مصرف مت آمفتامین منجر به آسیب پایانۀ دوپامینی (مانند کاهش نشانگرهای دوپامینرژیکی از قبیل تیروزین هیدروکسی لیز و انتقال دهندۀ دوپامین) بیشر در ناحیۀ استریاتوم (کودیت- پوتامن)، هستۀ قاعده ای دمدار، و کمتر در نواحی قشر مخ، تالاموس، هیپوتالاموس، و هیپوکامپ می شود؛ اسچمیود و بویر (1997، به نقل از گرانادو و همکاران ، 2013) هم بیان می دارند که از بین رفتن سلول های عصبی تولید کنندۀ دوپامین در ناحیۀ جسم سیاه اتفاق می افتند. بر اساس پژوهش تامپسون و همکاران (2004، به نقل از کرینگ و همکاران، ترجمه شمسی پور، 1388)، «حجم هیپوکامپ در میان مصرف کنندگان دائمی مت آمفتامین کوچکتر بود و این امر با عملکرد ضعیف تر در یک آزمون حافظه همبستگی داشت» (ص 396).
به طور کلی، تخریب ناشی از مصرف متامفتامین بیش از سایر مواد مخدر رایج می باشد، لایر و همکاران (2010) بیان می دارند که وابستگی طولانی مدت به آمفتامین ها و منجمله متامفتامین به اختلالاتی در انتشار خونی مغز، اختلالات متابولیسم، و اختلالاتی در مادۀ سفید مغز ارتباط داده شده است؛ ترکیبی از این اختلالات، مکانیزم بیولوژیکی ایجاد می کند که می تواند به صورت بالقوه منجر به اثرات زیانبار اولیه و یا ثانویه بر قشر ماده خاکستری مغز شود. نقص در عملکرد نوروترانسمیترهای مغزی، مثالی از اختلالات متابولیسمی ناشی از مصرف انواع ترکیبات آمفتامین ها می باشد. به عنوان مثال مطالعات زیادی تأثیر متامفتامین را بر دوپامین به اثبات رسانده است که این اثر با آسیب نورونی طولانی مدت (حتی 3 سال پس از ترک) همراه بوده است (مک کان و همکاران، 1998، به نقل از دیویس و همکاران، 2007). «مرگهای مربوط به مت آمفتامین و پذیرش بخش اورژانس بیمارستان در ارتباط با این مادۀ مخدر رو به افزایش است» (آنجلینا و همکاران، 2000، ص 1).
علاوه بر آسیب پذیری های بیان شده، بنا به گفتۀ شاپتا و همکاران (1998)، افرادی که محرکات غیر قانونی به خصوص کوکائین و مت آمفتامین به کار می برند درگیر رفتارهای جنسی پرخطر که ریسک ابتلاء به ایدز را افزایش می دهند، می شوند. شاپتا و همکاران در پژوهش خود ثابت کردند که درمان این افراد منجر به کاهش یافتن رفتارهای جنسی پرخطر و میزان ابتلاء به ایدز (از طریق کاهش دادن تعداد شرکاء جنسی) می شود.
2-2-2 عود مصرف موادبه طور کلی، تحقیقات فاکتورهای خطر بیشماری را در فرایند مصرف و عود مصرف مواد نشان داده اند، این فاکتورها شامل عاطفۀ منفی، انگیزه، اشتیاق، ولع مصرف، استرس های بین فردی، خودکارآمدی، و مهارت های انطباقی ناکارآمد در موقعیت های پرخطر می باشند. (ویکی ویتز و همکاران، 2004). در تحقیقی دیگر نشان داده شده است که موقعیت های پرخطری که منجر به عود مصرف مواد می شوند شامل موارد زیر است: موقعیت های عاطفۀ منفی مانند هیجانات ناخوشایند، ناراحتی فیزیکی و درگیری با دیگران؛ موقعیت های عاطفۀ مثبت مانند هیجانات خوشایند، اوقات لذت بخش با دیگران و فشار اجتماعی برای نوشیدن؛ انگیخته ها و تست کنترل (برزلین و همکاران، 2000). مطالعات رو به گسترش از این دیدگاه حمایت می کنند که به خصوص عاطفۀ منفی محرکی بالقوه برای رفتارهای کاووش مواد و عود مصرف سیگار می باشد (بیکر و همکاران، 2004). از سویی، نیوتن و همکاران (2009)، جنبه های ویژۀ رفتاری را که منجر به عود مصرف مواد می شوند به موارد تقویت منفی ( اجتناب از درد)، تقویت مثبت ( لذت جویی)، پاداش قابل توجه (ولع مصرف)، یادگیری پاسخ به محرکها (عادتها)، اختلالِ کنترل بازداری (تکانشگری) تقسیم بندی کرده اند.
بنا به گفتۀ کاپلان و سادوک (ترجمه ربیعی، 1378)، «عوامل خطرساز برای سوء مصرف مواد و عود عبارتند از میزان بالای تعارضات خانوادگی، مشکلات تحصیلی، بروز همزمان اختلالات روانی نظیر اختلال سلوک و افسردگی، مصرف مواد از سوی همسالان و والدین، و تکانشگری و شروع زودرس مصرف سیگار؛ هر چه تعداد عوامل خطرساز در یک فرد بیشتر باشد احتمال مصرف مواد در اولویت است» (ص 644-643).
علل دیگر عود مصرف را به فرایندهای ناکارآمد شناختی و هیجانی ربط می دهند. بنا به گفتۀ هِیمن (2011)، عوامل تداوم بخش رفتارهای اعتیاد آور شامل ولع مصرف و کژکاری در تنظیم شناختی و هیجانی است. به نظر می رسد که ولع مصرف مواد به وسیلۀ فرایندهای شناختی- هیجانی خودکار یا غیر خودکار کنترل می شوند، به گونه ای که نظریه های ولع مصرف عموماً تأکید می کنند اشتیاق ها در افراد با فعال شدن هیجان ها و انگیزه های جستجوی مواد در ارتباط هستند (تیفانی، 1990، به نقل از کیانی و همکاران، 1391). هدف قرار دادن فاکتورهای خطرزا، موقعیت های پرخطر، جنبه های ویژۀ رفتاری، و پردازش های شناختی و هیجانی ناکارآمد که منجر به عود مصرف مواد می شوند یک اولویت درمانی ضروری محسوب می شود.
2-2-3 ذهن آگاهیمتغیر درمانی مهم در تحقیق جاری ذهن آگاهی است. این مفهوم در سال های اخیر در دنیای درمان جایگاه خاصی پیدا کرده است. مفهوم «ذهن آگاهی» از مذهب بودا با سنت 2500 ساله از هند شروع شده و بعد از دگرگون شدن به غرب دور راه پیدا کرده است (آپل و کیم-آپل، 2009). ذهن آگاهي در آيين بودا تحت عنوان توجه محض يا ثبت غير استدلالي رويدادها بدون واكنش یا ارزیابی ذهني تعريف شده است (کارداسیوتو، 2005)، در واقع ذهن آگاهی واکنشی پیشگیرانه برای افکاری است که ما را غمگین یا مضطرب می کند و به ما کمک می کند تا به حالت تعادل بعد از هیجان های تجربه شدۀ منفی بازگردیم (هریس، 2013).
محققان بسیاری تأثیر ذهن آگاهی را بر احساسات، هیجانات، و ادراکات ما مورد بررسی قرار داده اند و به تعاریف و نتایج قابل توجهی دست یافته اند به عنوان مثال، ذهن آگاهی به عنوان یک احساس بدون قضاوت و متعادل از آگاهی تعریف شده است که به واضح دیدن و پذیرش هیجانات و پدیده های فیزیکی، همان طور که اتفاق می افتند، کمک می کند (نف، 2003). افراد ذهن آگاه واقعیات درونی و بیرونی را آزادانه و بدون تحریف ادراک می کنند و توانایی زیادی در مواجهه با دامنه گسترده ای از تفکرات، هیجانات و تجربه ها (اعم از خوشایند و ناخوشایند) دارند (براون و همکاران، 2007).
آپل و کیم- آپل (2009) بیان می دارند که مراقبۀ ذهن آگاهی با «آرمیدگی» تفاوت دارد، بدین صورت که در آرمیدگی فرد به احساسات بدنی و تنفس توجه می کند ولی در مراقبه ی ذهن آگاهی افکار و هیجانات در حالت آرامش مورد قبول ذهن واقع می شوند. هر چند هدف اصلي ذهن آگاهي آرام سازي نيست اما مشاهدۀ غيرقضاوتي رويدادهاي منفي دروني يا برانگیختگی فيزيولوژي باعث بروز اين حالت مي شود (بورکووِک، 2002).
در واقع ذهن آگاهی به معنی توجه کردن به تجربیات لحظه به لحظه مانند احساسات فیزیکی، هیجان، ولع، و تنش است و این توجه در حالی است که تجربیات بدون اقدام، بدون قضاوت، بدون نشخوار فکری و بدون تلاش در ثبت آنها مورد قبول ذهن واقع می شوند (دیویس و همکاران، 2007). زمانی که ما مستقیماً به چشم هیجانات آزاردهنده نگاه می کنیم و درک می کنیم که هیجانات چه هستند و چگونه عمل می کنند، به همان اندازه بیشتر از جلو چشمانمان ناپدید می شوند مانند سیاهی جنگل که زیر خورشید صبحگاهی به تدریج ناپدید می شود و زیبایی های آن آشکار می شود. بعد از آن هر زمان که هیجانات فوران کنند، آنها باعث زنجیره ای از افکار که ما را به اقدام مجبور می کنند، نمی شود. مراقبۀ ذهن آگاهی، ممکن است منجر به تسهیل رشد بینشِ فراشناختی شود، زیرا در این مراقبه (مانند بینش فراشناختی)، افکار و حوادث به صورت گذرا، ذهنی و غیر واقعی درک می شوند تا تجلی دقیق حقیقت (بیشاپ و همکاران، 2004).
با تمرین مهارت های ذهن آگاهی که نوعی آگاهی لحظه به لحظه می باشد، فرد به الگوهای افکار، احساس و تعاملاتش با دیگران بینش پیدا می کند و در نتیجه می تواند ماهرانه و بطور ثمربخش، نه اینکه به صورت اتوماتیک و ازروی عادت و ناهوشیارانه، پاسخ مناسب دهد (تیزدیل و همکاران، 2000). ناگفته نماند که این مهارت احتیاج به تمرین دارد. دیویس و همکاران (2007) بیان می دارند که ذهن آگاهی یک مهارت است و مانند یادگیری یک آلت موسیقی، نیاز به تمرین روزانه و تکراری دارد. از دیدگاه روانشناسی غرب، وقتیکه ذهن آگاهی هم از طریق مراقبه رسمی و هم با تمرین روزانه یاد گرفته می شود یک فرایند بیداری اتفاق می افتد( کابات-زین، 1999).
پژوهشگرانی از قبیل دیویدسون و همکاران (2003)، مالیبوف- هرتیوباس (2013)، نریمانی و همکاران (1389)، نجاتی و همکاران (1390)، موسویان و همکاران (1389)، صادقی و همکاران (1389)، بساک نژاد و همکاران (1390)، و حناساب زاده اصفهانی و همکاران (1388، 1389) در پژوهش های خود به نقش مثبت ذهن آگاهی یا درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی بر سلامتی پی بردند.
2-2-4 اعتیادارتباط بین اعتیاد و ذهن آگاهی و چگونگی تأثیرپذیری آن از ذهن آگاهی و همچنین ارتباط اعتیاد با استرس در زیر شرح داده می شوند.
2-2-4-1 اعتیاد و ذهن آگاهیتحقیقات زیادی نشان می دهند که تمرین های مراقبه از قبیل ذهن آگاهی برای جلوگیری از اعتیاد و نیز در درمان آن موثر هستند. بوئن و همکاران (2009) بیان می دارند که ذهن آگاهی از طریق افزایش آگاهی، تنظیم و تحمل عوامل بالقوه ای که منجر به عود مصرف می شوند، توانایی مقابله با محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد منتهی به عود را افزایش می دهد و چرخه اتوماتیک قبلی رفتارهای سوء مصرف مواد را قطع می کند. لارمیر و همکاران (1999) بر این عقیده اند که ذهن آگاهی یعنی قبول زمان حال، در حالیکه اعتیاد خواسته تکراری برای اجتناب از زمان حال است که منتهی به برانگیختن انگیزه برای سوء مصرف مواد می شود. در جریان عود مصرف، آگاهی و قبولی که به وسیله ذهن آگاهی تقویت شده است ممکن است به تشخیص و کاهش سرزنش، احساس گناه، و تفکر منفی که باعث افزایش خطر عود مصرف می شود، کمک کند (برزلین و همکاران، 2002).
در تحقیقی که توسط تیزدیل و همکاران (1999، به نقل از برزلین و همکاران، 2002) صورت گرفت، یک تحلیل پردازش اطلاعات از عود مصرف مواد به صورت زیر ارائه شده است:
تمرین های ذهن آگاهی از طریق افزایش آگاهی و توجه یا حساسیت زایی به الگوهای افکار و هیجاناتی که به صورت بالقوه باعث هدایت به عود مصرف می شود و همچنین حساسیت زدایی از محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد به خصوص عاطفۀ منفی (از طریق درگیری کامل با محرکهای عاطفه منفی) به جلوگیری از عود مصرف کمک می کنند. در واقع این تحلیل پردازش اطلاعات، دو مسیر اساسی را برای مصرف مواد تشخیص می دهد: 1- نیمه هوشیار (فعال شدن شبکۀ حافظه مرتبط به مواد) 2- هوشیار (خودکارآمدی و انتظارات پیامد)؛ دو روشی که به وسیلۀ آنها ذهن آگاهی می تواند توانایی پاسخ دادن به صورت انعطاف پذیر و با آگاهی بالا در چالش با عاطفۀ منفی را افزایش و احتمال عود مصرف را کاهش دهد. این مطلب بدین معنی است که حساسیت زایی توجه به فرایندهای نیمه هوشیار و حساسیت زدایی هیجان (تحمل عاطفۀ منفی و شناخت های منفی) که هوشیار است، منجر به جلوگیری از عود مصرف مواد می شود.
بر اساس گفتۀ بلیک و همکاران (2011)، مراقبۀ ذهن آگاهی از انواع عملکردهای شناختی سطح بالاست که می تواند سوء مصرف مواد را تحت الشعاع خود قرار دهد. امروزه درمان بر پایۀ ذهن آگاهی در انواع مختلفی از اختلالات روانی راه پیدا کرده است، این درمان ها شامل افسردگی اساسی، اختلال اضطراب منتشر، اختلال شخصیت مرزی، اختلال خوردن، اختلال استرس پس از سانحه، و سوء مصرف مواد است (کومار و همکاران، 2008). چندین مطالعه کارآمدی مداخلات روانی بر پایۀ ذهن آگاهی را در جلوگیری از افسردگی اساسی، اضطراب، روان پریشی، مشکلات تصویر بدن، و سوء مصرف مواد را هم در جمعیت بالینی و هم غیربالینی نشان داده اند (چمبرز و همکاران، 2009).
مراقبۀ ویپاسانا ، تمرینی بودایی بر پایۀ ذهن آگاهی، جایگزینی است برای افرادی که نمی خواهند در درمانهای اعتیاد سنتی شرکت جویند و یا در این درمانها موفق نبوده اند (بوئن و همکاران، 2006). به طور کلی، امروزه از مهارت های ذهن آگاهی به عنوان روشی برای مقابله کردن با تحریکاتی که باعث عود مصرف می شوند، استفاده می شود.

–368

54038554038500 دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم وتحقیقات گیلان
پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی (M.Sc)
عنوان:
اثربخشی آموزش نرم‌افزار ان‌بک بر بهبود حافظه فعال دانش آموزان نارساخوان
استاد راهنما:
دکتر عباسعلی حسین‌خانزاده
استاد مشاور:
دکتر موسی کافی
نگارنده:
نورا آقاجانی
بهمن 1392
به:
آنان که مهر آسمانی‌شان آرام‌بخش دردهای زمینی‌ام است!
پدر و مادر
یگانه خواهر
و
برادرانم
به پاس قلب‌های کوچک‌شان که فریادرس است و سرگردانی و ترس در پناهشان به شجاعت می‌گراید!
سپاسگزاري
سپاس بی‌کران پروردگار گیتی را که بسیار بخشنده است و بر هر بخشایشی سپاسی سزاوار؛ سپاسگزار پدر و مادر عزيزم هستم كه مرا آموختند كه ناداني‌ام را بپذيرم و مشتاق آموختن باشم؛ سپاس سه‌گانه‌ای از برادران خوبم و یگانه خواهر بی‌همتایم که وجودشان مایه دلگرمی‌ام در ادامه راهی بود که پیمودم. از استاد راهنمای گرامی جناب آقای دکتر عباسعلی حسین‌خانزاده سپاسگزارم که راه و رسم پژوهش را به من آموخت. سپاسگزار دکتر موسی کافی هستم که زحمت مشاوره این پژوهش را بر عهده داشت. در پایان سپاسگزاری ویژه از آنانی که عاشقانه می‌سوزند تا گرمابخش وجود فرزندان این مرز و بوم و روشنگر راه آنها باشند و سپاس از دوستان و هم‌کلاسی‌هایی که از اول راه بودند، اما چون همیشه بودند! کمتر دیده شدند و این دلیل بر ناسپاسی نباشد.
خدایا چنان کن که پایان کار تو خشنود باشی و ما رستگار سپاس
نورا آقاجانی
باسمه تعالی
«تعهدنامه اصالت رساله یا پایان‌نامه»
اینجانب نورا آقاجانی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته روانشناسی بالینی که در تاریخ 30/11/92 از پایان نامه خود تحت عنوان: اثربخشی آموزش نرم‌افزار ان‌بک بر بهبود حافظه فعال دانش آموزان نارساخوان با کسب نمره 18 و درجه عالی دفاع نموده‌ام، بدینوسیله متعهد می‌شوم:
این پایان‌نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان‌نامه، کتاب، مقاله و … ) استفاده نموده‌ام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوط ذکر و درج کرده‌ام.
این پایان‌نامه پیش از این برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح، پایین‌تر یا بالاتر) در دیگر دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی ارایه نشده است.
چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هر گونه بهره‌برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان‌نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوط را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطعی زمانی خلاف موارد بالا ثابت شود، عواقب ناشی از آن را می‌پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی‌ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نورا آقاجانی
تاریخ و امضاء
فهرست ……………………………………………………………………………………………………صفحه
TOC o “1-3” h z u چکیده PAGEREF _Toc411723972 h 1فصل اول: کلیات پژوهش PAGEREF _Toc411723973 h 2پیش‌درآمد PAGEREF _Toc411723975 h 3مقدمه PAGEREF _Toc411723976 h 3بیان مساله PAGEREF _Toc411723977 h 5اهمیت و ضرورت پژوهش PAGEREF _Toc411723978 h 9هدف‌های پژوهش PAGEREF _Toc411723979 h 12هدف کلی PAGEREF _Toc411723980 h 12هدف‌های جزیی PAGEREF _Toc411723981 h 12فرضیه‌ها PAGEREF _Toc411723982 h 12معرفی متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc411723983 h 12تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها PAGEREF _Toc411723984 h 12متغیرهای کنترل PAGEREF _Toc411723985 h 13فصل دوم: پیشینه پژوهش PAGEREF _Toc411723986 h 14پیش‌درآمد PAGEREF _Toc411723988 h 15بخش اول: گستره نظری ناتوانایی‌های یادگیری PAGEREF _Toc411723989 h 15سبب‌شناسی ناتوانایی‌های یادگیری PAGEREF _Toc411723990 h 16عوامل درونی PAGEREF _Toc411723991 h 17یادگیری و سیستم عصبی PAGEREF _Toc411723992 h 17ژنتیک PAGEREF _Toc411723993 h 17عوامل بیرونی PAGEREF _Toc411723994 h 18طبقه‌بندی ناتوانایی‌های یادگیری PAGEREF _Toc411723995 h 19بخش دوم: گستره نظری نارساخوانی PAGEREF _Toc411723996 h 20تاریخچه نارساخوانی PAGEREF _Toc411723997 h 20تعریف و توصیف نارساخوانی PAGEREF _Toc411723998 h 24طبقه‌بندی اختلال‌های خواندن PAGEREF _Toc411723999 h 26مراحل رشد خواندن PAGEREF _Toc411724000 h 27فرایند یادگیری خواندن PAGEREF _Toc411724001 h 29شیوع نارساخوانی PAGEREF _Toc411724002 h 29رویکردهای تبیینی اختلال نارساخوانی PAGEREF _Toc411724003 h 31تقارن نیمکره‌های مغز PAGEREF _Toc411724004 h 31عوامل دیداری PAGEREF _Toc411724005 h 31عوامل شناختی و پردازشی PAGEREF _Toc411724006 h 32فراشناخت PAGEREF _Toc411724007 h 32عوامل وراثتی PAGEREF _Toc411724008 h 33خودکاری PAGEREF _Toc411724009 h 34عوامل عصب‌شناختی PAGEREF _Toc411724010 h 34عوامل مبتنی بر مغز PAGEREF _Toc411724011 h 35مخچه و نارساخوانی PAGEREF _Toc411724012 h 35تحلیل نقش سایر بخش‌های مغز در نارساخوانی PAGEREF _Toc411724013 h 36تفاوت‌های عملکرد افراد عادی و بیمار PAGEREF _Toc411724014 h 37عوامل توام با نارساخوانی PAGEREF _Toc411724015 h 38ویژگی‌های اختلال نارساخوانی PAGEREF _Toc411724016 h 40بخش سوم: گستره نظری حافظه PAGEREF _Toc411724017 h 42الگوهای سنتی حافظه PAGEREF _Toc411724018 h 42سه مرحله حافظه PAGEREF _Toc411724019 h 45تکالیف مورد استفاده برای اندازه‌گیری حافظه PAGEREF _Toc411724020 h 45زیست شناسی یادگیری و حافظه PAGEREF _Toc411724021 h 46حافظه فعال PAGEREF _Toc411724022 h 47تکالیف اندازه‌گیری حافظه فعال PAGEREF _Toc411724023 h 50نظریه‌های حافظه فعال PAGEREF _Toc411724024 h 50مدل پردازش اطلاعات PAGEREF _Toc411724025 h 50یادگیری و حافظه فعال PAGEREF _Toc411724026 h 53نارساخوانی و حافظه فعال PAGEREF _Toc411724027 h 54گستره پژوهشی PAGEREF _Toc411724028 h 55جمع‌بندی PAGEREF _Toc411724029 h 64فصل سوم: روش‌شناسی PAGEREF _Toc411724030 h 65پیش‌درآمد PAGEREF _Toc411724032 h 66روش پژوهش PAGEREF _Toc411724033 h 66جامعه آماری PAGEREF _Toc411724034 h 66نمونه و روش نمونه‌گیری PAGEREF _Toc411724035 h 66معیارهای ورود پژوهش PAGEREF _Toc411724036 h 66معرفی ابزارهای پژوهش PAGEREF _Toc411724037 h 67معرفی برنامه مداخله‌ای PAGEREF _Toc411724038 h 69شیوه اجرای پژوهش PAGEREF _Toc411724039 h 70روش‌های تجزیه و تحلیل داده‌ها PAGEREF _Toc411724040 h 71فصل چهارم: یافته‌ها PAGEREF _Toc411724041 h 72پیش‌درآمد PAGEREF _Toc411724043 h 73شاخص‌های توصیفی PAGEREF _Toc411724044 h 73یافته‌های استنباطی PAGEREF _Toc411724045 h 75فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری PAGEREF _Toc411724046 h 79پیش‌درآمد PAGEREF _Toc411724048 h 80بحث و نتیجه‌گیری PAGEREF _Toc411724049 h 80محدودیت‌های پژوهش PAGEREF _Toc411724050 h 85پیشنهادها PAGEREF _Toc411724051 h 86پیشنهادهای پژوهشی PAGEREF _Toc411724052 h 86پیشنهادهای کاربردی PAGEREF _Toc411724053 h 86منابع PAGEREF _Toc411724054 h 88منابع فارسی PAGEREF _Toc411724055 h 88منابع لاتین PAGEREF _Toc411724056 h 89
فهرست جدول‌ها…………………………………………………………………………………………………………صفحه
جدول 4-1: آماره‌های توصیفی مولفه‌های حافظه فعال (18=n)………………………………………………………………………………………………………………..73
جدول 4-2: آماره توصیفی مولفه‌های توانایی خواندن (18=n)…………………………………………………………………………………………………………………74
جدول 4-3: بررسی مفروضه همگنی شیب رگرسیون پیش‌آزمون و پس‌آزمون حافظه فعال در گروه آزمایش و کنترل………………………………………75
جدول ۴-۴: نتایج تحلیل کوواریانس یک راهه تفاوت گروه آزمایش و کنترل در حافظه فعال……………………………………………………………………….75
جدول 4-5: میانگین‌های برآورد شده نهایی حافظه فعال در گروه‌ها………………………………………………………………………………………………………….76
جدول 4-6: بررسی مفروض همگنی شیب رگرسیون پیش‌آزمون و پس‌آزمون توانایی خواندن در گروه آزمایش و کنترل…………………………………77
جدول 4-7: نتایج تحلیل کوواریانس یک راهه تفاوت گروه آزمایش و کنترل در توانایی خواندن………………………………………………………………….77
جدول 4-۸: نتایج آزمون تی جهت بررسی تفاوت گروه آزمایش و کنترل در پیش‌آزمون و پس‌آزمون توانایی خواندن……………………………………..78
جدول 4-۹: نتایج آزمون t نمونه‌های جفت‌شده برای بررسی تفاوت دو گروه آزمایش و کنترل در پیش‌آزمون و پس‌آزمون توانایی خواندن………78
چکیدهخواندن اساسی‌ترین ابزار یادگیری دانش آموزان است. نارساخوانی بیشترین درصد دانش آموزان ناتوان یادگیری را به خود اختصاص می‌دهد که با عدم موفقیت در زمینه مهارت‌های زبانی مثل خواندن، نوشتن و هجی‌کردن تعریف می‌شود. ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺑﻪ وﻳﮋه حافظه فعال نیز یکی از عوامل مهم در امر یادگیری است که این دانش آموزان در آن ضعف شدید دارند. از این رو این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش نرم‌افزار ان‌بک بر حافظه فعال دانش آموزان نارساخوان انجام شد. بدین منظور از بین دانش آموزان پسر دوم تا پنجم ابتدایی شهر رشت، ابتدا ۱۸ نفر از آنهایی که با آزمون غربال نارساخوانی نما تشخیص اختلال خواندن را دریافت کرده بودند، انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه ۹ نفره آزمایش و کنترل جایدهی شدند. آزمودنی‌های گروه آزمایش به صورت انفرادی و در ۳۰ جلسه ۲۰ دقیقه‌ای با نرم‌افزار ان‌بک آموزش دیدند. به منظور جمع‌آوری داده‌ها از آزمون خواندن و نارساخوانی نما، نرم‌افزار سنجش حافظه‌کاری دانیمن و کارپنتر و نرم‌افزار ان‌بک استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس حاکی از تاثیر مثبت آموزش نرم‌افزار ان‌بک بر بهبود حافظه فعال و مولفه‌های آن در آزمودنی‌های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بود. بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که نرم‌افزار ان‌بک این مزیت را دارا است که می‌توان از آن در بهبود حافظه فعال کودکان نارساخوان و در نتیجه در حل مشکلات تحصیلی آنها بهره گرفت.
کلمات کلیدی: آموزش نرم‌افزار ان‌بک، حافطه فعال، دانش آموزان نارساخوان
5003801624330فصل اولکلیات پژوهش00فصل اولکلیات پژوهش
پیش‌درآمددر این فصل به کلیات پژوهش پرداخته می‌شود؛ بنابراین به ترتیب موضوعاتی مانند مقدمه، بیان مساله، اهمیت و ضرورت پژوهش، هدف‌های پژوهش و تعریف‌های مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش به تفصیل بررسی می‌شود.
مقدمهناتوانی یادگیری از جمله مسايلی است که در دهه‌های اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری با وجود داشتن محیط آموزشی مناسب و هوش طبيعي و نداشتن ضایعات مغزی و بیولوژیکی و مشکلات روانی-اجتماعی توانايي یادگیری در زمینه‌های خاص را ندارند (والاس و لافلین، 1979؛ ترجمه منشی طوسی، 1376). تا اواسط سال 1960 میلادی ناتوانایی‌های یادگیری در زمره ناتوانایی‌های خاص به شمار نمی‌آمدند (شکوهی و پرند، 1385). حداقل 5 درصد کودکان سنین مدرسه درگير اختلالات یادگیری می‌باشند و در ایالات متحده آمريكا این میزان حدود نیمی از کل کودکان مدارس عمومی را شامل مي‌شود كه خدمات آموزشی استثنایی دریافت می‌کنند. قانون آموزش افراد با ناتوانی در سال 1975 ایالت‌هاي آمريكا را به فراهم نمودن خدمات آموزشی رایگان و مناسب برای تمامی کودکان ملزم نموده است. اختلالات یادگیری به میزانی بیش از حد متوسط با خطر انواع اختلالات همزمان از جمله اختلال نارسایی توجه/فزون‌کنشی، اختلالات ارتباطی، سلوک و افسردگی همراهند (کاپلان و سادوک، 2007).
طبق تعریف دولت فدرال امریکا ناتوانی یادگیری این گونه تعریف شده است: “ناتوانی یادگیری خاص عبارت است از وجود اختلال در یک یا بیش از یک فرایند روان‌شناختی پایه که در فرایند درک یا کاربرد زبان شفاهی یا نوشتاری نقش دارد. این اختلال موجب بروز نقص در توانایی افراد در گوش دادن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی‌کردن یا محاسبات ریاضی می‌گردد. این اصطلاح شرایطی چون معلولیت‌های ادراکی، آسیب مغزی، اختلال جزئی در کارکرد مغز، نارساخوانی و زبان‌پریشی تحولی را شامل می‌شود. این اصطلاح در مورد کودکانی که مشکلات یادگیری آنها از توانایی‌های حرکتی، بینایی یا شنوایی، عقب‌ماندگی ذهنی، آشفتگی‌های هیجانی، فقر محیطی، فرهنگی یا اقتصادی ناشی می‌شود، به کار برده نمی‌شود” (به نقل از شکوهی و پرند، 1385).
یادگیری فرایندی پیچیده و مستلزم برخورداری از توانایی‌های گوناگون، امکانات و شرایط متعدد است. به عبارت دیگر برای آنکه انسان بیاموزد و از آموخته‌های خویش در حکم تجربه‌ای برای کنترل محیط خود استفاده کند باید مجموعه‌ای از عوامل در کنار هم قرار گیرند و در تعامل با یکدیگر باشند (ریاحی، ۱۳۸۷). ناتوانایی‌های یادگیری یک اختلال عصب‌شناختی است که بر توانایی مغز در دریافت، پردازش، ذخیره‌سازی و پاسخ‌دهی به اطلاعات تاثیر می‌گذارد. این وضعیت یک اختلال مجزا و منفرد نیست بلکه به گروهی از اختلال‌های متفاوت و گوناگون اشاره می‌کند؛ در این حالت، فرد در فراگیری مهارت‌های بنیادین تحصیلی با مشکلات اساسی مواجه است که این مهارت‌ها که برای کسب موفقیت در تحصیل و اشتغال ضروری است (بهاری و سیف نراقی،۱۳۸۷).
از اوایل دهه سال ۱۹۶۰ مطالعه درباره کودکانی شروع شده که علی‌رغم داشتن هوش عادی قادر به تحصیل و ادامه آن بدون بهره‌گیری از آموزش‌های ویژه نبودند و یا در برخی دروس نمرات قابل قبول و خوب داشته و در برخی مردود می‌شدند (میلانی‌فر، ۱۳۸۴). برآوردهای خوشبینانه نشان می‌دهند که کمینه ۲۰ درصد از دانش آموزان در یادگیری و تحصیل مشکل دارند که از این تعداد درصد قابل توجهی دارای اختلال یا ناتوانی یادگیری هستند. در چند دهه اخیر نیز به تعداد این دانش آموزان افزوده شده است (علیزاده، ۱۳۹۰). در ادبیات مربوط به این دانش آموزان، به ترتیبی که طرفداران مدل شناختی یادگیری بر فرایندهای تفکر مثل حافظه اصرار می‌ورزند از اصطلاحات گوناگونی همچون اختلال جزیی در کنش‌های مغز و اختلال در ادراک و پردازش اطلاعات و نظایر آن استفاده می‌شود (افروز، ۱۳۸۵).
متن تجدید نظر شده چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی، در فصل اختلالات یادگیری چهار طبقه تشخیصی اختلال خواندن، اختلال ریاضیات، اختلال بیان نوشتاری و اختلال یادگیری نامعین را گنجانده است (کاپلان و سادوک، 2007). ناتوانی در خواندن، شاید بیش از ديگر اختلالات اختصاصی یادگیری در حوزه‌های گوناگون مانع پیشرفت تحصیلی می‌گردد زیرا خواندن راه دستیابی به دامنه گسترده‌ای از اطلاعات است (داکرال و مک شین، 1993، ترجمه احدی و اسدی، 1376). در حدود 90 درصد دانش آموزان با ناتوانی یادگیری، در خواندن مشکل دارند (شکوهی و پرند، 1385). يكي از اختلالات بسيار رايج يادگيري، اختلال خواندن است. اختلال خواندن در واقع مهم‌ترين اختلال يادگيري است زيرا خواندن پايه انواع يادگيري است (كريمي، 1387).
خواندن اساسی‌ترین ابزار یادگیری دانش آموزان است و نارساخوانی بیشترین درصد دانش آموزان ناتوان یادگیری را به خود اختصاص می‌دهد که با عدم موفقیت در زمینه مهارت‌های زبانی مثل خواندن، نوشتن و هجی‌کردن تعریف می‌شود. ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺑﻪ وﻳﮋه حافظه فعال نیز یکی از عوامل مهم در امر یادگیری است که این دانش آموزان در آن ضعف شدید دارند(حسین‌خانزاده، 1392). نارساخوانی به عنوان اختلالی در کودکان تعریف می‌شود که با وجود برخورداری از آموزش‌های مناسب با سطح هوشی‌شان در زمینه مهارت‌های زبانی مثل خواندن، نوشتن و هجی‌کردن ناموفق هستند (رودریک و رود، 2008).
در حوزه فعالیت‌های تحصیلی، خواندن از اهمیت زیادی برخوردار است. در واقع خواندن شایع‌ترین مساله دانش آموزان مبتلا به ناتوانایی‌های یادگیری را تشکیل می‌دهد (کراتوچویل و موریس، ۱۹98). توانایی خواندن یکی از توانایی‌های اساسی زندگی روزمره ماست. در جامعه‌ای که روان خواندن ارزش و جایگاه بالایی دارد، کسانی که مبتلا به نارساخوانی (دشواری در رمزگشایی، خواندن و درک متن) هستند، به شدت از این مساله آسیب دیده و ناراحتند (بنسایچ و توماس، ۲۰۰۳؛ ترجمه خرازی و حجازی، ۱۳۹۲). خواندن مهارتی است که حداقل شامل زبان، حافظه، تفکر، هوش و ادراک است (گارود و دینمن، ۲۰۰۳؛ ترجمه خرازی و حجازی، ۱۳۹۲). گفته می‌شود افراد نارساخوان از تمرین و مرور ذهنی و دسته‌بندی لغاتی که با یکدیگر ارتباط دارند، استفاده نمی‌کنند و در نتیجه دچار نارسایی حافظه و محرک‌های شنوایی و بینایی می‌شوند. آزمایش پس از مرگ مبتلایان به نارساخوانی، آسیب‌های عضوی در لوب تامپورال (مرکز گفتار، حافظه، لغت و خواندن) و لوب پاری ایتال نیم‌کره غالب مغز در منطقه (فضایی، بینایی و ادراکی) را نشان داده است (میلانی‌فر، ۱۳۸۴). از سویی با توجه به علاقه‌مندی روز افزون پژوهشگران به مباحث حافظه، به طور خاص حافظه فعال که همانطور که گفته شد به تبیین مدل شناختی نارساخوانی می‌پردازد و همچنین ارتباطی که میان میزان ضعف حافظه دیداری و شنیداری با میزان نارساخوانی هست (علیزاده، ۱۳۸۱)، وضوح هر چه بیشتر این تأثیرپذیری و اهمیت پیگیری این ارتباط و آگاهی هر چه بیشتر از این مهم بتواند سهم چشمگیری در ارتقای میزان حافظه فعال این دانش آموزان و در نهایت بهبود مشکلات تحصیلی آنها داشته باشد.
بیان مسالهدر توصیف ویژگی‌های شناختی و ادراکی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری و شاخص‌های مشکلات خواندن در افراد نارساخوان، ضعف حافظه بخش مهمی را به خود اختصاص می‌دهد. در دانش آموزان با اختلال یادگیری شواهدی از نقص حافظه فعال در انتقال و انطباق ناحیه کاری حافظه دیداری-فضایی نشان داده‌اند و این نقص در بروز اختلال در خواندن، ضعف در حافظه کوتاه‌مدت کلامی و سرعت پردازش بروز می‌کند (جنکس و لیشات، ۲۰۰۹). پژوهش‌ها حاکی از وجود رابطه بین حافظه و مشکلات خواندن، زبان و هجی‌کردن می‌باشند. این افراد دارای مشکلاتی نظیر مشکل در ﺣﻔﻆ ﺗﻮﺟﻪ، ﺑﺎزداري ﺗﻜﺎﻧﻪﻫﺎ، ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻰ ﺣﺮﻛﺘﻰ، ادراك و ﺗﻤﻴﺰ ﺷﻨﻴﺪارى و دﻳﺪارى، ﺿﻌﻒ اﻧﮕﻴﺰش، ﺿﻌﻒ در ﺗﻌﻤﻴﻢ و ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪﻫﻰ، ﺿﻌﻒ در ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻓﻌﺎل، ﺣﻮاسﭘﺮﺗﻰ، ﺿﻌﻒ در ادراك ﻧﻘﺶ از زﻣﻴﻨﻪ، ﭘﺮدازش اﻃﻼﻋﺎت، ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻰ دﻳﺪارى ﺣﺮﻛﺘﻰ، ﺳﺒﻚ ﻳﺎدﮔﻴﺮى و ﺑﻲﻗﺮارى و فزون‌کنشی ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ (لرنر، ۲۰۰۳؛ تارویان، نیکلسن و فاوست، ۲۰۰۷). دانش آموزان نارساخوان در به خاطر سپردن مواد درسی، به ویژه متون خواندنی مشکلات بسیاری دارند، و این امر خود منجر به مشکلات تحصیلی بیشتری می‌شود. حافظه شامل حافظه کوتاه‌مدت، بلندمدت و حافظه فعال است. حافظه فعال در مقایسه با حافظه کوتاه‌مدت تاثیر بیشتری بر مهارت‌های خواندن دارد. علاوه براین، این دانش آموزان هم در حافظه دیداری و هم در حافظه شنیداری که از مولفه‌های حافظه فعال می‌باشند، ضعف دارند (به نقل از شکوهی و پرند، 1385).
حافظه فعال عبارت از اطلاعات فعلي موجود در حافظه است كه براي حل مساله به كار برده مي‌شود. حافظه فعال اطلاعات موجود حايل حسی، مدارهای مرور ذهنی و نیز آن چیزهایی را شامل می‌شود که در حافظه دايمی وجود دارد. در واقع حافظه فعال شامل اطلاعات ثبت شده در حافظه دايمی است که در حال حاضر در وضعیت به طور کامل فعال قرار گرفته‌اند؛ نمی‌توان گفت که کدام اطلاعات جزو حافظه فعال هستند زیرا هر گونه اطلاعاتی که برای تحلیل بیشتر فعال گردد در همان لحظه جزء حافظه فعال محسوب می‌گردد؛ پس می‌توان گفت كه حافظه فعال بر تمامی اطلاعات موقتی دلالت دارد که فرد در هر لحظه مورد نظر به آنها دسترسی دارد (آندرسون، ۱۹۹۵). بدلی و هیچ (1974) حافظه فعال را روشی معرفی کردند که اطلاعات در حال کار و توجه روي آنها ذخیره می‌گردند (کالات 2007). حافظه فعال یکی از فرایندهای شناختی مهم است که زیربنای تفکر و یادگیری می‌باشد. این حافظه نقشی حساس در یادگیری خواندن و حساب‌کردن کودکان دارد، بدین ترتیب حافظه فعال نقش عمده‌ای را در ناتوانایی‌های یادگیری کودک ایفا می‌کند (دن، 2008).
همان طور که در تعاریف ناتوانایی‌های یادگیری آمده است، این داﻧﺶآﻣﻮزان داراي ﺗﻮزﻳﻊ ﻫﻮش ﺑﻬﻨﺠﺎر ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ و در ﻫﺠﻲ ﻛﺮدن، ﺣﺴﺎب و ﺧﻮاﻧﺪن داراي ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ هستند (هیمیان و برگر ۲۰۰۷). ﻧﺎﺗﻮاﻧﻲﻫﺎي ﻳﺎدﮔﻴﺮي ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺸﻜﻞ ﻋﺼﺐ‌ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻼت ﺟﺪيد در ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺧﻮاﻧﺪن، رﻳﺎﺿﻴﺎت و ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻫﻤﺮاه ﺑﻮده و ﺑﺎ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ذﻫﻨﻲ ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر از ﻓﺮد ﻫﻤﺨﻮاﻧﻲ ﻧﺪارد (سیلور و همکاران، ۱۹۹۱). اختلال در زمینه‌های شناختی، پردازش اطلاعات و فکر کردن از ویژگی‌های عام کودکان ناتوان در یادگیری است. این ناتوانایی‌های شناختی شامل اختلال در حافظه، توجه و تفکر راهبردی است. تحقیقات انجام شده (هالاهان و کافمن، ۱۹۸۵) نشان می‌دهند که بیشتر کودکان ناتوان یادگیری با اختلال جدی در حافظه مواجه هستند اما علت اصلی اختلال حافظه در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری به ناتوانی آنان در چگونگی به خاطر سپردن اطلاعات است نه ضعف در توان هوشی ایشان (به نقل از افروز، ۱۳۸۵).
در مورد هوش این کودکان مي‌توان گفت كه بيشتر پژوهش‌های روانشناختی و آموزشی و تعاریف ناتوانایی‌های یادگیری بر دیدگاه سنتی تاکید دارند و تفاوت بین هوشبهر و پیشرفت تحصیلی را به عنوان ملاک تشخیص مطرح می‌کنند كه در این تعاریف وجود متوسط تا بالای متوسط ذکر شده است (مرسر، 1977). به طور معمول دانش آموزان با ناتوانی یادگیری از هوش متوسط یا بالاتر برخوردارند ولی در شرایط به تقریب یکسان آموزشی نسبت به دانش آموزان دیگر عملکرد تحصیلی ضعیف‌تری نشان می‌دهند و علی‌رغم قرار داشتن در محیط آموزشی مناسب و نیز فقدان ضایعات بیولوژیکی بارز و عدم مشکلات اجتماعی و روانی حاد، با داشتن هوش متوسط قادر به یادگیری در زمینه‌های خاصی (خواندن، نوشتن و محاسبه) نمی‌باشند (کاراند، ماهاجان و کالکارنی، ۲۰۰۹). ﺗﻮﺟﻪ ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎي ﻋﺎﻟﻲ ذﻫﻦ اﺳﺖ و ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻳﻜﻲ از ﺟﻨﺒﻪﻫﺎي اﺻﻠﻲ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻫﻮش، ﺣﺎﻓﻈﻪ و ادراك ﻧﻴﺰ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﻲ دارد. ﻧﺎرﺳﺎﻳﻲ ﺗﻮﺟﻪ ﻳﻜﻲ از ﻫﺴﺘﻪﻫﺎي اﺻﻠﻲ ﻧﺎﺗﻮاﻧﻲﻫﺎی یادگیری اﺳﺖ (سوانسون و ژرمن ۲۰۰۶).
ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺑﻪ وﻳﮋه حافظه فعال نیز به عنوان یکی از عوامل مهم در امر یادگیری اﺳﺖ (ماسورا، ۲۰۰۶). به طوری که اختلال در کارکردهای حافظه، (برای مثال نقص در حافظه کوتاه‌مدت، حافظه کاری و نقص خفیف در رمزگردانی و راهبردهای شناختی و فراشناختی) از دیگر ویژگی‌های مهم دیگر کودکان دارای ناتوانی یادگیری است (تارویان، نیکلسن و فاوست، ۲۰۰۷). دو حوزه حافظه کاری به این صورت تعریف می‌شوند: اندوزش توانایی نگهداری اطلاعات در ذهن حین انجام تکالف پیچیده و پردازش توانایی نظارت بر عملکرد و ارزیابی پردازش‌های شناختی (علیزاده، ۱۳۸۵). معلمان و والدين به خوبي آگاه هستند كه دانش آموزان مبتلا به ناتواني يادگيري مشكلاتي را در به خاطرآوري تكاليف دارند. مشكلات واقعي در حافظه در اين دانش آموزان در يافته‌هاي پژوهشي متعدد نيز تاييد شده است. اين دانش آموزان حداقل در دو نوع حافظه يعني حافظه كوتاه مدت و حافظه كاري با مشكلاتي مواجه هستند (سوانسون و ساچز-‌لي، 2001). مشكلات در حافظه كوتاه مدت شامل مشكلات در به خاطرآوري اطلاعات در مدت كوتاه بعد از ديدن يا شنيدن نمي‌باشد. به عنوان مثال افراد مبتلا به ناتواني يادگيري در تكرار فهرستي از كلماتي كه به صورت ديداري يا شفاهي ارایه مي‌گردد، با مشكلاتي مواجه هستند. مشكلات در حافظه كاري بر توانايي شخص براي حفظ يا نگهداري اطلاعات در ذهن در حين انجام خودانگيخته يك تكليف شناختي ديگر تاثير مي‌گذارد. تلاش براي به خاطر آوردن يك آدرس در حين گوش دادن به دستورات در زمينه چگونگي رسيدن به آن يك نمونه از حافظه كاري است (حسین‌خانزاده، 1392). مشکلات ادراکی و شناختی از دستگاه‌های بینایی، شنوایی و لامسه ناشی می‌شود. وجود مشکل در ادراک بینایی رابطه نزدیکی با ناتوانی یادگیری دارند. این افراد در حوزه ادراک شنیداری، ترکیب شنیداری، حافظه شنیداری و تداعی شنیداری مشکل دارند (مرسر، ۱۹۷۷).
از جمله عوامل بيان شده در سبب‌شناسی اختلال خواندن این است که کودکانی که مشکلات خواندن دارند، دارای نقایصی در مهارت‌های پردازش نظا‌م‌آوایی هستند. نقص اصلی کودکان دچار اختلالات خواندن در حوزه کاربرد زبان است. ویژگی‌های تشخیصی این اختلال عبارتند از: مشکلاتی در فراخوانی و به خاطر آوردن و ردیف کردن حروف و کلمات چاپی، پردازش ترکیب‌های پیچیده دستوری و استنباط (کاپلان و سادوک، 2007). ﺣﺎﻓﻈﻪ و ﺧﻮاﻧﺪن در ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻧﺰدﻳﻚ با ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻇﺮﻓﻴﺖ ﻧﺎﻛﺎﻓﻲ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻓﻌﺎل ﻳﺎ ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﺿﻌﻴﻒ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺑﻠﻨﺪﻣﺪت ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺸﻜﻼت ﺧﻮاﻧﺪن ﻳﺎ درك ﻣﻄﻠﺐ خواندن را اﻳﺠﺎد کند. ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻓﻌﺎل ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺣﻔﻆ اﻃﻼﻋﺎت در ذﻫﻦ در ﻳﻚ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﻌﻴﻦ را ﺗﺤﺖ ﺗاﺛﻴﺮ ﻗﺮار می‌دﻫﺪ و ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺑﻠﻨﺪﻣﺪت را در ﻃﻮل ﺧﻮاﻧﺪن ﻓﻌﺎل ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻣﺸﻜﻼت ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻓﻌﺎل ﺑﻪوﻳﮋه ﻣﺎﻧﻊ ﭘﺮدازش ﺳﺎﺧﺖ ﺟﻤﻠﻪ ﻃﻮﻻﻧﻲ و درك آن می‌شود (نومینن، ۲۰۰۲).
امروزه پذیرفته‌ترین دیدگاه این است که نارساخوانی می‌تواند بخشی از پیوستار اختلالات زبان بشمار آید. در واقع شواهد همگرا در حمایت از نظریه‌های خاص‌تر وجود دارد مبني بر اين که نارساخوانان نقص پردازش گفتاری دارند (هلم و اسنولینگ، 1992). با توجه به مشکلات و ویژگی‌های کودکان و دانش آموزان نارساخوان که در بالا آمده است، این طور به نظر می‌رسد که این کودکان در کارکردهای اجرایی و حافظه فعال خویش مشکل دارند. وجود حافظه فعال برای فرایندهای زبانی نظیر درک گفتگو و خواندن متن ضروري است. وقتی متنی برای درک کردن خوانده مي‌شود، بيشتر بایستی مطالب تازه به برخی مطالب پیشین در آن به طور آگاهانه مرتبط گردد. به نظر می‌رسد این ربط دادن مطالب تازه به مطالب پیشین در حافظه فعال صورت می‌گیرد زیرا کسانی که گنجایش حافظه فعال آنها بیشتر است در آزمون‌های خواندن برای درک مطلب، نمرات بهتری کسب می‌کنند (دانمن و کارپنتر، 1980، جاست و کارپنتر، 1992، به نقل از اتکینسون، ترجمه براهنی، 1384).
بحث و بررسی جایگاه و نقش حافظه در اندوزش و پردازش اطلاعات و رابطه آن با راهبردهای یادگیری، به ویژه خواندن مورد توجه جدی متخصصان یادگیری قرار دارد، زیرا تمام یادگیری‌ها مستلزم وجود حافظه است. نورمن در نوشته‌های خود بر روابط بین یادگیری، حافظه و عملکرد تاکید می‌ورزد و معتقد است یادگیری و یادآوری بسیار به هم نزدیک هستند (هرگنهان و السون، ترجمه سیف، ۱۳۸۵)؛ بنابراین توجه به کیفیت و کارایی حافظه، به ویژه حافظه فعال افراد نارساخوان، بی‌گمان می‌تواند از جنبه‌هایی بر کیفیت و کارایی آموزشی و نحوه طراحی و ارایه مواد آموزشی که هدف نهایی همه آنها تسهیل یادگیری و کاهش مشکلات تحصیلی و خواندن است، اثرات مثبت به جای بگذارد. بدین ترتیب پژوهش حاضر در واقع در صدد پاسخ‌دهی به این مساله اساسی است که آیا نرم‌افزار ان‌بک بر بهبود عملکرد حافظه فعال کودکان نارساخوان موثر است يا خير؟
اهمیت و ضرورت پژوهشﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻟیت‌های ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪﺍﻧﻪﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻳﺎﺩ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ. ﻣﻬﺎﺭﺗﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﭘﻴﺶ‌ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻱ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻲ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﺎﻫﺮ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﻫﻤه ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺁﻥ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺍﺳﺖ. ﻛﻨﺶهای ﭘﻴﭽﻴﺪه ﺫﻫﻨﻲ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺍﺯ ﺯﻭﺍﻳﺎﻱ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻧﺪ. ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﺭﻭﻱ ﺳﻜﻪ ﺑﻨﮕﺮﻳﻢ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺭﻭﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﺩﺭ ﺳﺎل‌هاﻱ ﺍﺧﻴﺮ ﺗﺤﻮﻝ ﭼﺸﻤﮕﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻭ ﻧﺎﺭﺳﺎﺧﻮﺍﻧﻲ ﺻﻮﺭﺕ ﮔرﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﭘﮋﻭهش‌ها ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻧﺎﺭﺳﺎﺧﻮﺍﻧﻲ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎﻱ ﺯﻳﺴﺘﻲ-عصبی، ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﻭ آﻣﻮﺯﺷﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻭ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺍﺧﺘﻼﻝ به وﻳﮋﻩ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩﻫﺎﻱ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﻳﻦ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﻭ ﻣﺒﺎﻧﻲ ﺯﻳﺴﺘﻲ ﻭ ﻋـﺼﺒﻲ ﺁﻥ، ﺭﻭش‌های ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺯﻭﺩ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻭ ﺭﺷﺪ ﺑﺮﻧﺎمهﻫﺎﻱ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﺗﺮﻣﻴﻤﻲ ﻣـوﺛﺮﺗﺮ ﺑﻴﺎﺑﻨﺪ (احمدئناه و پاکادانایا، 1386).
در مدارس، خواندن ساعات زیادی را به خود اختصاص می‌دهد و چنانچه دانش آموزان در خواندن دشواری داشته باشند برای موفقیت در سایر دروس با مشکلات فزاینده‌ای روبرو خواهند شد (شایان، ۱۳۸۶). نارساخوانی یکی از مسایل حاد آموزشگاهی و یکی از علل عمده سازش نایافتگی‌های دوره تحصیل است و عواقبی جدی از نظر آموزشگاهی به دنبال دارد، زیرا دانش‌آموز علیرغم داشتن بهره هوشی بهنجار، خواندن را درست یاد نمی‌گیرد و به طور عملی نمی‌تواند با کلاس همراه گردد. در بسیاری از موارد به این دانش آموزان برچسب عقب‌ماندگی ذهنی یا سازش نایافتگی می‌زنند و آنها را به مدارس ویژه کودکان عقب‌مانده ذهنی می‌فرستند و این امر باعث تثبیت این دانش آموزان در این مدارس می‌شود و انگیزه توانا بودن در این دانش آموزان تقلیل می‌شود (پاشاپور و یاوریان، ۱۳۷۹).
خواندن دریچه‌ای به سوی یادگیری است. سهولت در درک و استفاده از زبان نوشتاری همیشه پیش‌نیاز و برای اکتساب دانش موثر بوده و آن به گونه فراوانی در اطلاعات اجتماعی امروزه اهمیت می‌یابد. خواندن در زندگی روزمره نیز نقش مهمی را ایفا می‌کند و نداشتن مهارت کافی در خواندن، در توانایی استقلال، وضعیت اقتصادی افراد، درک مطلب و اطلاعات عمومی آنها از دنیای پیرامون تداخل ایجاد می‌کند. در جهان معقول و تنوع پذیر کنونی، اگر کسی حتی صرفا برای مدت زمان کوتاهی شرایط خواندن را از دست بدهد و نتواند این دگرگونی‌ها را پیگیری نماید، دچار ضرر و زیان جبران‌ناپذیری می‌شود به همین دلیل توجه به توان خواندن و یادگیری حایز اهمیت است (شایان، ۱۳۸۶). اختلال خواندن مهمترین دلیل عدم موفقیت دانش آموزان در مدرسه است. خواندن پایه مشترک موفقیت در تمامی زمینه‌های تحصیلی است و لذا لازم است که بیش از پیش برای فراگیری آن اهمیت قایل شویم و پژوهش در مورد دانش آموزانی که دارای نارسایی یادگیری ویژه هستند از اهمیت خاصی برخوردار است (ریاحی، ۱۳۸۷).
ﻓﺮض ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻓﺮاد ﻧﺎرﺳﺎﺧﻮان در اﺳﺘﻔﺎده از رﻣﺰﻫﺎي واج‌ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﻧﺎﻛﺎرآﻣﺪ ﺑﻮده و اﺣﺘﻤﺎﻻ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻓﻌﺎل واج‌ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ آنها ﻣﺤﺪود اﺳﺖ. به نظر ﻣﻲرﺳﺪ این اﻓﺮاد ﻓﺎﻗﺪ راﻫﻜﺎرﻫﺎي ﺑﺴﻨﺪه ﺑﺮاي ﺗﻜﺮار و رﻣﺰﮔﺮداﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ اﻣﺮ ﺑﻪ ﻛﺎﺳﺘﻲ در رﻣﺰﮔﺮداﻧﻲ اﻃﻼﻋﺎت ﺟﺪﻳﺪ در ﺗﻤﺎم زﻣﻴﻨﻪﻫﺎ از ﺟﻤﻠﻪ ﺧﻮاﻧﺪن ﻣﻨﺠﺮ ﻣﻲﺷﻮد (کرامر، نی و دلیس، ۲۰۰۰). ﻋﻼوهﺑﺮاﻳﻦ، ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﺘﻌﺪد ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﻧﻘﺺ ﺑﺨﺶ اﺟﺮاﻳﻲ در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ اﺧﺘﻼل در ﭘﺮدازش واج‌ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ، ﻣﻤﻜﻦ است ﻧﻘﺶ ﺑﻴﺸﺘﺮي در ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺿﻌﻴﻒ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻓﻌﺎل در اﻓﺮاد نارساخوان داشته باشد.
اختلال نارساخوانی می‌تواند با نشانگان مختلف همراه باشد، چرا که زبان نقش اساسی در مهار رفتار ایفا می‌کند. نتایج آزمایش‌های روگل (۱۹۷۴) در زمینه بهره هوشی کودکان نارساخوان نشان می‌دهد که گروه کودکان نارساخوان در خرده آزمون‌های حساب، رمزگردانی پیام‌ها، دانش عمومی و حافظه کوتاه‌مدت برای حفظ نشانه‌ها (نیمرخ ACID) معمولا امتیاز کمتری به دست می‌آورند. درون‌داد، حافظه، یکپارچه‌سازی، برون‌داد، چهار مرحله تبیین فرایند یادگیری بر مبنای نظام پردازش‌گری اطلاعات هستند که ناتوانی در انجام این مراحل فرایند اختلال یادگیری را تبیین می‌کند. افراد مبتلا به اختلال یادگیری، به طور معمول حافظه درازمدت مناسب و اختلال در حافظه کوتاه‌مدت دارند (افروز، ۱۳۸۵).
همان طور که گفته شد اختلال در حافظه از عوامل همراه با ناتوانی یادگیری به ویژه نارساخوانی می‌باشد. ارایه راه‌کارهای موثر یادگیری از طرف روانشناسان معاصر، بیانگر نقش و اهمیت حافظه فعال و راهبردهای یادگیری در تسهیل فرایند یادگیری است. روانشناسان تربیتی بر این باورند، پی‌بردن به نقش تعیین کننده حافظه فعال در یادگیری و دیگر تکالیف پیچیده شناختی و نیز استفاده درست از راهبردهای یادگیری در کتاب‌های درسی در طول مطالعه، به دانش آموزان کمک خواهد کرد که بیشتر و بهتر یاد بگیرند. به واسطه استفاده کردن از محتویات دستگاه‌های اندوزش حافظه متعدد، حافظه فعال ما را قادر به یادگیری می‌کند (اسد زاده، ۱۳۸۸).
پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهند حافظه فعال نقش کلیدی در فعالیت‌های یادگیری دانش آموزان در طول سال‌های مدرسه به عهده دارد و این حمایت تا بزرگسالی نیز ادامه می‌یابد، زیرا حافظه فعال با وجود داشتن یک ظرفیت یا گنجایش محدود، هم وظیفه ذخیرهسازی اطلاعات و هم وظیفه پردازش اطلاعات را به عهده دارد (گترکول و همکاران، ۲۰۰۶). پژوهش‌های پیکرینگ و گترکول (۲۰۰۱)، گترکول (۲۰۰۴)، آلووی، گترکول و لامنت (۲۰۰۶)، و گترکول (۲۰۰۸) نشان می‌دهند حافظه فعال با یادگیری و پیشرفت تحصیلی رابطه دارد و ضعف حافظه فعال می‌تواند در ایجاد مشکلات یادگیری موثر باشد؛ همچنین، پژوهش توازنی و همکاران (۲۰۰۶) حاکی از آن است که بهبود و پیشرفت در عملکرد حافظه فعال از اثر تمرین، با راهبردهای یادگیری ارتباط مستقیم دارد و می‌تواند عملکرد حافظه را به سطح مطلوب برساند. دویل(۱۹۷۹) نشان داده که وقتی از آزمون‌های هنجارگزینی شده هوش در ارزیابی کودکان بهنجار و نارساخوان استفاده می‌شود به طور معمول نارساخوان‌ها در آزمون‌های ارزشیابی حافظه کوتاه‌مدت به خوبی موفق نمی‌شوند (دادستان، ۱۳۷۹). در تحقیقات بسیاری ضعف حافظه فعال دانش آموزان ناتوان یادگیری به خصوص نارساخوان مورد تایید قرار گرفته است (نظام‌آبادی و همکاران؛ ۱۳۸۱؛ شیران و برزنیس، ۲۰۱۱). بر اساس تحقیقات اسپیرونلی و همکاران (2008)، در مطالعه‌ای با تصوير برداري از مغز نارساخوانان در هنگام خواندن، نقايصي را در حافظه فعال کلامي و بد عملکردي‌هايي در لوب پيشانی-گيجگاهي و پيشاني-آهيانه‌اي نشان دادند. بال و اسکریرف (2001) نشان داده‌اند که کودکانی که ریاضیات آنها ضعیف است، در کارکردهای اجرایی از جمله بازداری پاسخ و حفظ اطلاعات در حافظه فعال دچار مشکلات زیادی هستند. عملکرد ﻛﻮدﻛﺎن ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ نارساخوانی، از ﻧﻈﺮ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻓﻌﺎل بسیار ﺿﻌﻴﻒتر از کودکان عادی اﺳﺖ (میرمهدی و همکاران، ۱۳۸۸). همچنین پژوهش‌های بسیاری نشان می‌دهد ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮان ﺑﺎ آﻣﻮزش، ﻇﺮﻓﻴﺖ اﻳﻦ ﺣﺎﻓﻈﻪ را اﻓﺰاﻳﺶ داد. ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻣﻐﺰي ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻓﻌﺎل ﺑﻌﺪ از آﻣﻮزش در اﻳﻦ ﺣﺎﻓﻈﻪ اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ. ﻣﺪاﺧﻼت ﺑﺮاي ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻓﻌﺎل ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ آﻣﻮزش راﻫﺒﺮدﻫﺎي ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﻳﻦ ﺣﺎﻓﻈﻪ اﺳﺖ (آقابابایی و عابدی، ۱۳۸۹).
ﺑﺮﺧﻲ ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ ﻛﻪ اﻓﺮاد نارساﺧﻮان، ﻣﻬﺎرتﻫﺎي ﺿﻌﻴﻒ‌ﺗﺮ در ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻓﻌﺎل ﻛﻼﻣﻲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻓﻌﺎل دﻳﺪاري-ﻓﻀﺎﻳﻲ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ (ﭼﻴﺎﭘﻪ، ﻫﺎﺷﺮ و سیگل، ۲۰۰۰؛ برونسان و همکاران، ۲۰۰۲؛ جفریز و اورات، ۲۰۰۴؛ سوانسون، هووارد و سائز، ۲۰۰۶). حافظه، به خصوص حافظه فعال یکی از فرایندهای شناختی اصلی برای تفکر و یادگیری است. اگر چه با استناد به متون علمی و دانشگاهی دانش آموزان ناتوان یادگیری دارای مشکلات معنادار در حافظه فعال هستند، اما بیشتر پژوهش‌های صورت گرفته در این زمینه روی دانش آموزان دارای اختلال ریاضی بوده و در مورد حافظه فعال دانش آموزان نارساخوان مطالعات کمی صورت گرفته است. آموزش نرم‌افزار ان‌بک با توجه به تمرکزی که بر تقویت توجه، سرعت، دقت و اندوزش دارد، در امر غنی‌سازی و بهبود حافظه فعال بسیار موثر است. در این پژوهش سعی شده است که تاثیر آموزش نرم‌افزار ان‌بک بر بهبود حافظه فعال دانش آموزان نارساخوان بررسی گردد. در صورت کارآیی این نرم‌افزار، می‌توان از آن به عنوان راهکاری برای افزایش حافظه فعال بهره برد که به نوبه خود می‌تواند برای شخص نارساخوان و خانواده‌اش و همین طور مربیان و معلمان مفید باشد. همچنین انجام این پژوهش می‌تواند راهگشایی برای انجام تحقیقات وسیع‌تر در حوزه دانش آموزان نارساخوان باشد.
هدف‌های پژوهشهدف کلیهدف کلی از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش نرم‌افزار ان‌بک بر بهبود حافظه فعال دانش آموزان نارساخوان است.
هدف‌های جزیی1- بررسی اثربخشی آموزش نرم‌افزار ان‌بک بر بهبود حافظه فعال دانش آموزان نارساخوان
2- بررسی اثربخشی آموزش نرم‌افزار ان‌بک بر بهبود توانایی خواندن دانش آموزان نارساخوان
فرضیه‌ها1- آموزش نرم‌افزار ان‌بک موجب بهبود حافظه فعال دانش آموزان نارساخوان می‌گردد.
2- آموزش نرم‌افزار ان‌بک موجب بهبود توانایی خواندن دانش آموزان نارساخوان می‌گردد.
معرفی متغیرهای پژوهشمتغیر مستقل: آموزش نرم‌افزار ان‌بک
متغیرهای وابسته: حافظه فعال، توانایی خواندن
متغیرهای کنترل: هوش، جنسیت، سن، مقطع تحصیلی
تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهاتعریف مفهومی نرم‌افزار ان‌بک: یک ابزار تقویت حافظه فعال اجرایی استاندارد در علوم عصب‌شناختی است که محرک‌های دیداری و شنیداری گوناگون را به طور همزمان به آزمودنی ارایه می‌دهد (جگی و همکاران، ۲۰۱۰).
تعریف عملیاتی نرم‌افزار ان‌بک: در تکلیف ان‌بک، آزمودنی با موجی از محرک‌ها روبرو می‌شود و آزمودنی باید تصمیم بگیرد که آیا محرک ارایه شده با آن محرکی که در n (از ۰ تا ۱۲) دفعه قبل ارایه شده بود، یکسان است یا خیر؟ تمرکز این نرم‌افزار بر دو بعد اندوزش و پردازش حافظه فعال می‌باشد.
تعریف مفهومی حافظه فعال: حافظه فعال را می‌توان سیستمی برای ذخیره‌سازی موقت و دستکاری اطلاعات در خلال حواس‌پرتی یا پردازش همزمان اطلاعات تعریف کرد که برای فرایندهای شناختی پیچیده همچون خواندن و حل مساله ضروری است و نیز می‌توان به عنوان یک فضای کاری ذهنی با ظرفیت محدود درک شود (کانوی و گتز، ۲۰۱۰). حافظه فعال چهار مولفه را در بر دارد: الف) حلقه آوایی/گویشی که کار نگهداری موقت اطلاعات کلامی یا اطلاعات وابسته به گفتار را انجام می‌دهد؛ ب) صفحه ثبت اطلاعات دیداری-فضایی که این امکان را می‌دهد تا اطلاعات دیداری و فضایی را نگهداری و دستکاری شود؛ ج) عامل هماهنگ‌ساز مرکزی که یک نظام توجهی و هشیار است که وظیفه کنترل، نظارت و هماهنگی ورود و خروج اطلاعات از دو زیر نظام دیگر یعنی، حلقه آوایی و صفحه ثبت اطلاعات دیداری-فضایی را بر عهده دارد و د) انباره رویدادی که یک خرده نظام با ظرفیت محدود است که اطلاعات چند وجهی را ذخیره و به صورت یک میانجی‌گر بین حافظه فعال و حافظه بلندمدت عمل می‌کند (مدین و هکماران، ۲۰۰۴؛ رایدینگ و همکاران، ۲۰۰۳؛ بدلی، ۲۰۰۰).
تعریف عملیاتی حافظه فعال: برای اندازه‌گیری حافظه فعال در این پژوهش از نرم‌افزار سنجش حافظه کاری دانیمن و کارپنتر (۱۹۸۱) استفاده شده است که شامل دو خرده آزمون اندوزش و پردازش می‌باشد.
تعریف مفهومی نارساخوانی : اختلال خواندن یا نارساخوانی با کم‌توانی فرد برای شناخت واژه‌ها، خواندن کند و نادرست و فهم ضعیف، علی‌رغم داشتن هوش بهنجار یا نقص حسی قابل ملاحظه مشخص می‌شود. خصوصیت عمده اختلال خواندن، عملکرد آشکارا ضعیف در مهارت خواندن است که پایین‌تر از هوش فرد است (کاپلان وسادوک، ۲۰۰۷، ترجمه پورافکاری، ۱۳۸۸).
تعریف عملیاتی نارساخوانی: برای اطمینان از تشخیص اختلال نارساخوانی از آزمون توانایی خواندن و نارساخوانی کرمی نوری و مرادی (۱۳۸۴) استفاده شد که شامل ۱۰ خرده آزمون است: خواندن کلمات، زنجیره کلمات، آزمون قافیه، نامیدن تصاویر، درک متن، درک کلمات، حذف آواها، خواندن ناکلمات و شبه کلمات، آزمون نشانه‌های حرف و آزمون نشانه‌های مقوله.
متغیرهای کنترلهوش: ضریب هوشی آزمودنی‌های پژوهش بین ۸۵ تا ۱۱۵ بوده است.
جنسیت: جامعه آماری پژوهش را آزمودنی‌های پسر تشکیل می‌دادند.
سن: آزمودنی‌های پژوهش در محدوده سنی ۸-۱۱ سال انتخاب شدند.
مقطع تحصیلی: آزمودنی‌های پژوهش کلاس دوم تا پنجم بودند.
937895603183فصل دومپیشینه پژوهش00فصل دومپیشینه پژوهش
پیش‌درآمددر این فصل به پیشینه پژوهش پرداخته می‌شود. بدین ترتیب، ابتدا به گستره نظری متغیرهای پژوهش شامل ناتوانایی‌های یادگیری، نارساخوانی و حافظه فعال پرداخته شده و سپس پیشینه تحقیقات در دو بخش خارجی و داخلی ارایه شده و در نهایت جمع‌بندی لازم صورت می‌گیرد.
بخش اول: گستره نظری ناتوانایی‌های یادگیریدر ۶ آوریل، ۱۹۶۳ اصطلاح ناتوانایی‌های یادگیری توسط پروفسور ساموئل کرک و همکاران در جلسه‌ای با حضور والدین و متخصصین در شیکاگو مطرح شد (گیولینی و پیرنالو، ۲۰۰۸)؛ در واقع یکی از مشهورترین افراد در ناتوانایی‌های یادگیری ساموئل کرک است. کِرک (1963) این اختلال را به عنوان ناتوانی یادگیری نامگذاری می‌کند و ضمن توصیف مشکلات کودکان، بین کودکان عقب‌مانده ذهنی و کودکان عقب‌مانده در یادگیری تمایز قایل می‌شود (کلب، 1996؛ به نقل از خداپناهی، 1392)، وی بعدها در فعالیت کاری خود به ناتوانایی‌های زبانی کودکان علاقمند شد و اصطلاح ناتوانی را در طول سخنرانی خود برای گروهی از والدین در اولین کنفرانس انجمن کودکان با ناتوانایی‌های یادگیری در سال ۱۹۶۳ به کار برد. کرک در این سخنرانی پیشنهاد کرد که ناتوانی یادگیری اصطلاحی است برای اشاره به کودکانی که دارای مشکلاتی در مدرسه هستند، اما نمی‌توان آنها را به عنوان افراد دارای اختلال هیجانی یا کم‌توان ذهنی در نظر گرفت؛ کرک (1963) بیان کرد: «اصطلاح (ناتوانی یادگیری) را برای توصیف گروهی از کودکانی که اختلال‌هایی در رشد زبان، گفتار و خواندن دارند، به کار برده‌ام. در این گروه، کودکانی با معلولیت‌های حسی همچون نابینایی یا ناشنوایی را نگنجانده‌ام، زیرا ما روش‌های مدیریت و آموزش ناشنوا و نابینا را داریم، همچنین کودکانی که عقب‌ماندگی ذهنی دارند را در این گروه قرار نداده‌ام» (به نقل از هالاهان و همکاران، ۲۰۰۵، ترجمه علیزاده و همکاران، ۱۳۹۰).
مفهوم ناتوانی یادگیری از حیطه‌های مختلفی چون پزشکی، روانشناسی و آموزش و پرورش تاثیر گرفته است. بر این اساس تعریف و تبیین علل آن نیز از مبانی نظری مختلف متاثر شده است، در نتیجه تا کنون تعاریف متفاوتی ارایه شده‌اند. علی‌رغم تفاوت‌هایی که میان تعاریف جاری وجود دارد اغلب آنها در مواردی که در پی می‌آیند مشترک هستند:
1- وجود تفاوت معنادار بین سطح پیشرفت واقعی و مورد انتظار
2- وجود مشکل در انجام تکالیف تحصیلی و یادگیری
3- وجود اختلال در فرایندهای روان‌شناختی پایه
4- شواهدی مبنی بر وجود الگوی متغیر رشد
5- اختلال کارکردی سیستم اعصاب مرکزی
مشکلات یادگیری از کم‌توانی ذهنی، اختلال‌های هیجانی، فقر محیطی، معلولیت‌های حسی یا ناتوانایی‌های جسمانی ناشی نمی‌شوند (میین، ۱۹۶۶، به نقل از شکوهی و پرند، ۱۳۸۵). یکی از تعاریف رایج درباره ناتوانایی‌های یادگیری، تعریفی است که در سال ۱۹۹۷ ارایه شد و توسط دولت فدرال آمریکا در سال ۱۹۹۷ با تغییرات اندک پذیرفته شد و در سال ۲۰۰۴ دوباره تصویب شد (هالاهان و کافمن، ۲۰۰۹، به نقل از حسین‌خانزاده، ۱۳۹۲): «اصطلاح ناتوانی یادگیری خاص عبارت است از وجود اختلال در یک یا بیشتر از یک فرایند روانشناختی پایه که در درک یا استفاده از زبان شفاهی یا نوشتاری نقش دارند. این اختلال ممکن است در توانایی ناکامل افراد در گوش دادن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی‌کردن، یا انجام محاسبات ریاضی ظاهر گردد». به این تعریف چهار انتقاد اساسی وارد شده است: اول اینکه چگونگی وجود نقص در توانایی‌های گوش دادن، تفکر، خواندن، نوشتن، هجی‌کردن و محاسبات ریاضی مشخص نیست؛ دوم اینکه مفهوم فرایندهای روانشناختی پایه تعریف نشده است؛ سوم اینکه این تعریف جامع نیست زیرا کودکانی را که ناتوانی یادگیری آنها منتج از کم‌توانی ذهنی، اختلال‌های هیجانی، معلولیت‌های حسی، فقر محیطی یا ناتوانایی‌های جسمانی است مستثنی می‌کند، در حالی که این تمایز از پشتوانه پژوهشی کافی برخوردار نیست؛ چهارم و شاید مهمترین انتقاد به این تعریف این است که راهبردهای عملی اندکی برای شناسایی افراد با ناتوانی یادگیری پیشنهاد شده است (شکوهی و پرند، ۱۳۸۵).
کمیته ملی مشترک ناتوانایی‌های یادگیری (۱۹۸۸) نیز این تعریف را برای ناتوانایی‌های یادگیری ارایه داده است (به نقل از حسین‌خانزاده، ۱۳۹۲): «ناتوانی یادگیری یک اصطلاح کلی است که به گروهی ناهمگن از اختلال‌ها اشاره دارد که به صورت مشکلات معنادار در اکتساب و استفاده از گوش دادن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، استدلال یا ناتوانایی‌های ریاضی بروز می‌کند. این اختلال‌ها درونی بوده و فرض بر این است که ناشی از نارساکنش‌وری در سیستم اعصاب مرکزی هستند و ممکن است در تمام طول زندگی رخ دهند». برخی از مؤلفین چهار نشانگان مرکب نارساخوانی-نارساگویی، حسی-حرکتی، کندی تکامل زبان و فزون‌کنشی را برای اختلال یادگیری در نظر می‌گیرند (به نقل از خداپناهی، 1392).
سبب‌شناسی ناتوانایی‌های یادگیریعلت ناتوانایی‌های یادگیری در اغلب موارد مشخص نیست، با وجود این علل متعددی برای آن مطرح شده است (هالاهان، کافمن و لیوید، 1999). پژوهش‌های متفاوتی در زمینه علل بروز ناتوانایی‌های یادگیری در حیطه‌های مختلف صورت گرفته است، البته باید به خاطر داشت عللی که مطرح می شوند فرضیه‌هایی بیش نیستند. عوامل موثر را می‌توان در دو طبقه قرار داد: عوامل درونی مانند عوامل ژنتیک، بیولوژیک و عوامل بیرونی که اغلب با عنوان عوامل محیطی از آن یاد می‌شود. سطوح مختلف ناتوانایی‌های یادگیری، شدت آنها، مشکلات همراه با آن، عوامل موثر بر آن و آسیب‌پذیری افراد از فردی به فرد دیگر متفاوت است. علت ناتوانی یادگیری در یک کودک ممکن است به طور کامل محیطی، در کودک دیگر درونی و در برخی کودکان حاصل تعامل هر دو باشد (هرینگ، مک کورمیک و هرینگ، 1994؛ به نقل از شکوهی و پرند، 1385).
عوامل درونیاولین مطالعات در زمینه ناتوانی یادگیری در حیطه پزشکی صورت گرفته است. در این دیدگاه بر نقش اعصاب و ویژگی‌های جسمانی فرد در بروز رفتار تاکید می‌گردد؛ بر این اساس، روش مداخله‌های پیشنهادی نیز مواردی مانند دارودرمانی، تغذیه و سایر مداخله‌های پزشکی را شامل می‌شود.
یادگیری و سیستم عصبییادگیری یکی از کارکردهای سلول عصبی است. سیستم اعصاب مرکزی شامل مغز و نخاع است و وظیفه حمل اطلاعات را از طریق “تکانه‌های شیمیایی” به عهده دارد. نورون‌ها مهمترین نقش را در انتقال اطلاعات بر عهده دارند، دندریت‌ها و آکسون‌ها بخش‌های مختلف نورون یا سلول عصبی محسوب می‌شوند. آشنایی با این نظام ما را در شناخت درمان‌های دارویی ناتوانایی‌های یادگیری یاری می‌دهد (به نقل از شکوهی و پرند، 1385).
ژنتیکشواهدی وجود دارد که شاید با توجه به آنها بتوان علت برخی از ناتوانایی‌های یادگیری را به عوامل ژنتیک نسبت داد. هالگرن (1950) 276 کودک و خانواده‌های آنان را از نظر مشکلات خواندن و زبان مطالعه کرد. یافته‌های او تایید کننده وجود رابطه میان عوامل ژنتیکی و مشکلات خواندن بود. کرک، گالاگر و آناستازیو (2000) نیز وجود رابطه میان عوامل ژنتیکی و مشکلات زبان را تایید کرده‌اند. در مطالعه دیگری، دکر و دفریس (1980، 1981) 125 کودک با ناتوانی یادگیری و خانواده‌های آنها را مطالعه کردند. نتایج بررسی‌های آنها نشان داد که احتمال موروثی بودن ناتوانایی‌های یادگیری وجود دارد. مطالعاتی که در مورد دوقلوهای همسان و دوقلوهای ناهمسان صورت گرفته‌اند، نشان داده است که احتمال وقوع ناتوانایی‌های یادگیری در دوقلوهای همسان بیش از دو قلوهای ناهمسان است (هرمن، 1959)؛ همچنین خطر ابتلا به ناتوانی خواندن در میان کودکانی که هر دو والد آنها این مشکل را دارند بیشتر است ( راس کایند، 2001؛ به نقل از شکوهی و پرند، 1385).
عوامل بیرونیعوامل محیطی در بروز ناتوانی یادگیری نقش به سزایی دارند. چگونگی تعامل میان دانش آموز و محیط، محیط‌های یادگیری نامناسب، روابط خانوادگی بی‌ثبات، سوء استفاده از کودکان و کاربرد روش‌ها و مواد آموزشی نامناسب در بروز و تداوم ناتوانایی‌های یادگیری نقش دارند. آشفتگی هیجانی، فقدان انگیزه، سوء مصرف مواد، فعالیت در گروه‌های ضد اجتماعی و وقوع مرگ در خانواده ممکن است به ایجاد “مشکلات یادگیری” بیانجامد. بر این اساس، به نظر می‌رسد “آموزش سیستماتیک مستقیم” تاثیرات منفی محیط‌های آموزشی و مشکلات اجتماعی دانش آموزان را کاهش دهد ( کالاتا، تامپکینس و ورتس ، 2003 و هانت و مارشال،2002). سیستم‌های اجتماعی، خانواده، مدرسه، رابطه معلم-دانش‌آموز، نگرش معلم، زبان معلم، برنامه‌ها و مواد درسی از جمله عوامل محیطی در سبب‌شناسی ناتوانایی‌هایی یادگیری هستند (به نقل از شکوهی و پرند، 1385). علاوه بر این، برخی از محققین چهار دلیل عمده احتمالی آسیب ساختاری، برتری جانبی نابهنجار مغزی، تاخیر رشد داخلی و محرومیت حسی ناشی از محیط را برای اختلال‌های یادگیری ذکر می‌کنند. از آنجا که اختلال کنش مغزی در سنین بزرگسالی همانند اختلال یادگیری دوره کودکی است و در پس این اختلال می‌تواند آسیب تشریحی مشابهی وجود داشته باشد که احتمالا از ضربه هنگام تولد، التهاب مغزی، بی‌اکسیژنی، حوادث دوره کودکی و از این قبیل ناشی می‌شود. اگر چه ممکن است اختلال یادگیری پاره‌ای از کودکان به آسیب ساختاری بستگی داشته باشد ولی این امر درباره بیشتر مبتلایان درست نیست، چرا که بسیاری از نشانگان عصب‌شناختی که در ارتباط با اختلال یادگیری بزرگسالان مشاهده شده است در کودکان تظاهر پیدا نمی‌کند (به نقل از خداپناهی، 1392).
بر اساس تعبیر و تفسیر مبتنی بر فرضیه نارساکنش‌وری مغزی، نارساکنشی از نقص مکانیزم فعالیت ناشی می‌شود. نتایج بررسی داگلاس (1976) نشان می‌دهد که کودکان دچار اختلال یادگیری از عهده آزمون مراقبت که در آن بایستی از دیگر محرک‌ها چشم‌پوشی کنند و به محرک‌های معینی واکنش نشان دهند، بخوبی بر نمی‌آیند؛ همچنین نتایج اندازه‌گیری زمان واکنش مبین آن است که این کودکان در مقایسه با افراد سالم نسبت به محرک‌ها کندتر واکنش نشان می‌دهند. در آزمون جستجوی دیداری با این که کودک برانگیخته می‌شود از کودک خواسته می‌شود که از بین مجموعه تصاویر، تصویری مشابه با الگو را انتخاب کند و سریع عمل می‌کند ولی تعداد خطای وی از فرد سالم بیشتر است. پاره‌ای از داروهای تحریک‌کننده مغز که فعالیت مغزی را افزایش می‌دهند مانند آمفتامین و کافئین می‌توانند در بهبود توانایی افراد مبتلا به اختلال یادگیری مؤثر واقع شوند (به نقل از خداپناهی، 1392).
به موجب تعبیر دیگری، نارساکنشی از فرآیند نابهنجار متابولیسم سرچشمه می‌گیرد. نتایج بررسی پیل و پارکز (1977) در زمینه تحلیل بیوشیمیایی ترکیبات موی افراد مبتلا به اختلال یادگیری نشان می‌دهند که تفاوت بین میزان ترکیبات سدیم ، کادمیوم، کبالت، سرب و لیتیم 98 درصد گروه نمونه و گواه معنادار است (به نقل از خداپناهی، 1392). بر اساس فرضیه گشویند و گالابوردا (1985) اختلال می‌تواند مربوط به تغییر مغز در دوره تحول باشد. مبنای این فرضیه این است که سطح گیجگاهی نامتقارن است و در افراد راست‌برتر نیمه چپ بزرگتر از راست است. این نامتقارنی مبین نامتقارنی عصبی است که از آن نقش برتر نیمکره چپ برای زبان آشکار می‌شود. از آنجا که این نامتقارنی در مردان بیشتر مشخص شده است، احتمال دارد که تستوسترون در این فرآیند نقش داشته باشد. به هنگام دوره تحول جنینی، بیضه فوتوس تستوسترون با غلظت زیاد تولید می‌کند که قبل از تولد سطح آن کاهش و پس از تولد دوباره سطح غلظت افزایش می‌یابد و پس از مدتی دوباره کاهش‌یافته، در زمان بلوغ دوباره سطح آن افزایش پیدا می‌کند. در این نظریه فرض می‌شود که مقدار تستوسترون جنین، تحول نیمکره چپ را به تعویض می‌اندازد و در نتیجه امکان فضایی و زمانی برای برتری تحول نیمکره راست فراهم می‌گردد و به همین جهت در مردان مناطق نیمکره راست در مقایسه با نیمکره چپ توسعه یافته است. چنانچه سطح غلظت تستوسترون عامل این نامتقارنی باشد، در این صورت ممکن است توانایی زودرس در زمینه منطق ریاضی ناشی از این امر باشد. بنابراین احتمال دارد که آثار منفی تستوسترون به صورت تغییر مغز و اختلال یادگیری تظاهر پیدا کند. افزون بر این در مردان و بویژه مردان استثنایی فزونی بیماریهای خودایمنی از قبیل میگرن، آلرژی، اختلال غده تیروئید و التهاب دیواره معده بیشتر پدید می‌آید که مبین نقش تستوسترون در تحول نظام ایمنی بدن است (به نقل از خداپناهی، 1392).
طبقه‌بندی ناتوانایی‌های یادگیریبا وجود اینکه ناتوانایی‌های یادگیری، مجموعه‌ای از رفتارها و شرایط پیچیده را شامل می‌شوند، طبقه‌بندی آنها با مشکل صورت می‌گیرد. مهم‌ترین ملاک در طبقه‌بندی کودکان با ناتوانی یادگیری، تفاوت معنادار بین ظرفیت‌های افراد و پیشرفت تحصیلی آنها است. تفاوت شدید بین پیشرفت تحصیلی و توانایی‌های ذهنی فرد در یک یا چند سطح شامل بیان شفاهی، درک مطلب شنیداری،درک مطلب خواندن، محاسبات ریاضی یا استدلال ریاضی، مهم‌ترین ملاک در تعیین ناتوانایی‌های یادگیری به شمار می‌آید. البته باید توجه داشت که بر سر روش‌های اندازه‌گیری و مقدار تفاوت شدید، توافق وجود ندارد و معلوم نیست چه میزانی از تفاوت شدید تلقی می‌شود (هالاهان و کافمن، ۲۰۰۳).
به طور کلی کودکان دارای مشکلات یادگیری را به طور معمول به چهار دسته تقسیم می‌کنند:
الف) کودکان دارای مشکلات زبان گفتاری
ب) کودکان دارای مشکلات خواندن
ج) کودکان دارای مشکل در نوشتن
د) کودکان دارای مشکلات در محاسبه کردن (هالاهان و همکاران، ۲۰۰۵؛ ترجمه علیزاده و همکاران، ۱۳۹۰).
به دلیل این که موضوع پژوهش درباره نارساخوانی است ابتدا به افراد مهم در تاریخ نارساخوانی پرداخته می‌شود و سپس به ذکر ویژگی‌های افراد نارساخوان و همین طور سایر متغیرها پرداخته می‌شود.
بخش دوم: گستره نظری نارساخوانیتاریخچه نارساخوانیاولین اشاره به اصطلاح نارساخوانی توسط یک پزشک آلمانی به نام “برلین”(1872) صورت گرفت. وی این اصطلاح را برای توصیف یک فرد بزرگسال مبتلا به نارساخوانی اکتسابی به کار برد که در این مورد فرد به دنبال آسیب مغزی، توانایی خواندن خود را از دست داده بود. برلین همچنین بیان کرد: “اگر نقص در خواندن حروف چاپی شدید باشد، آن اختلال نارساخوانی است. در واقع نارساخوانی عضوی از خانواده بزرگ اختلال‌های زبانی یا “آفازیا” است که با مشکلاتی مانند اختلال در درک یا تولید زبان بیانی یا هر دو مشخص می‌شود”. مدت کوتاهی پس از کشف برلین، در سال ۱۸۷۷، اصطلاح “کوری کلمات” توسط یک پزشک دیگر به نام کاسمل در توصیف یک بیمار بزرگسال آفازیک که توانایی خواندنش را از دست داده بود، به کار برده شد. کاسمل همچنین معتقد بود که نشانه‌های فوق مربوط به نقص در ناحیه شکنج زاویه‌ای چپ مغز می‌باشد (گاردیولا و ۲۰۰۱؛ شیویتز، ۲۰۰۳). شاید نخستین گزارش درباره بیماران مبتلا به کوری کلمات به سال ۱۶۷۶ باز گردد، زمانی که جان اسمیت پزشک آلمانی، افرادی را مشاهده کرد که پس از ضربه، تومور یا صدمه مغزی، توانایی خواندن خود را از دست می‌دادند، در حالی که پیش از بروز آسیب مغزی چنین توانایی را داشتند؛ چیزی که بعدها به عنوان “ناخوانی اکتسابی” از آن نام بردند (به نقل از شیویتز، ۲۰۰۳). بدین ترتیب شارکوت (۱۸۸۷)، اصطلاح الکسیا را به عنوان فقدان کامل توانایی خواندن تعریف کرد. سرانجام بت من (۱۸۹۰)، الکسیا یا دیسلکسیا را به عنوان شکلی از یادزدودگی کلامی نام برد که در آن فرد مبتلا، حافظه مربوط به معنای قراردادی نمادهای ترسیمی را از دست می‌دهد.
کار دجرین (1892) در زمینه نارساخوانی بسیار ابتکاری بود. وی علت مشکلات خواندن را مربوط به آسیب در لب آهیانه‌ای و بخش‌های میانی و پیشین لب پس‌سری چپ می‌دانست. به طور کلی در این زمان به نارساخوانی به طور اساسی به عنوان یک ناتوانی با منشا عصب‌شناختی نگاه می‌کردند که از راه یک آسیب مغزی ایجاد می‌شد، آنچه امروزه به طور معمول به عنوان نارساخوانی اکتسابی نامیده می‌شد؛ در حالی که نارساخوانی می‌تواند در طول رشد کودک نیز گسترش یابد؛ بنابراین به منظور کشف نارساخوانی تحولی، وجود پزشکان یا معلمانی که به تحول شناختی کودکان و نوجوانان توجه خاصی داشتند، ضروری به نظر می‌رسد (به نقل از گاردیولا، 2001).
شروع توجه به نارساخوانی تحولی بیش از یک صد سال قبل در انگلستان رخ داد. در پایان قرن نوزدهم جو علمی در انگلستان که از راه فرهنگ پیشرفته دانشگاهی، کنجکاوی هوشمندانه محققان و منابع غنی انسانی، اقتصادی و حرفه‌ای بزرگ تغذیه می‌شد، در این زمینه بسیار تحریک‌کننده بود. نارساخوانی تحولی برای اولین بار در یکی از مجلات تخصصی و در میان بیشتر متخصصان به خصوص چشم پزشکان مطرح شد. به این دلیل در طول مراحل اولیه مطالعه نارساخوانی تحولی، این اختلال همواره به عنوان یک اختلال مربوط به سیستم بینایی توصیف می‌شد. در بیست و یکم دسامبر 1895، یک جراح بینایی اسکاتلندی به نام جیمز هنشل وود مقاله‌ای درباره حافظه دیداری و کوری کلمات منتشر کرد. این مقاله الهام بخش پرینگل مورگان، پزشک، برای توصیف موردی یک پسر 14 ساله باهوشی بود که نمی‌توانست خواندن را یاد بگیرد. مورگان این پسر نوجوان را این گونه توصیف کرد: “او همیشه یک پسر باهوش و چابک بود که در هیچ زمینه‌ای مشکل نداشت به جز این که به رغم تلاش بسیار معلمان در مدرسه و حتی در خانه، فقط می‌توانست کلمات تک هجایی را بخواند. او در خواندن اشکال و در محاسبات ریاضی عملکرد خوبی داشت. معلمان معتقد بودند که در صورت دریافت آموزش مناسب، او می‌تواند به یک دانش آموز بسیار موفق در مدرسه تبدیل شود. مورگان بیان کرد: “کوری کلمات” که پیش از این توسط محققان به کار می‌رفت، در واقع نوعی اختلال تحولی می‌باشد که ممکن است در کودکانی که از دیگر جهات سالم هستند، نیز بروز کند. مطالعه اختصاصی مورگان در این زمینه آغازگر مرحله تشخیص افراد نارساخوان بود که توسط گروه دیگری از متخصصان چشم پزشک مانند توماس و فیشر (1950) و کالینز و استیفنسون (1907) نیز پیگیری شد. بدین ترتیب بعدها از مورگان به عنوان پدر نارساخوانی یاد شد (به نقل از خسروجاوید، 1387).
هر چند که مورگان به عنوان پدر نارساخوانی تحولی شناخته شد ولی بنیانگذار مطالعه نارساخوانی “هنشل وود” بود که بین سال‌های 1896 تا 1911 به انتشار مجموعه مقالات و گزارش‌هایی در توصیف موارد بالینی نارساخوانی پرداخت و احتمال ارثی بودن آن را پیشنهاد داد؛ همچنین وی زمینه آگاهی اجتماعی و بالینی لازم برای بررسی دقیق‌تر و گسترده‌تر این اختلال را فراهم نمود. از نظر هنشل وود، “کوری کلمات مادرزادی”، به دنبال نارسایی در اکتساب و ذخیره‌سازی اشکال دیداری حروف و کلمات در مغز به وجود می‌آید و در طول دوره‌های مختلف، پایدار می‌ماند. این نارسایی، ارثی اما قابل درمان است و اغلب در پسران دیده می‌شود (به نقل از گاردیولا، 2001). از جنبه عصب-زیست‌شناختی، تفاوت بین دو شکل کوری کلمات اکتسابی و مادرزادی مربوط به نحوه قرارگیری آسیب در سیستم‌های عصبی است. در شکل مادرزادی این اختلال، نقص در سیم‌کشی مغزی در دوران رشد جنینی وجود دارد و این نقص به یک سیستم عصبی خاص که برای خواندن به کار می‌رود، محدود می‌شود. در حالی که در نوع اکتسابی اختلال، یک آسیب به مغز، کار سیستم عصبی را مسدود می‌سازد و ممکن است این آسیب به دیگر مناطق مغزی نیز گسترش یابد (به نقل از شیویتز، 2003).
بعدها هنشل‌وود، سه طبقه از نارساخوانی را معرفی نمود: طبقه اول، الکسیا برای مواردی از عقب‌ماندگی یا کندی ذهنی که با توانایی خواندن نیز همراه می‌شود؛ طبقه دوم، نارساخوانی که برای موارد مشابهی از تاخیرهای جزئی و کوچک در یادگیری خواندن؛ و طبقه سوم، کوری کلمات که برای توصیف موارد شدیدتر ناتوانایی ویژه خواندن به کار می‌رود (به نقل از گاردیولا، 2001).
یکی دیگر از مهمترین شخصیت‌های اثرگذار تاریخچه نارساخوانی، “ساموئل توری ارتون” بود که سیر تکاملی نارساخوانی را پی‌ریزی کرد. وی ابتدا به مطالعات مشکلات زبان در بیماران کم‌توان ذهنی پرداخت و سپس در موسسه عصب‌شناختی نیویورک و دانشگاه کلمبیا، بررسی‌های خود را با تمرکز بر مطالعه ناتوانایی‌های زبان در کودکان و بزرگسالان ادامه داد. اورتون برای اولین بار متوجه ارتباط میان تاخیر در یادگیری خواندن و سایر عوامل نظیر برتری دست چپ و حتی برتری چشم چپ گردید و همچنین متوجه شد، تعداد زیادی از دو سو توان‌ها نیز در میان افراد مبتلا به تاخیرهای زبانی وجود دارند. اورتون همچنین معتقد بود مقدار زیادی از خطاهای خواندن و نوشتن با وارونه‌سازی حروف مجزا یا حروف در کلمات ارتباط دارند. اورتون بر اساس این مشاهدات، اصطلاح “وارونه بینی چپ و راست” یا “نمادهای تحریف شده” را پیشنهاد داد که بیانگر وجود خطاهای واژگون‌سازی در خواندن و نوشتن بود. از نظر اورتون این نارسایی یک ماهیت ژنتیکی داشت؛ وی پیشنهاد داد که افراد نارساخوان در ادراک دیداری حروف نقص دارند که احتمالا مربوط به نارسایی کارکردی مغز به خصوص در نیمکره چپ مغز و در ناحیه پس‌سری می‌باشد. هر چند امروزه این نظریه‌ها از سوی داده‌های تجربی اخیر رد می‌شوند، با وجود این، نظریه اورتون درباره “برتری جانبی مغز” منجر به توجه محققان به ارتباط میان نیمکره‌های مغز و فرایند شناختی به عنوان یک عامل اثرگذار در مشکلات خواندن گردید (به نقل از گاردیولا، 2001).
مدتی پس از مرگ اورتون در سال 1948 در ایالات متحده آمریکا، “جامعه اورتون” که بعدها به “جامعه نارساخوانی اورتون” تغییر نام یافت، با هدف پیشبرد مطالعه مشکلات کارکردی افراد نارساخوان تاسیس شد. این جامعه در آمریکا و اروپا تاثیرگذار بود و از طریق توجه خاص مراکز یادگیری افراد نارساخوان و حتی مجادله درباره اصلاح قوانین مربوط به حقوق این افراد، به بهبود دانش درباره نارساخوانی و کیفیت زندگی افراد نارساخوان بسیار کمک نمود. این جامعه در حال حاضر به عنوان “انجمن بین‌المللی نارساخوانی” و در قالب ارایه سمینارهای سالیانه و انتشار مجله‌ای تحت عنوان “گزارش سالیانه نارساخوانی”، به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد (به نقل از گاردیولا، 2001).
در همین دوران مطالعه نارساخوانی در کشورهای اروپایی به صورت پراکنده ادامه یافت. برای مثال هالجرن (1950) بررسی‌های مربوط به ارثی بودن نارساخوانی را سازماندهی کرد. همچنین یک عصب‌شناس در دانشگاه هاسپیتال به نام “کاند هرمن”، مشکلات بیماران نارساخوان در طول دهه‌های 1940 تا 1960 را با جزییات بیشتری بررسی کرد و یک تعریف سنتی از نارساخوانی ارایه داد که عبارت بود از: “نارساخوانی مشکلی است که با عوامل ارثی ارتباط دارد و اغلب علاوه بر مشکلاتی در زمینه خواندن با معضلاتی در دیگر حیطه‌های یادگیری (مانند یادگیری اعداد، موسیقی و غیره) نیز همراه می‌شود. این مشکلات در غیاب نارسایی‌های شناختی یا حسی دیگر و همچنین تاثیرات عوامل بازدارنده و عوامل محیطی درونی یا بیرونی در گذشته یا حال ظاهر می‌شوند” (به نقل از گاردیولا، 2001).
تعریف و توصیف نارساخوانینارساخوانی یکی از بحث‌انگیزترین، مهمترین و ناشناخته‌ترین مسایل خواندن می‌باشد، بنابراین از سوی محققان تعاریف گوناگونی از آن ارایه شده که در اینجا به مهمترین این تعاریف اشاره می‌گردد؛ تعریفی که از طرف فدراسیون جهانی عصب‌شناسی به طور گسترده‌ای در گذشته مورد استفاده قرار گرفت و سکویی برای شکل‌گیری تعاریف اخیر شد به این ترتیب بود: “نارساخوانی اختلالی هست که به واسطه دشواری در یادگیری خواندن علی‌رغم آموزش متعارف، هوش کافی و دسترسی اجتماعی-فرهنگی مشخص می‌گردد. این اختلال به ناتوانایی‌های شناختی اصولی که بسیاری از اوقات مرتبط با منشا فطری یا ذاتی هست، در ارتباط است” (به نقل از ریدریک، 2010). یکی از اشکالاتی که به این تعریف شده است، این موضوع است که کودکان محروم اجتماعی یا کوکان با ناتوانی یادگیری ملایم در زمره تعریف نارساخوانی قرار نمی‌گیرند. هر چند که ما شواهد زیادی داریم از این موضوع که آسیب‌های شناختی ناشی از نارساخوانی به طور برابری در جامعه گسترده است و در نتیجه احتمالا در این گروه‌ها نیز مانند گروه‌های دیگر رخ می‌دهد (ریدریک، 2010).
تعریف دیگری از سوی انجمن نارساخوانی در بریتانیا (2009) ارایه شده است: “نارساخوانی یک دشواری یادگیری خاص هست که به طور عمده بر تحول و رشد خواندن و نوشتن و مهارت‌های مرتبط با زبان تاثیرگذار است و این احتمالا از زمان تولد وجود دارد و تمام طول زندگی از آن متاثر می‌گردد. این اختلال با مشکلاتی در پردازش آواشناسی، سرعت نامیدن، حافظه فعال، سرعت پردازش و رشد خودکار مهارت‌هایی که ممکن نیست با توانایی‌های افراد دیگر برابر شوند، مشخص می‌گردد. این در برابر سبک‌های آموزشی رایج مقاومت می‌کند اما تاثیراتش می‌تواند با مداخله خاص مناسب، شامل اعمال فنون اطلاعات و مشاوره‌های پشتیبان کاهش پیدا کند”. امتیازی که این تعریف دارد، این است که به وضوح می‌گوید که نارساخوانی به عنوان یک موضوع پیچیده با افراد متفاوتی که ترکیب‌ها یا تبیین‌های متفاوتی از این مشکلات را دارند، بایستی در نظر گرفته شود، همانند اختلال اوتیسم که اغلب “اختلال طیف اوتیسم” به کار برده می‌شود، ما نیز در آینده باید درباره یک طیف نارساخوانی صحبت کنیم (ریدریک، 2010).
در آمریکا، انجمن بین‌المللی نارساخوانی (2007)، نارساخوانی را این گونه تعریف می‌کند: “که با دشواری‌هایی در دقت و یا روانی تشخیص کلمه و توانایی‌های هجی‌کردن و رمزگذاری ضعیف مشخص می‌گردد، این دشواری‌ها به طور معمول نتیجه یک نارسایی در عنصر آواشناسی زبان است که بیشتر به طور غیرمنتظره نسبت به توانایی‌های شناختی دیگر و تدارک تاثیر دستورالعمل کلاس درس می‌باشد”. ایلورد (2003) نارساخوانی را “پیشرفت در خواندن تعریف کرده‌اند که با توجه به سن و هوش کودک زیر حد انتظار می‌باشد که با نقایص توانایی برای شناخت واژه‌ها، خواندن کند و نادرست و فهم ضعیف در غیاب هوش پایین و یا نقص حسی قابل ملاحظه مشخص می‌شود” (به نقل از جناآبادی، 1386).
بر اساس چهارمین متن تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی، ملاک‌های تشخیصی برای نارساخوانی به شرح زیر است:
الف) پیشرفت در زمینه خواندن بر مبنای آزمون استاندارد شده انفرادی (با در نظر گرفتن سن تقویمی، هوش سنجیده شد و آزمون متناسب با سن) به طور قابل توجهی پایین‌تر از سطح مورد انتظار است.
ب) اختلال موجود در ملاک الف به میزان چشمگیری با پیشرفت تحصیلی یا فعالیت‌های روزانه مستلزم مهارت‌های خواندن تداخل می‌کند.
پ) اگر نقص حسی وجود داشته باشد، مشکلات خواندن فراتر از حدی است که به طور معمول با آن نقص همراه است.
نکته کدگذاری: اگر یک اختلال طبی عمومی (نظیر اختلالات عصبی) یا نقص حسی وجود دارد آن را روی محور سوم کدگذاری کنید.
مایلز و مایلز (1999) از پیشگامان اولیه این دیدگاه، شاخص‌های احتمالی در سنین اولیه کودکان را به این ترتیب اشاره کرد:
1-گیج شدن در تشخیص چپ از راست
2- دشواری در گفتن کلمات طولانی
3- دشواری در کم کردن
4- دشواری در گفتن ماه‌های سال
5- دشواری در تشخیص b و d برای مدتی طولانی‌تر از بیشتر کودکان

–372

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد اردبیل
5556250-370840
تعهدنامه اصالت رساله يا پايان‌نامه
اينجانب کریم آفتابی دانش‌آموخته مقطع كارشناسي ارشد ناپيوسته در رشته روانشناسی بالینی كه در تاريخ ………………….. از پايان‌نامه خود تحت عنوان « بررسی اثربخشی واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی و نارسایی هیجانی در دانش آموزان» با كسب نمره …………….. و درجه ………. دفاع نموده‌ام بدينوسيله متعهد مي‌شوم :
1) اين پايان‌نامه/ رساله حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي كه از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان‌نامه، كتاب، مقاله و …) استفاده نموده‌ام، مطابق ضوابط موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذكر و درج كرده‌ام.
2) اين پايان‌نامه/ رساله قبلاً براي دريافت هيچ مدرك تحصيلي (هم سطح، پايين‌تر يا بالاتر) در ساير دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هرگونه بهره‌برداري اعم از چاپ كتاب، ثبت اختراع و … از اين پايان‌نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4) چنانچه در هر مقطعي زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي‌پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرك تحصيلي‌ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
کریم آفتابی
تاريخ و امضاء:
-152400-531495
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد اردبیل
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A) در رشته روانشناسی بالینی
عنوان :
اثربخشی واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی و نارسایی هیجانی دانش آموزان
استاد راهنما:
دکتر محمد نریمانی
استاد مشاور:
دکتر توکل موسی زاده
نگارش:
کریم آفتابی
زمستان 1392
سپاسگزاری
از جناب آقای دکتر محمد نریمانی که راهنمایی این پایان نامه را بر عهده داشته اند ، نهایت سپاس و تشکر را دارم که کمکهای خود را از اینجانب دریغ نکردند.
از جناب آقای دکتر توکل موسی زاده که استاد مشاور اینجانب در نگارش پایان نامه بوده اند نیز نهایت تشکر را دارم .
در پایان نیز از همه عزیزان و دوستانی که مرا در این مسیر یاری کرده اند نهایت تشکر و سپاس را دارم.
تقدیم به :
پدر، مادر عزیزم که آنچه در زندگی کسب کرده ام در سایه تلاش آنهاست.
فهرست مطالب
صفحه عنوان
1 چکیده……………………………………………………………………………………………………………………………….
فصل اول:کلیات تحقیق
3 1-1-مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………..
5 1-2- بیان مسئله………………………………………………………………………………………………………………..
6 1-3-اهمیت و ضرورت تحقیق……………………………………………………………………………………………
8 1-4-اهداف پژوهش…………………………………………………………………………………………………………..
8 1-5- فرضیه ها…………………………………………………………………………………………………………………
9 1-6-تعاریف نظری متغیرهای تحقیق……………………………………………………………………………………
10 1-7-تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق………………………………………………………………………………….
فصل دوم:ادبیات تحقیق
12 2-1-مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………….
12 2-2-کمرویی……………………………………………………………………………………………………………………
14 2-2-1-علل کم رویی ………………………………………………………………………………………………………
16 2-2-2-کمرويی و انزوا طلبی……………………………………………………………………………………………..
17 2-2-3-سنين کمرويی………………………………………………………………………………………………………..
17 2-2-4-آثار و نشانه های کمرویي………………………………………………………………………………………..
19 2-2-5-ريشه و علل کمرويي …………………………………………………………………………………………….
22 2-2-6-خطرات مهم تر………………………………………………………………………………………………………
22 2-2-7-راه های پيشگيری از کمرويی در کودکان…………………………………………………………………..
29 2-3-نارسایی هیجانی………………………………………………………………………………………………………….
30 2-4-واقعیت درمانی…………………………………………………………………………………………………………..
30 2-4-1-تاریخچه واقعیت درمانی…………………………………………………………………………………………
31 2-4-2- واقعیت درمانی و مفهوم آن…………………………………………………………………………………….
35 2-4-3-تعریف واقعیت درمانی……………………………………………………………………………………………
36 2-4-3-1-نیاز اول(پیوند عاطفی دوسویه)…………………………………………………………………………….
37 2-4-3-2-نیاز دوم (احساس ارزشمندی) …………………………………………………………………………….
38 2-4-4-مقایسه نظریه‌ها………………………………………………………………………………………………………
38 2-4-4-1-نظریه‌های درمانی سنتی (مخالف) ………………………………………………………………………
39 2-4-4-2-نظریه واقعیت گرایانه………………………………………………………………………………………….
39 2-4-4-3-عناصر اصلی نظریه واقعیت درمانی………………………………………………………………………
40 2-4-4-4- اصول اساسی نظریه واقعیت درمانی…………………………………………………………………….
40 2-4-4-5- عوامل مؤثر در رشد (درمان) ……………………………………………………………………………..
41 2-4-5-خلاصه‌ای از نظریات مرتبط……………………………………………………………………………………..
45 2-4-6-تفاوت واقعیت درمانی با روانکاری فروید…………………………………………………………………
46 2-4-7-انتظار از واقعیت درمانی یا هدف………………………………………………………………………………
46 2-4-8- فرآیند درمان………………………………………………………………………………………………………..
47 2-4-9-نتایج مثبت بکارگیری روش واقعیت درمانی ……………………………………………………………..
48 2-4-10-فرایند درمان…………………………………………………………………………………………………………
49 2-4-11-اصول واقعیت درمانی……………………………………………………………………………………………
51 2-4-12-ویژگی های دیگر واقعیت درمانی……………………………………………………………………………
52 2-5-پیشینه تحقیق……………………………………………………………………………………………………………..
فصل سوم:روش شناسی پژوهش
55 3-1-مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………….
55 3-2 روش تحقیق……………………………………………………………………………………………………………….
55 3-3-طرح پژوهش……………………………………………………………………………………………………………..
55 3-4-جامعه آماری……………………………………………………………………………………………………………..
55 3-5-نمونه و روش نمونه گیری…………………………………………………………………………………………..
56 3-6-ابزارهای پژوهش………………………………………………………………………………………………………..
57 3-7-روش اجرای پژوهش…………………………………………………………………………………………………
58 3-8-روش تجزیه وتحلیل داده ها……………………………………………………………………………………….
60 فصل چهارم:یافته های پژوهش
4-1-یافته‌های پژوهش……………………………………………………………………………………………………….
60 4-2-یافته های توصیفی……………………………………………………………………………………………………..
62 4-3-آمار استنباطی…………………………………………………………………………………………………………….
فصل پنجم:بحث و نتيجه گيري
69 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………….
69 5-1- بحث و نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………..
72 5-2-محدودیت های تحقیق……………………………………………………………………………………………….
73 5-3-پیشنهادات…………………………………………………………………………………………………………………
74 فهرست منابع…………………………………………………………………………………………………………………….
77 پیوست……………………………………………………………………………………………………………………………..
80 چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………………
فهرست جداول عنوان صفحه
جدول شماره4-1: آمار توصيفي مربوط به گروه آزمایش و کنترل…………………………………………………….60
جدول شماره 4-2: آمار توصيفي مربوط به سن……………………………………………………………………………..61
جدول شماره 4-3: آمار توصيفي مربوط به ترتیب تولد…………………………………………………………………..61
جدول شماره 4-4: آمار توصيفي مربوط به رشته تحصیلی……………………………………………………………….62
جدول4-5- میانگین و انحراف معیار نمره ی کمرویی گروه های آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون و پس آزمون………………………………………………………………………………………………………………………………..62
جدول4-6- تحلیل کوواریانس روی میانگین‌های نمره‌ی پیش‌آزمون و پس‌آزمون گروه‌های آزمایش و کنترل در متغیر کمرویی………………………………………………………………………………………………………………………..63
جدول4-7- میانگین وانحراف معیار نمره ی دشواری در توصیف احساسات گروه های آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون و پس آزمون………………………………………………………………………………………………63
جدول4-8- تحلیل کوواریانس روی میانگین‌های نمره‌ی پیش‌آزمون و پس‌آزمون گروه‌های آزمایش و کنترل در متغیر دشواری در توصیف احساسات………………………………………………………………………………………..64
جدول 4-9- میانگین وانحراف معیار نمره ی دشواری در شناسایی احساسات گروه های آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون و پس آزمون……………………………………………………………………………………………….65
جدول4-10- تحلیل کوواریانس روی میانگین‌های نمره‌ی پیش‌آزمون و پس‌آزمون گروه‌های آزمایش و کنترل در متغیردشواری در شناسایی احساسات………………………………………………………………………………..65
جدول4-11- میانگین وانحراف معیار نمره ی تفکر عینی گروه های آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون و پس آزمون……………………………………………………………………………………………………………………………….66
جدول4-12- تحلیل کوواریانس روی میانگین‌های نمره‌ی پیش‌آزمون و پس‌آزمون گروه‌های آزمایش و کنترل در متغیر تفکر عینی……………………………………………………………………………………………………………66
چکیده
هدف اصلي پژوهش حاضر مطالعه اثربخشی واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی و نارسایی هیجانی دانش آموزان و مولفه هاي آن شامل واقعیت درمانی ، کاهش کمرویی ، و نارسایی هیجانی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه شهر اصلاندوز در سال تحصیلی 92-91 می باشد که بالغ بر 3000 نفر دانش آموز میباشد. در این پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ا استفاده شده است. براي تعيين حجم نمونه از بین مدارس مقطع متوسطه، 4 مدرسه (2مدرسه دخترانه و 2 مدرسه پسرانه) و از هر کدام از این مدارس دو رشته و از هر رشته دو کلاس بصورت تصادفی انتخاب گردید. 341 نفر بر اساس جداول حجم نمونه مورگان انتخاب شدند.برای گردآوري اطلاعات مورد نياز پژوهش به وسیله دو پرسشنامه استاندارد تعدیل شده پرسشنامه کمرویی و پرسشنامه نارسایی هیجانی تورنتو انجام ‌گرفت. پژوهش حاضر از نظر روش آزمایشی است. برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه، از روشهای آماری توصیفی و استنباطی استفاده شد. بدین ترتیب که برای تلخیص، طبقه بندی، و تفسیر داده های آماری از فراواني و درصد فراواني(جدولها، نمودارها) و به منظور آزمون فرضیه های تحقیق از آزمون تحلیل کواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شده است. و در آخر نیز بر اساس نتایج بدست آمده با استفاده از آزمون ها به این نتیجه رسیده شد که آموزش واقعیت درمانی به طور معناداری باعث کاهش میزان کمرویی در دانش آموزان می گردد و این بدان معناست که آموزش واقعیت درمانی به طور معنادار باعث افزایش مهارتهای دانش آموزان در توصیف احساسات خود می گردد.
واژه های کلیدی: کمرویی ، نارسایی هیجانی، واقعیت درمانی .
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1-مقدمه
گلاسر در عصر بحران اجتماعی و از خود بیگانگی در آمریکا به این نکته پی برد که اساس تمام مشکلات مردم ناشی از کمرنگ شدن پیوند عاطفی بین آنهاست. افرادی که خود را گم کرده‌اند و سرگردان به هر تخته پاره‌ای چنگ می‌زنند تا چند صباحی زنده بمانند. اما باید به ساحل واقعی نجات رسید.
گلاسر به این نتیجه رسیده است که انسان‌ها بر خلاف دیدگاه‌های سنتی درمانی چیزی بیش از غرایز، امیال و عادات هستند. انسان‌ها انتخاب می‌کنند ، تصمیم می‌گیرند، تغییر می‌دهند، خودشان را بررسی می‌کنند.
گلاسر همچنین پی برد که چون با انسان طرف است، برای اجرای فن‌های درمانی به یک چیز دیگر هم احتیاج هست و آن رابطه است و دیگر یک درمانگر سرد و بی‌عاطفه‌ی متخصصِ مصلحت‌ اندیش نمی‌تواند موفق باشد. نقش مهم رابطه درمانی برای او یک فرض جدی در درمان لحاظ شد.
علاوه بر رابطه درمانی، نگاه گلاسر در آسیب‌شناسی روانی به فرد، نگاه مریضی یا نقص در رفتار نیست نگاه او به فرد این است که وی از توانایی‌های خود به درستی استفاده نمی‌کند تا به خودشکوفایی و کمال برسد. گلاسر همه آنچه را که در جنبش انسان‌گرایی وجود دارد با عقل و استدلال نیز همراه می‌کند اما همچنان فقدان «عبرت از گذشته» در نظریة وی وجود دارد. زیرا انسان‌ها فکر می‌کنند، احساس می‌کنند، تجربه می‌کنند، از گذشته عبرت می‌گیرند و برای آینده آرزوهایی دارند.(گلاسر،1389)
در بسياری از کلاسهای درسی، دانش آموزانی ديده می شوند که آرام ، کمرو و خجالتی هستند. اين افراد در زندگی روزمرهی خود اغلب اوقات با اعضاء خانواده و همسالان آشنا بازی می کنند و از غريبه ها اجتناب می ورزند. شرم و خجالت اين افراد ممکن است آنها را از اکتساب مهارت ها و آمادگی های لازم برای بسياری از فعاليت هايی که همسالانشان از آن لذت می برند و يا اصولاً برای رشد شخصيت آن ها ضروری است ، بازدارد.ارزيابی والدين و معلمين از اين گروه متفاوت است .
بعضاً آن ها را دانش آموزانی بی آزار و خوب می شناسند و گاه ممکن است با حالت دلسوزانه به آن ها بنگرند و با اين گونه رفتار آنها را غير عادی تلقی کنند، ليکن در مقايسه با اختلالات رفتاری ديگر کمتر اتفاق می افتد که اين گروه افراد به عنوان موارد حاد مشکلات کلاس و مدرسه بر شمرده شوند .
اين دانش آموزان گرچه برای معلم و همکلاسی ها ی خود مشکلی ايجاد نمی نمايند، ولی ممکن است به علت رنج ناشی از احساس نا امنی و بی کفايتی در خود ، يکی از ناشادترين کودکان باشند. اگر در مورد رفتار غير اجتماعی آنان چاره ای انديشيده نشود اين کودکان احتمالاً در معرض بيماري های روانی قرار خواهند گرفت .(احمدوند ، 1380)
در واقع يكي از روش هاي مطرح براي كاهش و حل مسائل مربوط به کمرویی، استفاده از روش واقعيت درماني گروهي گلاسر است. در اين روش سعي ميشود با توجه به مفاهيم واقعيت، مسئوليت و امور درست و نادرست در زندگي فرد به رفع مشكلات او كمك شود ( شفیع آبادی،1389 ). تعداد زياد دانش آموزان و كمبود مشاوران كارآمد در مدارس از يك سو و عدم توانايي برنامه راهنمايي و مشاوره در مدارس بر مشاورهي فردي صرف از سوي ديگر، ضرورت توجه و بهره گيري از روش هاي گروهي مشاوره را آشكار مي سازد (نواب نژاد،1995). علاوه بر اين، از ميان نظريه هاي مشاوره و روان درماني موجود، واقعيت درماني بيش از ساير رويكردها بر موضوع کمرویی تاكيد كرده است .
آلکسی تایمیا به ناتوانی در پردازش شناختی اطلاعات هیجان و تنظیم هیجان ها گفته می شود. آلکسی تایمیا سازه ای است چند وجهی متشکل از دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات برای دیگران و جهت گیری فکری بیرونی. ویژگی های اصلی آلکسی تایمیا عبارتند از: ناتوانی در بازشناسی و توصیف کلامی هیجان های شخصی، فقر شدید تفکر نمادین که آشکار سازی برخورد ها، احساسات، تمایلات و سائق ها را محدود می کند، ناتوانی در به کارگیری احساسات به عنوان علایم مشکلات هیجانی، تفکر انتزاعی در مورد واقعیت های کم اهمیت بیرونی، کاهش یادآوری رویاها، دشواری در تمایز بین حالت های هیجانی و حس های بدنی، فقدان جلوه های عاطفی چهره، ظرفیت محدود برای همدلی و خودآگاهی. همچنین نارسایی در تنظیم و مدیریت هیجان ها (فرآیند گذار از پردازش به عمل ) نیز از ویژگی های نارسایی هیجانی است.
آلکسی تایمیا شامل تخریب سه حوزه بازشناسی، پردازش و ابراز احساسها می باشد که یکی ازنزدیکترین مفاهیم به هوش هیجانی است ( تیلور و بگبی، 2000؛ بشارت، 2008). مشخصه های بیرونی که سازه نارسایی هیجانی را تشکیل می دهند بیانگرنقایصی در پردازش شناختی و تنظیم هیجانات می باشند. از دیدگاه علوم شناختی، هیجان ها به عنوان دسته ای از طرح واره های مبتنی بر پردازش اطلاعات شناخته می شوند که شامل فرآیندها و تجسم های نمادین و غیر نمادین هستند کاهش ابراز هیجانات اساسا بیان گر نوعی فقدان یا بدتنظیمی هیجانات است. به همین صورت آسیب در ظرفیت های پردازش هیجانی مبتنی بر نارسایی هیجانی ممکن است یک عامل خطراحتمالی برای انواع مشکلات سلامت روان باشند.
در واقع، روش واقعيت درماني تا حد زيادي مربوط به كار گروهي با نوجوانان و جوانان در موقعيتهاي آموزشي ميباشد. معمولا نظريه ي گلاسر از سوي معلماني كه قصد داشتند ايده هاي اساسي او را در زمينهي واقعيت درماني در كلاسهاي درس به كار ببرند، پذيرفته شده است. اساس واقعيت درماني گروهي از فرآيند خود ارزيابي تشكيل شده است چرا كه فضاي حاكم بر گروه مي تواند به اعضاي گروه كمك كند تا ارزيابي درستي از رفتار خود به دست آورند(کوری،2001). هدف اصلی این پژوهش تعیین اثربخشی واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی و نارسایی هیجانی در دانش آموزان می باشد.
1-2- بیان مسئله:
کمرویی در 30 سال گذشته موضوع مورد توجه روانشناسی بوده است و پژوهشگران برای درک آن پدیده مشارکت داشته اند. به هر حال، کمرویی به عنوان یک پدیده اجتماعی در نظر گرفته شده است که با اضطراب در موقعیت های اجتماعی، بازداری اجتماعی، یا رفتارهای بین فردی ناشی از نگرانی درباره ارزیابی بین فردی، مشخص می شوداگرچه تعریف متعدی ازکمرویی ارائه شده،ولی کمرویی عموماً به عنوان نا راحتی و بازداری درغیاب افراددیگر تعریف شده است. افراد کمرو، فاقد مهارت اجتماعی و عزت نفس هستند ولی در عین حال به شدت مایلند خودشان را به عنوان انسان های اجتماعی بشناسند، در نتیجه در روابط بین فردی غیر ماهرانه عمل می کنند. از مهم ترین علائم تشخیص کمرویی، اضطراب ذهنی و اجتناب از رفتارهای اجتماعی است.
اساس درمان کمرویی تغییر در حوزه ی شناختی (شناخت درمانی) و تحول در رویه ی زندگی و حیات اجتماعی فرد است، تغییر در شیوه ی تفکر، یافتن نگرش تازه نسبت به خود و محیط اطراف، برخورداری از قدرت انجام واکنش های نو در برابر اطرافیان و تعامل بین فردی، تغییر در باورها و نظام ارزش هایی که کمرویی را تقویت می کند و سرانجام دستیابی به کانون اصلی اضطراب، کاهش اضطراب در فرد کمرو، تقویت انگیزه و افزایش مهارت های اجتماعی و توانایی های تحصیلی، شغلی و حرفه ای، اصلی ترین روش درمان کمرویی است.(افروز،1381)
نارسایی هیجانی (آلکسی تایمیا ) به دشواری در خود تنظیم گری هیجانی و به عبارت دیگر در پردازش شناختی اطلاعات هیجانی و تنظیم هیجان ها گفته می شود. ویژگی های اصلی نارسایی هیجانی عبارتند از: ناتوانی در بازشناسی و توصیف کلامی هیجان های شخصی، فقر شدید، تفکر نمادین که آشکار سازی بازخورد ها، احساسات، تمایلات وسایق ها را محدود می کند، ناتوانی در بکارگیری احساسات به عنوان علایم مشکلات هیجانی، تفکر انتقادی در مورد واقعیت های کم اهمیت بیرونی، کاهش یادآوری رویاها، دشواری در تمایز بین حالت های هیجانی و حس های بدنی ، قیافه ی خشک و رسمی، فقدان جلوه های عاطفی چهره، ظرفیت محدود برای همدلی و خودآگاهی.(شه ناسی، 1382)
واقعیت درمانی، یکی از جدیدترین تلاش‌های درمانگران در راه توصیف انسان، تعیین قوانین رفتاری و چگونگی نیل به رضایت، خوشبختی و موفقیت محسوب می شود. در این شیوه درمان، مواجه شدن با واقعیت، قبول مسئولیت و قضاوت اخلاقی درباره درست و نادرست بودن رفتار و در نتیجه نیل به هویت توفیق مورد تاکید است. این نوع درمان را فقط در مورد اکثر رفتارهای غیرعادی به‌کار نمی‌بندند، بلکه در مورد تمام افراد عادی و مسائل مورد علاقه آنها و تدوین شیوه صحیح تعلیم و تربیت نیز از آن استفاده می کنند.(شفیع آبادی،1386)
هدف واقعیت درمانی، پرورش قبول مسئولیت در فرد و ایجاد هویتی موفق است. فرد بایستی رفتاری را که در صدد اصلاح آن است، شناسایی کند، تمام توجه خود را به آن معطوف سازد و عذر و بهانه ای برای رد مسئولیت خود نیاورد. در این رویکرد تلاش می شود تا فرد اهداف کوتاه مدت و دراز مدت زندگی خود را بشناسد. با صراحت آنها را تعریف کند، راه های رسیدن به اهدافش را ارزیابی نماید. از بین آنها روش هایی را که نتایج مطلوب تری خواهد انجامید انتخاب کند و احساس مثبت تری را نسبت به خود تجربه نماید. (رضایی،1385)
تعداد زیاد دانش آموزان و کمبود مشاوران کارآمد در مدارس از یک سو و عدم توانایی برنامه ی راهنمایی و مشاور در مدارس بر مشاوره ی فردی صرف از سوی دیگر، ضرورت توجه و بهره گیری از روش های گروهی مشاوره را آشکار می سازد. در واقع ، روش واقعیت درمانی تا حد زیادی مربوط به کار گروهی با نوجوانان و جوانان در موقعیت های آموزشی می باشد. بنابر آنچه گفته شد پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سؤال می باشد که آیا آموزش واقعیت درمانی در کاهش کمرویی و نارسایی هیجانی دانش آموزان م‍ؤثر است؟
1-3-اهمیت و ضرورت تحقیق
روان شناسان، کمرویی و گوشه گیری را رفتاری ناسازگارانه تلقی می کنند که بعضاً مزمن و با دوام است. این رفتارها سازگاری کودک را با مشکلات زیادی مواجه می کند و برای زندگی سایر اشخاص که به نوعی با کودک در تماس هستند، عامل مزاحمی به حساب می آید.
کمرویی و کناره گیری کودک، کوششی برای خودداری از ارتباط با محیط اطراف است. کودک کمرو و گوشه گیر ممکن است از برقرارنمودن تماس با افراد و شرکت در فعالیت های اجتماعی، تقلیل یافتن علائق ذهنی و عاطفی به محیط خارج همراه باشد.
کودکان کمرو و گوشه گیر معمولاً از داشتن دوست محروم هستند و یا تک دوست بوده و بسیار به آن ها وابسته می باشند و به طور کلی از بودن در کنار هم سن های خود لذت نمی برند و به فعالیت های گروه علاقه نشان نمی دهند. متأسفانه کودکان کمرو و کناره گیر معمولاً موردتوجه قرار نمی گیرند، علت نیز آن است که نسبت به کودکان دیگر، کمتر توجه اطرافیان را به خود جذب می کنند. روابط اجتماعی این دسته از کودکان در مقایسه با همسالان در عملکردهایشان دچار کمبود و کاستی است و احتمالاً حالت هایی از افسردگی و ناشادی را تجربه خواهند کرد و با مشکلات آموزشی خود، مواجه خواهند گردید.(افروز،1385)
تعریف واقعیت درمانی كه مبدع آن گلاسر ( 1986 ) است از بسیاری جهات به گشتالت درمانی و درمان مراجع – محوری شباهت دارد . در همه ی نظریه های یاد شده نحوه ی دریافت واقعیت از سوی مراجع و شیوه ی ارزشیابی درونی او از واقعیت مورد تاكید قرار می گیرد . به نظر گلاسر ، مراجع در دنیای بیرونی ( دنیای واقعی ) و درونی خود زندگی می كند و دنیای واقعی بر رفتار فرد تاثیر نمی گذارد ، بلكه دریافت و ادراك او از دنیای واقعی بر رفتار او تاثیر گذار است . انسان آزاد است و توان انتخاب دارد و باید مسئولیت پیامد انتخاب های خود را به عهده بگیرد .
در این روش درمانی ، مواجه شدن با واقعیت ، مسئولیت پذیری و ارزشیابی در مورد رفتار های درست و نادرست مورد تاكید قرار می گیرد. فرد نه تنها در مقابل اعمال خود ، بلكه در برابر تفكرات و احساسات خود نیز مسئول است . فرد قربانی گذشته و حال خود نیست ، مگر این كه خود بخواهد . این رویكرد درمانی هم در مورد رفتارهای بهنجار و هم در مورد رفتارهای نابهنجار وهم در مورد تدوین شیوه های مناسب تعلیم و تربیت به كار می رود. یكی از نظریه های مشاوره كه در دهه های اخیر شهرت یافته ، نظریه واقعیت درمانی است كه عمدتا توسط ویلیام گلسر تدوین شده است. رویكرد گلسر یك رویكرد نسبتا صریح است كه به توان مراجع برای پرداختن به نیازهایش از طریق یك روند منطقی یا واقع بینانه اعتماد دارد . مشاوره از دید واقعیت درمانی صرفا یك نوع تعلیم یا كارآموزی ویژه است كه می كوشد به فرد آنچه را كه باید طی رشد طبیعی خود فرا گیرد، در یك مدت زمان نسبتا كوتاه بیاموزد . ( گلاسر، 1986 )
واقعیت درمانی به منظور مشاوره در زمینه ی فعالیت های اجتماعی ، آموزشی ، بازپروری ، مدیریت موسسات و رشد ارتباطات كاربرد دارد . این رویكرد در مدارس ، مراكز اصلاح و تربیت ، بیمارستان ها ، مراكز نگهداری كودكان بی سرپرست و مراكز مشاوره مورد استفاده قرار می گیرد . گلاسر (1986 ) اظهار داشته است واقعیت درمانی به منظور حل بسیاری از مشكلات روان شناختی مورد استفاده قرار می كیرد . این روش در مورد مشكلات هیجانی خفیف تا عمیق و در مورد كودكان ، نوجوانان ، بزرگسالان و افراد پیر نیز كاربرد دارد . به نظر گلاسر ، مهارت تكنیكی درمانگر بر كاربرد این روش تاثیر بسیاری دارد . اگر درمانگر مهارت كافی داشته باشد می تواند افسردگی مراجعان را درمان كند ، افراد معتاد را در جهت یافتن زندگی نو یاری دهد ، حس خود ارزشمندی را در نوجوانانی كه دست به خود كشی زده اند ، افزایش دهد ، با افراد مبتلا به معلولت های شدید به خوبی كار كند و معلمان و مشاوران مدرسه را با شیوه های مناسب رفتار با كودكان آشنا سازد . درمانگر ماهر می تواند با توجه به ویژگی و مشكلات مراجع شیوه ی خاص او را انتخاب كند ، شیوه ای كه به مراجع كمك می كند از طریق انتخاب رفتارهای مناسب و جایگزین كردن آن به جای رفتارهای مشكل ساز زندگی جدیدی را برای خود طرح ریزی كند . ( گلاسر، 1986 )
به طور کلی در این پژوهش به اهمیت و ضرورت تاثیر واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی و نارسایی هیجانی دانش آموزان پرداخته می شود که برای درمان ضرورت دارد درمانگر بداند که بیماری مراجع چه مدت ادامه داشته است تا مشخص شود که آیا زمان درمان باید طولانی باشد یا کوتاه. در واقعیت‌درمانی از داروهای مسکن استفاده نمی شود، زیرا این داروها موجب می شوند مراجع از واقعیت بگریزد و با آن مواجه نشود. فقط باید برای کسانی دارو تجویز کرد که از نظر جسمانی قابل کنترل نیستند. معمولا درمانگر در جریان روان درمانی، از نظر کلامی فعال است. درمانگر و مراجع روبروی هم می نشینند و شروع به گفتن مطالبی می کنند که ممکن است برای هر دو خوشایند و یا ناخوشایند باشد. تعیین حد و مرزها بخش مهمی از وظیفه واقعیت درمانگر است.(شفیع آبادی،1383)

1-4-اهداف پژوهش:
اهداف کلی پژوهش:
تعیین اثربخشی واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی در دانش آموزان
تعیین اثربخشی واقعیت درمانی بر کاهش نارسایی هیجانی در دانش آموزان
اهداف جزئی پژوهش:
تعیین اثر بخشی آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی دانش آموزان
تعیین اثر بخشی آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر دشواری در شناسایی احساسات دانش آموزان
تعیین اثر بخشی آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر دشواری در توصیف احساساتدانش آموزان
تعیین اثر بخشی آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر تفکر عینی دانش آموزان
1-5- فرضیه ها:
آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی دانش آموزان موثر است.
آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر دشواری در شناسایی احساسات دانش آموزان موثر است.
آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر دشواری در توصیف احساسات دانش آموزان موثر است.
آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر تفکر عینی دانش آموزان موثر است.
1-6-تعاریف نظری تحقیق:
واقعیت درمانی:
تعریف واقعیت درمانی كه مبدع آن گلاسر ( 1986 ) است از بسیاری جهات به گشتالت درمانی و درمان مراجع – محوری شباهت دارد . در همه ی نظریه های یاد شده نحوه ی دریافت واقعیت از سوی مراجع و شیوه ی ارزشیابی درونی او از واقعیت مورد تاكید قرار می گیرد .
واقعیت واژهای است که دربرگیرنده رفتار کنونی فرد است. گلاسر از واقعیت یک دیدگاه پدیدارشناختی ندارد.(گلاسر،1986)
کمرویی :
کم رویی پدیده ای جهانی است. پایه ای ترین یافته ی تحقیقات، راجع به کم رویی رایج، کاملاً گسترده و جهانی است. روان شناسان در تعریف می گویند: «کسی کم رو است که فاقد جرات است» یا به عبارتی کسی که تحت تأثیر فلج روانی قرار گرفته است. تأثیر کم رویی در توجهات است در «فعالیت های بدنی» و در «فعالیت های فکری» و فعالیت های «احساسی».(اکبری،1389)
نارسایی هیجانی:
نارسایی هیجانی سازه ای است چند وجهی متشکل ازدشواری درشناسایی احساسات و تمایز بین احساسات و تهییج های بدنی مربوط به انگیختگی هیجانی، دشواری در توصیف احساسات برای دیگران، قدرت تجسم محدود که بر حسب فقر خیال پردازی ها مشخص می شود؛ سبک شناختی عینی (غیر تجسمی)، عمل گرا و واقعیت مدار یا تفکر عینی افراد مبتلا به نارسایی هیجانی، تهییج های بدنی بهنجار را بزرگ می کنند، نشانه های بدنی انگیختگی هیجانی را بد تفسیر می کنند، درماندگی هیجانی را از طریق شکایت های بدنی نشان می دهند و در اقدامات درمانی نیز به دنبال درمان نشانه های جسمانی هستند.(شه ناسی،1382)
1-7-تعریف عملیاتی متغیرها:
واقعیت درمانی:
در این پژوهش منظور از واقعیت درمانی برنامه هایی است که طی 8 جلسه (ارتباط ودرگیری عاطفی – توجه وتأكید بررفتاركنونی ونه براحساسات – تأكید بر زمان حال – قضاوت ارزشی – تهیه ی طرح وبرنامه – تعهد به انجام برنامه – نپذیرفتن هرگونه عذروبهانه – حذف تنبیه ) در پژوهش انجام گرفته شده است.
کمرویی
در این پژوهش منظور از نارسایی هیجانی نمره ای است که فرد در آزمون کمرویی (RFF): مقیاس بازبینی شده توسط چیک و بریگز (1990؛ گروزیر 2005) دریافت میکند.
نارسایی هیجانی:
در این پژوهش منظور از نارسایی هیجانی نمره ای است که فرد در مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو- (TAS-20) که توسط بگبی و همکاران (1994) ساخته شده است دریافت میکند.

فصل دوم
مبانی نظری و سوابق پژوهشی
2-1-مقدمه
واقعیت درمانی به صورتی که گلاسر در جدیدترین کتاب های خود شرح داده است، بر نظریه انتخاب استوار است. واقعیت درمانگران معتقدند که مشکل اساسی اغلب درمانجویان یکی است،آنها یا درگیر رابطه ای ناخوشایند یا فاقد چیزی هستند که بتوان آن را رابطه نامید. بیشتر مشکلات درمانجویان ازناتوانی آنها در برقرار کردن رابطه ،صمیمی شدن با دیگران یا برقراری رابطه ای رضایت بخش با حداقل یک نفر در زندگی آنها ناشی می شوند. درمانگر، درمانجویان را به سمت رابطه رضایت بخش هدایت کرده و به آنها می آموزد چگونه رفتار کنند که از رفتار کردن فعلی آنها مؤثرترباشد، هر چه درمانجویان بیشتر بتوانند با دیگران رابطه برقرار کنند به احتمال بیشتری خشنودی را تجربه خواهند کرد.
واقعیت درمانگران معتقدند که درمانجویان رفتارهای خود را به عنوان راهی برای حل ناکامی ناشی از رابطه ای ناخوشایند انتخاب کرده اند.
گلاسر معتقد است که درمانگر باید رابطه رضایت بخشی با درمانجویان برقرار کند، وقتی این رابطه برقرار شد، مهارت درمانگر به عنوان معلم خیلی مهم می شود.(گلاسر،1389)
2-2- کمرویی
کمرویی پدیده ای جهانی است. پایه ای ترین یافته ی تحقیقات، راجع به کم رویی رایج، کاملاً گسترده و جهانی است. روان شناسان در تعریف می گویند: «کسی کم رو است که فاقد جرات است» یا به عبارتی کسی که تحت تأثیر فلج روانی قرار گرفته است. تأثیر کم رویی در توجهات است در «فعالیت های بدنی» و در «فعالیت های فکری» و فعالیت های «احساسی».
علت کم رویی: افراد کم رو عموماً به خاطر عدم تسلط برمهارت های اجتماعی و یا فقدان اعتماد به نفس، کم رو می باشند. برخی از افراد بر مهارت های اجتماعی لازم جهت تداوم بخشیدن به حرکت نرم و روانِ ماشین ارتباطات بشری تسلط ندارند. آنان نمی دانند که یک گفت وگو را چگونه آغاز کنند یا در کلاس درس چگونه از سخن گو بخواهد بلندتر صحبت کند. در فعالیت های بدنی، کم رویی قربانی خود را از لحاظ روش، پخمه و چلمن، و از لحاظ رفتار غیرطبیعی و از لحاظ حرکات بی دست و پا می کند. تا آن جا که شخص بی دلیل سرخ شده و لرزش و طپش قلب می گیرد. در فعالیت های فکری هم کم رویی افکار قربانیان خود را مشوش کرده، آنان را از گفت وگوی منطقی ناتوان می سازد. از این جا اشتباهات و خبط هایی حاصل می شود که از همان افراد کم رو سر می زند، هم چنین سبب گنگی و دلسردی آنان می شود.
فرد کم رو باید در درجه ی اول، دقیقاً خود را مورد آزمایش و بررسی قرار دهد و قضاوت های غلط و نادرستی را که منشاء ناراحتی اش می باشد پیدا و کشف کند
در فعالیت احساسی، کم رویی مانع از آن می شود که قربانیانش احساس درونی خود را به راحتی بیان کنند و ظاهری بی احساس به آن ها می دهد. دیگران تصور می کنند که افراد کم رو، فاقد قلب و روح می باشند در حالی که آن ها سرشار از محبتند ولی جرات ابراز آن را ندارند. شخص کم رویی می گوید: «من یک وکیل معروف هستم با این حال هر بار سخن می گویم احساس می کنم که شهرتم در خطر قرار می گیرد. این حالت چه در دادگاه یه در یک مهمانی ساده در من ایجاد می شود. حضور دیگران اعتماد به نفس مرا از بین می برد». شخص دیگری می گوید: «هنگامی که در جلسه امتحان شفاهی حاضر می شوم متانت استاد شخصیت مرا خرد می کند». از دیدگاه روان شناسان خجالت همیشه نشانه ای از ناراحتی عمیق تر روانی است.
كمرويي يك پديده پيچيده و مركب ذهني، رواني و اجتماعي است كه به دلايل بيشمار در طول دوران رشد به تدريج پديدار ميشود و با دارو برطرف نمي شود . كمرويي اساساً رفتاري اكتسابي و آموخته شده است و براي درمان و برطرف كردن آن بايد ياد گيري زدايي صورت گيرد و رفتار تازه و مطلوب اجتماعي در فرد فراگير شود. اگر در مورد رفتار غيراجتماعي اين قبيل جوانان چارهاي انديشيده نشود فرد دچار استرسهاي شديد شده و احتمالاً خطرناكترين و حادترين وضع را براي ابتلا به بيماريهاي شديد رواني مانند اسكيزوفرني و يا افسردگي خواهد داشت (زيمباردو و رادل،2001).
كمرويي يك مشكل فردي بي سر و صداست و چنان شايع گشته كه مي توان آن را يك بيماري اجتماعي ناميد؛ زيرا كمرويي موجب اضطراب اجتماعي، هراس اجتماعي، عدم اعتماد به نفس، نداشتن مهارتهاي اجتماعي و عدم سازگاري با جمع ميشود(زيمباردو، 2000).كمرويي يك ناتواني و معلوليت فراگير اجتماعي است. در هر جامعه درصد قابل توجهي از كودكان، نوجوانان و بزرگسالان با اين اختلال رفتاري و بازدارندة رشد شخصيت اجتماعي مواجهند. در بسياري از مواقع، كمرويي، اصليترين مانع شكوفايي قابليتها، خلاقيتها و ايفاي مسئوليتها است (افروز، 1381 ). زيمباردو(1977) بر اين باورند كه كمرويي يك توجه افراطي به خود، اشتغال ذهني به افكار، احساسات و واكنشهاي جسماني خود است كه ميتواند حداقل شامل يك ناراحتي اجتماعي ضعيف تا يك ترس اجتماعي بازدارنده و شديد باشد . زيمباردو (2000) بر اين باور است كه كمرويي احتياط مفرط در روابط بين فردي است. به ويژه افراد كمرو از ابراز وجود ميهراسند، دربارة شيوة واكنش ديگران به خود بس يار حساسند و به سرعت دستپاچه ميشوند و نشانه هاي جسماني اضطراب مانند بالا رفتن ضربان قلب، سرخ شدن چهره و ناراحتي معده را تجربه ميكنند.
2-2-1-علل کم رویی
شخص کم رو یا خودش برای خودش ارزشی قایل نیست یا تصور می کند که دیگران برای او ارزشی قایل نیستند. هیچ کس دوست ندارد مورد تمسخر دیگران قرار بگیرد و ترس از این که چنین وضعی پیش بیاید شجاع ترین افراد را هم دچار کم رویی می کند. ولی باید گفت که افراد کم رو فاقد ارزش نمی باشند، چنین افرادی نه مضحک و مسخره هستند و نه دست و پا چلفتی و پخمه، فقط تصور می کنند که چنین هستند تا موقعی که این فکر غلط در مغز و نهادشان نقش بسته است و آن را از سر بیرون نکنند و اصلاح نشوند نخواهند توانست از این ضعف و زبونی نجات پیدا کنند.
نکته: بنابراین فرد کم رو باید در درجه ی اول، دقیقاً خود را مورد آزمایش و بررسی قرار دهد و قضاوت های غلط و نادرستی را که منشاء ناراحتی اش می باشد پیدا و کشف کند.
انجام چنین تحلیلی، همیشه ساده و آسان نیست. مطالبی که در زیر مطرح می شوند خواننده را در چنین بررسی و تجربه و تحلیلی کمک خواهد کرد. در این جا به خلاصه ای از عقاید و نظرات غلطی که عادی ترین علل کم رویی است اشاره می شود.
اولین علت کم رویی: تحقیر نابه جای خود است. بعضی افراد خود را از لحاظ فکری ضعیف و حقیر می شمارند. آن چه را می نویسند و می گویند به نظرشان پوچ و بی ارزش می رسد. ترس از آشکار شدن حالت معمولی و متعادل خود و ترس از این که با رفتار و گفتار نامعقول خود مورد تمسخر و استهزای دیگران قرار گیرند. دهان آن ها را می بندد.
دومین علت کم رویی: پخمگی خیالی است. بعضی افراد معتقدند که ظاهرشان فاقد ظرافت، رفتارشان ناشیانه، چلمن و ورودشان به جایی سبب کنجکاوی مسخره آمیز می شود. این فکر و خیال که مبتنی بر هیچ پایه ای نمی باشد بر طرز رفتار آنان تأثیر می کند و آن ها نمی دانند چه بکنند و کجا باید بنشینند. با این حال نباید عقیده ی غلط فرد کم رو را با بی اطلاعی واقعی از عادت همگانی اشتباه کرد. عادات و رسوم به وسیله ی خانواده، معلم، مطالعه، مشاهده، رفت و آمد در محافل و با نزاکت فرا گرفته می شود.
سومین علت کم رویی: ترس بی دلیل از مسخره کردن دیگران است، بعضی از افراد کم رو، حتی جرات نمی کنند لطف و محبت خود را نسبت به افراد خانواده شان ابراز کنند. کلمات دوستی، تشکر و سپاس، رحم و شفقت و مهربانی که بر حسب موارد مختلف مطرح می شوند در گلوی آن ها خفه می شوند. این نوع افراد اجازه می دهند تحت فشار نوعی شرم و حیای پوچ و بی مورد فلج شوند و خون سردی ظاهری آن ها سبب ناراحتی دیگران شود، همان طوری که خودش هم سبب ناراحتی آنان می شود.
چهارمین علت کم رویی:عدم اعتماد، بعد از شکست است. چنین افرادی تصور می کنند، تمام مردم دنیا از شکست او خبر دارند و او را خانه خراب تلقی می کنند. این فرد، تعادل ذهنی خود را از دست می دهد و از حضور در جمع نگران و ناراحت می شود. حتی جرات نمی کند دیگر با افرادی چون دوستان، هم کاران و… که احتمالاً به او توصیه هایی می کنند روبه رو شود.
پنجمین علت کم رویی: مبالغه کردن در اهمیت یک عیب است. گاهی عیب واقعاً در کسی هست و همین عیب کم رویی اوست که این عیب برای او بیش ترین احساس بد را ایجاد می کند، بدون آن که صفات خوب خود را به خاطر آورد و به آن ها مباهات کند. اولین چاره درمان کم رویی؛ شناخت چگونگی ظاهر شدن کم رویی فرد است این که در چه مواقعی، در برخورد با چه کسانی دچار چه حالاتی می گردد. پس اولین شرط معالجه، روشن بینی شخص است. مثال زیر شما را کمک و راهنمایی می کند.
دیگران تصور می کنند که افراد کم رو، فاقد قلب و روح می باشند در حالی که آن ها سرشار از محبّتند، ولی جرأت ابراز آن را ندارند.
فرض می کنیم که شما در کانون خانواده ی خود و بین هم سایگان و دوستان، کاملاً احساس راحتی می کنید. در خارج از این چارچوب، محدود افرادی هستند که به هیچ وجه مزاحمتی برای شما ایجاد نمی کنند. در عوض به هنگام دیدن فلان شخص (خانم یا آقا) دچار کم رویی می گردید و دچار بی دست و پایی و نازرنگی می شوید در نتیجه خاموش می شوید. بنابراین کدام فکر غلط است که به عمق وجود شما خطور کرده و استعدادهای شما را فلج می کند؟ آیا ارزش فکری یا اجتماعی فلان آقا یا خانم در شما چنین احساسی را ایجاد می کند یا جایگاه خصوصیات فردی آن ها که شما خود را هم سطح آن ها نمی بینید و دچار فقدان استعداد و توان روحی می شوید. در وجدان خود جست وجو کنید. زوایای مخفی آن را صادقانه و به دقت بررسی و موشکافی کنید. باید به هر قیمتی که باشد«افکاری» را که در ذهن خود و درباره ی خود دارید پیدا و کشف کنید تا برای همیشه آن ها را از ذهن خود بیرون بریزید. یکی دیگر از تمرینات که برای مقابله با کم رویی تجویز می شود، این است که از تلقین به نفس استمداد بخواهیم. برای این منظور از دستورالعمل های زیر یا دستورالعمل های مشابه دیگر استفاده کنید. کم رویی در پرتو کمی ثبات به راحتی اصلاح می شود. می خواهم خود را از آن نجات دهم. مطمئن هستم که کاملاً از این آزمایش سربلند بیرون خواهم آمد.
2-2-2-کمرويی و انزوا طلبی
از نظر متخصصان بهداشت و سلامت روان ، کمرويی و انزواطلبي در حکم يک اختلال رفتاری ، از جدی ترين مشکلات کودکان و نوجوانان است .
«کمرويی» توجهی غير عادی و مضطربانه به خويشتن در موقعيت های اجتماعی است که به دنبال آن ، فرد دچار نوعی تنش روانی – عضلاتی مي شود و شرايط عاطفی و شناختی او تحت تأثير قرار می گيرد و موجب بروز رفتارهای خام و واکنش های نامناسب می گردد. (رشد آموزش ابتدايی -1381 – ص75)
کمرويی وافعی کيست؟
کمرويی واقعی شخصی است که فرصت های خجالت کشيدن بيشتر از ديگران در اختيار او قرار می گيرد تا به جايی که آشکارا می توان گفت تمام روز خود را با اين عارضه می گذراند. او در اين حالت اگر بخواهد دست به ساده ترين کارها بزند و يا آسان ترين برخورد و رابطه را ايجاد نمايديا مثلاً تصميم بگيرد به چنان وضع اسفناکی می افتد که هيچ کس جز خود او نمی تواند آن را توصيف نمايد . چون در آن موقع در او عدم اعتماد به نفس ايجاد می شود و حالات هيجانی در او ظاهر می گردد . (مثل لکنت زبان و غيره) (ژان شارتيه ، 1373 – ص 78)
عموميت آن :
اين بيماری امری است که می توان گفت جنبه عموميت دارد . دامنه آن بقدری است که حتی کمتر خانواده ای را سراغ داريم که فردی از آن دچار اين حالت لااقل در مقطعی از سنين خود نباشد . بر اساس يک همه پرسی 17 درصد کودکان مورد مطالعه اين حالت را داشته اند . به صراحت مي گوييم که افسردگی و انزواجويی به صورت موقت و زود گذر در افراد عادی هم ديده می شود ولی کمتر نمايان است . اين امر بدان خاطر است که اطفال در حال رشد هستند و تشخيص افسردگی در آن مشکل است و جست و خيز ها حتی اگر اندک هم باشند مانع آگاهی در اين امر است . با همه اين وسعت و کثرت احتمال تداوم آن در افراد حدود يک درصد است . و البته اين احتمال در مورد زنان دوبرابر مردان و در سنين بالاتر به مراتب بيشتر از سنين پايين است . هم چنين بر اساس آماری بيماران افسردگی که ميل به انزوا دارند 25 – 45 درصد بيماران روانی را تشکيل می دهند و افسردگی روانی حدود 10 درصد کل آن را اين نکته هم قابل ذکر است که عزلت طلبی در برخی از جوامع امری مستحسن شمرده می شود و طرفداران مذهب بودائی آن را وسيله ای برای رشد و تکمال بحساب می آورند ، درحالی که از نظر ما آن عزلتی برای دستيابی به مقصدی انديشيده عامل رشد است که ارادی و آگاهانه باشد نه ناشی از مرض. . (قائمی ، 1374،ص 14)
2-2-3-سنين کمرويی
حال به اين مبحث می پردازيم که اگر آدمی خجول و کمرو به دنيا نمي آمد ، پس چگونه در برخی مراحل عمر دچار کمرويی می شود. اين حالت برحسب آن مرحله از دوران زندگی که شخص در آن قرار دارد، مورد بررسی و ارزيابی قرار می گيرد و اينکه اصولاً آيا اين محيط و متن آن است که بر انسان تأثير می گذارد و به صورت يکی از عناصرمتشکله شخصيت او در می آيد . علاوه بر آن ، با تأثيراتی که هر تجربه بر آدمی می گذارد، نحوه عکس العمل های او را در مقابل حادثات و رخدادها شکل می بخشد و اين حالت در تمام مراحل زندگی موضوع شخصيت انسان می گردد.
کودکی
واکنش خجالت کشيدن معمولاً از اين احساس زاده می شود که شخص خود را خلع سلاح و در يک موقعيت تازه در مخاطره مي بيند و اين حالت زمانی در او تشديد می شود که احساس می کند قادر به کنترل آن موقعيت نيست. اضطراب و دلهره را می توان همزاد خجالت دانست .
تأثير و نفوذ تعليم و تربيت در مبحث خجالت، مثل هر پديده ی نفسانی ديگر ، از اهميت بسزايی برخوردار است ولی اين را هم نبايد از مد نظر دور داشت که شخصيت يک آدم کمرو بخصوص در سالهای اوليه حيات و بر اساس نحوه تربيت او شکل می گيرد . (ژان شارتيه – 1373 – ص81)
2-2-4-آثار و نشانه های کمروي
1- جلوه های فيزیولوژيک شامل:
ناراحتی های ترشحی (عرق کردن ، به خصوص در نوک انگشتان) ، داشتن دست های مرطوب
سرخ شدن چهره
تشديد ضربان قلب ، اختلال در آهنگ تنفس و سرفه کردن هنگام صحبت
خشک شدن بزاق دهان و گرفتن گلو ، سفت و سخت شدن تارهای صوتی که در آن ناگهان قدرت تکلم از بين می رود ، نفس می گيرد و کودک به لکنت می افتد (بخصوص در موقعيت های اجتماعی)
خستگی شديد ، دلتنگی و بی حسی و عرق ريختن بعد از احساس خجالت (کمرويی)
2- جلوه های رفتاری ، شامل:
آهسته صحبت کردن
داشتن دوستان کم
عبوس بودن
پافشاری نکردن روی عقيده
نداشتن ارتباط بصری : يکی از رفتارهای آزار دهنده برای کودک کمرو، نگاه کردن مستيم به مخاطبان است . او در بيشتر اوقات با گرفتن سر به پايين و چشم دوختن به زمين ، با مخاطب صحبت می کند.
بازی با انگشتان
3- جلوه های روانی ، شامل :
ضعف در اعتماد به نفس : آنان به دليل ضعف در اعتماد به نفس ، در ارتباطات اجتماعی احساس بی کفايتی می کنند و در نتيجه در مقايسه با همسالان ، خود را کمتر از آن ها می دانند . اما علی رغم آن که از اجتماع دوری می کنند به ارزشيابی ديگران در مورد نحوه ی عملکرد خويش اهميت فراوانی می دهند .
ترديد و نداشتن اطمينان : ناتوانی در تصميم گيری و ترديد فراوان از کمرويی در فرد حکايت دارد.
عدم نداشتن ابتکار عمل
اضطراب فراوان شخص کمرو موجب می شود تمام قوای شناختی او نظير هوش و حافظه را تحت تأثير قرار گيرد و خصوصاً حافظه او مختل گردد . از آن جا که فرد کمرو بيش از هرچيز توجه عادی و مفرطی به خویشتن دارد، از توجه به محيط و اموری که در اطراف او در جزيان هستند ، باز می ماند و اين خود ، موجب کاهش تمرکز فکر و خلاقيت می گردد .
نگرانی و تشويش
فرد کورو نگران است که مبادا مورد بی توجهی ديگران قرار گيرد . به اين سبب نمی داندکه کارها را چگونه انجام دهد و از خود می پرسد آيا تأثير ذهنی خوبی بر ديگران گذاشته است يا خير ؟ هم چنين ممکن است از اين که ديگران نظر مثبتی نسبت به او نداشته باشند ، نگران باشد.
داشتن شخصيت انفعالی : چنين فردی تلفيق پذير است و سخنان ديگران را خيلی زود مي پذيرد ، عقايد و نظريات خود را بيشتر اوقات بر اساس عقايد و نظريات ديگران پی ريزی می کند و آرای خود را به راحتی تغيير می دهد.
تمايل به تنهايی کودک کمرو در کلاس و اماکن عمومی غالباً کنج خلوتی را انتخاب می کند و اين ويژگی خصوصاً در دانش آموزان کمرو مشهود است که غالباً در انتهای کلاس می نشينند. (ماهنامه رشد آموزش ابتدايی -1381 – ص75)
انزواجوئی مثبت:
بدين سان که ديديم گاهی ممکن است انزواجوئی در افراد باشد ولی با هدف مثبت مثلاً سرگرم انحام کاری باشند و در طريق خير و نفع و مصلحتی گام بردارد . و يا در محيطی به دور از سر و صدا و ناراحتی به کار و تلاش سازنده ای اشتغال ورزد .
طبيعی است اگر کودک يا نوجوانی قصد داشته و بخواهد برای زندگی تحصيلی سرو سامانی را فکر کرده و يا در طريق خير و سعادتی اقدام کند ناگزير است از جمع کناره گيری گرفته و در گوشه ای سرگرم گردد . می خواهيم بگوئيم هر آنگاه که طفل را بدو راز جمع و در گوشه ای ديديم چنان تصوری برای ما پديد نيايد .
در عين حال کسانی هم هستند که بيمارند و يا به علل احساس گناه همواره در کار تنبيه خويشند و يا خويش را مستحق عذاب می دانند و بدين خاطر سر از عزلت و انزوا در می آورند.
2-2-5-ريشه و علل کمرويي :
اينکه چه علت يا عللی سبب بروز اين حالت در افراد است بايد گفت انزواجوئی را علت واحد نيست . گاهی دو يا چند عامل دست به دست هم داده و موجبات آن را در فردی فراهم می آورند . ما را در اين بحث ادعای آن نيست که همه جوانب و علل را در نظر داريم آنچه بيان می شود شامل بخشی از علل آن هم را رعايت اختصار است .
اما آن علل :
الف – علل شخصی : در اين زمينه از مسائل و جوانبی بايد بحث کنيم که برخی از آن ها به قرار زيرند :
عامل وراثت : عوامل مربوط به گذشته زندگی و روابط خونی و ارثی خود می تواند عملی در اين رابطه به حساب آيد . ازدواج های هم خونی در اين رابطه نقشی مهم دارند .
– عامل زيستی : شامل کم کاری برخی از غدد در اين زمينه مؤثر است . ويا ممکن است برخی از افراد از لحاظ انرژی و فعاليت روانی و جسمی دچار ضعف و سستی شوند و نتوانند وضع عادی داشته باشند .
– عامل عاطفی : شامل حسادت ، ناشی از تولدی جديد و يا حقارت موجب اين امر است . در سنين مدرسه به عات فشار و هيجاناتی که ممکن است تحمل کند سبب می شود که کودک افسرده و دلشکسته شود و همه را دشمن و مخالف خود بداند و از آن ها دوری گيرد . بررسی های محققان نشان می دهد که اغلب افسردگی و انزوای کودکان با اختلال عاطفی در رابطه است .
– عامل خودخواهی و غرور : که در سايه ی آن طفل نمی تواند شکست را متحمل باشد و يا احساس کند که مورد غفلت والدين است و توان پايداری برای او نيست . او نمی تواند در برابر قيد و بند ها انزجار خود را نشان ندهد .
– عامل محروميت و ناکامی : که خود عامل مهم است . حتی افراد بزرگ تر را به انزوا و دوری از اجتماع می کشاند . خواه به خاطر شرم از مردم ، خواه به علت مقصر دانستن آن ها ، از دست دادن عزيزی هم می تواند در اين رابطه مؤثر باشد .
– عامل برتری جوئی : به دين معنی که می خواهد بر ديگران پيروز باشد و به خاطر سلطه طلبی خود را به اصطلاح ع.ام دم دست ديگران قرار ندهد و عادت به آن امر خود سبب ناراحتی روانی و يا اختلال رفتار باشد.
– عامل مرگ : مرگ مادر برای کودک حادثه ای ناگوار است و در مواردی می توان عامل افسردگی و انزواجوئی شود و ممکن است پدر يا مادر زنده باشند ولی به علت خستگی و فرسودگی به کودک نرسد و متحمل آن نباشد .
– عامل ترس : اگر دائمی باشد و مخصوصاً اگر مقصود پنهان کردن آن باشد ممکن است زمينه را برای تمارض و انزواجوئی فراهم کند . گاه ممکن است ترس از تحقير ، پرسيدن ، استهزا احساس کمتری مزمن باشد.
– عامل نقص : برخی از کودکان دچار انزوا می شوند بدان خاطر که نقص عضوی دارند ، نمی توانند همگام و همپای ديگران به پيش روند و برای پوشاندن ضعف خود منزوی می شوند. زشتی قيافه هم از اين عوامل است .
ب ـ عوامل اجتماعی:
عوامل اجتماعی خود از عوامل مهم انزواجوئی است . اگر اجتماع بر ذهن ها فشار وارد نمی کرد و اگر آدمی به صورت های مختلف مورد باز خواست قار نمی گرفت شايد آدمی بدين اندازه دچار انزوا عزلت نبود . ما در اين زمينه مواردی را می توانيم ذکر کنيم که برخی از آن ها بدين قرارند :
– فشار اجتماعی : کودک يا نوجوان منزوی می شود بدان خاطر که فشار وارده بر او بسيار است . امر و نهی ها بسيار و نظم خواهی شديد است و يا اوقات تلخی بسيار و تحقير و آزار زياد است . انتظارات بسيار از او دارند .
– عدم پذيرش : ممکن است کودک در خانواده به علت جنس يا اشکلاتی پذيرفته نشود ، پدران و مادران عملاً با او رابطه ای نداشته باشند و کودک هم چنان در وضع و شرايط اجتماعی خاص خود می ماند .
– ابتلای والدين : پدر و مادر بيمارند و شور و نشاطی در محيط خانه نيست و تبادل انديشه ای و شعری ، سخنی بين فرزندان و والدين رد و بدل نمی شود . در حقيقت والدين شان آن ها را به خود رها کرده اند .
طرد از خانه و مدرسه : اين امر برای کودکانی که از حساسيت شديد برخوردارند بيشتر صدمه آفرين هستند.ممکن است طردها نسبتاً معقول باشند ولی برای کودک قابل قبول نيستند . (قائمی، 1374)
عدم احترام گذاشتن به شخصيت کودک به او آسيب رسانده و رشد و پيشرفت او را متوقف می سازد . ژان ژاک رسو می گويد : کودک دارای شخصيت مستقلی است و نبايد به طور آشکار يا جابرانه تحت فرمان قرار گيرد ، پدر و مادر بايد با او مانند دوست موافق باشند . (خاکيه ، 1372)
عوارض آن :
انزواجوئی حالتی است که عاقبتش برای فرد و جامعه ناميمون است . شرور و عوارضی که در آن حاصل می شود دستگير فرد و اجتماع است .
الف – در جنبه فردی : انزواجوئی موجب عوارض زير است :
خستگی و بيخوابی و بی اشتهايی و يبوست ، سردرد و سرگيجه ، از دست دادن وزن
حملات اضطراب ، تنگی نفس ، کج خلقی ، ترس بيخودی .
مسخ شخصيت و عدم توان دفاع در خود .
سقوط رشد به علت محدود کردن عواطف و احساسات و شور و شوق .
کندی کار و تلاش اقتصادی و از بين بردن نِيروی سرشار کار و عاطل و باطل ماندن بحدی که انزوا برای شان ترمزی روانی است .
بی برنامگی در زندگی تا حدی که مشکلات اساسی خود را ناديده می گيرند.
در کل اينان دچار دشواری زندگی شده و روح شان آزرده می شود از هدف های ارزنده باز می مانند و همه چيز نزدشان بی ارزش می شود ، همه زيبايی ها جلوه خود را از دست می دهند . آن ها نمی توانند از تضادهای درونی به نفع رشد استفاده کنند . در نتيجه اغلب تسليم تضاد ها شده و از آن برای رشد طفره می رند .
ب – در جنبه اجتماعی : انزواجوئی عوارض و صدماتی دارد از جمله اينکه دوری از حيات اجتماعی مولد نوعی نزديک بينی و مبنی است و موجب بروز حالات روحی نامطلوب . دوری از جمع سبب می شود آدمی شادابی خود را از دست بدهد ريال شور و نشاط از ميان برود ، پژمردگی برای او پديد آيد .
آن ها که در اجتماع رشد و پرورش نمی يابند از آداب اجتماعی دور می مانند ،
ازفلسفه زندگی بی بخبرند ، شنای در غرقاب زندگی را نمی آموزند ، و از فنون حيات بی خبر می مانند . چه بسيار از آن که بعدها بی علاقگی شان دامنه پيدا کرده و از تشکيل زندگی بيزار می شوند .
هم چنين اجتماع از چنين افراد بی بهره می ماند زيرا در باره آن هاسرمايه گذاری
کرده و در موهبت های حيات اجتماعی موجود دارشان می سازد و اين سرمايه گذاری برايشان باردهی برجای نمی گذارد . افراد منزوی ولی عصبی مزاج و تند خو ممکن است موجبات وارد آوردن صدمه ای بر پيکر اجتماع بشوند . در مواردی آن ها تحصيل را رها کرده و از فراگرفتن مهارت ها شانه خالی کرده و کل بر جامعه خواهند شد .
2-2-6- خطرات مهم تر:
ای کاش عارضه ناشی از انزواجوئی و عزت طلبی به همين ميزان خاتمه يابد بررسی ها نشان می دهد که در دراز مدت اين امر به افسردگی کشانده شده و در مراحل پيشرفت سبب انفجار می شود و فرد منزوی ناگزير می شود به اعمال خلاف قانون و عرف وادار گردد.
در اثر غلبه انديشه گناه ممکن است بيمار ميل به خودکشی پيدا کند . البته در کودکان چنين حالتی نيست ولی بزرگتران به ده ها شيوه کتوسل می شوند تا بتوانند تن به خودکشی دهند . حداقل زيان و خطر اين است که احساس گناه و تقصير فرد را از خود منفعل کرده و عزت نفس او را به خطر می اندازد .
پاره از تحقيقات نشان داده اند که اين سببی است برای قتل و خونريزی های بی دليل ، طغيان های ديوانه وار و سرکشی های وحشناک و مقدمه ای است برای جنون و لااقل سپردن خود به دست غم و اندوه.
اصولاً ناراحتی های ناشی از انزواجوئی موجب ضعف و دشواری هایبسيار است و همه چيز انسان را زايل می سازد و نمی گذارد آدمی رشد کند . اختلال دماغی خود مرضی است که در اثر اين حالت در افراد پديد می آيد ، مخصوصاً برای آن ها که در زمينه خانوادگی و يا ارثی هم داشته باشند . (قائمی ، 1374)
2-2-7-راه های پيشگيری از کمرويی در کودکان
1- از کودکان خود آدمی خجول نسازيد:
آدمی در ابتدا بسان شاخه ی تری است که به هر شکلی در می آيد و شخصيت او رفته رفته و در ارتباط با محيط اطراف ساختار اصلی خود را بدست می آورد . خانواده دنيای نخستين کودک را تشکيل می دهد و شخصيت او در ابتدای امر به تيغ از برخوردها و مراقبت هايی که از وی در آن به عمل می آيد . قوام می يابد و ساخته می شود .
حتی در يک خانواده که نحوه ی تعليم و تربيت به طور کلی برای تمام فرزندان آن يکسان باشد ، بهره گيری خاص هر يک از آن ها ، از اين امر به علت عوامل متعددی که به چگونگی تعليم و تربيت در خانواده و برخورداری فردی از آن بستگی پيدا می کند ، تفاوت خواهد داشت : مثل ميل و رغبت عميق کودک ، وضع زناشويی والدين به هنگام تولد کودک ، ساختار جسمانی طفل و غيره . با اين ترتيب ، هنگامی که کودک نشانه هايی از خجلت از خود بروز می دهد که معمولاً اين علائم را در خواهران و برادران او نمی توان يافت ، آنگاه بايد در صدد يافتن انگيزشهای ديگری بر آمد که اين حالت را در او به وجود آورده و به عبارت بهتر طبيعت روابط مشخصی که او را هدف خود قرار داده ، معين و معلوم ساخت : بيشتر اوقات خجالت هنگامی در طفل ايجاد می شود که او در متن زندگی روزمره خانوادگی (روابط ، تعليم و تربيت) قادر به فراهم ساختن تگيه گاه مطمئنی برای ساختن و تثبيت شخصيت خود نمی شود . اين کمبود در کودک نوعی ترس مفرط از مقابله با تجارب و وقايع تازه و عجِب در محيط خانوادگی به وجود می آورد . فرد کمرو خود کار خويش را به قاعده و درست می پندارد ، اطرافيان و مربيان بايد مواظب باشند که بر آن صحه نگذارند که با کمروها بايد با ظرافت خاصی رفتار کرد .
2- کودک را لوس بار نياوريد :
چه بسا ممکن است فرزندتان در کودکی دچار بيماری سختی شده و ناچار او را تحت مراقبت شديد قرارداده باشيد و يا بعد از مرگ بچه ی اولتان به دنيا آمده و در نتيجه در محيطی پر ناز و نعمت و سرشار از مراقبت بزرگ شده است تا مبادا چشم زخمی به وی برسد و او هم به سرنوشت کودک بزرگتر مبتلا شود و خلاصه کودک نازپروده را در محيطی شکننده بار می آورند تا حادثه ای برايش اتفاق نيفتد . بهتر است بداند که اگر از او در پيه ای عايق محافظت می کنيد بيشتر آسيب پذيرش می سازد ، زيرا او را محکوم بدان ساخته ايد که نتواند از خودش دفاع کند . چنين کودکی خود را خلع سلاح شده می يابد و فاقد هر گونه امکان ابداع و ابتکار در مقابله با مسائل و مشکلات زندگی و طبعاً در رويارويی با هر حادثه نوظهور که آن را خطرناک می يابد و اين امر بخصوص زمانی حادث می شود که او حامی خويش را که معمولاً خود را بين او و وقايع روزانه سپر قرار می دهد، غايب می بيند .
اگر ترس شما زياده از حد و مفرط باشد ، ناخودآگاه آن را به کودکتان منتقل می سازيد به طوری که او حتی تجارب معمولی زندگی را نيز در زاويه ی خطرناکی مشاهده می کند و همين امر شخصيت او را دچار تشتت و تجزيه خواهد کرد .همه چيز را از قبل برای او حاظر و آماده نسازيد و بالعکس اين آمادگی را به او بدهيد و کمکش کنيد تا در مقابله با موقعيت هايی که احتمال خطر دارد ، بتواند عکس العمل مناسبی نشان دهد و در ضمن سن و سال او را از ياد نبرد که از عهده فعاليت های ساده تشويق نماييد که از هر عامل ديگری در تصحيح رفتارش مناسب تر است .
3- از سختگيری بی جا بپرهيزيد :
سختگيری و مؤاخذه بي جا نيز همچون مورد قبلی در ساختار شخصيت تأثيری منفی به جای می گذارد. همان گونه خود را دور نگاه داشت ، از شدت عمل و باريک بينی در تعليم و تربيت بايد خودداری نمود .
موجودی که تازه پای به عرصه حيات می گذارد و گام به گام در آن پيش می رود. نياز به جاپای محکم دارد تا بتواند ثبات و استحکام لازم را برای خوش فراهم آورد و به اين ترتيب بر اعتباری صحه گذارد که لازمه هرزندگی به شمار می رود .اين قبيل اقدامات برای قوام يافتن شخصيت او کاملاً ضروری می نمايد و به وی امکان می دهد تا رابطه خويش را با دنيای خارج سامان دهد و به عبارت ساده تر روحيه و حالت نفسانی خود را شکل دهد . مقصود نوعی قانون طبيعی رشد است که کودک بايد هر چه زودتر با آن آشنا شود تا بتواند هويت خود را در شالوده های مستحکم آن پی ريزی نمايد ، روشن است که اين جای پاها و يا بهتر است بگوييم پايگاه ها بايد توسط قدرت اعتبار و جذبه ای که کودک را در کانون هدف خود قرار می دهد ، برای او فراهم گردد و کودک برای آن احترام قائل شود .
4- از کودک خود توقع انجام کارهای محال را نداشته باشيد:

–374

s
تعهدنامه اصالت رساله پایاننامه
اینجانب …نسرین غلامی.. دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته/دکتری حرفهای/دکتری تخصصی در رشته روانشناسی بالینی که در تاریخ09/11/1393 از پایاننامه خود تحت عنوان
اصلاح سوگیری توجه در معتادین تحت درمان با شربت نگهدارنده متادون.
با کسب نمره 18 دفاع نمودهام بدین وسیله متعهد میشوم:
این پایاننامه/رساله حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایاننامه،کتاب،مقاله و…) استفاده نمودهام. مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده وسایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کردهام.
این پایاننامه/رساله قبلا برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح، پایینتر یا بالاتر) در سایر دانشگاههاو موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
چنانچه بعد ازفراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهرهبرداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و… از این پایاننامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را می-پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلیام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی
امضاء و تاریخ
نسرین غلامی
12/11/93

دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم تحقيقات شاهرود
دانشکده علوم انساني گروه روان شناسی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد M.A.
گرايش باليني
عنوان
اصلاح سوگیری توجه در معتادین تحت درمان با شربت نگهدارنده متادون
استاد راهنما
دکتر علی اسماعیلی
نگارش
نسرین غلامی
پاییز93
تشکر و قدردانی
دریای سپاس و تقدیر خود را به استاد راهنما و مشاور عزیزم جناب آقای دکتر علی اسماعیلی که بال های علم و تجربه خویش را بی منت بر من گشودند و با قبول زحمت همکاری در انجام این تحقیق را به عهده گرفتند تقدیم می دارم.
اگر شايسته تقديم باشد؛
تقديم به
پدر و مادرم که سمبل عشق و محبت ايثارندو هستی ام از محبت و صفای وجود عزيز و گرامی آنها سرچشمه می گيرد.
تقدیم به
برادران گراميم و خواهران مهربانم که مرا در طول زندگی یار و یاور بودند و وجود تک تک شان مایه امید و دلگرمی من است.
فهرست
عنوانصفحه
فصل اول
مقدمه2
بیان مسئله3
اهمیت وضرورت تحقیق4
اهداف تحقیق6
فرضیه های تحقیق6
تعاریف مفهومی وعملیاتی6
سوگیری توجه به محرک های مرتبط با مواد6
تعریف مفهومی6
تعریف عملیاتی6
سوگیری پیش توجه به محرک های مرتبط با مواد7
تعریف مفهومی7
تعریف عملیاتی7
فصل دوم
تعاریف اعتیاد9
ملاک‌های تشخیصیDSM-IV-TRبرای وابستگی به مواد10
ملاک های تشخیصی DSM-510
پیشینه مواد مخدر در ایران11
آشنایی با شایعترین مواد برای سو مصرف13
نظریه مشوق – حساس ساز14
نظریه طرح واره فعال14
نظریه دل مشغولی کنونی15
نظریه شرطی کلاسیک15
مدل ترکیب نظری17
پژوهش های خارجی18
پیشینه سوگیری توجه18
پیشینه اصلاح سوگیری توجه20
پیشینه ابزارهای سنجش سوگیری توجه( پروب دات )22
زمان ارائه محرک23
مدت زمان اصلاح سوگیری توجه24
گروه گرایش توجه25
پیگیری25
اضافه کردن اثرتقویت26
استفاده از هردو حالت واژه و تصویر در سنجش و اصلاح سوگیری توجه27
بررسی تاثیر اصلاح سوگیری توجه برکاهش آن در هر دو حالت توجه و پیش توجه28
پژوهش های داخلی29
فصل سوم
مقدمه31
طرح تحقیق31
جامعه آماری31
ابزارهای مورد استفاده31
آزمایه پروب دات31
شیوه گردآوری و تحلیل داده ها34
گروه کنترل34
گروه اصلاح سوگیری توجه35
گروه اصلاح سوگیری توجه به همراه ارائه تقویت35
روش های آماری36
فصل چهارم
مقدمه38
آمار توصیفی38
آمار استنباطی39
فرضیه اول39
فرضیه دوم43
فرضیه سوم47
فرضیه چهارم49
فصل پنجم
مقدمه52
بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیه اول پژوهش52
بحث نتیجه گیری در مورد فرضیه دوم پژوهش55
بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیه سوم پژوهش56
بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیه چهارم پژوهش58
فهرست جداول
عنوانصفحه
جدول 4-1. آماره های توصیفی متغیرهای مختلف استفاده شده در پژوهش38
جدول 4-2. آماره های توصیفی سوگیری توجه در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری39
جدول 4-3. آماره های توصیفی متغیرهای مختلف استفاده شده در پژوهش به تفکیک سه گروه40
جدول 4-4. آزمون اثرات بین گروهی 40
جدول 4-5. آزمون تعقیبی بون فرونی41
جدول 4-6. آماره های توصیفی نمرات سوگیری توجه در پیگیری به تفکیک سه گروه42
جدول 4-7. آزمون اثرات بین گروهی42
جدول 4-8. آزمون تعقیبی بون فرونی43
جدول 4-9. آماره های توصیفی نمرات سوگیری پیش توجه در پس آزمون به تفکیک سه گروه44
جدول 4-10. اثرات بین گروهی44
جدول 4-11. آزمون تعقیبی بون فرونی45
جدول 4-12. آماره های توصیفی نمرات سوگیری توجه در پیگیری به تفکیک سه گروه46
جدول 4-13. اثرات بین گروهی46
جدول 4-14. آزمون تعقیبی بون فرونی47
جدول 4-15. آماره های توصیفی نمرات سوگیری توجه در پس آزمون به تفکیک دو گروه48
جدول 4-16. اثرات بین گروهی48
جدول 4-17. آماره های توصیفی نمرات سوگیری پیش توجه در پس آزمون به تفکیک دو گروه49
جدول 4-18. اثرات بین گروهی50
نمودار ها
عنوان صفحه
نمودار 1. مدل پیشنهادی فیلد و ککس (2008) در تبیین ارتباط بین متغیرهای دخیل در اعتیاد 18
چكيده
اصلاح سوگیری توجه در مصرف کنندگان تحت درمان متادون
چکیده: سوگیری توجه به این اشاره دارد که هنگام رقابت چندین محرک برای تصرف توجه، کدام محرک می تواند توجه فرد را به خود جلب نماید. این پژوهش بر اهمیت سوگیری توجه نسبت به محرک های مرتبط با اعتیاد در ادامه ی مصرف و همچنین عود افراد ترک کننده صحه می گذارد. در پژوهش حاضر به بررسی اصلاح سوگیری توجه با استفاده از نرم افزار پروب دات در کاهش سوگیری توجه افراد مصرف کننده تحت درمان متادون پرداخته شده است. همچنین شرطی سازی عامل برای اولین بار با فرآیند اصلاح سوگیری توجه ترکیب شده است. در این مطالعه سه گروه از مصرف کنندگان تحت درمان متادون (کنترل، اصلاح سوگیری توجه و اصلاح سوگیری توجه به همراه تقویت و تنبیه) در سه زمان (پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری) وجود داشت که از لحاظ میزان سوگیری توجه با استفاده از نرم افزار پروب دات در دو زمان ارائه محرک (600 میلی ثانیه برای سنجش سوگیری توجه و 200 میلی ثانیه برای سنجش سوگیری پیش توجه) با محرک های واژه و تصویر مورد سنجش قرار گرفتند. بین پیش آزمون و پس آزمون، گروه کنترل مداخله ای خنثی دریافت کرد، در حالی که گروه دوم با فرآیند اصلاح سوگیری توجه متداول مورد مداخله قرار گرفت و سومین گروه با مداخله ای ترکیب شده از اصلاح سوگیری توجه با تقویت و تنبیه مورد دستکاری قرار گرفت.
یافته ها حاکی از آن بود که در پس آزمون و پیگیری سوگیری توجه و سوگیری پیش توجه، مداخله های انجام شده باعث تفاوت معنادار هر سه گروه با یکدیگر شده اند. به علاوه در تمام فرضیاتی که به مقایسه مداخله اصلاح سوگیری توجه و اصلاح سوگیری توجه به همراه تقویت و تنبیه پرداخته بودند، گروه اصلاح سوگیری توجه به همراه تقویت و تنبیه، سوگیری توجه کمتری در پس آزمون و پیگیری نشان داد.
به نظر می رسد که اصلاح سوگیری توجه یک مداخله معنادار و کارآمد است. به علاوه همراه سازی تقویت و تنبیه با تمارین اصلاح سوگیری توجه می تواند کارایی این روش را افزایش دهد. پیشنهاد می شود در مطالعات آینده به بررسی این روش مداخله جدید در سایر اختلالات مصرف مواد مبادرت گردد.
کلید واژه: اصلاح سوگیری توجه، شرطی سازی عامل، آزمایه پروب دات، سوگیری توجه، سوگیری پیش توجه
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
اعتیاد به انواع مواد مخدر به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های پیش روی بشریت تبدیل شده است. سالیانه تعداد بسیار چشم گیری از انسان‌ها بر اثر ابتلا به انواع مواد مخدر جان خود را از دست می‌دهند. همین امر، بررسی دلایل ابتلا و راه حل های برون رفت از آن را به یکی از اهداف پژوهشی روز دنیا مبدل کرده است.
مفهوم وابستگی به مواد تعاریف رسمی بسیاری دارد و در طول چند دهه معانی رایج آن بارها تغییر کرده است. برای تعریف جنبه های مختلف وابستگی دو مفهوم به کار می رود: وابستگی رفتاری و وابستگی جسمی. در وابستگی رفتاری، فعالیت های مواد جویی و شواهد مربوط یه الگو های مصرف بیمار گون مورد تاکید قرار می گیرد اما وابستگی جسمی به اثرات فیزیولوژیک دوره های متعدد مصرف مواد اطلاق می شود (کاپلان و سادوک، 2007، صفحه 477).
واژه اعتیاد و معتاد تا حدودی با وابستگی ارتباط دارند. واژه معتاد به طور ضمنی مفهوم خاص ناپسند و تحقیر آمیزی پیدا کرده است که مفهوم سوء مصرف مواد را به عنوان یک اختلال طبی نمی رساند. اعتیاد هم چنین در کاربرد عوامانه مثل اعتیاد به تلویزیون، اعتیاد به پول و … اهمیت خود را از دست داده است. هر چند این معانی ضمنی موجب شده است در نامگذاری های رسمی از کاربرد واژه اعتیاد اجتناب شود، ممکن است زمینه عصبی تشریحی و عصب شیمیایی مشترکی در بین همه اعتیاد ها وجود داشته باشد از جمله اثرات مشابهی برفعالیت های نواحی پاداش اختصاصی مغز نظیر ناحیه تگمنتال بطنی، لوکوس سرولئوس و هسته آکومبنس. مشخصه وابستگی روانی که خوگیری نیز نامیده می شودمیل شدید مداوم یا متناوب برای مصرف موادبه منظور اجتناب از حالت ملال است (کاپلان و سادوک، 2007، صفحه 477).
در سراسر جهان بیش از 20 داروی افیونی مجزا کاربرد بالینی دارند. در کشورهای توسعه یافته بیشترین داروی افیونی که مورد سوء مصرف و وابستگی قرار می گیرد هروئین است. این داروها همگی آگونیست نمونه وار گیرنده های µ افیونی هستند و همگی آنان اثرات ذهنی مشابهی دارند. اما الگوهای مصرف و برخی جنبه های سمیت مواد شبه افیونی به میزان زیادی تحت تأثیر نحوه تجویز و متابولیسم ماده شبه افیونی مورد مصرف و نیز شرایط اجتماعی تعیین کننده ی قیمت و خلوص ماده و ممنوعیت های مصرف غیر طبی آن قرار دارند (کاپلان و سادوک، 2007، صفحه 551).
نرخ عود بسیار بالا پس از ترک مواد مخدر، پژوهشگران را بر آن داشته است تا به شناسایی عوامل دخیل در این موضوع بپردازند. یکی از عواملی که به ویژه توجه پژوهشگران را به خود جلب کرد سوگیری توجه افراد معتاد نسبت به نشانه‌های مرتبط با مواد است.
وقتی افراد به طور مکرر از ماده‌ی اعتیاد آور خاصی استفاده می‌کنند به طور خودکار به این محرک‌ها گرایش پیدا می‌کنند تا اجتناب (کوساین، گودریان و ویرس،2011)؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Cousijn</Author><Year>2011</Year><RecNum>6</RecNum><record><rec-number>6</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>6</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Cousijn, J.</author><author>Goudriaan, A. E.</author><author>Wiers, R. W.</author></authors></contributors><titles><title>Reaching out towards cannabis: approach-bias in heavy cannabis users predicts changes in cannabis use</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1667-1674</pages><volume>106</volume><number>9</number><dates><year>2011</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> این گرایش را سوگیری توجه می‌گویند. مصرف مکرر مواد می‌تواند به عنوان محرک غیر شرطی با محرک‌های شرطی مختلفی همچون واژه‌ها، تصاویر و محرک‌های شنیداری مرتبط با عمل مصرف مواد تداعی شود و بدین ترتیب فرد با برانگیختگی جسمانی و وسوسه ذهنی به آن نشانه‌ها واکنش نشان دهد. (ولکو و همکاران، 2006) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Volkow</Author><Year>2006</Year><RecNum>24</RecNum><record><rec-number>24</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>24</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Volkow, N. D.</author><author>Wang, G. J.</author><author>Telang, F.</author><author>Fowler, J. S.</author><author>Logan, J.</author><author>Childress, A. R.</author><author>Jayne, M.</author><author>Ma, Y.</author><author>Wong, C.</author></authors></contributors><titles><title>Cocaine cues and dopamine in dorsal striatum: mechanism of craving in cocaine addiction</title><secondary-title>The Journal of neuroscience</secondary-title></titles><periodical><full-title>The Journal of neuroscience</full-title></periodical><pages>6583-6588</pages><volume>26</volume><number>24</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>0270-6474</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. این محرک‌ها خاطرات رویدادهای مرتبط با مواد را فراخوانی کرده و مکانیسم بروز وسوسه را راه اندازی می‌کنند. (سل و همکاران 2000) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Sell</Author><Year>2000</Year><RecNum>26</RecNum><record><rec-number>26</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>26</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Sell, L. A.</author><author>Morris, J. S.</author><author>Bearn, J.</author><author>Frackowiak, R. S. J.</author><author>Friston, K. J.</author><author>Dolan, R. J.</author></authors></contributors><titles><title>Neural responses associated with cue evoked emotional states and heroin in opiate addicts</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><pages>207-216</pages><volume>60</volume><number>2</number><dates><year>2000</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. پژوهش حاضر بر آنست که از طریق تمرین افراد مصرف کننده متادون با ابزارهای اصلاح سوگیری توجه، این مکانیسم را در این افراد کاهش دهد.
بیان مسئله
سوگیری توجه به متغیری کلیدی در ارتباط با اعتیاد به انواع مواد مخدر تبدیل شده است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که سوگیری توجه به محرک‌های مرتبط با مواد، پیامدهای درمان را در سوءمصرف کنندگان مواد مختلف پیش بینی می‌کند (ماریسن و همکاران،2006؛ اسکن میکرز و همکاران، 2010) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Marissen</Author><Year>2006</Year><RecNum>12</RecNum><record><rec-number>12</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>12</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Marissen, M. A. E.</author><author>Franken, I. H. A.</author><author>Waters, A. J.</author><author>Blanken, P.</author><author>Van Den Brink, W.</author><author>Hendriks, V. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias predicts heroin relapse following treatment</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1306-1312</pages><volume>101</volume><number>9</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Schoenmakers</Author><Year>2010</Year><RecNum>67</RecNum><record><rec-number>67</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>67</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Schoenmakers, T. M.</author><author>de Bruin, M.</author><author>Lux, I. F. M.</author><author>Goertz, A. G.</author><author>Van Kerkhof, D. H. A. T.</author><author>Wiers, R. W.</author></authors></contributors><titles><title>Clinical effectiveness of attentional bias modification training in abstinent alcoholic patients</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><pages>30-36</pages><volume>109</volume><number>1</number><dates><year>2010</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. همچنین هر چه میزان مصرف مواد افراد سوءمصرف (فیلد و ککس، 2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>5</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. به علاوه افراد سوءمصرف کننده پس از درمان، فارغ از نوع درمان، سوگیری توجه کمتری نسبت به نشانه‌های مرتبط با مواد نشان می‌دهند (گاردینی ، کافارا و ونری، 2009) (ماریسن و همکاران،2006) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Gardini</Author><Year>2009</Year><RecNum>15</RecNum><record><rec-number>15</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>15</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Gardini, S.</author><author>Caffarra, P.</author><author>Venneri, A.</author></authors></contributors><titles><title>Decreased drug-cue-induced attentional bias in individuals with treated and untreated drug dependence</title><secondary-title>Acta Neuropsychiatrica</secondary-title></titles><periodical><full-title>Acta Neuropsychiatrica</full-title></periodical><pages>179-185</pages><volume>21</volume><number>4</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1601-5215</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Marissen</Author><Year>2006</Year><RecNum>12</RecNum><record><rec-number>12</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>12</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Marissen, M. A. E.</author><author>Franken, I. H. A.</author><author>Waters, A. J.</author><author>Blanken, P.</author><author>Van Den Brink, W.</author><author>Hendriks, V. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias predicts heroin relapse following treatment</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1306-1312</pages><volume>101</volume><number>9</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. در کل پژوهش‌ها بر نقش کلیدی سوگیری توجه در فرآیند عود و درمان تأکید می‌کنند.
با توجه به نقش کلیدی سوگیری توجه، اگر بتوان سوگیری توجه را اصلاح و دستکاری کرد ممکن است بتوان به نتایج درمانی مطلوبی در پیشگیری از عود دست یافت. اصلاح سوگیری توجه در دو حوزه در ارتباط با اعتیاد انجام شده است: الکل (فیلد و همکاران، 2007؛ فیلد و ایست وود، 2005؛ صالحی فدردی و ککس، 2009؛ اسکن میکرزو همکاران، 2007؛ اسکن میکرز و همکاران، 2010)PEVuZE5vdGU+PENpdGUgRXhjbHVkZUF1dGg9IjEiIEV4Y2x1ZGVZZWFyPSIxIiBIaWRkZW49IjEi
PjxBdXRob3I+RmllbGQ8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA1PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MTg8L1JlY051
bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjE4PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBh
cHA9IkVOIiBkYi1pZD0icjIyNTB4Mnc1OXZyZmllMmRhYXY1NTB3ZXB3eGEwdmEwd2V4Ij4xODwv
a2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+RmllbGQsIE0uPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRp
dGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlwdWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFz
IGluY3JlYXNlcyB0aGUgbW90aXZhdGlvbiB0byBkcmluayBhbGNvaG9sPC90aXRsZT48c2Vjb25k
YXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxw
ZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3Bl
cmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjM1MC0zNTc8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTgzPC92b2x1bWU+PG51bWJl
cj4zPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDU8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMx
NTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0i
MSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRlbj0iMSI+PEF1dGhvcj5GaWVsZDwvQXV0aG9yPjxZZWFy
PjIwMDc8L1llYXI+PFJlY051bT4xOTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTk8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJm
aWUyZGFhdjU1MHdlcHd4YTB2YTB3ZXgiPjE5PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBl
IG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhv
cnM+PGF1dGhvcj5GaWVsZCwgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkR1a2EsIFQuPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNoaWxkLCBSLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+U2FudGFyY2FuZ2VsbywgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkdheXRvbiwgTS48L2F1dGhvcj48
L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlw
dWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFzZXMgaW4gaGVhdnkgZHJpbmtlcnM6IGRvIHRoZSBl
ZmZlY3RzIGdlbmVyYWxpc2U/PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNv
bG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBz
eWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjU5My02MDg8
L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTkyPC92b2x1bWU+PG51bWJlcj40PC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFy
PjIwMDc8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMxNTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwv
cmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0iMSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRl
bj0iMSI+PEF1dGhvcj5TYWxlaGkgRmFkYXJkaTwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIwMDk8L1llYXI+PFJl
Y051bT4yMzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjM8L3JlYy1udW1iZXI+PGZvcmVp
Z24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJmaWUyZGFhdjU1MHdlcHd4
YTB2YTB3ZXgiPjIzPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJuYWwg
QXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5TYWxl
aGkgRmFkYXJkaSwgSi48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNveCwgVy4gTS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhv
cnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+UmV2ZXJzaW5nIHRoZSBzZXF1ZW5jZTog
UmVkdWNpbmcgYWxjb2hvbCBjb25zdW1wdGlvbiBieSBvdmVyY29taW5nIGFsY29ob2wgYXR0ZW50
aW9uYWwgYmlhczwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5EcnVnIGFuZCBhbGNvaG9sIGRlcGVu
ZGVuY2U8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48ZnVsbC10aXRsZT5E
cnVnIGFuZCBhbGNvaG9sIGRlcGVuZGVuY2U8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxkYXRl
cz48eWVhcj4yMDA5PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDM3Ni04NzE2PC9pc2JuPjx1cmxzPjwv
dXJscz48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PENpdGUgRXhjbHVkZUF1dGg9IjEiIEV4Y2x1ZGVZZWFyPSIx
IiBIaWRkZW49IjEiPjxBdXRob3I+U2Nob2VubWFrZXJzPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwNzwvWWVh
cj48UmVjTnVtPjQ8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjQ8L3JlYy1udW1iZXI+PGZv
cmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJmaWUyZGFhdjU1MHdl
cHd4YTB2YTB3ZXgiPjQ8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5h
bCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPlNj
aG9lbm1ha2VycywgVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldpZXJzLCBSLiBXLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+Sm9uZXMsIEIuIFQuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5CcnVjZSwgRy48L2F1dGhvcj48YXV0aG9y
PkphbnNlbiwgQS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0
bGU+QXR0ZW50aW9uYWwgcmUtwpB0cmFpbmluZyBkZWNyZWFzZXMgYXR0ZW50aW9uYWwgYmlhcyBp
biBoZWF2eSBkcmlua2VycyB3aXRob3V0IGdlbmVyYWxpemF0aW9uPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5
LXRpdGxlPkFkZGljdGlvbjwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxm
dWxsLXRpdGxlPkFkZGljdGlvbjwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjM5OS00
MDU8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTAyPC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4zPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5
ZWFyPjIwMDc8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4xMzYwLTA0NDM8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxz
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0iMSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhp
ZGRlbj0iMSI+PEF1dGhvcj5TY2hvZW5tYWtlcnM8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDEwPC9ZZWFyPjxS
ZWNOdW0+Njc8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjY3PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3Jl
aWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0icjIyNTB4Mnc1OXZyZmllMmRhYXY1NTB3ZXB3
eGEwdmEwd2V4Ij42Nzwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFs
IEFydGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+U2No
b2VubWFrZXJzLCBULiBNLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+ZGUgQnJ1aW4sIE0uPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5MdXgsIEkuIEYuIE0uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Hb2VydHosIEEuIEcuPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5WYW4gS2Vya2hvZiwgRC4gSC4gQS4gVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldpZXJzLCBS
LiBXLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5DbGlu
aWNhbCBlZmZlY3RpdmVuZXNzIG9mIGF0dGVudGlvbmFsIGJpYXMgbW9kaWZpY2F0aW9uIHRyYWlu
aW5nIGluIGFic3RpbmVudCBhbGNvaG9saWMgcGF0aWVudHM8L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0
bGU+RHJ1ZyBhbmQgYWxjb2hvbCBkZXBlbmRlbmNlPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+
PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+RHJ1ZyBhbmQgYWxjb2hvbCBkZXBlbmRlbmNlPC9mdWxs
LXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+MzAtMzY8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTA5PC92b2x1
bWU+PG51bWJlcj4xPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMTA8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNi
bj4wMzc2LTg3MTY8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0VuZE5vdGU+
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGUgRXhjbHVkZUF1dGg9IjEiIEV4Y2x1ZGVZZWFyPSIxIiBIaWRkZW49IjEi
PjxBdXRob3I+RmllbGQ8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA1PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MTg8L1JlY051
bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjE4PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBh
cHA9IkVOIiBkYi1pZD0icjIyNTB4Mnc1OXZyZmllMmRhYXY1NTB3ZXB3eGEwdmEwd2V4Ij4xODwv
a2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+RmllbGQsIE0uPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRp
dGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlwdWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFz
IGluY3JlYXNlcyB0aGUgbW90aXZhdGlvbiB0byBkcmluayBhbGNvaG9sPC90aXRsZT48c2Vjb25k
YXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxw
ZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3Bl
cmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjM1MC0zNTc8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTgzPC92b2x1bWU+PG51bWJl
cj4zPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDU8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMx
NTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0i
MSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRlbj0iMSI+PEF1dGhvcj5GaWVsZDwvQXV0aG9yPjxZZWFy
PjIwMDc8L1llYXI+PFJlY051bT4xOTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTk8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJm
aWUyZGFhdjU1MHdlcHd4YTB2YTB3ZXgiPjE5PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBl
IG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhv
cnM+PGF1dGhvcj5GaWVsZCwgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkR1a2EsIFQuPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNoaWxkLCBSLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+U2FudGFyY2FuZ2VsbywgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkdheXRvbiwgTS48L2F1dGhvcj48
L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlw
dWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFzZXMgaW4gaGVhdnkgZHJpbmtlcnM6IGRvIHRoZSBl
ZmZlY3RzIGdlbmVyYWxpc2U/PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNv
bG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBz
eWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjU5My02MDg8
L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTkyPC92b2x1bWU+PG51bWJlcj40PC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFy
PjIwMDc8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMxNTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwv
cmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0iMSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRl
bj0iMSI+PEF1dGhvcj5TYWxlaGkgRmFkYXJkaTwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIwMDk8L1llYXI+PFJl
Y051bT4yMzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjM8L3JlYy1udW1iZXI+PGZvcmVp
Z24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJmaWUyZGFhdjU1MHdlcHd4
YTB2YTB3ZXgiPjIzPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJuYWwg
QXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5TYWxl
aGkgRmFkYXJkaSwgSi48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNveCwgVy4gTS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhv
cnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+UmV2ZXJzaW5nIHRoZSBzZXF1ZW5jZTog
UmVkdWNpbmcgYWxjb2hvbCBjb25zdW1wdGlvbiBieSBvdmVyY29taW5nIGFsY29ob2wgYXR0ZW50
aW9uYWwgYmlhczwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5EcnVnIGFuZCBhbGNvaG9sIGRlcGVu
ZGVuY2U8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48ZnVsbC10aXRsZT5E
cnVnIGFuZCBhbGNvaG9sIGRlcGVuZGVuY2U8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxkYXRl
cz48eWVhcj4yMDA5PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDM3Ni04NzE2PC9pc2JuPjx1cmxzPjwv
dXJscz48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PENpdGUgRXhjbHVkZUF1dGg9IjEiIEV4Y2x1ZGVZZWFyPSIx
IiBIaWRkZW49IjEiPjxBdXRob3I+U2Nob2VubWFrZXJzPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwNzwvWWVh
cj48UmVjTnVtPjQ8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjQ8L3JlYy1udW1iZXI+PGZv
cmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJmaWUyZGFhdjU1MHdl
cHd4YTB2YTB3ZXgiPjQ8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5h
bCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPlNj
aG9lbm1ha2VycywgVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldpZXJzLCBSLiBXLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+Sm9uZXMsIEIuIFQuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5CcnVjZSwgRy48L2F1dGhvcj48YXV0aG9y
PkphbnNlbiwgQS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0
bGU+QXR0ZW50aW9uYWwgcmUtwpB0cmFpbmluZyBkZWNyZWFzZXMgYXR0ZW50aW9uYWwgYmlhcyBp
biBoZWF2eSBkcmlua2VycyB3aXRob3V0IGdlbmVyYWxpemF0aW9uPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5
LXRpdGxlPkFkZGljdGlvbjwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxm
dWxsLXRpdGxlPkFkZGljdGlvbjwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjM5OS00
MDU8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTAyPC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4zPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5
ZWFyPjIwMDc8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4xMzYwLTA0NDM8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxz
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0iMSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhp
ZGRlbj0iMSI+PEF1dGhvcj5TY2hvZW5tYWtlcnM8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDEwPC9ZZWFyPjxS
ZWNOdW0+Njc8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjY3PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3Jl
aWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0icjIyNTB4Mnc1OXZyZmllMmRhYXY1NTB3ZXB3
eGEwdmEwd2V4Ij42Nzwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFs
IEFydGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+U2No
b2VubWFrZXJzLCBULiBNLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+ZGUgQnJ1aW4sIE0uPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5MdXgsIEkuIEYuIE0uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Hb2VydHosIEEuIEcuPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5WYW4gS2Vya2hvZiwgRC4gSC4gQS4gVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldpZXJzLCBS
LiBXLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5DbGlu
aWNhbCBlZmZlY3RpdmVuZXNzIG9mIGF0dGVudGlvbmFsIGJpYXMgbW9kaWZpY2F0aW9uIHRyYWlu
aW5nIGluIGFic3RpbmVudCBhbGNvaG9saWMgcGF0aWVudHM8L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0
bGU+RHJ1ZyBhbmQgYWxjb2hvbCBkZXBlbmRlbmNlPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+
PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+RHJ1ZyBhbmQgYWxjb2hvbCBkZXBlbmRlbmNlPC9mdWxs
LXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+MzAtMzY8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTA5PC92b2x1
bWU+PG51bWJlcj4xPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMTA8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNi
bj4wMzc2LTg3MTY8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0VuZE5vdGU+
ADDIN EN.CITE.DATA و سیگار (ات وود، اُ سالیوان، لئوناردز، مکین تاش و مونافو، 2008؛ فیلد، دوکا، تیلر و اسکن میکرز، 2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Attwood</Author><Year>2008</Year><RecNum>21</RecNum><record><rec-number>21</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>21</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Attwood, A. S.</author><author>O&apos;Sullivan, H.</author><author>Leonards, U.</author><author>Mackintosh, B.</author><author>Munafò, M. R.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias training and cue reactivity in cigarette smokers</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1875-1882</pages><volume>103</volume><number>11</number><dates><year>2008</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2009</Year><RecNum>22</RecNum><record><rec-number>22</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>22</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Duka, T.</author><author>Tyler, E.</author><author>Schoenmakers, T.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias modification in tobacco smokers</title><secondary-title>Nicotine &amp; Tobacco Research</secondary-title></titles><periodical><full-title>Nicotine &amp; Tobacco Research</full-title></periodical><pages>812-822</pages><volume>11</volume><number>7</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1462-2203</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. در مطالعات فوق اصلاح سوگیری توجه به طور معناداری توانسته باعث تغییر در میزان سوگیری توجه مصرف کنندگان الکل و سیگار شود.
تحقیق حاضر بر آنست تا تأثیر اصلاح سوگیری توجه به دو روش مختلف را در کاهش سوگیری توجه معتادین تحت درمان با شربت نگهدارنده متادون بررسی نماید و به این پرسش پاسخ دهد که کدام یک از دو روش اصلاح سوگیری توجه سودمندی بیشتری دارد.
اهمیت و ضرورت تحقیق
در سال 2004 در ایالات متحده 5/22 میلیون نفر از افراد بالای 12 سال (10 درصد کل جمعیت) دچار یک اختلال مرتبط با مواد بودند. در این مطالعه، 8/67 درصد از افراد سوءمصرف یا وابستگی به هروئین داشتند؛ 6/17 درصد به سوءمصرف ماری جوانا می پرداختند؛ 8/27 درصد دچار سوءمصرف کوکائین و 3/12 درصد دچار وابستگی به مسکن ها یا سوءمصرف آن بودند. از نظر سن نخستین مصرف مواد، در افرادی که مصرف مواد را در سن پایین تری شروع کرده بودند (14 سال یا پایین تر) احتمال اعتیاد بیشتر از افرادی بود که مصرف مواد را در سن بالاتری آغاز کرده بودند. (کاپلان و سادوک، 2007، صفحه 480).
این نکته حائز اهمیت است که افرادی که تحصیلات در حد کالج دارند بیش از افرادی که تحصیلات کمتر دارند مواد مصرف می کنند و میزان مصرف مواد در میان افراد بیکار بیشتر از افرادی که کار نیمه وقت یا تمام وقت دارند است (کاپلان و سادوک، 2007؛ ص 481). جالب است که اختلالات مرتبط با مواد، دومین بیماری شایع روانپزشکی پس از فوبی است (کاپلان و سادک، 2007؛ ص 182).
شیوع بالای ابتلا به این اختلال، سن پایین مصرف، تخریب شدید در عملکرد شغلی، تحصیلی، اجتماعی و خانوادگی افراد مصرف کننده، فراهم کردن شرایط ابتلا به سایر اختلالات محور 1 و 2، تحمیل هزینه های سنگین مراقبت بهداشتی برای ترک این افراد و همچنین عود مکرر این افراد در جریان ترک مواد مخدر و بسیاری از عوامل دیگر به خوبی ضرورت بررسی عمیق تر در این حوزه را نشان می دهد.
سالهاست که پژوهشگران به دنبال شناسایی راه‌هایی هستند که بتوانند خطر عود و گرایش به سوء مصرف در افراد را کاهش دهند. پژ وهشگرانی که از روش‌های اصلاح سوگیری توجه بهره جسته‌اند نتایج مطلوبی را گزارش کرده‌اند که بارقه هایی از امید را برای آینده به همراه داشته است. با وجود دستاوردهایی که تا کنون در حوزه‌ی اصلاح سوگیری توجه در گستره‌ی اعتیاد به دست آمده است، ابهامات و نواقصی نیز همچنان وجود دارد. از جمله میزان ثابتی از تعداد جلسات مورد نیاز جهت اصلاح، تأثیر سوگیری توجه بر وسوسه ذهنی، رابطه ی آگاهی از رابطه ی آزمایشی با اصلاح سوگیری توجه، ابزارهای مورد نیاز برای سنجش سوگیری توجه و تعمیم ابزاری و محرکی تا کنون مشخص نشده است. به دلیل وجود تناقضات فوق، نیاز به بررسی بیشتر در این حوزه ی پژوهشی احساس می شود. همچنین بررسی راه حل مشکلات عود در افراد ترک کننده به علت وجود سوگیری پیش توجه با وجود اصلاح سوگیری در توجه از ضروریات جامعه ی پژوهشی می باشد.
اهداف تحقیق
تعیین میزان تاثیر تمرین اصلاح سوگیری توجه بر میزان سوگیری توجه معتادین تحت درمان متادون
تعیین میزان تاثیر تمرین اصلاح سوگیری توجه بر میزان سوگیری پیش توجه معتادین تحت درمان متادون
تعیین میزان تاثیر همراه سازی تقویت و تنبیه به همراه اصلاح سوگیری توجه بر میزان سوگیری توجه معتادین تحت درمان متادون
تعیین میزان تاثیر همراه سازی تقویت و تنبیه به همراه اصلاح سوگیری توجه بر میزان سوگیری پیش توجه معتادین تحت درمان متادون
فرضیه های تحقیق
فرضیه اول: آموزش اصلاح سوگیری توجه باعث کاهش توجه نسبت به محرک های مرتبط با مواد مخدر در معتادین تحت درمان متادون می شود.
فرضیه دوم : آموزش اصلاح سوگیری توجه باعث کاهش سوگیری پیش توجه نسبت به محرک های مرتبط با مواد مخدر در معتادین تحت درمان متادون می شود.
فرضیه سوم : همراه سازی تقویت و تنبیه به همراه اصلاح سوگیری توجه، میزان اصلاح سوگیری توجه را نسبت به گروه فاقد تقویت و تنبیه در معتادین تحت درمان متادون افزایش خواهد داد.
فرضیه چهارم : همراه سازی تقویت و تنبیه یه همراه اصلاح سوگیری توجه، میزان سوگیری پیش توجه را نسبت به گروه فاقد تقویت و تنبیه در معتادین تحت درمان متادون کاهش خواهد داد.
تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
سوگیری توجه به محرک های مرتبط با مواد
تعریف مفهومی:
توجه خودکار فرد به محرک های مرتبط با مواد هنگامی که در رقابت با سایر محرک ها برای تسخیر توجه باشد را سوگیری توجه به محرک های مرتبط با مواد گویند (فیلد و ککس، 2008).
تعریف عملیاتی:
منظور از سوگیری توجه در این مطالعه، عددی است که برای هر شرکت کننده به عنوان برآیند زمان های واکنش در آزمایه های پروب-دات با ارائه محرک در زمان 600 میلی ثانیه به دست می آید.
سوگیری پیش توجه به محرک های مرتبط با مواد
تعریف مفهومی
سوگیری به محرک های مرتبط با مواد در رقابت با سایر محرک ها هنگامی که محرک مرتبط با مواد به طور هشیارانه ادراک نمی گردد را سوگیری پیش توجه به محرک های مرتبط با مواد گویند (فیلد و ککس، 2008).
تعریف عملیاتی
منظور از سوگیری پیش توجه در این مطالعه، عددی است که برای هر شرکت کننده به عنوان برآیند زمان های واکنش در آزمایه های پروب-دات با ارائه محرک در زمان 200 میلی ثانیه به دست می آید.
فصل دوم
مروری بر ادبیات
و پیشینه ی پژوهش
مقدمه
در این فصل به تعریف اعتیاد، آشنایی با انواع آن، تاریخچه اعتیاد و پژوهش های داخلی و خارجی پرداخته شد.
تعاریف اعتیاد
اعتیاد یک اصطلاح عامیانه وغیرعلمی و به معنای وابستگی بیمارگونه به مصرف یک یا چند نوع ماده مخدر است که سبب بروز رفتارهای موادجویانه شده و در صورت عدم مصرف مواد مورد نظر، علایم محرومیت در فرد معتاد بروزمی کند.منظوراز مواد، یک ماده شیمیایی –نه خوراکی است که پس از مصرف ،وابستگی و نیاز شدید در فرد به مصرف دوباره آن ایجاد می کند( صابری، 1384؛ به نقل از بهاری،1392)
به طور متعارف ، اعتیاد برای شناسایی رفتارهای خود مخربی به کار می رود که شامل مولفه های دارویی است.این واژه مختص کسانی است که گرفتار وابستگی جسمی به یک یا بیش از یک داروی غیرقانومی هستند. این تعریف شامل هوس کردن شدید مواد و نیاز به مواد بیشتر برای کسب همان اثرقبلی است(دی کلمنته، 2003).
بین سوء مصرف مواد و اعتیاد تفاوت وجود دارد. مصرف ماده ای که خلق و رفتار را تغییر می دهد لزوما سوءمصرف مواد تلقی نمی شود مگر آنکه عملکرد مصرف کننده را به طرزی منفی تحت تاثیر قراردهد. مشکل فرد فقط موقعی اعتیاد تاقی می شود که نشانه های مرضی جسمی ترک یا تحمل نسیت به ماده مخدر وجود دارند. اعتیاد عادت اکتسابی است که زمانی ظهور کرده وخاموش کردن آن حتی در مواجهه با پیامدهای بسیار منفی و چشمگیر آن دشوار است. واژه وابستگی حاکی است که الگوی رفتار شامل کنترل ضعیف خود فرمانی است که با وجود بازخورد منفی ادامه دارد و اغلب به نظر می رسد خارج از کنترل باشد (دی کلمنته، 2003). پادینا و سکول (1983) معتقدند که در بحث از مصرف مواد در نوجوانی، رفتارهای وابسته به مصرف مواد متأثر از عوامل درون شخصیتی – برون شخصیتی و اجتماعی – فرهنگی است (به نقل از بهاری،1392).

ملاک‌های تشخیصی DSM-IV-TR برای وابستگی به مواد
یک الگوی غیر انطباقی مصرف مواد که منجر به تخریب چشمگیر بالینی یا ناراحتی می‌شود و با سه مورد از موارد زیر تظاهر می‌کند که زمانی در یک دوره 12 ماهه بروز می‌کنند:
تحمل که به یکی از دو صورت زیر تعریف می‌شود:
الف) نیاز به افزایش مقدار ماده برای رسیدن به مسمومیت یا تأثیر دلخواه
ب)کاهش قابل ملاحظه اثرات ماده با مصرف مداوم مقادیر یکسانی از آن
2) حالت ترک که به یکی از دو شکل زیر تظاهر می‌کند:
الف)سندرم ترک برای آن ماده
ب) همان ماده (یا ماده مشابه آن) برای رفع یا جلوگیری از علائم ترک مصرف می‌شود.
3) ماده غالباً به مقادیری بیشتر و برای دوره‌ای طولانی‌تر از آنچه مورد نظر است مصرف می‌شود.
4) میل دائمی برای کاهش یا کنترل مصرف ماده وجود دارد و یا تلاش‌های ناموفقی در این زمینه صورت می‌گیرد.
5) زمان زیادی در فعالیت‌های لازم برای به دست آوردن ماده (مثلاً مراجعه به اطباء متعدد یا رانندگی طولانی)، مصرف ماده یا رهایی از آثار ماده صرف می‌شود.
6) فعالیت‌های مهم اجتماعی، شغلی و تفریحی به خاطر مصرف ماده کنار گذاشته می‌شود.
7) ادامه مصرف مواد علی رغم آگاهی از مشکلات روانشناختی یا جسمانی مستمر یا عودکننده ای که احتمالاً از مصرف ماده ناشی شده و یا در نتیجه آن تشدید می‌شوند. (کاپلان و سادوک، 2007؛ ص 478)
ملاک های تشخیصی DSM-5
الف) کنترل فرد مصرف کننده بر الگوی مصرفش تخریب شده باشد، شامل 4 ملاک زیر:
1) مصرف مواد بیش از مقداری که قصد شده یا زمانی که در نظر گرفته شده است انجام شود.
2) تلاش های ناموفق زیاد جهت قطع، کاهش یا تنظیم مقدار مصرف مواد.
3) صرف زمان فراوان جهت تهیه مواد، استفاده از مواد، و از بین رفتن آثار مواد در بدن.
4) وجود وسوسه مصرف مواد.
ب) تخریب در مسائل اجتماعی شامل سه مورد زیر:
5) تخریب قابل ملاحظه در نقش و وظایف فرد در محل کار، مدرسه یا منزل.
6) ادامه مصرف مواد با وجود مشکلات پایدار و مکرر در وضعیت اجتماعی یا بین فردی که ناشی از اثرات مصرف باشد.
7) فعالیت های مهم اجتماعی، شغلی یا تفریحی به علت مصرف مواد کاهش یابند یا قطع شوند.
ج) مصرف پرخطر شامل دو مورد زیر:
8) نحوه مصرف مواد از لحاظ جسمانی خطرناک باشد.
9) ادامه مصرف مواد با وجود علم به داشتن یک مشکل جسمانی یا روانی که از مصرف مواد ناشی شده باشد.
د) تأثرات دارویی مصرف مواد شامل دو مورد زیر:
10) وجود نشانه های تحمل به یکی از این دو طریق: نیاز به افزایش مقدار ماده برای رسیدن به مسمومیت یا تأثیر دلخواه یا کاهش قابل ملاحظه اثرات ماده با مصرف مداوم مقادیر یکسانی از آن.
11) حالت ترک که به یکی از دو شکل زیر تظاهر می‌کند: نشانگان ترک برای آن ماده یا مصرف همان ماده (یا ماده مشابه آن) برای رفع یا جلوگیری از علائم ترک (DSM-5، 2013، ص 484-483)
پیشینه مواد مخدر در ایران
سوءمصرف مواد مخدر یک پدیده جهانی است. به ندرت می توان کشوری یافت که این معضل در آن یافت نشود. روند سوءمصرف به ویژه در نوجوانان علایمی از همگرایی گسترش مواد مخدر را در کشورها نشان می دهد. مطابق گزارش سالانه برنامه کنترل مواد مخدر سازمان ملل (UNDCP) حداقل 134 کشور در سالهای دهه 1990 با مشکل سوءمصرف مواد مخدر روبرو بوده اند ( بهاری، 1392؛ ص 44).
ار آشنایی ایران با تریاک و مشقات آن زمان زیادی نمی گذرد. ایرانیان باستان با تریاک آشنا نبوده اند. در اوستا و ادبیات باستانی نیز نامی از آن برده نشده است. ابن سینا و زکریای رازی از نخستین کسانی بوده اند که به خواص دارویی تریاک پی بردند و آن را برای درمان بیماران خود به کار می بردند. در ایران پیش از اسلام نوشیدن الکل رایج بوده است و پس از گرایش به اسلام، مصرف الکل مغایر با شعائر اسلامی و احکام دین تلقی می شده است. بسیاری از کسانی که تریاک مصرف می کردند، به کار و زندگی خود مشغول بودند و اساسا مشکلی در زمینه فعالیت های روانی اجتماعی و خانوادگی خود نداشته اند. به علاوه، تولید، مصرف و فروش آن جرم تلقی نمی شد و مصرف کنندگان نیز ازجمع طرد نمی شدند (سازمان جهانی بهداشت، به نقل از بهاری، 1392).
در قرن هفدهم میلادی کشتی های تجاری انگلیس تریاک را از خاور دور به ایران آوردند. تاورنیه (1629)، جهانگرد فرانسوی، در مورد چگونگی اعتیاد در ایران می نویسد، «از عادتهای بد و حیرت انگیز ایرانیان استعمال تریاک است که حب کرده و می خورند و هنگامی که کار به اینجا می کشد جرأت ترک آن را پیدا نمی کنند» (کریم پور، 1366). خوردن تریاک در دوره صفویه افزایش چشمگیری داشته است. طوری که شاه عباس و شاه طهماسب به مخالفت با آن برخاستند (به نقل از بهاری، 1392).
بر اساس گزارش جهانی، مواد مخدر در سال 2000 حدود 8/2 اعلام شده است. اما این رقم در سال 1375 به حدود 5 % افزایش یافته است (صابری، 1384) بر اساس برآورد دولت ایران در سال 1328 نزدیک به 5/1 میلیون نفر در ایران معتاد وجود داشته است که 98% آنها تریاک یا شیره مصرف می کردند. این رقم 7% جمعیت 21 میلیونی آن زمان را تشکیل می داده است. در سال 1344 دولت تصمیم به ممنوعیت کشت خشخاش گرفت و نتیجه مستقیم این تصمیم در اوایل سال 1345 کاهش شمار معتادان به رقم 400000 نفر بود. در سال 1969 سیاست گذاری جدیدی در ایران پیش گرفته شد که طرحی دو منظوره برای درمان و کنترل اعتیاد به تصویب رسید. طبق این خط مشی، جمعیت معتادان به دو گروه معتادان رسمی/قانونی و غیر رسمی/غیر قانونی تقسیم شدند. گروه اول معتادین بالای 60 سال بودند که عمدتا تریاک مصرف می کردند و ظاهرا شانس کمی برای ترک و بازتوانی داشتند. برای رفع نیار این گروه، تصمیم گرفته شد کشت محدود خشخاش در اراضی تحت نظارت دولت آغاز شود؛ و برای گروه دوم برنامه جامع درمان و توانبخشی معتادان غیرقانونی در کشور اجرا شد. پس از انقلاب مشروطه در دوره دوم مجلس شورای ملی قانون تحدید تریاک در تاریخ 12 ربیع الاول 1329 به تصویب رسید. در سال 1307 قانون انحصار تریاک و مجارات مرتکبین قاچاق مواد افیونی و تولید و توزیع غیر قانونی آن تصویب شد. با شروع جنگ دوم جهانی (1320) و طی سالهای جنگ دوم جهانی این انحصار و کنترل محدود هم از بین رفت. در بهمن سال 1344 قانون منع کشت خشخاش و جلوگیری از مصرف غیر پزشکی تریاک از تصویب مجلس گذشت. در این قانون وزارت بهداری مسئول معتادان شد و بودجه ای را هم از محل تریاک های مکشوفه برای درمان معتادان معین کرد. در سال 1348 دولت قانون منع کشت خشخاش را لغو و بجای آن قانون کشت محدود خشخاش را به تصویب رساند و مقررگردید که 80% از درآمد دولت از تریاک، صرف درمان معتادان و برنامه های پیشگیری شود. در سال 1357 و چندی پس از آن، کنترل دولت در زمینه مواد مخدر به کمترین سطح رسید و تولید و توزیع تریاک یکباره افزایش بی سابقه ای یافت. بر پایه برآورد مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران 5% از کل جمعیت ایران معتاد به مواد مخدر به ویژه تریاک بودند. بنابراین تا سال 1358 یک مبارزه ملی علیه مصرف مواد مخدر آغاز شد و برای قاچاقچیان آن تا مجازات اعدام پیش بینی شد. در سال 1359 با تصویب قانون تشدید مجازات مرتکبین جرایم و مواد مخدر و اقدامات تامینی و درمانی، دولت در پی شدت عمل و استفاده از اهرمهای درمانی برآمد، اما نه تنها از افزایش جرایم کاسته نشد بلکه حتی به محدود کردن این جرایم نینجامید. در سال 1367 مجمع مصلحت نظام اقدام به تصویب قانون مبارزه با مواد مخدر در 35 ماده کرد (به نقل از بهاری، 1392؛ ص 15 و 16).
آشنایی با شایعترین مواد برای سومصرف
1 – مواد افیونی: این مواد شامل تریاک و داروهای مصنوعی مانند هروئین، متادون، کدئین ،اوکسی کودون، هیدرومورفون ، پنتاروسین، پروپوکسیفن و … است. مکانیسم اثر مواد افیونی به این شکل است که برگیرنده های افیونی در بدن تاثیر می گذارند مثل گیرنده های اوپیودی میو که واسطه درد ، ضعف تنفسی ، یبوست و وابستگی به مواد افیونی است، یا گیرنده های اوپیوئیدی کاپا (k) که واسطه رفع درد، دفع ادرار و خواب آلودگی است، یا گیرنده های اوپیوئیدی دلتا که احتمالا بر رفع درد نقش دارند.
مصرف تریاک معمولا از طریق استنشاق و گاه خوراکی است و مصرف هروئین از طریق بینی (انفیه)، تزریق داخل وریدی و تزریق زیر جلدی است. عوارض مصرف مواد افیونی شامل وابستگی، اختلالات روانپزشکی، اختلالات جنسی، بیماری های عفونی، جرم و جنایت و مرگ و میر است. آثار مواد افیونی عبارت اند از تغییرات روانی و رفتاری مانند نشئگی (سرخوشی و برطرف شدن خستگی، کاهش غم و اندوه و احساس شادابی)، بی تفاوتی، کج خلقی، پرخاشگری، بی قراری، کندی روانی حرکتی، اختلال در قضاوت. همچنین آثار جسمی مصرف مواد افیونی شامل تهوع و استفراغ، کاهش احساس درد، احساس گرما، گر گرفتن، خارش بینی، خارش دهان، سیاهی دور چشم و کاهش فشار خون است.
2) آمفتامین ها (مواد تحریک کننده): به دلیل اثرات درمانی آمفتامین ها از این داروها برای درمان اختلالات توجه، افسردگی شدید و مقاوم به درمان، نارکولپسی (خواب آلودگی) و چاقی به کار می رود. با دستکاری در فرمول داروی آمفتامین ها، انواع آمفتامین های دست ساز مثل اکستازی، اکس، حوا و ترکیبات دیگری مثل شیشه یا فرم خالص آمفتامین و نام های دیگر آن مثل اشک خدا، عروس خوشگله ساخته می شود. این مواد از طریق استنشاقی، تزریقی و تدخینی مصرف می شوند و مانند کوکائین یکبار مصرف آن با خطر اعتیاد همراه است (بهاری، 1392؛ ص 50-48).
مدل‌های نظری سوگیری توجه
نظریه مشوق-حساس سازی
بر اساس این تئوری تکرار عمل سوءمصرف باعث حساس شدن فرآیند پاسخ دهی دوپامینرژیک می‌شود و با هر بار تکرار سوءمصرف، این سیستم نیز حساس‌تر می‌گردد. این فرآیند باعث ادراک برجسته‌تر نشانه‌های مرتبط با مواد شده و ویژگی‌های انگیزشی قدرتمندی را سبب می‌شود که فرد را برای رفتار جستجوی مواد تحریک کرده و وسوسه ذهنی را افزایش می‌دهد. در کل، به علت تاریخچه شرطی فرد معتاد، دیدن محرک شرطی، پاسخ‌های دوپامینرژیک شرطی را فرا می‌خواند که سوگیری توجه و به تبع آن وسوسه ذهنی را در فرد معتاد موجب می‌گردد. در این مدل سوگیری توجه و وسوسه ذهنی دارای رابطه‌ی تحریکی دوسویه فرض می‌شوند (رابینسون و بریدج، 1993؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Robinson</Author><Year>1993</Year><RecNum>2</RecNum><record><rec-number>2</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>2</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Robinson, T. E.</author><author>Berridge, K. C.</author></authors></contributors><titles><title>The neural basis of drug craving: an incentive-sensitization theory of addiction</title><secondary-title>Brain research reviews</secondary-title></titles><periodical><full-title>Brain research reviews</full-title></periodical><pages>247-291</pages><volume>18</volume><number>3</number><dates><year>1993</year></dates><isbn>0165-0173</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>به نقل از فیلد و ککس، 2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>5</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
نظریه طرحواره فعال
تئوری طرحواره فعال درباره اعتیاد، پیشنهاد می‌کند که رفتار مصرف مواد به طور خودکار ادامه پیدا می‌کند، صرف نظر کردن از آن در حضور محرک راه انداز مشکل است و ممکن است در غیاب آگاهی رخ دهد(تیفانی، 1990؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Tiffany</Author><Year>1990</Year><RecNum>52</RecNum><record><rec-number>52</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>52</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Tiffany, S. T.</author></authors></contributors><titles><title>A cognitive model of drug urges and drug-use behavior: role of automatic and nonautomatic processes</title><secondary-title>Psychological review</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychological review</full-title></periodical><pages>147-168</pages><volume>97</volume><number>2</number><dates><year>1990</year></dates><isbn>1939-1471</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> به نقل از تونشند و دوکا، 2007) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Townshend</Author><Year>2007</Year><RecNum>53</RecNum><record><rec-number>53</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>53</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Townshend, J. M.</author><author>Duka, T.</author></authors></contributors><titles><title>Avoidance of Alcohol-Related Stimuli in Alcohol-Dependent Inpatients</title><secondary-title>Alcoholism: Clinical and Experimental Research</secondary-title></titles><periodical><full-title>Alcoholism: Clinical and Experimental Research</full-title></periodical><pages>1349-1357</pages><volume>31</volume><number>8</number><dates><year>2007</year></dates><isbn>1530-0277</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
نظریه دل مشغولی کنونی
بر طبق تئوری کلینجر و ککس (2004) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Klinger</Author><Year>2004</Year><RecNum>54</RecNum><record><rec-number>54</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>54</key></foreign-keys><ref-type name=”Book Section”>5</ref-type><contributors><authors><author>Klinger, E.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Motivation and the theory of current concerns</title><secondary-title>Handbook of motivational counseling: Concepts, approaches, and assessment</secondary-title></titles><periodical><full-title>Handbook of motivational counseling: Concepts, approaches, and assessment</full-title></periodical><pages>3-27</pages><dates><year>2004</year></dates><urls></urls></record></Cite></EndNote>، حالت‌های انگیزشی فرد بین دو نقطه‌ی تعهد نسبت به پیگیری یک هدف ویژه و حصول به آن هدف مورد پیگیری است. در سرتاسر پیگیری هدف، پردازش شناختی نسبت به محرک‌های مرتبط با هدف سودار خواهد بود، این امر فرد را به وسیله‌ی پاسخ‌های خودکار و انتخابی به نشانه‌های مرتبط با هدف، در دست‌یابی به هدف ثابت قدم نگه می‌دارد. در بافت رفتار اعتیادی، مصرف کنندگان مواد هدف استفاده از مواد را دارند، بنابراین آن‌ها باید به آسانی توسط محرک‌های مرتبط با مواد منحرف شوند (به نقل از فیلد و ککس، 2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>5</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
نظریه شرطی کلاسیک
شرطی سازی کلاسیک می‌تواند تبیین کند که سوگیری توجه برای محرک‌های مرتبط با مواد چگونه ایجاد می‌شود. سوءمصرف مواد می‌تواند به عنوان محرک غیر شرطی ( USS) عمل کند که پاسخ‌های غیر شرطی ( URS ) را فراخوانی کند. از طریق شرطی شدن، مواد می‌تواند با محرک‌های محیطی که پیوسته و وابسته به اثر مواد هستند تداعی شود. پس از تکرار همایندی محرک غیر شرطی (US) با محرک شرطی شده (CS)، CS پاسخ شرطی شده (CR) را فراخوانی می‌کند، مثل برانگیختگی فیزیولوژیکی و یا وسوسه استفاده از مواد. یک پیامد شرطی شدن کلاسیک هنگامی که با CS مواجه می‌شود (هنگامی که CS وقوع US را پیش‌بینی می‌کند) این است که جهت گیری ارگانیسم به سوی پیش بینی CS متوجه می‌شود (بیندرا،1974) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Bindra</Author><Year>1974</Year><RecNum>60</RecNum><record><rec-number>60</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>60</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Bindra, D.</author></authors></contributors><titles><title>A motivational view of learning, performance, and behavior modification</title><secondary-title>Psychological review</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychological review</full-title></periodical><pages>199-213</pages><volume>81</volume><number>3</number><dates><year>1974</year></dates><isbn>1939-1471</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. در حمایت از مدل شرطی شدن، پژوهش‌های بسیاری صورت گرفته است. برای مثال، لازو، هرزاگ و براندون (1999) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Lazev</Author><Year>1999</Year><RecNum>61</RecNum><record><rec-number>61</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>61</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Lazev, A. B.</author><author>Herzog, T. A.</author><author>Brandon, T. H.</author></authors></contributors><titles><title>Classical conditioning of environmental cues to cigarette smoking</title><secondary-title>Experimental and clinical psychopharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Experimental and clinical psychopharmacology</full-title></periodical><pages>56-63</pages><volume>7</volume><number>1</number><dates><year>1999</year></dates><isbn>1936-2293</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> به افراد سیگاری یکCS جدید با سیگار را تداعی کردند و یافتند که مواجهه با این محرک جدید، افزایش در وسوسه ذهنی را فراخوانی می‌کند اما محرکی که با مصرف سیگار تداعی نشده این اثر را ایجاد نمی‌کند (به نقل از فیلد و ککس، 2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>5</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
شواهد دلالت دارند که محرکی که ویژگی‌های تشویقی کسب می‌کند، بر محرکی که آشکارا نامرتبط با مواد است رجحان پیدا می‌کند. برای مثال، موچا، پائولی و انگریلی (1998) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Mucha</Author><Year>1998</Year><RecNum>62</RecNum><record><rec-number>62</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>62</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Mucha, R. F.</author><author>Pauli, P.</author><author>Angrilli, A.</author></authors></contributors><titles><title>Conditioned responses elicited by experimentally produced cues for smoking</title><secondary-title>Canadian journal of physiology and pharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Canadian journal of physiology and pharmacology</full-title></periodical><pages>259-268</pages><volume>76</volume><number>3</number><dates><year>1998</year></dates><isbn>0008-4212</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> سیگاری‌ها را جهت تمیز قائل شدن بین یک محرک شنیداری که با سیگار مرتبط است (CS+) و یک محرک دیگر که آشکارا ارتباطی با سیگار ندارد (CS-) آموزش دادند. اکثر شرکت کنندگان در پایان در جهت تجربه CS+ انتخاب کردند تا CS-. به طور مشابه، فلتین و هانی (2000) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Foltin</Author><Year>2000</Year><RecNum>63</RecNum><record><rec-number>63</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>63</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Foltin, R. W.</author><author>Haney, M.</author></authors></contributors><titles><title>Conditioned effects of environmental stimuli paired with smoked cocaine in humans</title><secondary-title>Psychopharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychopharmacology</full-title></periodical><pages>24-33</pages><volume>149</volume><number>1</number><dates><year>2000</year></dates><isbn>0033-3158</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>یافتند که معتادین به کوکائین تجربه‌ی یک محرک ترکیبی شنیداری دیداری که قبلاً آشکارا با کوکائین مرتبط شده را به محرکی که آشکارا با کوکائین بی ارتباط است را ترجیح می‌دهند. شرکت کنندگان در کل CR را ایجاد نمی‌کنند تا وقتی که از این امر آگاه شوند که CS، US را پیش بینی می‌کند. پس هنگامی که CS ظاهر می‌شود، انتظار این است که US در ادامه به عنوان شرط قطعی برای رخ دادن CRS آشکار شود. در مرور هوگارت و دوکا (2006) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Hogarth</Author><Year>2006</Year><RecNum>64</RecNum><record><rec-number>64</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>64</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Hogarth, L.</author><author>Duka, T.</author></authors></contributors><titles><title>Human nicotine conditioning requires explicit contingency knowledge: is addictive behaviour cognitively mediated?</title><secondary-title>Psychopharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychopharmacology</full-title></periodical><pages>553-566</pages><volume>184</volume><number>3</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>0033-3158</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>، آن‌ها نتیجه گرفتند که آگاهی از وابستگی برای به وجود آمدن CRS، هنگامی که یک محرک دلبخواهی با سیگار کشیدن جفت می‌شود، تعیین کننده است. با توجه به شواهد در دسترس، هوگارت و دوکا (2006) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Hogarth</Author><Year>2006</Year><RecNum>64</RecNum><record><rec-number>64</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>64</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Hogarth, L.</author><author>Duka, T.</author></authors></contributors><titles><title>Human nicotine conditioning requires explicit contingency knowledge: is addictive behaviour cognitively mediated?</title><secondary-title>Psychopharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychopharmacology</full-title></periodical><pages>553-566</pages><volume>184</volume><number>3</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>0033-3158</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> نتیجه گرفتند که CS+ که با سیگار جفت شده، تنها در افرادی که آگاهند که CS+ فرصت سیگار کشیدن را پیش‌بینی می‌کند، توجه انتخابی را فرمان می‌دهد (یعنی سوگیری توجه) و وسوسه را ایجاد می‌کند. این نتایج برای فهم رابطه‌ی بین انتظارات درباره‌ی دسترس پذیری مواد، سوگیری توجه، و وسوسه ذهنی بسیار مهم اند. به نظر می‌رسد که نشانه‌های جفت شده با مواد وسوسه را برمی انگیزند و توجه را می‌دزدند چرا که آن‌ها در ابتدا انتظار هشیارانه‌ای در مورد این که مواد جهت استفاده در دسترس است راه می‌اندازند (به نقل از فیلد و ککس،2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>5</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
مدل ترکیب نظری
از طریق فرآیند شرطی شدن کلاسیک، محرک‌های مرتبط با مواد، انتظار دسترس پذیری مواد را بر می‌انگیزند. این انتظار سبب ایجاد وسوسه ذهنی و سوگیری توجه برای نشانه‌های مرتبط با مواد می‌شوند. وسوسه ذهنی و سوگیری توجه رابطه‌ی تحریکی دوطرفه با یکدیگر دارند. به علت نقش کلیدی انتظار دسترس پذیری مواد، وسوسه ذهنی و سوگیری توجه در بافتی که دسترس پذیری ادراک نمی‌شود (مثل هنگامی که در درمان هستند) کاهش می‌یابند. تلاش جهت فرونشانی وسوسه ذهنی و سوگیری توجه ممکن است به طور ناقصی موفقیت آمیز باشد یا به طور متناقضی نیرومندی وسوسه ذهنی و سوگیری توجه را افزایش دهد. افراد تکانشی و افراد دارای کنترل بازداری ضعیف سوگیری توجه و وسوسه ذهنی بیشتری باید داشته باشند. این تئوری قویاً پیشنهاد می‌کند هنگامی که انتظار دسترس پذیری مواد وجود ندارد سوگیری و وسوسه دیده نمی‌شود. هم چنین این تئوری پیشنهاد می‌کند تصمیم گیری تکانشی یا کنترل بازداری ضعیف ، یا هردو، واسطه‌ی تجربه‌ ی وسوسه‌ی ذهنی و سوگیری توجه مرتبط با مواد است. هم چنین، این محتمل است که خود سوگیری توجه و وسوسه ذهنی سبب ضعیف شدن کنترل بازداری و تصمیم گیری‌های تکانشی در این افراد شوند، یعنی احتمال رابطه‌ی علی دو سویه وجود دارد. (فیلد و ککس،2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>5</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
16478251682750انتظار دسترس پذیری مواد
00انتظار دسترس پذیری مواد
2387601682750نشانه‌های شرطی شده به مواد
00نشانه‌های شرطی شده به مواد
29190952502535سوگیری توجه
00سوگیری توجه
2919095951230وسوسه ذهنی
00وسوسه ذهنی
42062403086735عملکرد اجرایی شناختی تخریب شده: تکانشگری و کنترل بازداری معیوب
00عملکرد اجرایی شناختی تخریب شده: تکانشگری و کنترل بازداری معیوب
4349750205105تلاش برای فرو نشاندن وسوسه و سوگیری توجه
00تلاش برای فرو نشاندن وسوسه و سوگیری توجه

نمودار 1: مدل پیشنهادی فیلد و ککس (2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>5</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> در تبیین ارتباط بین متغیرهای دخیل در اعتیاد
پژوهش های خارجی
پیشینه‌ی سوگیری توجه
رابینسون و بریدج (1993 و 2001) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Robinson</Author><Year>2001</Year><RecNum>3</RecNum><record><rec-number>3</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>3</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Robinson, T. E.</author><author>Berridge, K. C.</author></authors></contributors><titles><title>Incentive-sensitization and addiction</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>103-114</pages><volume>96</volume><number>1</number><dates><year>2001</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Robinson</Author><Year>1993</Year><RecNum>2</RecNum><record><rec-number>2</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>2</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Robinson, T. E.</author><author>Berridge, K. C.</author></authors></contributors><titles><title>The neural basis of drug craving: an incentive-sensitization theory of addiction</title><secondary-title>Brain research reviews</secondary-title></titles><periodical><full-title>Brain research reviews</full-title></periodical><pages>247-291</pages><volume>18</volume><number>3</number><dates><year>1993</year></dates><isbn>0165-0173</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> معتقدند که سوگیری توجه یک آمادگی ویژه جهت پردازش محرک مشخصی در رقابت با سایر محرک‌هاست که توسط ارزش تشویقی محرک خوشایند راه اندازی می‌شود (اسکن میکرز و همکاران، 2007) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Schoenmakers</Author><Year>2007</Year><RecNum>4</RecNum><record><rec-number>4</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>4</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Schoenmakers, T.</author><author>Wiers, R. W.</author><author>Jones, B. T.</author><author>Bruce, G.</author><author>Jansen, A.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional re-training decreases attentional bias in heavy drinkers without generalization</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>399-405</pages><volume>102</volume><number>3</number><dates><year>2007</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مصرف منظم مواد اعتیاد آور و وابستگی به آن معمولاً با واکنش نشان دادن به محرک‌های مرتبط با مواد همراه می‌شود (فیلد و ککس،2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>5</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. مواجهه مکرر با مواد اعتیادی نسبتاً به طور خودکار گرایشات نزدیکی به محرک‌های مرتبط با مواد را راه اندازی می‌کنند تا گرایشات اجتناب از این محرک‌ها را (کوساین و همکاران، 2011) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Cousijn</Author><Year>2011</Year><RecNum>6</RecNum><record><rec-number>6</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>6</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Cousijn, J.</author><author>Goudriaan, A. E.</author><author>Wiers, R. W.</author></authors></contributors><titles><title>Reaching out towards cannabis: approach-bias in heavy cannabis users predicts changes in cannabis use</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1667-1674</pages><volume>106</volume><number>9</number><dates><year>2011</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. واژه‌ها و تصاویر و محرک‌های شنیداری مرتبط با عمل مصرف مواد، توجه فرد معتاد را تسخیر می‌کنند و فرد معتاد نیز به سختی می‌تواند توجه خود را از قید این محرک‌ها رها کند. بدین ترتیب فرد با برانگیختگی جسمانی و وسوسه ذهنی به آن موقعیت واکنش نشان می‌دهد. این مشاهده شده است که نشانه‌های مرتبط با مواد می‌تواند یک پاسخ بسیار مشابه با پاسخی که توسط خود مواد در حوزه‌های حافظه فعال، حس‌ها، هیجان‌ها و رخدادهای مرتبط ایجاد می‌شود را به وجود آورد (کلی، شیلتز و لاندری ، 2005؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Kelley</Author><Year>2005</Year><RecNum>25</RecNum><record><rec-number>25</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>25</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Kelley, A. E.</author><author>Schiltz, C. A.</author><author>Landry, C. F.</author></authors></contributors><titles><title>Neural sys–s recruited by drug-and food-related cues: studies of gene activation in corticolimbic regions</title><secondary-title>Physiology &amp; Behavior; Physiology &amp; Behavior</secondary-title></titles><periodical><full-title>Physiology &amp; Behavior; Physiology &amp; Behavior</full-title></periodical><pages>11-14</pages><volume>86</volume><number>1-2</number><dates><year>2005</year></dates><isbn>0031-9384</isbn><urls></urls><electronic-resource-num>10.1016/j.physbeh.2005.06.018</electronic-resource-num></record></Cite></EndNote>به نقل از گاردینی و همکاران ،2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Gardini</Author><Year>2009</Year><RecNum>15</RecNum><record><rec-number>15</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>15</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Gardini, S.</author><author>Caffarra, P.</author><author>Venneri, A.</author></authors></contributors><titles><title>Decreased drug-cue-induced attentional bias in individuals with treated and untreated drug dependence</title><secondary-title>Acta Neuropsychiatrica</secondary-title></titles><periodical><full-title>Acta Neuropsychiatrica</full-title></periodical><pages>179-185</pages><volume>21</volume><number>4</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1601-5215</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. محرک‌های مرتبط با مواد می‌توانند خاطره‌های رویدادهای مرتبط با مواد را فراخوانی کنند و بدین ترتیب می‌توانند باعث برانگیختگی هیجانی در افراد با تاریخچه سوء مصرف مواد شوند (سل و همکاران 2000؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Sell</Author><Year>2000</Year><RecNum>26</RecNum><record><rec-number>26</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>26</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Sell, L. A.</author><author>Morris, J. S.</author><author>Bearn, J.</author><author>Frackowiak, R. S. J.</author><author>Friston, K. J.</author><author>Dolan, R. J.</author></authors></contributors><titles><title>Neural responses associated with cue evoked emotional states and heroin in opiate addicts</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><pages>207-216</pages><volume>60</volume><number>2</number><dates><year>2000</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>به نقل از گاردینی و همکاران،2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Gardini</Author><Year>2009</Year><RecNum>15</RecNum><record><rec-number>15</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>15</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Gardini, S.</author><author>Caffarra, P.</author><author>Venneri, A.</author></authors></contributors><titles><title>Decreased drug-cue-induced attentional bias in individuals with treated and untreated drug dependence</title><secondary-title>Acta Neuropsychiatrica</secondary-title></titles><periodical><full-title>Acta Neuropsychiatrica</full-title></periodical><pages>179-185</pages><volume>21</volume><number>4</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1601-5215</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>؛ امری که در سوگیری حافظه‌ی آن‌ها متبلور می‌شود (کلین، نلسون و آنکر، 2012) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Klein</Author><Year>2012</Year><RecNum>9</RecNum><record><rec-number>9</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>9</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Klein, Audrey A.</author><author>Nelson, Lindsay M.</author><author>Anker, Justin J.</author></authors></contributors><titles><title>Attention and recognition memory bias for alcohol-related stimuli among alcohol-dependent patients attending residential treatment</title><secondary-title>Addictive Behaviors</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addictive Behaviors</full-title></periodical><keywords><keyword>attentional bias</keyword><keyword>recognition memory</keyword><keyword>alcohol dependence</keyword></keywords><dates><year>2012</year></dates><isbn>0306-4603</isbn><urls><related-urls><url>http://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0306460312003425?v=s5</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>. در کل یافته‌ها نشان می‌دهند که افراد وابسته به سیگار به طور خودکار و غیر ارادی به سوی نشانه‌های مرتبط با سیگار جهت گیری دارند (ودریل و همکاران، 2012) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Wetherill</Author><Year>2012</Year><RecNum>7</RecNum><record><rec-number>7</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>7</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Wetherill, R. R.</author><author>Jagannathan, K.</author><author>Lohoff, F. W.</author><author>Ehrman, R.</author><author>O&apos;Brien, C. P.</author><author>Childress, A. R.</author><author>Franklin, T. R.</author></authors></contributors><titles><title>Neural correlates of attentional bias for smoking cues: modulation by variance in the dopamine transporter gene</title><secondary-title>Addiction Biology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction Biology</full-title></periodical><dates><year>2012</year></dates><isbn>1369-1600</isbn><urls></urls><electronic-resource-num>10.1111/j.1369-1600.2012.00507.x</electronic-resource-num></record></Cite></EndNote>.
در مطالعه‌ی گاردینی و همکاران (2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Gardini</Author><Year>2009</Year><RecNum>15</RecNum><record><rec-number>15</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>15</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Gardini, S.</author><author>Caffarra, P.</author><author>Venneri, A.</author></authors></contributors><titles><title>Decreased drug-cue-induced attentional bias in individuals with treated and untreated drug dependence</title><secondary-title>Acta Neuropsychiatrica</secondary-title></titles><periodical><full-title>Acta Neuropsychiatrica</full-title></periodical><pages>179-185</pages><volume>21</volume><number>4</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1601-5215</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> مشاهده شد که معتادانی که با درمان‌های جانشین مخدر و اجتماعی(انجمن درمانی) درمان شده‌اند سوگیری کمتری نسبت به نشانه‌های مرتبط با مواد نشان می‌دهند گاردینی و همکاران(2009) این نتیجه را به این شکل تبیین می‌کنند که درمان ممکن است سوگیری توجه نسبت به نشانه‌های مرتبط با مواد را کاهش دهد، امری که به نظر می‌رسد نقش مهمی را در حصول پیامدهای مثبت در درمان اعتیاد بازی می‌کند. در نتیجه فرض بر این است که با دستکاری و اصلاح سوگیری توجه در افراد معتاد بتوان میزان خطر عود کمتری را در آینده انتظار داشت. همچنین گاردینی و همکاران معتقدند که ممکن است تفاوت در میزان سوگیری توجه در بین معتادین فعال با گروه‌های درمان شده ناشی از این امر باشد که افراد ترک کرده ادراک دسترس پذیری مواد را دیگر ندارند، پس وسوسه ذهنی کمتری را تجربه می‌کنند و این امر باعث تفاوت در سوگیری توجه این گروه‌ها می‌شود.
سوگیری توجه ممکن است از سه راه در مصرف مواد و عود دخالت کند. نخست، ثبات رفتارهای اعتیادی ممکن است نتیجه افزایش آگاهی از حضور نشانه‌های مربوط به مواد در محیط باشد. این فرآیند خودکار باعث می‌شود که این نشانه‌ها زودتر پردازش شوند. دوم، زمانی که نشانه‌های مربوط به مواد در محیط وجود داشته باشند، به طور خودکار پردازش می‌شوند و دور کردن توجه از این نشانه‌ها دشوار است. سوم ، محدودیت ظرفیت توجه و تمرکز خودکار روی نشانه‌های مربوط به مواد، اختلال در پردازش سایر نشانه‌ها را در محیط کار در پی دارد (فرانکن،2003؛ به نقل از رحمانیان و همکاران، 1385).
پیشینه اصلاح سوگیری توجه
این ایده که سوگیری توجه را با استفاده از ابزار اصلاح سوگیری توجه دستکاری کنند از مک لئود و همکاران در تحقیق با اختلالات اضطرابی گرفته شده است(مک لئود، رادرفورد، کمپل، ابس ورتی و هولکر، 2002؛ متیوز و مک لئود، 2002؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Mathews</Author><Year>2002</Year><RecNum>16</RecNum><record><rec-number>16</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>16</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Mathews, A.</author><author>MacLeod, C.</author></authors></contributors><titles><title>Induced processing biases have causal effects on anxiety</title><secondary-title>Cognition &amp; Emotion</secondary-title></titles><periodical><full-title>Cognition &amp; Emotion</full-title></periodical><pages>331-354</pages><volume>16</volume><number>3</number><dates><year>2002</year></dates><isbn>0269-9931</isbn><urls></urls></record></Cite><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>MacLeod</Author><Year>2002</Year><RecNum>17</RecNum><record><rec-number>17</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>17</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>MacLeod, C.</author><author>Rutherford, E.</author><author>Campbell, L.</author><author>Ebsworthy, G.</author><author>Holker, L.</author></authors></contributors><titles><title>Selective attention and emotional vulnerability: assessing the causal basis of their association through the experimental manipulation of attentional bias</title><secondary-title>Journal of abnormal psychology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Journal of abnormal psychology</full-title></periodical><pages>107-123</pages><volume>111</volume><number>1</number><dates><year>2002</year></dates><isbn>1939-1846</isbn><urls></urls><electronic-resource-num>10.1037/0021-843X.111.1.107</electronic-resource-num></record></Cite></EndNote>به نقل از اسکن میکرز و همکاران، 2007) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Schoenmakers</Author><Year>2007</Year><RecNum>4</RecNum><record><rec-number>4</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>4</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Schoenmakers, T.</author><author>Wiers, R. W.</author><author>Jones, B. T.</author><author>Bruce, G.</author><author>Jansen, A.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional re-training decreases attentional bias in heavy drinkers without generalization</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>399-405</pages><volume>102</volume><number>3</number><dates><year>2007</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. کنترل مؤثر و اصلاح پاسخ به نشانه‌های مواد یک راهبرد درمانی مؤثر جهت پیشگیری از ادامه مصرف مواد و کم کردن خطر عود در نظر گرفته می‌شود (فولکو، فاولر و وانگ، 2004؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Volkow</Author><Year>2004</Year><RecNum>27</RecNum><record><rec-number>27</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>27</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Volkow, N. D.</author><author>Fowler, J. S.</author><author>Wang, G. J.</author></authors></contributors><titles><title>The addicted human brain viewed in the light of imaging studies: brain circuits and treatment strategies</title><secondary-title>Neuropharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Neuropharmacology</full-title></periodical><pages>3-13</pages><volume>47</volume><dates><year>2004</year></dates><isbn>0028-3908</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>به نقل از گاردینی و همکاران، 2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Gardini</Author><Year>2009</Year><RecNum>15</RecNum><record><rec-number>15</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>15</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Gardini, S.</author><author>Caffarra, P.</author><author>Venneri, A.</author></authors></contributors><titles><title>Decreased drug-cue-induced attentional bias in individuals with treated and untreated drug dependence</title><secondary-title>Acta Neuropsychiatrica</secondary-title></titles><periodical><full-title>Acta Neuropsychiatrica</full-title></periodical><pages>179-185</pages><volume>21</volume><number>4</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1601-5215</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
اصلاح سوگیری توجه در دو حوزه در ارتباط با اعتیاد انجام شده است: الکل (فیلد و همکاران، 2007؛ فیلد و ایست وود، 2005؛ صالحی فدردی و ککس، 2009؛ اسکن میکرز و همکاران، 2007) PEVuZE5vdGU+PENpdGUgRXhjbHVkZUF1dGg9IjEiIEV4Y2x1ZGVZZWFyPSIxIiBIaWRkZW49IjEi
PjxBdXRob3I+RmllbGQ8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA1PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MTg8L1JlY051
bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjE4PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBh
cHA9IkVOIiBkYi1pZD0icjIyNTB4Mnc1OXZyZmllMmRhYXY1NTB3ZXB3eGEwdmEwd2V4Ij4xODwv
a2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+RmllbGQsIE0uPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRp
dGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlwdWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFz
IGluY3JlYXNlcyB0aGUgbW90aXZhdGlvbiB0byBkcmluayBhbGNvaG9sPC90aXRsZT48c2Vjb25k
YXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxw
ZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3Bl
cmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjM1MC0zNTc8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTgzPC92b2x1bWU+PG51bWJl
cj4zPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDU8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMx
NTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0i
MSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRlbj0iMSI+PEF1dGhvcj5GaWVsZDwvQXV0aG9yPjxZZWFy
PjIwMDc8L1llYXI+PFJlY051bT4xOTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTk8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJm
aWUyZGFhdjU1MHdlcHd4YTB2YTB3ZXgiPjE5PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBl
IG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhv
cnM+PGF1dGhvcj5GaWVsZCwgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkR1a2EsIFQuPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNoaWxkLCBSLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+U2FudGFyY2FuZ2VsbywgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkdheXRvbiwgTS48L2F1dGhvcj48
L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlw
dWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFzZXMgaW4gaGVhdnkgZHJpbmtlcnM6IGRvIHRoZSBl
ZmZlY3RzIGdlbmVyYWxpc2U/PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNv
bG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBz
eWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjU5My02MDg8
L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTkyPC92b2x1bWU+PG51bWJlcj40PC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFy
PjIwMDc8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMxNTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwv
cmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0iMSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRl
bj0iMSI+PEF1dGhvcj5TY2hvZW5tYWtlcnM8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA3PC9ZZWFyPjxSZWNO
dW0+NDwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+NDwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWlnbi1r
ZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InIyMjUweDJ3NTl2cmZpZTJkYWF2NTUwd2Vwd3hhMHZh
MHdleCI+NDwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGlj
bGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+U2Nob2VubWFr
ZXJzLCBULjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+V2llcnMsIFIuIFcuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Kb25l
cywgQi4gVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkJydWNlLCBHLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+SmFuc2Vu
LCBBLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5BdHRl
bnRpb25hbCByZS3CkHRyYWluaW5nIGRlY3JlYXNlcyBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFzIGluIGhlYXZ5
IGRyaW5rZXJzIHdpdGhvdXQgZ2VuZXJhbGl6YXRpb248L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+
QWRkaWN0aW9uPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0
bGU+QWRkaWN0aW9uPC9mdWxsLXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+Mzk5LTQwNTwvcGFn
ZXM+PHZvbHVtZT4xMDI8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjM8L251bWJlcj48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAw
NzwveWVhcj48L2RhdGVzPjxpc2JuPjEzNjAtMDQ0MzwvaXNibj48dXJscz48L3VybHM+PC9yZWNv
cmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlIEV4Y2x1ZGVBdXRoPSIxIiBFeGNsdWRlWWVhcj0iMSIgSGlkZGVuPSIx
Ij48QXV0aG9yPlNhbGVoaSBGYWRhcmRpPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwOTwvWWVhcj48UmVjTnVt
PjIzPC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yMzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWlnbi1r
ZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InIyMjUweDJ3NTl2cmZpZTJkYWF2NTUwd2Vwd3hhMHZh
MHdleCI+MjM8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRp
Y2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPlNhbGVoaSBG
YWRhcmRpLCBKLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+Q294LCBXLiBNLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48
L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5SZXZlcnNpbmcgdGhlIHNlcXVlbmNlOiBSZWR1
Y2luZyBhbGNvaG9sIGNvbnN1bXB0aW9uIGJ5IG92ZXJjb21pbmcgYWxjb2hvbCBhdHRlbnRpb25h
bCBiaWFzPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkRydWcgYW5kIGFsY29ob2wgZGVwZW5kZW5j
ZTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkRydWcg
YW5kIGFsY29ob2wgZGVwZW5kZW5jZTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PGRhdGVzPjx5
ZWFyPjIwMDk8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMzc2LTg3MTY8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxz
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0VuZE5vdGU+
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGUgRXhjbHVkZUF1dGg9IjEiIEV4Y2x1ZGVZZWFyPSIxIiBIaWRkZW49IjEi
PjxBdXRob3I+RmllbGQ8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA1PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MTg8L1JlY051
bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjE4PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBh
cHA9IkVOIiBkYi1pZD0icjIyNTB4Mnc1OXZyZmllMmRhYXY1NTB3ZXB3eGEwdmEwd2V4Ij4xODwv
a2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+RmllbGQsIE0uPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRp
dGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlwdWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFz
IGluY3JlYXNlcyB0aGUgbW90aXZhdGlvbiB0byBkcmluayBhbGNvaG9sPC90aXRsZT48c2Vjb25k
YXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxw
ZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3Bl
cmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjM1MC0zNTc8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTgzPC92b2x1bWU+PG51bWJl
cj4zPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDU8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMx
NTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0i
MSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRlbj0iMSI+PEF1dGhvcj5GaWVsZDwvQXV0aG9yPjxZZWFy
PjIwMDc8L1llYXI+PFJlY051bT4xOTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTk8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJm
aWUyZGFhdjU1MHdlcHd4YTB2YTB3ZXgiPjE5PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBl
IG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhv
cnM+PGF1dGhvcj5GaWVsZCwgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkR1a2EsIFQuPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNoaWxkLCBSLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+U2FudGFyY2FuZ2VsbywgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkdheXRvbiwgTS48L2F1dGhvcj48
L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlw
dWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFzZXMgaW4gaGVhdnkgZHJpbmtlcnM6IGRvIHRoZSBl
ZmZlY3RzIGdlbmVyYWxpc2U/PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNv
bG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBz
eWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjU5My02MDg8
L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTkyPC92b2x1bWU+PG51bWJlcj40PC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFy
PjIwMDc8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMxNTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwv
cmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0iMSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRl
bj0iMSI+PEF1dGhvcj5TY2hvZW5tYWtlcnM8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA3PC9ZZWFyPjxSZWNO
dW0+NDwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+NDwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWlnbi1r
ZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InIyMjUweDJ3NTl2cmZpZTJkYWF2NTUwd2Vwd3hhMHZh
MHdleCI+NDwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGlj
bGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+U2Nob2VubWFr
ZXJzLCBULjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+V2llcnMsIFIuIFcuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Kb25l
cywgQi4gVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkJydWNlLCBHLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+SmFuc2Vu
LCBBLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5BdHRl
bnRpb25hbCByZS3CkHRyYWluaW5nIGRlY3JlYXNlcyBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFzIGluIGhlYXZ5
IGRyaW5rZXJzIHdpdGhvdXQgZ2VuZXJhbGl6YXRpb248L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+
QWRkaWN0aW9uPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0
bGU+QWRkaWN0aW9uPC9mdWxsLXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+Mzk5LTQwNTwvcGFn
ZXM+PHZvbHVtZT4xMDI8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjM8L251bWJlcj48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAw
NzwveWVhcj48L2RhdGVzPjxpc2JuPjEzNjAtMDQ0MzwvaXNibj48dXJscz48L3VybHM+PC9yZWNv
cmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlIEV4Y2x1ZGVBdXRoPSIxIiBFeGNsdWRlWWVhcj0iMSIgSGlkZGVuPSIx
Ij48QXV0aG9yPlNhbGVoaSBGYWRhcmRpPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwOTwvWWVhcj48UmVjTnVt
PjIzPC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yMzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWlnbi1r
ZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InIyMjUweDJ3NTl2cmZpZTJkYWF2NTUwd2Vwd3hhMHZh
MHdleCI+MjM8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRp
Y2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPlNhbGVoaSBG
YWRhcmRpLCBKLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+Q294LCBXLiBNLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48
L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5SZXZlcnNpbmcgdGhlIHNlcXVlbmNlOiBSZWR1
Y2luZyBhbGNvaG9sIGNvbnN1bXB0aW9uIGJ5IG92ZXJjb21pbmcgYWxjb2hvbCBhdHRlbnRpb25h
bCBiaWFzPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkRydWcgYW5kIGFsY29ob2wgZGVwZW5kZW5j
ZTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkRydWcg
YW5kIGFsY29ob2wgZGVwZW5kZW5jZTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PGRhdGVzPjx5
ZWFyPjIwMDk8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMzc2LTg3MTY8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxz
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0VuZE5vdGU+
ADDIN EN.CITE.DATA و سیگار (ات وود و همکاران، 2008؛ فیلد، دوکا و همکاران، 2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Attwood</Author><Year>2008</Year><RecNum>21</RecNum><record><rec-number>21</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>21</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Attwood, A. S.</author><author>O&apos;Sullivan, H.</author><author>Leonards, U.</author><author>Mackintosh, B.</author><author>Munafò, M. R.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias training and cue reactivity in cigarette smokers</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1875-1882</pages><volume>103</volume><number>11</number><dates><year>2008</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2009</Year><RecNum>22</RecNum><record><rec-number>22</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>22</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Duka, T.</author><author>Tyler, E.</author><author>Schoenmakers, T.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias modification in tobacco smokers</title><secondary-title>Nicotine &amp; Tobacco Research</secondary-title></titles><periodical><full-title>Nicotine &amp; Tobacco Research</full-title></periodical><pages>812-822</pages><volume>11</volume><number>7</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1462-2203</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
صالحی فدردی و ککس (2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Salehi Fadardi</Author><Year>2009</Year><RecNum>23</RecNum><record><rec-number>23</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>23</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Salehi Fadardi, J.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Reversing the sequence: Reducing alcohol consumption by overcoming alcohol attentional bias</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2009</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>با استفاده از ابزار AACTP به اصلاح سوگیری توجه در بیماران الکلی پرداختند. پس از 3 ماه پیگیری، نتایج تمرین با AACTP نشان داد که اصلاح صورت گرفته همچنان پایدار مانده است. امری که حاکی از سودمندی AACTP در مصرف کنندگان الکل، در خارج از آزمایشگاه است (فیلد و ککس،2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>5</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
در پژوهش صالحی فدردی و ککس (2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Salehi Fadardi</Author><Year>2009</Year><RecNum>23</RecNum><record><rec-number>23</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>23</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Salehi Fadardi, J.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Reversing the sequence: Reducing alcohol consumption by overcoming alcohol attentional bias</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2009</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> علاوه بر این که معتادین به الکل پس از تمارین توجه با برنامه‌ی تمرین کنترل توجه به الکل (AACTP) سوگیری توجهشان از بین رفت، بلکه بهبود در سایر شاخص‌های مرتبط با الکل همچون بهزیستی را نیز کسب کرده و این نتیجه را تا سه ماه پیگیری حفظ کرده بودند. نکته‌ی جالب این که تداخل استروپ کلاسیک شرکت کنندگان نیز پس از تمارینAACTP کاهش یافت؛ امری که احتمالاً به علت ماهیت تکلیف یعنی نیاز به تمرکز توجه و همچنین افزایش سرعت و دقت در پاسخ‌دهی و نادیده گرفتن تکالیف نامرتبط می‌باشد.
درکل هنگامی که اطلاعات را به صورت یکپارچه نگاه می کنیم می توانیم به اهمیت اصلاح سوگیری توجه از منظر پژوهش های مختلف بنگریم. برای مثال در مطالعه ات وود و همکاران (2008) و فیلد و همکاران (2007) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Attwood</Author><Year>2008</Year><RecNum>21</RecNum><record><rec-number>21</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>21</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Attwood, A. S.</author><author>O&apos;Sullivan, H.</author><author>Leonards, U.</author><author>Mackintosh, B.</author><author>Munafò, M. R.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias training and cue reactivity in cigarette smokers</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1875-1882</pages><volume>103</volume><number>11</number><dates><year>2008</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2007</Year><RecNum>19</RecNum><record><rec-number>19</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>19</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Duka, T.</author><author>Eastwood, B.</author><author>Child, R.</author><author>Santarcangelo, M.</author><author>Gayton, M.</author></authors></contributors><titles><title>Experimental manipulation of attentional biases in heavy drinkers: do the effects generalise?</title><secondary-title>Psychopharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychopharmacology</full-title></periodical><pages>593-608</pages><volume>192</volume><number>4</number><dates><year>2007</year></dates><isbn>0033-3158</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> سوگیری توجه قبل از تمارین توجه در هر دو گروه به اندازه یکسانی وجود داشت اما پس از تمارین توجه تفاوت معناداری بین دو گروه یافت شد و همچنین تغییری در میزان سوگیری توجه گروه کنترل ایجاد نشد؛ به علاوه، در مطالعه‌ی فیلد و ایست وود (2005) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2005</Year><RecNum>18</RecNum><record><rec-number>18</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>18</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Eastwood, B.</author></authors></contributors><titles><title>Experimental manipulation of attentional bias increases the motivation to drink alcohol</title><secondary-title>Psychopharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychopharmacology</full-title></periodical><pages>350-357</pages><volume>183</volume><number>3</number><dates><year>2005</year></dates><isbn>0033-3158</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> سوگیری توجه در هر دو گروه گرایش و اجتناب تغییر کرد. این یافته‌ها نشان می‌دهند که تمارین سوگیری توجه تغییرات واقعی در میزان سوگیری توجه شرکت کنندگان ایجاد می‌کند. از طرفی، در مطالعه‌ی ماریسن و همکاران (2006) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Marissen</Author><Year>2006</Year><RecNum>12</RecNum><record><rec-number>12</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>12</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Marissen, M. A. E.</author><author>Franken, I. H. A.</author><author>Waters, A. J.</author><author>Blanken, P.</author><author>Van Den Brink, W.</author><author>Hendriks, V. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias predicts heroin relapse following treatment</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1306-1312</pages><volume>101</volume><number>9</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> سوگیری توجه در پیش آزمون، عود را در 3 ماه پس از پس آزمون پیش بینی کرد. افرادی که سوگیری توجه شدیدی در پیش آزمون نشان دادند خطر عود بیشتری داشتند. حتی با کنترل میزان وسوسه نیز سوگیری توجه خطر عود را پیش بینی می‌کند. این مطالعه نشان می‌دهد که سنجش سوگیری توجه به خوبی می‌تواند خطر عود و پیامدهای درمان را در آینده برای بیماران پیش بینی نماید. همچنین، در مطالعه اسکن میکرز و همکاران (2007) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Schoenmakers</Author><Year>2007</Year><RecNum>4</RecNum><record><rec-number>4</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>4</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Schoenmakers, T.</author><author>Wiers, R. W.</author><author>Jones, B. T.</author><author>Bruce, G.</author><author>Jansen, A.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional re-training decreases attentional bias in heavy drinkers without generalization</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>399-405</pages><volume>102</volume><number>3</number><dates><year>2007</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> پس از تمرین اصلاح توجه، شرکت کنندگان یاد گرفتند از محرک‌های الکل اجتناب کنند و سوگیری توجه در جهت کم نوشیدن را در خودشان ایجاد کنند. این یافته حاکی از آن است که تمارین اصلاح توجه تغییرات بالینی قابل مشاهده‌ای در شرکت کنندگان ایجاد می‌کنند. به علاوه، در مطالعه اسکن میکرز و همکاران (2010) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Schoenmakers</Author><Year>2010</Year><RecNum>67</RecNum><record><rec-number>67</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>67</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Schoenmakers, T. M.</author><author>de Bruin, M.</author><author>Lux, I. F. M.</author><author>Goertz, A. G.</author><author>Van Kerkhof, D. H. A. T.</author><author>Wiers, R. W.</author></authors></contributors><titles><title>Clinical effectiveness of attentional bias modification training in abstinent alcoholic patients</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><pages>30-36</pages><volume>109</volume><number>1</number><dates><year>2010</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>، گروهی که مورد اصلاح سوگیری توجه قرار گرفته بودند، دوره درمان شناختی رفتاری ترک الکل را به تجویز درمانگرشان زودتر از گروه کنترل به اتمام رساندند. این یافته حکایت از کارکرد بالینی اصلاح سوگیری توجه در بیماران دارد. تمام این مطالعات از تأثیر اصلاح سوگیری توجه در سوء مصرف کنندگان مواد مختلف حمایت می‌کند.
پیشینه ابزارهای سنجش سوگیری توجه (پروب دات)
در تهیه آزمایه های سنجش سوگیری توجه این نکته حائز اهمیت است که کلمات کنترل و مرتبط با محرک از لحاظ طول کلمات، تعداد سیلاب‌ها، و تعداد تکرار آن کلمه در آن زبان (فراوانی) باید با هم جور شوند. هم چنین تصاویر کنترل و مرتبط با محرک باید از لحاظ پیچیدگی و روشنایی کلی جور شوند (فیلد و همکاران، 2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>5</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
یکی از ابزارهای پرکاربرد در سنجش سوگیری توجه، ابزار پروب دات می‌باشد. این ابزار هم برای سنجش سوگیری توجه و هم برای اصلاح آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای سنجش سوگیری توجه، به طور تصادفی دو واژه ظاهر خواهند شد که یکی محتوای خنثی دارد و یکی مرتبط با مواد می‌باشد. پس از چند ثانیه دو واژه ناپدید می‌شوند و یک پروب (در اینجا فلش رو به بالا) به جای یکی از دو واژه ظاهر می‌شود. این که چه واژه‌هایی ظاهر شوند و این که هر کدام در سمت چپ یا راست صفحه نمایش قرار گیرند و این که پروب جانشین کدام تصویر شود به طور تصادفی تعیین شده و همه‌ی حالات ممکن به ترتیب تصادفی نمایش داده می‌شوند. تکلیف آزمودنی این است که جهت پروب را به درستی مشخص کند. اگر هنگامی که پروب جانشین واژه‌های مرتبط با اعتیاد شده زمان واکنش آزمودنی کمتر از حالت جانشینی پروب به جای واژه‌های خنثی باشد در این صورت می‌گوییم آزمودنی سوگیری توجه نسبت به محرک‌های مرتبط با اعتیاد داشته است. اگر برعکس آن اتفاق بیفتد یعنی هنگامی که پروب جانشین واژه‌های خنثی شده زمان واکنش آزمودنی کمتر از حالت جانشینی پروب به جای واژه‌های مرتبط با اعتیاد باشد در این صورت می‌گوییم آزمودنی سوگیری اجتناب توجه نسبت به محرک‌های مرتبط با اعتیاد داشته است.
از ابزار پروب دات برای اصلاح سوگیری توجه نیز استفاده می‌شود. برای اصلاح سوگیری توجه، همواره پروب جانشین واژه خنثی می‌شود و بدین ترتیب توجه آزمودنی به این امر معطوف می‌شود که همواره به سمت واژه خنثی توجه کند و بدین ترتیب عمل اصلاح سوگیری توجه صورت می‌گیرد. البته می‌توان از این ابزار برای افزایش سوگیری توجه نیز استفاده کرد که در این مطالعه مدنظر نیست.
برای تفسیر پروب بینایی مشکلاتی وجود دارد، مثلاً زمان واکنش تنها به ما می‌گوید در لحظه‌ی حذف محرک و جایگزینی پروب به جای آن، توجه بر کدام محرک بوده است، به همین دلیل با زمان‌های ارائه محرک متفاوت، نتایج متناقض و غیرقابل تفسیری به دست می‌آید. در نتیجه به نظر می‌رسد که تنها در مواجهه‌های کوتاه مدت با محرک، تغیر توجه سوگیرانه اندازه گیری می‌شود در حالی که در مواجهه‌های طولانی‌تر سوگیری رهایی از توجه اندازه گیری می‌شود (فیلد و ککس، 2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>5</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
زمان ارائه محرک
هم در ادبیات اضطراب و هم اعتیاد، پژوهشگران از ارائه محرک بین 50 تا 200 میلی ثانیه برای سنجش سوگیری در جهت گیری اولیه توجه استفاده می‌کنند. منطق این فرض این است که در پژوهش‌های ادراکی پایه با محرک‌های ساده پیشنهاد شد هنگامی که یک نشانه‌ی دیداری ساده حاضر شده است، شرکت کنندگان در کل به حدود 50 میلی ثانیه برای انتقال توجهشان به نشانه نیاز دارند (دانکن، وارد و شاپیرو، 1994) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Duncan</Author><Year>1994</Year><RecNum>48</RecNum><record><rec-number>48</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>48</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Duncan, J.</author><author>Ward, R.</author><author>Shapiro, K.</author></authors></contributors><titles><title>Direct measurement of attentional dwell time in human vision</title><secondary-title>Nature</secondary-title></titles><periodical><full-title>Nature</full-title></periodical><pages>313-315</pages><volume>369</volume><number>6478</number><dates><year>1994</year></dates><isbn>0028-0836</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. به علاوه، شرکت کنندگان حداقل به 150 میلی ثانیه جهت قطع توجهشان از یک نشانه‌ی دیداری ساده و هدایت مجدد آن به سوی یک نشانه‌ی دیگر که در یک مکان فضایی متفاوت وجود دارد نیاز دارند (تیووس، 2005) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Theeuwes</Author><Year>2005</Year><RecNum>49</RecNum><record><rec-number>49</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>49</key></foreign-keys><ref-type name=”Book Section”>5</ref-type><contributors><authors><author>Theeuwes, J.</author></authors></contributors><titles><title>Irrelevant singletons capture attention</title><secondary-title>Neurobiology of attention</secondary-title></titles><periodical><full-title>Neurobiology of attention</full-title></periodical><pages>418-424</pages><dates><year>2005</year></dates><urls></urls></record></Cite></EndNote>. در کل، نتایج پیشنهاد می‌کند هنگامی که یک جفت محرک نسبتاً پیچیده با همدیگر حاضر شوند، سوگیری توجهی که مشاهده می‌شود باید ناشی از هدایت اولیه توجه دانسته شود چرا که در یک چهارچوب زمانی 200 میلی ثانیه، انتقال توجه دیگری امکان پذیر نیست. جهت استنباط سوگیری در نگهداری توجه، پژوهشگران در کل از ارائه محرک در 1000 میلی ثانیه یا طولانی‌تر استفاده می‌کنند. همچنین هنگامی که ارائه محرک طولانی‌تر از 200 میلی ثانیه است، به طور کافی برای انتقال چندگانه توجه بین محرک‌های مختلف زمان وجود دارد؛ به علاوه سوگیری توجه به محرک جدیدی که توجه به روی آن جابجاشده به عنوان انعکاسی از سوگیری نگهداری توجه به آن محرک قابل شناسایی است. این منطق در دو مطالعه‌ی اسکن میکرز، ویرس و فیلد (2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Schoenmakers</Author><Year>2008</Year><RecNum>50</RecNum><record><rec-number>50</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>50</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Schoenmakers, T.</author><author>Wiers, R. W.</author><author>Field, M.</author></authors></contributors><titles><title>Effects of a low dose of alcohol on cognitive biases and craving in heavy drinkers</title><secondary-title>Psychopharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychopharmacology</full-title></periodical><pages>169-178</pages><volume>197</volume><number>1</number><dates><year>2008</year></dates><isbn>0033-3158</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> و فیلد، ایست وود، برادلی و مگ (2006a) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2006</Year><RecNum>51</RecNum><record><rec-number>51</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>51</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Eastwood, B.</author><author>B–ley, B. P.</author><author>Mogg, K.</author></authors></contributors><titles><title>Selective processing of cannabis cues in regular cannabis users</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><pages>75-82</pages><volume>85</volume><number>1</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>تأیید شده است (به نقل از فیلد و ککس، 2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth=”1″ ExcludeYear=”1″ Hidden=”1″><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app=”EN” db-id=”r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex”>5</key></foreign-keys><ref-type name=”Journal Article”>17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
مدت زمان اصلاح سوگیری توجه (تعداد جلسات)

–378

مقدمات
2413635-760095معاونت پژوهش وفن آوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان واعتقاد به این که عالم محضرخداست وهمواره ناظر براعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه دراعتلای فرهنگ وتمدن بشری، مادانشجویان واعضاء هیأت علمی واحد‌های دانشگاه آزاد اسلامی متعهد مي‌گردیم اصول زیر را درانجام فعالیت‌‌هاي پژوهشی مد نظر قرارداده وازآن تخطی نکنیم:
1-اصل حقیقت جویی: تلاش درراستای پی جویی حقیقت و و فاداری به آن ودوری ازهرگونه پنهان سازی حقیقت
2-اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسان، حیوان ونبات) وسایرصاحبان حق.
3-اصل مالکیت مادی ومعنوی: تعهد به رعایت مصالح ملی ودرنظر داشتن پیشبرد وتوسعه کشور درکلیه مراحل پژوهش
4-اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و درنظر داشتن پیشبرد وتوسعه کشور درکلیه مراحل پژوهش
5-اصل رعایت انصاف وامانت: تعهد به اجتناب ازهرگونه جانبداری غیرعلمی وحفاظت ازاموال، تجهیزات ومنابع دراختیار
6-اصل راز داری: تعهد به صیانت ازاسرار واطلاعات محرمانه افراد، سازمان‌ها وکشوروکلیه افراد ونهاد‌های مرتبط با تحقیق.
7-اصل احترام: تعهد به رعایت حریم‌ها وحرمت‌ها درانجام تحقیقات ورعایت جانب نقد وخودداری ازهرگونه حرمت شکنی.
8-اصل ترویج: تعهد به رواج دانش واشاعه نتایج تحقیقات وانتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر ازمواردی که منع قانونی دارد.
9_ اصل برائت: التزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیر حرفه‌ای واعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم وپژوهش ر ابه شائبه‌‌هاي غیرعلمی مي‌آلایند.

5213350-386715
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم تحقیقات ایلام
تعهد نامه اصالت رساله یا پایان‌نامه تحصیلی
اینجانب کلثوم ادیب دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته روانشناسی گرایش بالینی، که در تاریخ / / 1393 از پایان‌نامه خود تحت عنوان ” بررسی اثربخشی شناخت درمانی در کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد در افراد دچار سوء مصرف مواد مخدر شهر ايلام “، با کسب نمره…… و درجه…. دفاع نموده‌ام بدینوسیله متعهد می‌شوم.
این پایان‌نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاورد‌‌‌های علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان‌نامه، کتاب، مقاله و…) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
این پایان‌نامه قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح، پایین‌تر یا بالاتر) در سایر دانشگاهها و موسسات آموزشی عالی ارائه نشده است.
چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و… از این پایان‌نامه یا رساله داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوز‌‌‌های مربوطه را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را می‌پذیرم و دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی:
کلثوم ادیب
تاریخ و امضاء

-514985-703580
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد ايلام
پايان نامه برای دریافت کارشناسی ارشد رشته روانشناسی (M. A)
گرايش: بالينی
عنوان:
بررسی اثربخشی شناخت درمانی در کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد در افراد دچار سوء مصرف مواد مخدر شهر ايلام
استاد راهنما:
دکتر شهرام مامی
نگارش:
کلثوم ادیب
زمستان 1393

سپاسگزاری
بعد از مدتها، پس از پیمودن راههای فراوان که با حضور شیرین اساتید عزیزم، بخصوص با راهنمایی‌هاي فراوان جناب آقاي دكتر شهرام مامي و مشاوره‌هاي دكتر فتح‌اله محمديان و زیبایی حضور همسرم در کنارم، که خستگیهای این راه را به امید و روشنی راه تبدیل کرده و امیدوارم بتوانم در آینده‌ی نزدیک جوابگوی این همه محبت آنها باشم…
اکنون، با احترام فراوان برای این همه تلاش این عزیزان برای موفقیت من…

تقدیم به:
همسرم:
که سایه مهربانیش سایه سار زندگیم می‌باشد، او که اسوه صبر و تحمل بوده و مشکلات مسیر را برایم تسهیل نمود.
تقدیم به فرزندانم:
که وجودشان شادی بخش و صفایشان مایه آرامش من است.

فهرست مطالبعنوان صفحه
TOC o “1-3” h z u چکیده PAGEREF _Toc421717054 h 1فصل اول: کلیات تحقیق1-1- مقدمه PAGEREF _Toc421717058 h 31-2- بیان مسأله PAGEREF _Toc421717059 h 41-3- اهمیت و ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc421717060 h 61-4- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc421717061 h 81-4-1- هدف اصلی PAGEREF _Toc421717062 h 81-4-2- اهداف جزیی PAGEREF _Toc421717063 h 81-5- سؤالات تحقیق PAGEREF _Toc421717064 h 81-5- 1- سؤال اصلی PAGEREF _Toc421717065 h 81-5- 1- سؤالات فرعی PAGEREF _Toc421717066 h 81-6- فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc421717067 h 81-6-1- فرضیه اصلی PAGEREF _Toc421717068 h 81-6-2- فرضیات فرعی PAGEREF _Toc421717069 h 91-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها PAGEREF _Toc421717070 h 91-8- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق PAGEREF _Toc421717071 h 10فصل دوم: ادبیات، پیشینه تحقیق2-1- مقدمه PAGEREF _Toc421717074 h 132-2- مفهوم شناخت درمانی، کاربرد و کارایی آن در پژوهش‌های روان درمانی PAGEREF _Toc421717075 h 132-2-1- رویکرد شناختی PAGEREF _Toc421717076 h 132-2-2- مفاهیم عمده نظریه‌های شناختی PAGEREF _Toc421717077 h 142-2-3- رویکرد شناخت درمانی PAGEREF _Toc421717078 h 142-2-4- اصول بنیادی درمان شناختی PAGEREF _Toc421717079 h 162-2-5- شناخت درماني گروهي مايكل فري PAGEREF _Toc421717080 h 162-2-6- مدل شناخت درمانی مایکل فری PAGEREF _Toc421717081 h 162-2-7- انواع تکنیک‌های شناخت درمانی PAGEREF _Toc421717083 h 172-2-8- شناخت درمانی از دیدگاه بک PAGEREF _Toc421717084 h 182-2-9- هدف‌های درمان PAGEREF _Toc421717085 h 192-2-10- سنجش در شناخت درمانی PAGEREF _Toc421717086 h 192-2-10-1- روش‌های استفاده از فنون سنجش PAGEREF _Toc421717087 h 192-2-11- رابطه درمانی PAGEREF _Toc421717088 h 192-2-12- فرایند درمان PAGEREF _Toc421717089 h 202-2-13- کاربردهای درمان شناختی PAGEREF _Toc421717090 h 222-2-14- فنون درمان PAGEREF _Toc421717091 h 232-2-15- تفاوت دیدگاه شناختی درمانی با روان تحلیلی PAGEREF _Toc421717092 h 242-2-16- محدودیت‌ها و انتقادهای وارد شده به درمان شناختی PAGEREF _Toc421717093 h 252-2-17- شناخت درمانی در اعتیاد PAGEREF _Toc421717094 h 252-3- مفهوم شناسی نظری نگرش‌های ناکارآمد PAGEREF _Toc421717095 h 262-3-1- تعریف نگرش PAGEREF _Toc421717096 h 262-3-2- عناصر نگرش PAGEREF _Toc421717097 h 262-3-3- اهمیت شناخت نگرش PAGEREF _Toc421717098 h 272-3-5- مفهوم نگرش‌های ناکارآمد PAGEREF _Toc421717099 h 282-3-6- الگوهای شناختی و نظریات نگرش‌های ناکارآمد PAGEREF _Toc421717100 h 292-3-7- نقش افكار و باورها در مصرف مواد بر مبنای ديدگاه‌هاي شناختی PAGEREF _Toc421717101 h 302-3-8- ارتباط نگرش و باور با مصرف مواد بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی PAGEREF _Toc421717102 h 312-3-9- اهمیت و تأثیر نگرش مثبت به مصرف مواد PAGEREF _Toc421717103 h 312-4- مفهوم باورها و باورهای مرتبط با مواد مخدر PAGEREF _Toc421717104 h 322-4-1- تعریف باور PAGEREF _Toc421717105 h 322-4-2- باور و حالات بازنما PAGEREF _Toc421717106 h 332-4-3- منابع باورها PAGEREF _Toc421717107 h 332-4-4- رابطه باور و نگرش PAGEREF _Toc421717108 h 332-4-5- عقاید و باورها در رابطه با مصرف مواد PAGEREF _Toc421717109 h 342-4-6- باورهای غلط و رایج نسبت به مصرف گونه‌های مواد مخدر PAGEREF _Toc421717110 h 352-4-7- ارتباط باور فردی و مصرف مواد PAGEREF _Toc421717111 h 362-4-8- باورهای غیر منطقی و اعتیاد PAGEREF _Toc421717112 h 372-4-9- باورهای فراشناختی و اعتیاد PAGEREF _Toc421717113 h 382-5- پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc421717114 h 422-5-1- مطالعات داخلی PAGEREF _Toc421717115 h 422-5-1- مطالعات خارجی PAGEREF _Toc421717116 h 47فصل سوم: روش شناسی تحقیق3-1- مقدمه PAGEREF _Toc421717119 h 503-2- روش تحقیق PAGEREF _Toc421717120 h 503-3- جامعه آماری و روش نمونه گیری PAGEREF _Toc421717121 h 513-4- ابزار اندازه‌گیری تحقیق PAGEREF _Toc421717122 h 513-5- روش اجرا PAGEREF _Toc421717125 h 543-6- شیوه تجزیه و تحلیل دادهها PAGEREF _Toc421717127 h 56فصل چهارم: تجزيه و تحليل يافته‌ها4-1- مقدمه PAGEREF _Toc421717130 h 584-2- آمار توصیفی PAGEREF _Toc421717131 h 584-2-1- گروه سنی PAGEREF _Toc421717132 h 594-2-2- وضعیت تاهل PAGEREF _Toc421717135 h 594-2-3- تحصیلات PAGEREF _Toc421717138 h 604-2-4- میزان درآمد ماهیانه PAGEREF _Toc421717141 h 614-2-5- وضعیت شغلی PAGEREF _Toc421717144 h 624-2-6- آزمون همسانی واریانس ها PAGEREF _Toc421717147 h 634-2-7- آزمون همسانی واریانسها PAGEREF _Toc421717149 h 634-2-8- میانگین و انحراف معیار نمرات نگرشهای ناکارآمد در گروهها PAGEREF _Toc421717151 h 644-2-9- میانگین و انحراف معیار نمرات باورهای مرتبط با مواد در گروهها PAGEREF _Toc421717153 h 644-3- آمار استنباطی PAGEREF _Toc421717155 h 654-3-1- فرضیه (1) PAGEREF _Toc421717156 h 654-3-2- فرضیه (2) PAGEREF _Toc421717158 h 664-3-3-فرضیه (3) PAGEREF _Toc421717160 h 66فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها5-1- مقدمه PAGEREF _Toc421717164 h 685-2- بحث (آزمون فرضیات) PAGEREF _Toc421717165 h 685-3- نتیجه گیری PAGEREF _Toc421717166 h 725-4- راهکارها و پیشنهادات PAGEREF _Toc421717167 h 745- 4-1- پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc421717168 h 755-4-2- پیشنهادات پژوهشی PAGEREF _Toc421717169 h 765-5- محدودیت‌های پژوهش PAGEREF _Toc421717170 h 76منابع PAGEREF _Toc421717171 h 78پیوست ها PAGEREF _Toc421717177 h 87
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 3-1- سؤالات و شاخص‌های مربوط به هر کدام از متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc421717123 h 53جدول 3-2- پایایی پرسشنامه به تفکیک هر متغیر در پژوهش حاضر PAGEREF _Toc421717124 h 53جدول 3-3- شرح جلسات آموزش شناخت درمانی در کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مصرف مواد PAGEREF _Toc421717126 h 55جدول 4-1- توزیع فراوانی و درصد سن گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717133 h 59جدول 4-2- توزیع فراوانی و درصد وضعیت تاهل در گروههاي مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717136 h 59جدول 4-3- توزیع فراوانی تحصیلات گروههاي مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717139 h 60جدول 4-4- توزیع فراوانی میزان درآمد گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717142 h 61جدول 4-5- توزیع فراوانی وضعیت شغلی گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717145 h 62جدول 4-6- آزمون لوين براي بررسي يكساني واريانس PAGEREF _Toc421717148 h 63جدول 4-7- نتايج آزمون كولموگروف اسميرنف براي بررسي نرمال بودن توزيع ها در متغيرهاي مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717150 h 64جدول 4-8- میانگین و انحراف معیار نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیري نمرات نگرش ناکارآمد در دو گروه PAGEREF _Toc421717152 h 64جدول4-9- میانگین و انحراف معیار نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیري نمرات باورهای مرتبط با مواد در دو گروه PAGEREF _Toc421717154 h 64جدول 4-10- نتایج تحلیل کواریانس تاثیر شناخت درمانی بر میزان نمرات نگرش ناکارآمد پس آزمون وپیگیري PAGEREF _Toc421717157 h 65جدول 4-11- نتايج تحليل كواريانس براي بررسي اثربخشي شناخت درمانی بر باورهاي مرتبط با مواد PAGEREF _Toc421717159 h 66جدول 4-12- ضریب همبستگي پيرسون بین باورهای مرتبط با مواد و نگرشهای ناکارآمد با عوامل زمینه‌ای (متغیرهای دموگرافیک) PAGEREF _Toc421717161 h 66
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1- توزیع فراوانی و درصد سن گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717134 h 59نمودار 4-2- توزیع فراوانی و درصد وضعیت تاهل گروه‌هاي مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717137 h 60نمودار 4-3- فراوانی و درصد تحصیلات گروههاي مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717140 h 61نمودار 4-4- توزیع فراوانی میزان درآمد گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717143 h 62نمودار 4-5- توزیع فراوانی وضعیت شغلی گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717146 h 63
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شکل 2-1- مدل شناخت درمانی، برگرفته از کتاب شناخت درمانی گروهی. PAGEREF _Toc421717082 h 17

چکیده با توجه به اینکه یکی از رایجترین اختلالات روانپزشكي اعتیاد میباشد، «شناختدرمانی» ابزاری است که درمانگران با تأثیرگذاری بر افکار و باورها، جهت درمان کنترل و درمان اعتیاد بکار میبرند، به همین منظور پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی در کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد در افراد دچار سوءمصرف مواد مخدر شهر ايلام در سال 1393 صورت گرفت. طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه تحربی با پيش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه كنترل و دوره پيگيري بوده، جامعه آماری شامل 40 نفر از افراد دچار سوءمصرف مواد مراجعه کننده به مراکز اعتیاد، که به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری قرار داده شدند، ابزار مورد استفاده، باورهاي مرتبط با موادمخدر رايت و بك (1993) و مقیاس نگرش‌های ناکارآمد (DAS) بود، تجزیه و تحلیل اطلاعات با برنامه spss20 و تحلیل کواریانس صورت گرفت نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که تفاوت معناداري بين گروه آزمايش و گواه، در مرحله پيگيري، از لحاظ باورهای مرتبط با مواد و نگرشهای ناکارآمد، وجود دارد. از میان متغیرهای جمعیت شناختی نیز، تحصیلات و میزان درآمد با نگرش ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد دارای رابطه بودند. در مجموع با اثبات تاثیر مثبت درمان شناختی بر افکار و باورهای مرتبط با مواد و کاهش نگرشهای ناکارآمد، لزوم توجه و استفاده بیشتر از این رویکرد به درمانگران، روانشناسان و مددکاران پیشنهاد میگردد.
کلمات کلیدی: سوءمصرف مواد، شناخت درمانی، باورهای مرتبط با مواد، نگرشهای ناکارآمد.

فصل اول:کلیات تحقیق
1-1- مقدمه مصرف مواد يكى از جدّى‌ترين معضلات بشرى در سال‌هاى اخير است كه پايه‌ها و بنيان‌هاى جامعۀ انسانى را تضعيف مى‌كند و پيشگيرى از آن نيازمند كاربرد نظريه‌هاى متعدد در رشته‌هاى علمى مختلف و روش‌ها و فنون متنوع است (علائی و همکاران 1389، 52)، طبق گزارش دفتر پيشگيرى از مصرف مواد و جرم سازمان ملل متحد كشور ايران داراى بيشترين تعداد سوءمصرف‌كنندگان موادّ افيونى به نسبت جمعيت در جهان است و بالاترين شيوع سوء مصرف با 2/8 درصد در بين افراد در ايران وجود دارد (ضيايى 1388، 42). تاکنون جامعه شناسان، روان شناسان، روانپزشکان و بطورکلی محققان و متخصصان بر پایه دیدگاه‌هاي، مختلف علل وعوامل متعددي رابراي اعتیاد وسوء مصرف مواد مخدر برشمردند.براساس مطالعات اکتشافی انجام شده می‌توان این عوامل را در سه سطح خرد، میانه و کلان تقسیم کرد. منظور از سطح خرد همان دیدگاه روانشناسانه است. براین اساس کلیه عواملی که مربوط به فرد، شخصیت و حتی ناراحتی‌هاي جسمی و روانی او می‌شود، بررسی می‌گردد (میری آشتیانی 1385، 40)، از میان متغیرهای فردی تأثیر‌گذار بر مصرف مواد مخدر می‌توان به نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد اشاره نمود که دو متغیر اصلی در نظر گرفته شده پژوهش حاضر می‌باشد، در این زمینه می‌توان اذعان نمود که بسيارى از شناخت درمانگران بر اين باورند كه واكنش‌هاى هيجانى و رفتارى به وسيله فرآيندهاى شناختى ايجاد مى‌شوند. از اين‌رو افكار، باورها و ساير فرآيندهاى شناخت تعيين كننده‌ى اصلى خلق و هيجان مى‌باشند (تيزديل 1997؛ به نقل از آذرگون و کجباف، 1380، 80). با توجه به توضیح مختصر داده شده، پژوهش حاضر با هدف مشخص كردن كارايي شناخت درمانی در اصلاح نگرش‌هاي ناكارآمد و باورهای مرتبط با مواد در افراد دچار سوءمصرف مواد مخدر شهر ایلام صورت گرفته تا بتوان از اين نوع درمان به عنوان يك درمان مكمل در زمينه ارتقاي بهداشت رواني و يكي از فاكتورهاي پيشگيري کننده در افراد دچار به سوءمصرف مواد همچنین از رویکرد‌های مؤثر مقابله‌ای، جهت کنترل مصرف و جلوگیری از بازگشت معتادین به سوء‌مصرف مواد با تأکید بر متغیرهای روان شتاختی استفاده نمود.
1-2- بیان مسألهاز موضوعاتی که اکنون در تمام جوامع بشری مورد بحث و بررسی میباشد و به عنوان یک معضل اجتماعی بسیار خطرناک و مضر تجزیه و تحلیل میشود. مساله اعتیاد است. متاسفانه این معضل در تمام جوامع در میان اقشار رایج میباشد و فرد بدون آگاهی نسبت به آخر کار به دنبال آن میرود و چه بسا در آمارهای جهانی اعتیاد روز به روز زیاد و زیادتر میشود. برداشتن قدم‌هاى جدى و محكم در جهت ريشه‌يابى اين مسئله از اهميت اساسى برخوردار خواهد بود (حسینی 1389، 5). به طوری که اعتیاد به مواد مخدر یکی از مهمترین و شایع‌ترین آسیب‌های اجتماعی در جوامع امروزی محسوب می‌شود (دالی و مارلات 2005). در سالیان اخیر در زمینه سوءمصرف مواد در سطوح مختلف سببشناسی، تشخیص و درمان پیشرفت‌های چشمگیری بدست آمده و در درمان از رویکردهای چند رشته‌ای و الگوهای زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی بهره گرفته شده است (بروک و اسپیتز 2002) یکی از ابزارهای بکارگرفته شده توسط درمانگران «شناخت درمانی» می‌باشد که به طور گسترده‌ای در درمان بیماری‌هایی از جمله درمان اعتیاد به مواد مخدر بکار گرفته می‌شود. شناخت درمانی یا به طور دقیقتر، درمان شناختی یکی از روشهای درمان روانشناختی است که هم اکنون در سرتاسر جهان به عنوان یکی از گونههای استاندارد درمانی برای بسیاری از اختلالات روانشناختی بکار می‌رود. در این روش فرض بر این است که یکی از علل بسیاری از اختلالات روانشناختی اشکال در فکر یا باورهای بیمار است و با اصلاح این باورها می‌توان به بیمار کمک کرد. این درمان بر تغییر رفتاری متناسب با فکر درست‌تر هم تاکید دارد (حسن شاهی 1382). در این روش روانشناختی، درمانگر در طول جلسات ملاقات خود با بیمار تلاش می‌کند تا افکار و باورهای او را مورد بررسی قرار دهد. اغلب افرادی که سوءمصرف مواد را تجربه می‌کنند، دارای افکار و باورهای مخربی هستند که به عنوان علت احساسات ناخوشایند بیمار به شمار می‌روند. به طور کلی این افراد باورهایی دارند که عزت نفس آن ها را مرتب در هم می‌کوبد و وجود آن ها را سرزنش می‌کند. در این حالت شناخت، درمانگر تلاش می‌کند با استفاده از تکنیکهای مختلف به بیمار نشان دهد که این باورها، خطاهای شناختی هستند و در همه حال نمی‌توانند صحت داشته باشند (فیشر و ولز 2008)، شناخت درمانگر به فرد کمک می‌کند تا به این نکته ایمان پیدا کند که همیشه همه انسانها مطابق میل آنها رفتار نمی‌کنند و یا همیشه همه امور مطابق میل آن‌ها پیش نمی‌رود. ابن امر به فرد کمک می‌کند تا شناختهای خود را تغییر دهد (کاویانی و همکاران 1387)، براساس تحقیقات و بررسی‌های انجام شده، فرآیندهای اعتیاد تحت تأثیر باورها و نگرش‌های فرد است (هولمن 2004)، نگرشهایی که گاها و اغلب نادرست می‌باشند، نگرش‌های ناکارآمد فرض‌ها و باورهای جهتگیرانهای هستند که فرد نسبت به خود، جهان، اطراف و آینده دارد (آبلا و اسکیتچ 2007) این نگرشها موجب جهتگیری فهم و ادراک فرد از رویدادها شده و احساسات و رفتارها را تحت تأثیر قرار می‌دهند و فرد را مستعد افسردگی و سایر آشفتگی‌های روانشناختی می‌کنند. درمان شناختی، یک نظام روان درمانی است که تلاش می‌کند تا واکنش‌های فرآینده عاطفی و رفتار خود تخدیری را با اصلاح تفکر معیوب یا خطادار و عقاید ناسازگارانهای که زیربنای این واکنش ها هستند، کاهش دهد (بک، راش و شاو 1979؛ به نقل از گودرزی 1380)، در واقع درمان‌های شناختی اعتیاد، بر کمک به بیمار، برای کسب مهارت‌های مقابلهای لازم به منظور مدیریت موقعیت‌های خطرساز و درمان اختلالات روانشناختی همراه، تمرکز دارند. (حاجی علیزاده 1387، 68) برخی از مطالعات نشان داده که نگرش افراد با پاسخ‌های شناختی و عاطفی آنها مطابقت دارد (فرهودیان 1381) به طوری که شانس بروز اختلالات روانی طی یکسال، در صورت‌ افزایش نمره‌های نگرش ناکارآمد به‌طور معناداری افزایش می‌یابد (ویچ‌ و همکاران 2003). به‌ این ترتیب، چون نارسایی عملکرد تفکر از مهم‌ترین علل آشفتگی‌هاست (والن‌ و همکاران 1992)، هرچه نگرش‌های ناکارآمد و باورهای غیرمنطقی افراد بیشتر شود آشفتگی‌های هیجانی نیز بیشتر خواهد شد (اسمیت و هوستنکنت ‌1983؛ واتسون‌ و همکاران 1998). متغیر دیگر مد نظر در پژوهش حاضر، باورهای مرتبط با مصرف مواد مخدر می‌باشد، باوهای مرتبط با مواد، به دسته‌ای از عقاید اطلاق می‌شوند که بر محور لذت‌جویی، حل مسأله و تسکین و فرار متمرکز هستند، محتوی این عقاید خاص بسته به نوع مواد مورد علاقه متفاوت خواهد بود (گلداسمیت و همکاران 2009). به طوری که محققان امروزه ثابت کرده‌اند که از عوامل مهم مؤثر کشیده شدن فرد به منجلاب اعتیاد، باورهای غلطی از قبیل آرامش بخش بودن مواد، کمک برای فراموشی و فرار از مشکلات، نشانه بزرگ بودن و… می‌باشد؛ لذا پژوهشگران تأکید دارند که روانشناسان در حوزه شناخت درمانی باید به کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط به افراد معتاد کمک کنند. در نظریه‌های شناختی فرض بر این است که سوءمصرف مواد هم تحت تأثیر باورها و انتظارات شناختی فرد از مصرف مواد قرار دارد و هم تابع ارزش عاطفی که فرد براي پیامدهاي رفتار خود قائل است، قرار می‌گیرد. در نتیجه، مداخله ي آموزشی شرایطی را فراهم می‌کند که فرد در معرض انتظارات و احساسات متفاوتی در گروه قرار گرفته و در فرایند تقابل با سایر اعضاي گروه به چالش کشیده شود. به عبارت دیگر، موقعیت مداخلهي آموزشی به دلیل اینکه شرایطی ایجاد کرده است تا نگرشها و باورهاي منفی نسبت به مصرف مواد بیش از اظهارات مثبت مورد تبادل قرارگیرد (قربانی و همکاران 1391، 32). با نگاهی به تحقیقات مشابه صورت گرفته قبلی، به وضوح خلاء پژوهشی که به سنجش نگرش‌های نا‌کارامد و باورهای مرتبط با مواد با فرایند درمانی و آموزشی احساس می‌شد، لذا اين نياز احساس مي‌شد كه پژوهشی در جهت به كارگيري درمان مبتنی بر مدل شناختی در نگرش‌های ناکارآمد و باورهاي مرتبط با مواد براي درمان وابستگان به مواد صورت گیرد. در این راستا، پژوهش حاضر، در پی پاسخیابی به اين سؤال است که آيا درمان شناختی بر نگرش‌های ناکارآمد و باورهاي مرتبط با مواد در افراد دچار سوءمصرف مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر ایلام اثربخش است یا خیر؟

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیقامروزه سوء مصرف و وابستگی مواد، یکی از معضلات و نگرانی‌های عمده جهان امروز است. از آنجایی که سوء مصرف مواد، اثرات بازدارنده بر رشد و شکوفایی جامعه دارد، تهدیدی جدی و نگران کننده است. وابستگی و سوءمصرف مواد به عنوان اختلالات مزمن و عود کنندۀ با تأثیرات و پیش آیندهای زیستی، فرهنگی، روانی، اجتماعی، رفتاری و معنوی در نظر گرفته می‌شود (بروک و اسپیتز 2002 ؛ والاس 2003؛ به نقل از دباغی 1385). در تحقيقات به دست آمده، روزانه پانصد هزار نفر از جوانان كشور مبتلا به اختلال وابستگي به مواد مي‌شوند و جمعيت وابستگان به مواد هر ده سال دو برابر مي‌شود و سن شروع اعتياد در كشور به طور متوسط به زير پانزده سال رسيده است. از طرفي درصد بالايي از كساني كه موفق به ترك اعتياد مي‌شوند بعد از مدتي مجدداً گرفتار شده و خسارت فزايندهاي را به امكانات جامعه وارد مي‌كنند (هاديان مباركه، نوري و ملك‌پور 1390)، علاوه بر اين، تغيير الگوي مصرف از مواد افيوني مانند ‌ترياك و مشتقات آن به مواد صنعتي كراك و شيشه اين وضعيت را بسيار دشوارتر كرده است، همچنین ميزان توليد مواد مخدر سنتي كاهش يافته و مواد مخدر صنعتي ارزان قيمتتر و توليد بيشتري داشته است. بدين ترتيب، اختلال وابستگي به مواد نياز به مبارزه بيشتري را مي‌طلبد به طوري كه جداي از مشكلات فردي، خانوادگي و اقتصادي ناشي از وابستگي به مواد در گذشته مشكلات بهداشتي پرخطر نظير تزريق مشترك، استفاده از سرم‌هاي آلوده و افزايش احتمال ابتلا به بيماري‌هاي عفوني و واگيردار نظير ايدز، هپاتيت و همينطور ناهنجاري‌هاي شديد رفتاري از جمله جرم و جنايت با تغيير الگوي مصرف به سمت كراك و شيشه شيوع يافته است (سترگ و همکاران 1392، 148)، بنابراين، ضرورت انجام پژوهش‌هاي مشابه حاضر، به منظور شناخت علل و درمان آن ضرورت مي‌يابد. با توجه به تحقيق انجام شده توسط هاديان مباركه و همكاران (1390) تغيير الگوي مصرف كم خطر به پر خطر در كشور ايران هم اتفاق افتاده و يكي از معضلات جدي كشور مواد مخدر صنعتي كراك و شيشه شده است كه لزوم پژوهش در زمينه مداخلات باليني در اين موضوع را ايجاد مي‌كنند. بر خلاف شباهت‌هاي بنيادي در مكانيزم‌هاي آسيب شناختي اختلال‌هاي روان شناختي مختلف، هر اختلال محتواي خاص خود را در سطوح شناختي و فراشناختي دارد. بنابه گزارش، اكثر بيماران (به ویژه افراد مصرفکننده مواد) احساس مي‌كنند كنترلي بر افكار و رفتارشان ندارند و الگوهاي تفكر و توجه شان بر خود و موضوعات تهديدكننده متمركز است، كه درمان‌های شناختی بر تغيير اين الگوهاي تفكر تأكيد مي‌كند (ولز 1388) رويكردهاي شناختي معاصر نسبت به مشكلات باليني، گستره مؤلفه‌هاي مختلف تشكيل دهنده تفكر را مشخص نكردند، ولي اين كه فراشناخت چگونه متشكل از دانش هشياري در مورد حالت‌هاي شناختي فرد، تجربه‌هاي فراشناختي و راهبرد‌هاي كنترل است، بررسي شده است. همچنين، فراشناخت مركب از دانش ضمني ناهشيار است كه به نيرو‌هاي اجرايي متمركز در فعاليت شناختي جهت مي‌دهد (بيابانگرد 1381، 43).
با توجه به رابطه‌اي كه بين سوگيري توجه، تلقین به خود، باورها با ایجاد وسوسه مصرف ماده مخدر در فرد وابسته به مصرف مواد وجود دارد، انجام مداخلهای مبتنی بر درمان شناختی جهت تعديل وسوسه مصرف مواد و تغییر نگرش ها و باورهای در این دسته از افراد ضروري به نظر مي‌رسد. پژوهش حاضر در نظر دارد كه با اجراي برنامه آموزشي و براساس مدل شناختی به بررسي کارایی آن در تغییر نگرش‌های منفی و ناکارآمد، و باورهای مرتبط با مواد در گروه مورد و شاهد بپردازد تا مشخص شود كه آموزش تا چه حد در نحوه نگرش و باور افراد نسبت به پديده سوءمصرف مواد اثر دارد. علاوه بر اين، با استفاده از نتايج اين مطالعه مسئولان و دستاندکاران و نهادهای مداخلهگر در بحران‌های خانوادگی بتوانند با برنامهريزي جامع‌تر و دقيق‌تري در خصوص انجام برنامه‌هاي پيشگيرانه سوءمصرف مواد پرداخته تا علاوه بر كاهش عوارض اجتماعي و فردي اعتياد، بهره وري و بازدهي شغلي و بهبود عملکرد فردی و خانوادگی افراد نيز افزايش پيدا كند
1-4- اهداف تحقیق1-4-1- هدف اصلی
هدف اصلی پژوهش حاضر «بررسی اثربخشی شناخت درمانی در کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد در افراد دچار سوء مصرف مواد مخدر شهر ايلام» است، به همین منظور، جهت نیل به نتیجه مؤثر، اهداف جزیی زیر مد نظر می‌باشد:
1-4-2- اهداف جزیی
* سنجش کارایی و اثربخشی شناخت درمانی بر کاهش نگرش‌های ناکارآمد و زیر مقیاس‌های آن در گروه دریافت کننده آموزش (گروه آزمایش).
*سنجش کارایی و اثربخشی شناخت درمانی بر باورهای ناکارآمد مرتبط با مواد مخدر در ابعاد مثبت و منفی در گروه دریافت کننده آموزش (گروه آزمایش).
*مقایسه میانگین نمرات نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد مخدر در ابعاد مثبت و منفی بین دو گروه دریافت کننده آموزش (گروه آزمایش) و گروه کنترل.
* بررسی ارتباط متغیرهای دموگرافیک با نگرش‌ها و باورهای ناکارآمد مرتبط با مواد در افراد دچار سوء مصرف مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر ایلام.

1-5- سؤالات تحقیق1-5- 1- سؤال اصلی
* آیا شناخت درمانی بر کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد مخدر در افراد دچار سوء مصرف مواد تأثیر گذار است؟
1-5- 1- سؤالات فرعی1. آیا شناخت درمانی بر کاهش نگرش‌های ناکارآمد در گروه آزمایش تأثیر معناداری دارد؟
2. آیا شناخت درمانی بر میزان باورهای مرتبط با مواد مخدر در گروه آزمایش تأثیر معناداری دارد؟
3. آیا متغیرهای دموگرافیک (سن، تحصیلات، درآمد و …) بر باورهای مرتبط با مواد و نگرشهای ناکارآمد در افراد دچار سوء مصرف مواد مخدر اثرگذار است؟
1-6- فرضیات تحقیق1-6-1- فرضیه اصلی
شناخت درمانی بر کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد در گروه آزمایش تأثیر معناداری دارد؟
1-6-2- فرضیات فرعی1. شناخت درمانی بر باورهای مرتبط با مواد مخدر تاثیر مثبت و موثر دارد
2. شناخت درمانی در کاهش نگرش‌های ناکارآمد تأثیر مثبت و مؤثر دارد.
3. بین متغیرهای زمینهای (جمعیت شناختی) با باورهای مرتبط با مواد و نگرشهای ناکارآمد ارتباط معنادار وجود دارد
1-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها* شناخت درمانی
تعریف مفهومی: روش «شناخت درمانی» که در اوایل دهة شصت، توسط «آرون تی. بک» ابداع شد، نوعی روان درمانی کوتاه مدت است که جهت رسیدن به اهداف مورد نظر از مشارکت فعالانة درمان جو و درمانگر کمک می‌گیرد. در این شیوه، درمان معمولاً به صورت انفرادی انجام می‌گیرد، هرچند که در مواردی از روش‌های گروهی نیز استفاده می‌شود. با این‌که شناخت درمانی، به صورت عمده دربارة افسردگی (بدون افکار خودکشی) مورد استفاده قرار می‌گیرد. در حالات دیگری چون: حملات هراس، اختلالات وسواسی ـ جبری، اختلالات پارانوئید و اختلالات شبه جسمی نیز کاربرد دارد. (درایدن و نینان، ترجمه یوسفی 1389، 12).
تعریف عملیاتی: عملیاتی نمودن این متغیر با تهیه پروتكل درمانی، بر مبنای اصول درمان شناختی و در قالب برنامه آموزشی و 8 جلسهای که از ادغام مدل‌های شناخت درمانی بک، و شناخت درمانی تیزدل فراهم شده و مشتمل بر آموزش‌های لازم جهت بهبود نگرش‌هاي ناكارآمد و باورهای مرتبط با مواد (ويژه افراد داری سوء مصرف و در حال ترک) می‌باشد. که با ارائه این آموزش ها انتظار تغییر نگرش ها و باورها به صورت مؤثر در افراد گروه آزمایش می‌باشد.
* نگرش‌های ناکارآمد
تعریف مفهومی: نگرش‌های ناکارآمد، نگرش‌ها و باورهایی هستند که فرد را مستعد افسردگی و یا به ‌طور کلی‌ آشفتگی روانی می‌کند. این باورها که در اثر تجربه نسبت به خود و جهان کسب می‌شوند، فرد را آماده می‌سازند تا موقعیت‌‌های خاص را بیش از حد منفی و ناکارآمد تعبیر کنند. از نظر بک‌ نگرش‌های ناکارآمد معیارهایی انعطاف‌ناپذیر و کمال گرایانه هستند که فرد از آن برای قضاوت‌ درباره‌ی خود و دیگران استفاده می‌کند.از آنجا که این نگرش‌ها انعطاف‌ناپذیر، افراطی و مقاوم‌ در مقابل تغییراند، ناکارآمد یا نابارور قلمداد می‌شوند (دیویدسون، نیل و کرینگ‌ 1998) در واقع نگرش‌های ناکارآمد که بنیادهای آشفته‌کننده‌ی افراد را تشکیل می‌دهند، دو ویژگی‌ اساسی دارند (الیس 1991)؛ اولاً آنها در درون خود توقعات خشک، جزیی و قدرتمندی دارند که‌ معمولا در قالب کلماتی چون باید، حتما، الزاما و ضرورتاً بیان می‌شوند، ثانیاً موجب انتساب‌های‌ بسیار نامعقول و تعمیم مفرط و فاجعه‌آمیز می‌شوند (لطفی کاشانی 1387، 68).
تعریف عملیاتی: مجموع نمراتی که افراد دو گروه در فرایند پیش آزمون و پس از آزمون از پرسشنامه استاندارد بک و همکاران (1988) که نگرش‌های ناکارآمد را در چهار شاخص کمال‌طلبی، نیاز به تأیید، نیاز به راضی کردن دیگران و آسیب‌پذیری را میسنجد، دریافت می‌کنند.
* باورهای مرتبط با مصرف مواد
تعریف مفهومی: باورهاي مرتبط با مواد، افکاري هستند که از انتظارات مستقیم و غیرمستقیم مصرف یک ماده به وجود می‌آیند و به طور کلی به دو دسته ي مثبت و منفی تقسیم می‌شوند (کویستیمد و همکاران 2007) در واقع، انتظارات از مصرف مواد به عنوان عقاید فرد در مورد اثرات کوتاه مدت و نسبتاً آنی یک ماده اطلاق می‌شود که با اثرات بلند مدت آن ماده متفاوت است (جومی، برادلی، اندرسون، میشل و استین 2009)
تعریف عملیاتی: مجموع نمراتی که گروه ها در فرایند پیش آزمون و پس از آزمون از مقیاس 20 سؤالی باورهاي مرتبط با موادمخدر، نوشته رايت و بك (1993) دریافت می‌کنند، که این سؤالات در ابعاد باورهای مثبت و منفی (هر بعد دارای 10 سوال) مصرف مواد عملیاتی شده است.
1-8- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیقبا بررسی‌های انجام شده در اسناد کتابخانهای، پایاننامهها، وب سایتها، و همجنین استعلام عدم تکرار موضوع، از سایت ایران داک ملاحظه گردید که موضوع مشابهی در این زمینه تاکنون مورد پژوهش قرار نگرفته است. با توجه به اهمیت مساله سوء مصرف مواد و آمار نسبتا بالای عود مجدد افرادی که اقدام به ترک می‌نمایند با اینکه درمان اعتیاد همیشه با پیچیدگی‌هاي زیادي روبروبوده است. که در سطحی‌ترین آن دو بعدي بودن این بیماري یعنی وابستگی جسمی توام با وابستگی روانی است، این عنوان را برای پژوهش مناسب دیده و سعی می‌شود هرچه دقیقتر و بهتر به زاوایای مختلف موضوع پرداخته شده تا از این طریق بتوان با استفاده از آموزش مبتنی بر رویکرد شناختی نتایج مفید دست پیدا نمود، چرا که تا کنون کمتر پژوهشی با این موضوع را می‌توان میان افراد دچار سوءمصرف مواد مخدر را پیدا نمود؛ با در نظر گرفتن ابعاد سوءمصرف مواد و تأثیرات منفی به جا مانده آن بر خانواده و فرد این پژوهش در پی ارائه نتایج جدید و راهکارهای علمی و کاربردی مناسب جهت کاهش عوارضات فردی و بهبود تعاملات خانوادگی در افراد دچار سوءمصرف مواد میباشد از این رهگذر می‌توان امیدوار بود که این تحقیق بتواند در بر دارنده نتایج نوین و بدیعی در این زمینه باشد.

فصل دوم:ادبیات، پیشینه تحقیق
2-1- مقدمهسوءمصرف مواد مخدر و مسأله اعتیاد یکی از مهم‌ترین مشکلات عصر حاضر است که گستره‌اي جهانی پیدا کرده، پا از مرزهاي بهداشتی درمانی فراتر نهاده و به یک معضل روانی، اجتماعی و خانوادگی تبدیل شده است. (جنتآبادی 1391) اختلال وابستگي به مواد، در جايگاه دومين اختلال روانپزشكي بعد از اختلال افسردگي اساسي قرار گرفته است. (كسلر، برگلوند و دملر 2008) كه از نظر اين ميزان شيوع بسيار حايز اهميت است و تاكنون اين اختلال، از معضلات جهان امروز بوده است (باقياني مقدم، فاضل پور و رهايي 1387). در میان رویکردها و روش‌های مختلف درمانی و مقابله‌ای، درمان شناختي در سال‌هاي اخير به عنوان یکی از رویکردها جهت مقابله با عوامل منفی روان شناختی مؤثر بر سوءمصرف اعتیاد مورد توجه قرار گرفته است و از جنبه‌هاي مختلف، نظير داشتن ساختاري منظم، تعداد محدود جلسات درماني، تأكيد بر فرايند شناخت به جاي محتواي آن و طراحي فنون خاص نظير آموزش مورد توجه قرار گرفته است، که از این طریق بتوان بر گزاره‌های روانی فردی مؤثر بر اعتیاد تأثیر مثبت ایجاد نماید. با مقدمه کوتاه ذکر شده، در این فصل که تحت عنوان ادبیات و مبانی نظری پژوهش می‌باشد، به مفهوم شناسی و تعریف جداگانه متغیرهای پژوهش حاضر پرداخته می‌شود، به این صورت که ابتدا شناخت درمانی و کاربرد آن و دیدگاه‌های مطرح در این زمینه و… بیان می‌شود، در گام بعدی به بررسی مفهوم نگرش و بطور اخص نگرش‌های ناکارآمد و نقش و تأثیر آن بر گرایش به سوء مصرف مواد مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد، در ادامه به بیان مفهوم باورهای مرتبط با مواد در جنبه‌های باورهای مثبت و منفی و غیرمنطقی و همچنین بررسی نظریات و تئوری‌های ارائه شده در این زمینه پرداخته می‌شود، نهایتاً در انتها و در بخش پیشینه تحقیق، به مرور نتایج مطالعات مشابه داخل و حارج از کشور پرداخته می‌شود.
2-2- مفهوم شناخت درمانی، کاربرد و کارایی آن در پژوهش‌های روان درمانی2-2-1- رویکرد شناختیکلمه شناخت در لغت به معنی عمل یا فرایند دانستن است. رویکرد شناختی به شخصیت، بر نحوهای که افراد از محیط و خودشان آگاه میشوند، نحوهای که درک نموده و ارزیابی میکنند، یاد میگیرند و مسایل را حل میکنند، تمرکز دارد. این واقعاً یک رویکرد روانشناختی به شخصیت است؛ زیرا منحصراً روی فعالیت‌های ذهنی هشیار تمرکز دارد. این تمرکز روی ذهن، مفاهیمی را که سایر نظریهپردازان به آنها پرداخته‌اند، نادیده نمیگیرد. برای مثال، در رویکرد شناختی، نیازها، سایق‌ها یا هیجانات را جنبههایی از شخصیت میدانند که تحت کنترل فرایندهای شناختی قرار دارند (شولتز، شولتز، سیدنی‌الن 1386، 396). آرنولد (1960) به نقش مهم شناخت در عواطف توجه کرد و احساس را فرآیندی دانست که با درک اشیاء و حوادث و ارزیابی آنها شروع می‌شود. انسان درباره خوب یا بد بودن حوادث تصمیم می‌گیرد. اگر حوادث را سودمند بداند واکنش مثبت و در غیر این صورت واکنش منفی نشان می‌دهد. هرچه به سود انسان باشد باعث خوشحالی و رضایت خاطر او می‌شود و هرچه به زیان او باشد باعث اندوه، خشم و اضطراب او می‌گردد. تجربیات بالینی تأثیر عوامل شناختی را بر عواطف آدمی نشان می‌دهد (آرنولد، ترجمه قراچه داغی 1379، 67).
2-2-2- مفاهیم عمده نظریه‌های شناختیمفاهیم عمده نظریه‌های شناختی عبارتند از: ادراکات ذهنی شخص از رویدادها، تفسیرها و استنادهای مربوط به رفتارها، الگوهای فکری، بیانات شخصی و راهبردهای شناختی، حال با توجه به آنچه گفته شد در شناخت درمانی توجه زیادی به جزئیات و نقش تفکر در تغییرات رفتاری و عاطفی می‌شود زیرا اگر تحریف‌‌های شناختی مکرر باشند، به ناراحتی یا اختلالات روانی منتهی می‌شوند. استنباط کردن و نتیجه گیری جزء کارهای مهم انسان هستند. انسانها باید کارهای خود را زیر نظر بگیرند و برای برنامهریزی در زندگی اجتماعی، عاطفی و شغلی خود احتمال پیامدها را بسنجد. ولی وقتی تحریف‌های شناختی زیاد هستند نمی‌توانند این کارها را درست انجام دهند و دچار اضطراب، افسردگی و دیگر اختلالات می‌شوند. شناخت درمانگرها تحریف‌های شناختی را می‌یابند و به بیماران خود کمک می‌کنند اشتباهات‌شان را بفهمند و تفکر خویش را عوض کنند) شارف، ترجمه فیروزبخت 1387).
2-2-3- رویکرد شناخت درمانیشناخت‌ درمانی عبارتست از حل منظم و ساخت‌مند مسأله. محدودیت زمانی دارد و به ندرت بیش از 30 جلسه طول می‌کشد. برای هر جلسه دستور کار تهیه می‌شود. بک معتقد است، درمان‌گر باید با گرمی و خلوص با مراجع همدلی کند. همچنین درمان‌گر باید الگوی اموری باشد که می‌خواهد آموزش دهد (تاد و سی. بوهارت 1389، 438). شناخت درمانی، رواندرمانی نظامداری است که بر پایه نظریه، آسیب شناسی روانی، مجموعه‌ای از اصول و فنون درمانی و انبوهی از دانش است که اساساً از بررسی‌های تجربی بوجود آمده است (کیمیایی 1392). مضمون اصلی نظریه‌های شناختی رفتار درمانی و تغییر رفتار این است که نحوه تفکر افراد چگونه احساس و رفتار آنان را تعیین می‌کند هدف شناخت درمانی تشخیص و اصلاح افکاری است که به احساس‌ها و رفتار‌های نامطلوب می‌انجامد (سیف 1378، 74). شناخت درمانی توسط آرون بک به عنوان درمانی دارای ساختار، کوتاه مدت و متمرکز بر حل مشکلات جاری و تغییر تفکر و رفتار نا‌کارآمد در دانشگاه پنسیلوانیا در اوایل دهه (1960) شکل گرفت. به طور خلاصه مدل شناختی می‌گوید که تفکر تحریف شده یا نا کارآمد (که روی خلق و رفتار بیمار تأثیر می‌گذارد) وجه مشترک تمامی آشفتگی‌های روان شناختی است. ارزشیابی واقعبینانه و تغییر واقعگرایانه تفکر منجر به بهبود خلق و رفتار می‌شود. بهبود پایدار با تغییر باورهای ناکارآمد زیر بنایی بیمار حاصل می‌شود. اصول خاصی هستند که زیربنای شناخت درمانی برای همه بیماران محسوب می‌شوند.
الف. شناخت درمانی مبتنی بر مدل شناختی ویژه بیمار است. افکار کنونی بیمار که موجب تداوم مشکلات بیمار شده و رفتارهای مشکل ساز وی را نیز پیدا می‌کنند. سپس عوامل تسریع کننده‌ای که روی ادراکات بیمار تأثیر می‌گذارد شناسایی می‌شود. و سپس رویدادهای رشدی و الگوی پایدار تفسیر آن رویدادها بررسی می‌گردد.
ب. شناخت درمانی مستلزم اتحاد درمانی قوی است. رابطه درمانی مبتنی بر گرمی، همدلی، اعتماد و توجه خالصانه است.
پ. شناخت درمانی مبتنی بر همکاری دوجانبه و مشارکت فعال است. درمان یک کار تیمی است و بیمار و درمانگر با هم تصمیم می‌گیرند هر جلسه روی چه چیز کار کنند. در ابتدا درمانگر نقش فعال‌تری در تعیین سمت و سوی جلیات درمان دارد و با گذشت جلسات بیمار نقش فعال‌تری بازی می‌کند.
ت. شناخت درمانی معطوف به هدف و متمرکز برحل مسأله است. درمانگر در جلسه اول می‌خواهد که بیمار مشکلاتش را فهرست کرده و اهداف خود را مشخص کند تا با کمک درمانگر به صورت واقع بینانه‌ای نیل به این اهداف را دنبال کنند.
ث. شناخت درمانی بر زمان حال تأکید می‌ورزد. درمان اغلب بیماران مستلزم تأکید جدی بر مشکلات کنونی و موقعیت‌های خاصی است که بیمار را تحت فشار قرار می‌دهد.
ج. شناخت درمانی آمورشی است. هدف این است بیمار بیاموزد خود درمانگر خودش باشد و بر پیشگیری از عود تأکید می‌کند.
چ. شناخت درمانی محدودیت زمانی دارد. بیماران مبتلا به اضطراب خفیف در چهار تا چهارده جلسه شرکت می‌کنند. البته همه بیماران ظرف چند ماه بهبود نمییابند. برخی بیماران به یک الی دو سال درمان نیاز دارند تا بتوانند باورهای ناکارآمد انعطافپذیر و الگوهای رفتاری که منجر به ناراحتی مزمن می‌شوند را تغییر دهند.
ح. جلسات شناخت درمانی ساختار دارند. ابتدا در شروع جلسه خلق بیمار بررسی شده و با همکاری بیمار دستور جلسه تعیین می‌گردد. از بیمار خواسته می‌شود درباره جلسه قبل نظر دهد، تکالیف درمانی مرور می‌شوند، تکالیف جدید تعیین می‌شود، محتوای جلسه متوالیاً خلاصه می‌شود و در پایان جلسه از بیمار خواسته می‌شود در باره جلسه نظر و بازخورد بدهد. این ساختار در طی جلسات درمانی همواره ثابت است.
خ. شناخت درمانی به بیماران می‌آموزد که افکار و باورهای نا کارآمد خود را شناسایی و ارزیابی کرده و به آنها پاسخ دهد. درمانگر به بیمار کمک می‌نماید که افکار خود را به چالش کشیده و اعتبار و کارآیی آن‌ها را ارزیابی کند.
ر. شناخت درمانی از فنون متنوعی برای تغییر تفکر، خلق و رفتار استفاده می‌کند. انتخاب یک فن بر مبنای ضابطه مندی درمانگر از بیمار و هدف درمانگر در آن جلسه به خصوص صورت می‌گیرد (جوديت اس بك، 1392، 48-44).
2-2-4- اصول بنیادی درمان شناختی
بک که برای مدت چندین سال از روانکاوی استفاده می‌کرد به «افکار خوکار» درمانجویان خود علاقمند شد، افکار خودکار عقاید خصوصی هستند که محرک‌های خاصی آنها را راه می‌اندازند و به پاسخ‌های هیجانی منجر می‌شوند. او به عنوان بخشی از مطالعه روانکاوی خود، محتوای رؤیای درمانجویان افسرده را برای خشمی که آنها به سمت خودشان بر می‌گردانند، بررسی کرد. او متوجه شد بیش از خشمی که به خود برگردانده شده باشد، یعنی آن گونه که فروید در مورد افسردگی نظریه‌پردازی کرده بود، در تعبیر یا تفکر آنها سوگیری وجود دارد (کری 2005). شناخت درمانگر‌ها علاقه خاصی به تأثیر تفکر بر شخصیت دارند. اگر چه فرایندهای روانی علت اختلالات روانی نیستند ولی یکی از مؤلفه‌های مهم این اختلالات محسوب می‌شوند. در این، افکار خودکاری که انسان‌ها آگاهی کمی از آن‌ها دارند نقش مهمی در رشد و تحول شخصیت بازی می‌کنند. این افکار یکی از جنبه‌های عقاید و یا طرحواره‌های شناختی هستند و برای شناخت نحوه انتخاب کردن و استنباط انسان‌ها مهم اند. آنچه در بررسی اختلالات روانی اهمیت ویژه‌ای دارد، تحریف‌های شناختی است یعنی شیوه‌های فکری نادرستی که موجب غمگینی و نارضایتی انسان می‌شوند.
2-2-5- شناخت درماني گروهي مايكل فري شناخت درماني گروهي مايكل فري مبتني بر ‌شناخت درماني افسردگي بك (CT)، رفتار درماني عقلاني عاطفي اليس (REBT) و درمان بازسازي شناختي مك مالين (CRT) مي‌باشد. علت انتخاب اين روش آموزش رواني اين است كه به مراجع قدرت كنش بالايي مي‌دهد و داراي گرايش شناختي بسيار قدرتمندي است و از سويي با توان و مهارت اغلب درمانگران نزديكتر و سازگارتر است (فری، 1998؛ صاحبی و همکاران 1382).
2-2-6- مدل شناخت درمانی مایکل فریمایکل فری در کتاب معروف خود، مدل شناخت درمانی را ترسیم نمود، که بر پایه شکل زیر می‌باشد.

شکل 2-1- مدل شناخت درمانی، برگرفته از کتاب شناخت درمانی گروهی: مایکل فری (1382). ترجمه علی صاحبی.2-2-7- انواع تکنیک‌های شناخت درمانی1. تکنیک پیکان (فلش) رو به پایین
از این فن حهت دستیابی به باورهای بنیادین استفاده می‌شود. روش اجرا: الف: ابتدا يک فکر منفی اتوماتيک را که احتمال می‌دهيم به يک باور بنيادين ارتباط دارد، انتخاب می‌کنيم. ب. اين فکر را می‌نويسيم. ج: به بيمار می‌گوييم: فرض کنيم اين فکر درست باشد، چه معنی خاصی برای تو دارد؟/ چه چيز اين موضوع تو را ناراحت می‌کند؟ د: يک فلش رو به پايين زير فکر اوليه کشيده و جمله‌ای را که بيمار می‌گويد، زير فلش می‌نويسيم. ه: همان جمله را خوانده و دوباره به بيمار می‌گوييم: فرض کنيم اين فکر هم درست باشد، اين موضوع چه معنی خاصی برای تو دارد؟/ چه چيز اين موضوع تو را ناراحت می‌کند؟ و: اين کار را آن قدر ادامه می‌دهيم که به جمله‌ای برسيم که يک باور واسطه‌ای يا ناکارآمد باشد. در اين شرايط معمولاً بيمار ديگر نمی‌تواند به اين کار ادامه دهد، يعنی به جمله‌ای می‌رسيم که به خودی خود ناراحت کننده است و لازم نيست که برای بيمار معنی خاصی داشته باشد.
2. فن تحلیل سود و زیان
مثال: 1. فکر ناکارآمد: (اگر به آن مهمانی بروم کسی تحویلم نمی‌گیرد) 2. فکر جایگزین: (نباید درباره نظر مردم نسبت به خودم اهمیتی بدهم).
3. فن بررسی شواهد
مانند فن تجلیل سود و زیان عمل می‌کنیم اما در یک ستون شواهد تأیید کننده و در ستون دیگر شواهد رد کننده را می‌نویسیم ودر پایان هر ستون درصد تایید کننده و درصد رد کننده را می‌نویسیم و از هم کم می‌کنیم. مثال: من آدم ناموفقی هستم (به نقل از فری 1382).
2-2-8- شناخت درمانی از دیدگاه بک شناخت درمانی بک یکی از معروف‌ترین نظریه‌هایی است که در مورد علل، درمان، توصیف و روشن سازی افسردگی اساسی انجام گرفته است. در دیدگاه بک، افسردگی با عنوان اختلال در شناخت، نحوه تفکر و باورهای افراد فرمول بندی شده است. از این رو شناخت درمانگری را درمانی فعال، جهت مند و به لحاظ زمانی محدود که بر اهمیت نظام‌های فکری و اعتقادی افراد تأکید می‌کند، تعریف می‌کنند (کیمیایی و همکاران 1385). به نظر بک (1974) ناراحتی‌های عاطفی محصول نیروهای اسرارآمیز و نفوذ ناپذیر نیست بلکه غالباً در اثر اشتباه در یادگیری، استنباط‌های غلط و تمیز ندادن خیال از واقعیت است. گاهی انسان بدون دلیل خارجی افسرده می‌شود. در این صورت با اطمینان می‌توان گفت که یک جریان شناختی یعنی یک فکر یا یک خاطره باعث افسردگی او شده است. گاهی برداشت‌های غلط در فرد به صورت یک عادت در می‌آید و چنان ذهن او را مشغول می‌دارد که حتی خود او هم از وجود آن برداشت‌ها بی‌خبر است. گاهی بیمار واقعیت ملموس و عینی را تحریف می‌کند مثلاً یک بیمار پارانوئید خیال می‌کند که همۀ اشخاص به او آسیب می‌رسانند، یا بیمار افسرده فکر می‌کند که توانایی خواندن و نوشتن و حتی رانندگی را ندارد. گاهی بیمار اندیشه‌ای غیرمنطقی دارد؛ مثلاً بیمار افسرده با مشاهده اینکه شیر آب دستشویی چکه می‌کند یا پیلوت اجاق گاز خراب شده یا یکی از پله‌ها لق شده است نتیجه می‌گیرد که این خانه برای زندگی کردن مناسب نیست. بک معتقد است که بیماران افسرده برداشتی منفی از خویشتن، برداشتی منفی از محیط اطراف و برداشتی منفی نسبت به گذشته، حال و آینده دارند. در حالت اضطراب، بیماران نگران وقوع خطرات احتمالی هستند و در این اندیشه هستند که حوادث ناخوشایندی احتمالاً اتفاق می‌افتد. همچنین خود را از برخورد با اندیشه‌های نگران کننده ناتوان می‌بینند و محرک‌ها را تعمیم داده و تقریباً هر صدا یا حرکت یا تغییری را در محیط اطراف خطری برای خود محسوب می‌دارند. نظر به اینکه بیماران افسرده و مضطرب دارای احساس باختن، آشفتگی و از هم پاشیدگی در زندگی خود هستند، درمانگر باید به آنان کمک کند تا افکار و رفتار خود را دوباره سازمان دهند. فرایند شناخت درمانی بک شامل مراحل زیر است. (بک 1974): 1. مراجعین از افکار خود آگاه می‌شوند. 2. مراجعین افکار نادرست و ناجور خود را تشخیص می‌دهند. 3. مراجعین به جای افکار نادرست، افکار درست و عینی می‌گذارند. 4. مراجعین تشویق و تقویت می‌شوند و به آنان باز خورد مثبت داده می‌شود. (فری 1384، 104- 103).
2-2-9- هدف‌های درمان هدف اصلی در درمان شناختی، حذف سوگیری‌ها یا تحریف‌های فکری است تا انسان‌ها بهتر کار کنند. شناخت درمانگرها تحریف‌هایی شناختی مراجعان را زیر سؤال می‌برند، می‌آزمایند و مورد بحث قرار می‌دهند تا احساسات، رفتارها و تفکرات مثبت‌تری در بیماران خود ایجاد کنند. هرچه هدف‌ها مشخص‌تر و دقیق‌تر باشند، انتخاب روش‌های تغییر نظام‌های اعتقادی و احساسات و رفتارهای مراجعان آسان‌تر می‌شود این هدف‌ها مؤلفه‌های عاطفی، رفتاری و شناختی دارند (ریچارد اس. شارف 1380).
2-2-10- سنجش در شناخت درمانی در شناخت درمانی از همان آغاز و در طول درمان توجه خاصی به سنجش مشکلات و شناختهای مراجعان می‌شود تا درمانگر بتواند مشکلات درمانجویان را دقیقاً مفهومبندی کند و تشخیص بدهد. وی در ادامه سنجش نه تنها روی افکار، احساسات و رفتارهای مراجع بلکه روی کارایی فنون درمانی تمرکز دارد.
2-2-10-1- روش‌های استفاده از فنون سنجشمصاحبه‌ها: شناخت درمانگر در ارزیابی اولیه برای بررسی اجمالی موضوعات مختلف و در عین حال برای برقراری رابطه کاری خوبی با مراجع از مصاحبه استفاده می‌کند.
بازبینی خود: روشی برای سنجش افکار، هیجانات و رفتارهای مراجعان در بیرون از دفتر درمانگر است. در این روش مراجعان هیجانات، افکار و احساسات خویش را ثبت می‌کنند این عمل می‌تواند در قالب یادداشت کردن، ضبط کردن صدا یا پرکردن پرسشنامه انجام شود.
نمونه‌گیری از فکر: یکی دیگر از روش‌های جمعآوری اطلاعات در مورد شناخت‌هاست. یک راه برای نمونه گیری از شناخت‌ها این است که در فواصل زمانی تصادفی در خانه لحن خاصی داشته باشیم و سپس افکارمان را ثبت کنیم، مراجعان می‌توانند افکارشان را روی نوار ضبط یا در کتابچه‌ای یادداشت کنند.
مقیاس‌ها و پرسش‌نامه‌ها: در کنار این فنون به کمک پرسشنامه‌های خودسنجی نیز می‌توانیم عقاید نامعقول، اظهار‌نظرهای افراد در مورد خودشان و تحریف‌های شناختی را مشخص کنیم. پرسشنامه‌های ساختاری وجود دارد که اهداف معینی را دنبال می‌کنند مثل پرسشنامه افسردگی بک، مقیاس فکر خودکشی و مقیاس نگرش معیوب. این گونه پرسشنامه‌ها معمولاً کوتاه هستند و در هر مقطع از درمان قابل اجرا می‌باشند (اس. شارف 1380).
2-2-11- رابطه درمانی بک تأکید می‌کند که کیفیت رابطه درمانی برای کاربست درمان شناختی اهمیت دارد. مشاوره موفقیت آمیز به خصوصیات خوشایند درمانگران، مانند صمیمیت واقعی، همدلی صادقانه، پذیرش بدون صداقت و توانایی ایجاد اعتماد و برقراری رابطه با درمانجویان بستگی دارد. درمانگران شناختی شرایط درمانی اصلی را که راجرز در رویکرد فرد مدار توصیف کرد برای به وجود آوردن تأثیر مطلوب درمانی، ضروری می‌داند ولی معتقدند که این شرایط کافی نیستند. درمانگران باید در عین حال برداشت شناختی از درمان جویان داشته باشند، فعال و خلاق باشند، بتوانند درمان جویان را از طریق فرایند سؤال کردن سقراطی درگیر کنند، و در استفاده از راهبردهای شناختی و رفتاری که قصد دارند درمانجویان را در خودیابی‌های مهمی که به تغییر منجر خواهند شد هدایت کنند، افراد ماهر و آگاهی باشند. درمانگر وظیفهی راهنما را دارد که به درمان جویان کمک می‌کند بفهمند چگونه عقاید و نگرش‌های آنها بر نحوه‌ای که احساس و عمل می‌کنند تأثیر می‌گذارد. درمانگران همچنین درمانجویان را ترغیب می‌کنند که در فرایند درمان نقش فعالی داشته باشند، آنها همواره در رابطه با درمانجویان فعال هستند و با آنها تعامل حساب شده می‌کنند. درمانگر و درمان جو با کمک هم نتیجه گیری‌های درمانجو را به شکل فرضیهی آزمون پذیر بیان می‌کنند. بک به جای تأکید بر نقش درمانگر در آموزش، بیشتر برای نقش درمانجو در خود‌یابی ارزش قایل است درمانگران شناختی قصد دارند به درمانجویان آموزش دهند چگونه درمانگر خود باشند (کری 2005). بک معتقد است رابطه‌ی مراجع و درمانگر نوعی همکاری است درمانگر به کمک تخصص خویش در خصوص شناخت‌ها، رفتارها و احساسات به مراجعان امکان می‌دهد هدف‌های درمان را مشخص کنند و به آنها برسند. فرایند درمان به تعبیری یک اکتشاف علمی مشترک است که طی آن درمانگر و مراجع مفروضات جدید را می‌آزمایند (راس. شارف 1380).
2-2-12- فرایند درمان
شناخت درمانی در مقایسه با بسیاری از نظریه‌های درمان، ساخت دارد. جلسه یا جلسات اول به سنجش، برقراری رابطه‌ی توأم با همکاری و مفهوم بندی مورد، اختصاص می‌یابد. در ادامه، مراجع به کمک رویکرد اکتشاف هدایت شده چیزهایی در مورد تفکر نادرست یاد می‌گیرد. جنبهی مهم دیگر درمان روش‌های تشخیص افکار خود و ارائه‌ی تکلیف منزل است. پس از تحقق هدف‌ها، نحوه‌ی ختم درمان مورد بررسی قرار می‌گیرد و مراجعان یاد می‌گیرند پس از درمان چطور از آموخته‌های خویش استفاده کنند. در ادامه درمان، مراجعان از مرحله‌ی بینش به سوی تغییر سوق داده می‌شوند.
اکتشاف هدایت شده: اکتشاف هدایت شده که گاهی به آن گفت و شنود سقراطی می‌گویند به مراجعان کمک می‌کند عقاید و مفروضات ناسازگارانهی خویش را تغییر دهند. درمانگر مراجع را به نحوی هدایت می‌کند تا شیوه‌های جدید تفکر و رفتار را کشف کند. وی این کار را با طرح مجموعه سؤالاتی انجام می‌دهد که در آن با اطلاعات موجود، عقاید مراجع زیر سؤال می‌روند.
فن سه سؤال: شکل خاصی از روش سقراطی است. در این روش با سه سؤال به مراجع کمک می‌شود در تفکر منفی خویش تجدید نظر کند. هر سؤال به مراجع کمک می‌کند عقاید منفی خودش را بیشتر مورد تفحص قرار دهد و تفکر عینی‌تری پیدا کند.
1. چه شواهدی برای این عقیده دارید؟
2. چه تفسیر دیگری از این وضعیت می‌توانید داشته باشید؟
3. اگر نظرت درست باشد چه عواقبی دارد؟
مشخص کردن افکار خودکار: یکی از مداخلات اولیه در شناخت درمانی این است که از مراجع بخواهیم در مورد افکار منفی خودش صحبت و آنها را ثبت کند. مشخص کردن افکار با روش ثبت افکار معیوب و مطرح کردن آنها در جلسه بعد زمینه را برای جلسات آتی مهیا می‌کند.
تکلیف منزل: در شناخت درمانی، بین جلسات تکالیف خاصی به مراجع داده می‌شود که در این تکالیف مراجعان داده جمع می‌کنند، تغییرات شناختی و رفتاری را می‌آزمایند و روی مباحث جلسات قبل کار می‌کنند و در هر جلسه در مورد تکالیف منزل بحث و تکالیف جدیدی داده می‌شود.
ترتیب و قالب جلسه: ترتیب و قالب جلسات بستگی به درمانگر و مشکلات مراجعان دارد (فریمن و همکاران 1990) و معمولاً درمانگر و مراجع برسر دستور کار جلسه به توافق می‌رسند و مبنای این توافق نیز مرور رویدادهای هفته‌ی قبل و مشکلات پیش آمده است. درمانگر مراجع نتیجه‌ی تکلیف منزل را بررسی می‌کنند و به کمک یکدیگر در می‌یابند مراجع چه نتیجه‌ای از آن گرفته است، سپس در رابطه با نگرانی‌های اصلی مراجع تکالیف جدیدی داده می‌شود.
خاتمه دادن درمان: نحوه‌ی خاتمه دادن از همان جلسه‌ی اول مد نظر قرار می‌گیرد. درمانگران در طول درمان، درمانجویان را تشویق می‌کنند افکار و رفتارشان را زیر نظر بگیرند، آنها را گزارش بدهند و پیشرفت خویش را ارزیابی کنند. در مقطع خاتمه‌ی درمان این بحث مطرح می‌شود که مراجع پس از قطع رابطه با درمانگر باید درمانگر خود شود (ریچارد اس. شارف 1380).
شناخت درمانگران برای تغییر اندیشه‌ها و احساس‌های نادرست و ناسازگار روش‌هایی را ابداع کرده و به کار گرفتهاند. به نظر برنر (1980) با استفاده از شیوه‌های زیر می‌توان به مراجع کمک نمود تا نسبت به خطا‌های شناختی خود آگاه گردد و در صدد تغییر افکار نادرست خویش براید.
1. از مراجع خواسته شود تا خلاصه‌ای از موقعیت ناراحت کننده را بنویسد و سپس افکار منفی خود را در ارتباط با آن موقعیت شناسایی کند.
2. از فردی که احساس می‌کند آدم ضعیفی است و هرگز کاری را درست انجام نمی‌دهد خواسته شود تا دلایل موجود را بررسی کند و نظر بدهد.
3. از مراجع خواسته شود به جای سرزنش خویش با خود چنان برخورد کند که اگر دوستش چنین بود با او برخورد و گفتگو می‌کرد.
4. مراجع تشویق شود تا اعتبار اندیشه‌های منفی خویش را بیازماید.
5. از مراجع خواسته شود تا درباره‌ی واقع بینانه بودن افکار و طرز تلقی‌های خود، نظر دیگران را جویا شود.
6. از مراجع خواسته شود تا الفاظی نظیر ضعیف، بازنده، حقیر و نادان را به خود نسبت می‌دهد، معنا کند.
7. مراجع ترغیب و وادار شود تا سود و زیان یک احساس یا فکر منفی را بررسی کند مانند احساس ناتوانی در برقراری روابط اجتماعی و حقیر شمردن خود. به نظر شناخت درمانگران آنچه انسان را در معرض فشارهای روانی آسیب‌پذیر می‌سازد طرز تفکر همه یا هیچ است. به این دلیل در فرایند درمان باید تلاش گردد تا مراجع دریابد که میان اندیشه‌های منفی و نظام ارزش‌های وی رابطه وجود دارد و برای رهایی از اندیشه‌های منفی لازم است نظام ارزشی سالمتری را در خود ایجاد کند. در فرایند درمان مراجع متوجه میشود که کدام افکارش غلط بوده است و پس از اصلاح این افکار، می‌آموزد که چگونه مشکلات هیجانی و رفتاری خود را برطرف سازد (رحیمیان 1377).
2-2-13- کاربردهای درمان شناختی درمان شناختی در آغاز به عنوان رویکردی به درمان افسردگی شهرت یافت ولی پژوهش گسترده‌ای نیز به بررسی و درمان اختلال‌های اضطرابی اختصاص یافته است. از درمان شناختی به طرز موفقیت آمیزی برای درمان اختلال‌هایی از جمله درمان فوبی‌ها، اختلال‌های اضطرابی، اختلال‌های روان – تنی، اختلال‌های خوردن، خشم و حملات وحشتزدگی، اختلال استرس پس از آسیب، رفتار خودکشی‌گرا، اختلال‌های شخصیت مرزی، اختلال‌های شخصیت خود شیفته، اختلال‌های اسکیزوفرنیک، سوءمصرف مواد، درد مزمن و بیماری جسمانی استفاده شده است. از درمان شناختی برای مداخله در بحران و در مورد زوج‌ها و خانواده‌ها، سوء استفاده کنندگان از کودک، مشاوره‌ی طلاق، مهارت آموزی و کنترل استرس نیز استفاده شده است (کری 2005).
درمان افسردگی: بک (1967) ابتدا شناخت درمانی را روی افسردگی اجرا کرد. مفهومبندیهایی که در مورد افسردگی ارایه شده عبارتند از: ترایاد شناختی، مارپیچ نزولی افسردگی و جامعه‌گرایی و خودمختاری. ترایاد شناختی به نگاه منفی افسرده‌ها در مورد خودشان، دنیا و شکست‌های‌شان اشاره دارد. طبق دیدگاه ادراک خویشتن، افسرده‌ها خودشان را انسان‌های بی‌ارزش، تنها و بی‌عرضه‌ای می‌دانند. افسرده‌ها نگاه غم انگیزی به آینده دارند؛ آنها معتقدند که مشکلاتشان شدیدتر می‌شود و موفق نخواهند شد. بک دیدگاه نظری دیگر در مورد افسردگی، مارپیچ شناختی است. مارپیچ نزولی افسردگی که با ترایاد شناختی رابطه دارد، روابط طرحواره ها، افکار خودکار منفی، خلق و ادراک‌های منفی را نشان می‌دهد. عقاید بنیادی و طرحواره‌های افسرده‌ها در مورد شکست، زمینه‌ساز برخی واکنش‌ها در آنها می‌شود. بک با بررسی بیشتر افسردگی دریافت دو بعد دیگر هم در افسردگی مهم‌اند: وابستگی اجتماعی و خودمختاری. انسان‌های خودمختار بطور کلی شخصیتی هدفمند، مستقل و مصمم دارند. در هنگام افسردگی از اینکه نمی‌توانند خودپنداره خویش را حفظ کنند، ناراحت می‌شوند. ولی شخصیت‌های سلطه پذیر به وابستگی، نزدیکی و توجه و مراقبت دیگران اهمیت می‌دهند. در درمان اشخاصی که این دو نوع شخصیت را دارند؛ وابسته و خودمختار، بر موارد متفاوتی تأکید می‌شود. در مورد فرد افسرده‌ای که وابسته است، رابطه با درمانگر اهمیت خاصی دارد. چنین بیماری اهمیت خاصی برای توضیحات درمانگر قایل است و از وی پیشنهاد و توصیه می‌خواهد. درمان آنها در ابتدا روی احساس‌شان در مورد نظر دیگران و تحریف‌های شناختی شان در مورد واکنش‌های دیگران متمرکز می‌شود. ولی خودمختارها بیشتر دنبال همکاری هستند، به همین جهت توضیحات و تحقق اهداف، شکل مستقیمی به خود می‌گیرد. درمان این افراد روی آن دسته از تحریف‌های شناختی متمرکز می‌شود که با «باید کارها را خودم انجام دهم، آزاد باشم هرکاری می‌خواهم انجام دهم و طبق معیارهای دست بالای خودم رفتار کنم» مربوطاند. در فنون مورد استفاده برای این افراد، تکلیفهایی داده می‌شود که احساس درماندگی و بیکفایتی آنان را کم می‌کنند. (اس. شارف 1380، 30- 29).
2-2-14- فنون درمان
با فنون شناختی مختلفی می‌توانیم به مراجعان کمک کنیم به هدف‌های‌شان برسند در بعضی از این فنون، افکار خودکار مشخص و نقد می‌شوند و بعضی دیگر نیز به مفروضات ناسازگارانه یا طرحواره‌های شناختی نامؤثر می‌پردازند فریمن و همکارانش (1990) به هشت مورد از این فنون شناخت درمانی اشاره کرده‌اند که در زیر آن‌ها را ذکر می‌کنیم.
1- شناخت معنای شخصی: هر کلمه‌ای بسته به افکار خودکار و طرحواره‌های شناختی افراد، معنای خاصی برای آنها دارد و درمانگر نباید فرض کند که منظور مراجع از کلمات را می‌داند.
2- زیر سؤال بردن مطلق ها: درمانگر در این فن اظهارات افراطی مراجع را که در آنها معمولاً از کلمات همه، همیشه، هرگز، هیچ کس و همواره استفاده می‌شود را زیر سؤال می‌برد تا مراجع نظرش را دقیق‌تر بیان کند.
3- اسناد مجدد: گاهی مراجعان خودشان را بابت برخی شرایط و وقایع مقصر می‌دانند درحالی که خیلی مقصر نبوده اند، درمانگر با کمک این فن به مراجعان کمک می‌کنند که خود را مقصر ندانند.
4-برچسب زدن تحریف‌ها: مراجعان با برچسب زدن به تحریف‌های شناختی می‌توانند افکار خود کاری را که مزاحم استدلال آنها می‌شوند، دسته بندی کنند.
5- فاجعه نساختن: مراجعان ممکن است از نتیجه‌ای وحشت داشته باشند که پیش نخواهد آمد. فنی که غالبا این وحشت را برطرف می‌کند فن «اگر… چه اتفاقی می‌افتد» می‌باشد. این فن خصوصاً وقتی مؤثر است که مراجعان نسبت به یک نتیجه‌ی احتمالی واکنش افراطی نشان می‌دهند.
6- مبارزه با تفکر دو مقوله‌ای: گاهی مراجعان، مسائل را به صورت همه یا هیچ یا سیاه و سفید می‌بینند که درمانگر به فرایند ورقه ورقه کردن متوسل می‌شود یعنی تفکر دو مقوله‌ای را به پیوستار تبدیل می‌کند.

–384

بسم الله الرّحمن الرّحیم

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
دانشكده علوم انساني، گروه روانشناسی
گرایش: صنعتی و سازمانی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A.)
عنوان:
بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان
استاد راهنما:
دکتر محبوبه چینآوه
استاد مشاور:
دکتر فرشته مصطفویراد
نگارش:
زهرا شمس علیزاده
زمستان 1393

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
دانشكده علوم انساني، گروه روانشناسی
گرایش: صنعتی و سازمانی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A.)
عنوان:
بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای
در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان
نگارش: زهرا شمسعلیزاده
ارزیابی و تصویب شده توسط کمیته داوران پایان نامه با درجه عالی
امضاء اعضا کمیته پایان نامه
دکتر محبوبه چینآوه (استاد راهنما)
دکتر فرشته مصطفویراد (استاد مشاور)
دکتر سیداحمد میرجعفری (استاد داور)
مدیر گروه تحصیلات تکمیلی معاون پژوهشی و فناوری دانشگاه
علی محمد رضایی ……………………………………
تابستان 1393

3862705-1304290دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
00دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
19685-1231265شماره: . . . . . . . . . . . . . . . . ..
تاریخ: . . . . . . . . . . . . . . . . .
00شماره: . . . . . . . . . . . . . . . . ..
تاریخ: . . . . . . . . . . . . . . . . .

تعهدنامه اصالت رساله یا پایان نامه
اينجانب زهرا شمس علیزاده دانش آموخته مقطع كارشناسي ارشد ناپيوسته در رشته روان‌شناسی گرایش صنعتی و سازمانی كه در تاريخ 9/ 11/ 1393 از پايان نامه خود تحت عنوان « بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطه‌ای راهبردهای مقابله‌ای در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان » با كسب‌ نمره 20 و درجه عالی دفاع نموده‌ام بدينوسيله متعهد مي شوم:
اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي كه از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه، كتاب، مقاله و …. ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رويه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذكر و درج كرده ام.
اين پايان نامه قبلاً براي دريافت هيچ مدرك تحصيلي(هم سطح، پائين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
چنانچه بعد ازفراغت از تحصيل، قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ كتاب، ثبت اختراع و ….. از اين پايان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
چنانچه در هر مقطعي زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده ودر صورت ابطال مدرك تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگي: زهرا شمس علیزاده تاريخ و امضاء: اثر انگشت:
این تعهد می بایست در حضور نماینده پژوهش امضاء و اثر انگشت شود. 214058565849500
ععاونت پژوهش و فناوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين كه عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاء هيئت علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي گرديم اصول زير را در انجام فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نكنيم:
1. اصل برائت: التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غيرحرفه اي و اعلام موضع نسبت به كساني كه حوزه علم و پژوهش را به شائبه هاي غيرعلمي مي آلايند.
2. اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال، تجهيزات و منابع در اختيار.
3. اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همكاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي كه منع قانوني دارد.
4. اصل احترام: تعهد به رعايت حريم ها و حرمت ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شكني.
5. اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت كامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان،حيوان ونبات) و ساير صاحبان حق.
6. اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و كشور و كليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7. اصل حقيقت جويي: تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.
8. اصل مالكيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت كامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و كليه همكاران پژوهش.
225298014351000023666452006600009. اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه كشور در كليه مراحل پژوهش.
سپاسگزاری
حمد و سپاس بیکران …
به درگاه پروردگاري که در صحیفهي دل بندگانش نور معرفت آفرید. یگانه خالقی که با نیروي بیکران خویش انسان را با علم و دانش آشنا ساخت و علم و عقل را زینتی براي انسان قرارداد. خدایی که بیکرانه علم از اوست و از این بیکرانه جرعهاي نیز به من نوشانید. سپاس ایزدي را سزاست که نیروي جهد و کوشش را به بندگان ارزانی فرمود و قلم را زیور محفل عاشقان و عارفان ساخت.
اکنون که در سایهسار الطاف الهی پژوهش حاضر به پایان رسیده، برخود لازم میدانم مراتب امتنان خود را به اساتید بزرگواري که از محضرشان کسب فیض نمودهام، تقدیم بدارم:
از استاد بزرگوار و ارزنده سرکار خانم دکتر محبوبه چینآوه که راهنمایی این پایان نامه را بر عهده داشتند و در تمام مراحل این پژوهش از راهنماییهاي عالمانه ایشان بهره فراوان بردم،
از استاد ارجمند سرکار خانم دکتر فرشته مصطفویراد که با مشغلههاي فراوان زحمت مشاوره این پایان نامه را برعهده گرفتند،
از استاد محترم جناب آقای دکتر سیداحمد میرجعفری که مسئولیت خطیر داوري پایان نامه را بر عهده داشتند و نظارت مفید و ارزندهاي ارائه نمودند،
همچنین بیشائبهترین سپاسم را تقدیم آزمودنیهای پژوهش مینمایم. در نهایت از خانوادهام به ویژه پدر و مادر عزیزم به خاطر ابراز محبت و تحمل سختیها، صمیمانه سپاسگزاری مینمایم.
تقدیم به
تقدیم با بوسه بر دستان پدرم:
به او که نمیدانم از بزرگیاش بگویم یا مردانگی، سخاوت، مهربانی و …
پدرم راه تمام زندگیست
پدرم دلخوشی همیشگیست
تقدیم به مادر عزیزتر از جانم:
مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست.
غمگسار جاودانی مادر است.
چشم سار مهربانی مادر است.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده ………………………………………………………………………………………… 1
فصل نخست: کلیات پژوهش ……………………………………………………………….. 2
1-1- مقدمه ……………………………………………………………………….. 3
2-1- بیان مساله …………………………………………………………………… 5
3-1- اهمیت موضوع پژوهش …………………………………………………….. 10
4-1- اهداف پژوهش ……………………………………………………………… 12
5-1- تعریف متغیرها ……………………………………………………………… 13
فصل دوم: مروری بر ادبیات پژوهش ………………………………………………………. 16
1-2- مقدمه ……………………………………………………………………….. 17
2-2- سلامت روان ………………………………………………………………… 18
3-2- تعریف سلامت روان ……………………………………………………….. 19
4-2- ویژگیهای افراد سالم ………………………………………………………. 23
5-2- نظریههای سلامت روان …………………………………………………….. 24
6-2- استرس شغلی ……………………………………………………………….. 40
7-2- تعریف استرس شغلی ………………………………………………………. 43
8-2- علل استرس در محیط کار ………………………………………………….. 44
9-2- علل استرس در محیط کار ………………………………………………….. 44
10-2- نشانههای استرس ………………………………………………………….. 46
11-2- شیوع استرس شغلی ……………………………………………………….. 47
12-2- پیامدهای استرس شغلی …………………………………………………… 48
13-2- سبکهای مقابله …………………………………………………………… 50
14-2- انواع شیوههای مقابلهای …………………………………………………… 53
15-2- انواع مقابلههای کارآمد ……………………………………………………. 54
16-2- پژوهشهای پیشین ………………………………………………………… 59
17-2- جمعبندی ………………………………………………………………….. 73
18-2- فرضیههای پژوهش ………………………………………………………… 73
فصل سوم: روش پژوهش …………………………………………………………………… 75
1-3- طرح کلی پژوهش ………………………………………………………….. 76
2-3- جامعه آماری پژوهش ……………………………………………………….. 76
3-3- نمونه مورد مطالعه و شیوه نمونهگیری ……………………………………… 77
4-3- ابزارهای گردآوری اطلاعات ……………………………………………….. 80
5-3- روش اجرای پژوهش ……………………………………………………….. 85
6-3- روش تجزیه و تحلیل آماری دادهها ………………………………………… 86
7-3- ملاحظات اخلاقی …………………………………………………………… 87
فصل چهارم: یافتهها …………………………………………………………………………. 88
1-4- یافتههای توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش ……………………………. 89
2-4- ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش ………………………………………. 90
3-4- یافتههای تحلیل مسیر ……………………………………………………….. 90
1-3-4- پیشبینی سلامت روان بر اساس استرس شغلی …………………………. 91
2-3-4- پیشبینی راهبردهای مقابله با استرس بر اساس استرس شغلی ………….. 94
3-3-4- پیشبینی سلامت روان بر اساس راهبردهای مقابله با استرس با کنترل استرس شغلی ………………………………………………………………. 99
4-3-4- مدل نهایی پژوهش ………………………………………………………. 103
5-3-4- برازش مدل نهایی ……………………………………………………….. 106
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری ……………………………………………………………… 109
1-5- بررسی و تبیین نتایج فرضیههای پژوهش …………………………………… 111
2-5- نتیجهگیری ………………………………………………………………….. 120
3-5- محدودیتها ………………………………………………………………… 121
4-5- پیشنهادها ……………………………………………………………………. 122
1-4-5 پیشنهادهای پژوهشی ………………………………………………………. 122
2-4-5 پیشنهادهای کاربردی ………………………………………………………. 122
پیوستها ……………………………………………………………………………………… 124
پرسشنامه استرس شغلی هلریگل و اسلوکام ……………………………………… 125
پرسشنامه سبکهای مقابله با رویدادهای استرسزا (CISS) ……………………… 126
پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر (GHQ-28) …………………………. 128
فهرست منابع …………………………………………………………………………………. 130
منابع فارسی ………………………………………………………………………… 130
منابع انگلیسی ………………………………………………………………………. 139
چکیده انگلیسی ………………………………………………………………………………. 145
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-4: میانگین، انحراف استاندارد و دامنه نمرات متغیرهای مورد مطالعه ……………….. 89
جدول 2-4: ماتریس همبستگی مرتبه صفر بین متغیرهای پژوهش ……………………………. 90
جدول 3-4: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیشبینی سلامت روان بر اساس استرس شغلی …………………………………………………………………………….. 91
جدول 4-4: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیشبینی رضایت شغلی آزمودنیها بر اساس سرسختی روان شناختی ………………………………………………………….. 91
جدول 5-4: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیشبینی سلامت روان بر اساس ابعاد استرس شغلی …………………………………………………………………….. 92
جدول 6-4: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیشبینی رضایت شغلی آزمودنیها بر اساس ابعاد استرس شغلی …………………………………………………………………….. 93
جدول 7-4: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیشبینی راهبردهای مقابله با استرس بر اساس استرس شغلی …………………………………………………………….. 94
جدول 8-4: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیشبینی راهبردهای مقابلهای آزمودنیها بر استرس شغلی …………………………………………………………………………….. 95
جدول 9-4: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیشبینی راهبردهای مقابله با استرس بر اساس ابعاد استرس شغلی ……………………………………………………….. 96
جدول 10-4: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیشبینی راهبردهای مقابلهای آزمودنیها بر ابعاد استرس شغلی …………………………………………………………………….. 97
جدول 11-4: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیشبینی سلامت روان بر اساس راهبردهای مقابله با استرس و استرس شغلی ……………………………………. 99
جدول 12-4: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیشبینی سلامت روان بر اساس راهبردهای مقابله با استرس و استرس شغلی ………………………………………………… 99
جدول 13-4: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیشبینی سلامت روان بر اساس راهبردهای مقابلهای و ابعاد استرس شغلی ………………………………………. 101
جدول 14-4: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیشبینی سلامت روان بر اساس راهبردهای مقابلهای و ابعاد استرس شغلی …………………………………………………… 101
جدول 15-4: اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل معنیدار برای مدل نهایی اصلاح شده ………… 104
جدول 16-4: اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل معنیدار برای مدل نهایی اصلاح شده ………… 105
جدول 17-4: برازش مدل نهایی مربوط به شکل 7-4، (241=N) …………………………….. 107
جدول 18-4: برازش مدل نهایی مربوط به شکل 8-4، (241=N) …………………………….. 108
بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای
در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان
به وسیلهی:
زهرا شمسعلیزاده
چکیده
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای در کارمندان، بود. بدین منظور، از بین کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان در سال 1393، با استفاده از فرمول کوکران 241 نفر (214 نفر مذکر و 27 نفر مؤنث)، به شیوهی نمونهگیری تصادفی طبقهبندی شده، انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه استرس شغلی هلریگل و اسلوکام، پرسشنامه سبکهای مقابله با رویدادهای استرسزا (CISS) و پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر (GHQ-28)، مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادههای به دست آمده با استفاده از روش تحلیل مسیر، مورد ارزیابی آماری قرار گرفتند. یافتهها نشان داد استرس شغلی و ابعاد آن قادر به پیشبینی تغییرات مربوط به سلامت روان و همچنین راهبردهای مقابلهی مسألهمدار و هیجانمدار آزمودنیها میباشد. یافتهها همچنین نقش واسطهگری شیوههای مقابله با استرس مسألهمدار و هیجانمدار را در رابطه بين استرس شغلی و سلامت روان مورد تأیید قرار داد. با توجه به یافتهها میتوان سلامت روان را با افزایش راهبرد مسألهمدار از طریق آموزش استفاده از این نوع راهبردها و همچنین کاهش راهبردهای هیجانمدار بهبود بخشید.
واژگان کلیدی: استرس شغلی، سلامت روان، راهبردهای مقابلهای، کارکنان.
فصل نخست
کلیات پژوهش
241427064643000
1-1 مقدمه
بدون شک در جوامع امروزی بدون داشتن شغل، زندگی کردن، امکانپذیر نیست و هر فرد به داشتن شغلی نیازمند است تا بتواند به سازمان اجتماعی بپیوندد و در جامعه جایگاه و منزلتی بیابد. با این حال شغل فقط راهی برای تأمین نیازهای ضروری زندگی نیست، بلکه به عنوان یک عنصر حیاتی در موقعیت اجتماعی افراد به شمار میرود (ایاکوویدز، فونتولاکیس، کاپرینیس و کاپرینیس، 2003). این در حالی است که شغل افراد یکی از عمدهترین دلایل تنیدگی در زندگی آنها است. شغل برای هر فرد به عنوان عامل تشکیل دهندهی هویت اجتماعی، منبع تأمین نیازهای زندگی و تشکیل دهندهی هویت اجتماعی محسوب میشود و از منابع مهم تنیدگی به شمار میآید. در مشاغلی که در آنها ارتباط انسانی مطرح است تنیدگی بیشتری وجود دارد (رحمانی، بهشید، زمانزاده و رحمانی، 1389). استرس شغلی امروزه به مسئلهاي شایع و پر هزینه در محیطهاي کاري تبدیل شده است (هوئل، اسپارکس و کوپر، 2006). تقریباً تمام اندیشمندان بر این نکته اذعان دارند که استرس نتیجه تعامل بین فرد و موقعیتی است که فرد، توانایی خود را به منظور پاسخگویی به مطالبات و فشار ناکافی میداند به طوری که موسسه ملی ایمنی و سلامت شغلی (1999)، استرس شغلی را به صورت پاسخهای فیزیکی و عاطفی زیانآور یک شخص در زمانی که شرایط شغلی با تواناییها، امکانات در دسترس و یا نیازهای نیروی کار مطابقت نداشته باشد تعریف میکند. استرسهای شغلی از جمله استرسهایی هستند که اگر بیش از حد باشند، میتوانند با ایجاد عوارض جسمی، روانی و رفتاری برای فرد سلامت وی را به مخاطره اندازند. همچنین وجود این فشارها، با تهدید اهداف سازمانی، میتواند موجب کاهش کیفیت عملکرد فرد گردد (دیوس و نیواستورم، ترجمه طوسی، 1373). پيامدهاي سازماني استرس، کاهش عملکرد مناسب، افزايش تعداد غيبتها، موارد استعفا، کاهش تعهد سازماني و عدم امنيت شغلي کارکنان و … ميباشد (فرانکوئيس، 2008). تحقیقات زیادي نشان دهنده وجود استرس شغلی و تحلیل جسمی و روانی زیاد در کارکنان میباشد که منجر به فرار از شغل، برخورد میان کارکنان و جابجایی شدید، اختلال در سلامتی و ناتوانی در انجام وظایف، آسیبپذیري در ارتباطات حرفهاي، کاهش کیفیت مراقبت ارائه شده و نهایتاً نارضایتی و ترك شغل میشود (دورایس و ویلکرسون، 2003). در مطالعات متعدد که در زمينه تأثير استرس شغلي بر سلامت روانی (نیترو و تاکاشی، 1999؛ نیلان، 2002؛ گسرون، 2002؛ هاشمينژاد، رحيمي مقدم، محمديان و امیری، 1392؛ رزمی و نعمتی سوگلی تپه، 1390؛ شهرکی واحد، مردانی حموله، سنچولی و حامدی شهرکی، 1389؛ عقیلینژاد، محمدی، افکاری، عباسزاده دیزجی، 1386) صورت گرفته است، استرس شغلی به عنوان یکی از مهمترین عوامل به وجود آورنده ضایعات رواني و كاهش سلامت روانی معرفي شده است كه در اغلب اين مطالعات استرس به عنوان پاسخي كه مستقيماً تحت تأثير منابع فشارزا تجربه ميشود، در نظر گرفته شده است. اما تأكيد بر اين مسأله اهميت دارد كه استرس همواره به صورت مستقيم از منابع فشارزا ناشي نميشود، بلكه نحوه ادراك فرد از استرس، در تجربه آن، نقش اساسي دارد چرا كه بر اساس مطالعات صورت گرفته معلوم شده است كه رويدادهاي استرسزاي مشابه، اثرات متفاوتي در افراد مختلف پديد ميآورند. از اين رو، اين باور كه متغيرهايي وجود دارند كه رابطه استرس را با سلامت روانی تعديل ميكنند، قوت گرفته است. یکی از متغیرهایی را که در این زمینه میتوان مورد توجه قرار داد، شیوههای مقابله با رویدادهای استرسزاست. به طوری که بر اساس تئوريهاي روان شناختي راهبردهاي مقابلهاي نقش مهمي در كاهش استرس و در نتيجه افزایش سلامت روان افراد دارند؛ به بيان ديگر هر چه منابع افراد براي مقابله بيشتر باشد، كمتر اين احتمال وجود دارد تا گرفتار موقعيتهايي شوند كه در آنها آسيب پذيرترند (بهروزیان، خواجهالدین، هدایی و زمانی، 1388). مکانیسمهای به کار رفته در مقابله با استرس و میزان حمایت اجتماعی و عامل مهم تعیین کننده میزان تحلیل هیجانی و کاهش کارآیی فرد هستند (بیکر، اوبرین و صلاحالدین، 2007). بر اساس تئوريهاي روانشناختي سبكهاي مقابلهاي نقش مهمي در كاهش استرس و در نتيجه سلامت عمومي افراد دارند (چینآوه، 2010؛ ضیغمی و پوربهاالدینی زرندی، 1390). بنابراین با توجه به مطالب ارائه شده اين فرض شکل ميگيرد که راهبردهای مقابله با رویدادهای استرسزا میتواند نقش واسطهای و همچنین تعدیل کننده در رابطهی بین استرس شغلی و سلامت روان داشته باشد بنابراین در پژوهش حاضر سعی بر آن است تا به بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان، پرداخته شود.
2-1 بیان مساله
نيروي انسانيِ كارآمد پربهاترين و ارزندهترين ثروت و دارايي هر كشور است. جوامع بسياري عليرغم داشتن منابع طبيعي سرشار به دليل فقدان نيروي انساني شايسته و لايق، توان استفاده از اين مواهب الهي را ندارند. نیروی انسانی کارآمد آنهایی هستند که ضمن برخورداری از دانش و مهارت، تواناییهای لازم جهت انجام بسنده و موثر وظایف شغلی از سلامت روان برخوردار باشند (گنجی، 1391). سلامت رواني، به عنوان رفتار موزون و هماهنگ با جامعه، شناخت و پذيرش واقعیتهاي اجتماعي، قدرت سازگاري با آنها و ارضاء نیازهاي متعادل خويشتن تعريف شده است (به نقل از هاشمینژاد و همکاران، 1392). در این خصوص سازمان بهداشت جهانی (WHO) (2005) سلامت روانی را تعادل بین جنبههای مختلف زندگی، جهانی، اجتماعی، روحی، معنوی و هیجان میداند و نحوهای که ما محیط پیرامونمان را اداره میکنیم و برای زندگی خود تصمیم میگیریم از اهمیت خاص برخوردار است. سلامت روانی حالت عملکرد و موفقیتآمیز کنش روانی است که حاصل آن فعالیتهای ثمر بخش، روابط رضایت بخش با دیگران، توانایی سازگاری با تحولات و کنار آمدن با ناملایمات است. ارتقای سلامت روانی در جامعه موجب بهبود کیفیت زندگی میشود. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی از هر 4 نفر 1 نفر (25درصد) از افراد در هر مرحله از زندگی از یک یا چند اختلال روانی رنج میبرند. بر اساس گزارش مرکز کنترل بیماریهای آمریکا (CDC) 8/7 درصد مردان و 3/12 درصد زنان در سنین 24-18 از مشکلات روانی به ویژه استرس رنج میبرند. از ویژگیهای افراد دارای سلامت روانی میتوان به شناخت خود، انگیزهها، آرزوها و محیط خود، یکپارچگی شخصیت که خود موجب هماهنگی بین اعمال مختلف فرد با یکدیگر میگردد اشاره داشت. در ایران نیز این آمار از سایر کشورها کمتر نیست؛ به طوری که در طرح ملی بررسی سلامت و بیماري در ایران میانگین اختلالات در افراد بالاي 15 سال ایران 21درصد گزارش شد (خانی، یکهفلاح و حاجحسینی، 1392). همچنین سازمان جهاني بهداشت بر اساس شاخص جهاني بیماريها، برآورد ميكند كه بیماريهاي رواني از جمله استرسهاي مربوط به اختلالات رواني، دومین علت ناتوانيها تا سال 2020 خواهد بود (به نقل از کالیا، 2002). این در حالی است که مطالعات متعدد انجام گرفته در گروههاي شغلي مختلف، بين سلامت رواني و رضايت شغلي افراد ارتباط قابل توجهي نشان دادهاند؛ به نحوي كه افراد با رضايت شغلي كمتر از سلامت رواني كمتري برخوردار بودهاند (اُ-سولیوان، کیان و مورفی، 2005). یکی از عاملهایی که میتواند سلامت روانی افراد را تحت تأثیر قرار دهد، استرسهای ناشی از شغل است. افرادی که استرس زیادی را تحمل می‌کنند توجه کمتری به انجام کار خود دارند و بنابراین ممکن است به خود و دیگر افراد سازمان آسیبهایی وارد کنند. به طور کلی استرس شغلی، بازده و بهره‌وری کارکنان را پایین می‌آورد و ﺗﺄﺛﯿﺮ ﮔﺴﺘﺮدهاي ﺑﺮ ﺳﻼﻣﺖ رواﻧﯽ و ﺑﺪﻧﯽ دارد. ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﺳﺘﺮس ﮐﺎرﮐﺮد ﺷﻐﻠﯽ را ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮار دﻫﺪ و ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎري ﺟﺪي ﮔﺮدد (ﻣﻬﺪاد، 1389). هلمز (2002) یکی از عوامل موثر بر عملکرد افراد در سازمانها را، استرس شغلی میداند که سلامت روانی بسیاری از افراد را در معرض خطر قرار داده است. بدین لحاظ در دهه اخیر موضوع استرس و آثار آن در سازمان به یکی از مباحث اصلی رفتار سازمانی تبدیل شده است (به نقل از رضائیان، 1383). استرس شغلي زماني روي ميدهد كه انتظارات از فرد بيشتر از اختيارات و تواناييهاي او باشد. وقتي كه در محيط كار مجال نشان دادن خلاقيت، تصميمگيري و درايت از فرد گرفته شود در او استرس بروز مينمايد كه در نهايت منجر به كاهش كارايي ميشود؛ اين امر يكي از مشكلات و تهديدهاي بزرگ، جهت سلامت افراد در جوامع مدرن امروزي است (مسلر و کاپوبینانکو، 2001). در اغلب تحقيقاتی که استرس شغلی را مورد کنکاش قرار دادهاند نشان داده شده است که نيروى كار در معرض استرس شغلى در كشورهاى توسعه يافته حدود 30 درصد مىباشد كه اين ميزان در كشورهاى در حال توسعه به مراتب بيشتر است (سوارد، 2004). شواهدي در دست است که نشان میدهد استرس میتواند بر روي سلامتی فرد و پیامدهاي مهم سازمانی از قبیل بهرهوري نیز تأثیرگذار باشد (لادو، 1999). نارضایتی شغلی از پیامدهای استرس شغلی محسوب میشود و از نظر اقتصادی و اجتماعی برای فرد هزینههایی در بر خواهد داشت (تایسون و پونگرونگفانت، 2004). همچنين استرس شغلی با كاهش كارايي افراد، باعث افزايش ميزان غيبت از محل كار، كاهش توليد، جابجايي نيرو، تعارضهاي كاري، هزينههاي پزشكي، از كار افتادگي و بودجههاي مربوط به استخدام نيروهاي جديد باعث وارد شدن هزينههاي گزافي به سازمانها و شركتها ميشود (قاسمی پیرلوطی و همکاران، 1392). به طوری که سازمان بین المللي كارگر (ILO) هزينههاي وارد بر كشورها به دلیل استرس شغلی را 1 تا 5/3 درصد تولید ناخالص داخلي تخمین زده و اعلام ميكند كه اين مقدار در حال افزايش است (به نقل از هاشمینژاد و همکاران، 1392). بنابراین ميتوان با شناسايي و اصلاح عوامل تنشزاي محیط كار، از ايجاد بیماريهاي رواني در اين گروه از افراد جلوگیري كرد و جلوی هزینههای تحمیلی ناشی از آن را گرفت.
از سوی دیگر، لیندن (2005) معتقد است مدیریت استرس، توانایی افراد را براي کاهش استرس و سازگاري مناسب با موقعیتهاي استرسآور افزایش میدهد. یکی از راههای تعدیل اثرات مخرب استرس شغلی، تأثیر بر راههایی است که استرس شغلی از آن طریق بر روی سلامت روانی تأثیر میگذارد. یکی از این راهها، راهبردهای مقابله با رویدادهای استرسزا است که به نظر میرسد استرس شغلی از طریق آن سلامت روانی فرد شاغل را هدف قرار میدهد. شيوههاي مقابله با استرس يعني فرآيندي كه به وسيله آن افراد مسائل ناشي از استرس و هيجان منفي ايجاد شده را تحت كنترل خود در ميآورند (پنلی و توماکا، 2002). راهبردهای مقابلهای مجموعهای از تلاشهای شناختی و رفتاری فرد است که در جهت تعبیر و تفسیر و اصلاح یک وضعیت تنشزا به کار میرود و منجر به کاهش رنج ناشی از آن میشود (لازاروس، 1984). سه راهبرد اصلی مقابله عبارتند از: راهبرد مقابلهای هیجانمدار که شامل کوششهایی جهت تنظیم پیامدهای هیجانی واقعه تنشزاست و تعادل عاطفی و هیجانی را از طریق کنترل هیجانات حاصله از موقعیت تنشزا حفظ میکنند؛ راهبرد مقابلهای مسالهمدار شامل اقدامات سازنده فرد در رابطه با شرایط تنشزا است و سعی دارد تا منبع تنیدگی را حذف کرده یا تغییر دهد؛ و راهبرد مقابلهای اجتنابمدار شامل اقدامات که در آن فرد سعی میکند از عامل استرس دوری کند (فولکمن و لازاروس، 1984). در حوزه رابطه سلامت روانی و راهبردهای مقابلهای، میتوان گفت که سلامت روانی در یک تعامل دو طرفه از سویی از نتایج انتخاب و استفاده از راهبردهای مقابلهای موثر و متناسب با تغییر و تنش محسوب میگردد و از سوی دیگر خود زمینهساز فضای روانی سالمی است که در پرتو آن شناخت صحیح و ارزیابی درست موقعیت تنشزا جهت انتخاب راهکار مقابلهای موثر، میسر میگردد. روانشناسی سلامت برای نقش راهبردهای مقابلهای در چگونگی سلامت جسمانی و روانی اهمیت زیادی قائل است. راهبردهای مقابلهای به عنوان واسطه بین استرس و بیماری شناخته شدهاند (فولکمن و لازاروس، 1984). در این زمینه از دیدگاه علمی راهبردهايي كه فرد در رويارويي با موردهاي استرسزا به كار ميبرد، نقش اساسي و تعيين كننده در سلامت جسماني و رواني فرد و بالطبع آن خشنودي شغلي او ايفا ميكند، افزون بر اين نظريههاي متعددي وجود دارند كه بيان ميكنند، ماهيت راهبردها و منابع رويارويي فرد طي تحول شخصيت شكل ميگيرد و عاملهاي محيطي در شكلگيري آن نقشي قاطع دارند. وجود برخي از اين عاملها باعث ميشوند كه واكنش فرد به سطوح بالاي استرس كاهش يابد و آثار زيانبار آن تعديل شود و بنابراين، فرد بهتر بتواند به رويارويي با آن بپردازد (سایبانفرد، 1381). افرادي كه دچار استرس ميشوند و توان رويارويي كارآمد با آنها را ندارند، از جنبههاي جسماني، رواني و رفتاري دچار مشكل ميشوند، اما آنچه در اين بين ميتواند مايهي خوشبختي و اميدواري باشد، شناسايي عامل مهم راهبردهاي رويارويي است كه به عنوان يك متغير ميانجي ميتواند پيامدهاي استرس را تحت تأثير قرار داده و مهار كند و يا به آن دامن زند (شفیعی سروستانی و شجاعتی، 1387). بنابراین با توجه به مطالب مطرح شده در این قسمت میتوان مدلی جهت تبیین تأثیر استرس شغلی بر سلامت روانی کارکنان ارائه کرد که در آن انتظار میرود راهبردهای مقابلهای در رابطهی بین استرس شغلی و سلامت روانی، میتواند نقش میانجیگری ایفا کند. مدل پیشنهادی پژوهش در شکل 1-1 ارائه شده است. بنابراین، هدف اصلی در این پژوهش بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان، است. به عبارت دیگر هدف این پژوهش پاسخ به این سؤال است که آیا در رابطهی بین استرس شغلی و سلامت روان، راهبردهای مقابلهای نقش واسطهای دارد یا خیر؟
استرس شغلی
راهبردهای مقابله با استرس
سلامت روانی
استرس شغلی
راهبردهای مقابله با استرس
سلامت روانی

شکل 1-1: مدل فرضی پژوهش حاضر
3-1 اهمیت موضوع پژوهش
استرس شغلی پیامدهای جدی هم برای کارگران و هم برای کارفرمایان دارد. استرس یک فاکتور موثر در ناکارآمدی سازمانی، جابجایی نیروی انسانی، غیبتهای ناشی از کار، کاهش کیفیت و کمیت کار، افزایش هزینههای مراقبت از سلامتی و کاهش رضایت از شغل میباشد (یان، وانگ، چنگ، میائو، ژانگ، یوآن، آن و پان، 2008). در طی دهههای گذشته در تحقیقات متعددی نشان داده شده است که وظایف سازمانی یا شغلی که توأم با بار کاری زیاد و نیازها و مسئولیتهای بیش از حد میباشند، منجر به بروز ریسکهای سلامتی زیادی میگردند. این مطالعه با هدف بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تأکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای در کارشناسان رسمی و قراردادی سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان انجام شد، زیرا وزارت جهاد كشاورزي يكي از مهترين و كليديترين وزارتخانههاي دولت است كه بر اساس اصول متعدد قانون اساسي كشور، مفاد سند چشم انداز بيست ساله كشور و مواد زيادي از قانون برنامه چهارم توسعه، ماموريتهاي بزرگي در حوزه تأمين امنيت غذايي و خودكفايي در توليد محصولات اساسي و توسعه صادرات محصولات كشاورزي، حفاظت از منابع طبيعي و فراهم آوردن زمينههاي رشد 5/6% در بخش كشاورزي برعهده دارد (ذوقی و عرفانی، 1388).
بر اساس مرور منابع انجام شده، علی رغم این که تاکنون تحقیقاتی بر روی متغیرهای مورد نظر این تحقیق انجام شده است اما به جهت دستیابی به نتایج مستحکمتر در این مطالعه نه تنها هر یک از این متغیرها به طور جداگانه بررسی میشود، بلکه با در نظر گرفتن استرس شغلی به عنوان متغیر مستقل و سلامت روان به عنوان متغیر وابسته، رابطه بین این دو متغیر در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان به عنوان بخشی از وزارت جهاد کشاورزی، شناسایی خواهد شد. تحقیقات انجام شده، نشان داده است که متغیرهای دیگری نیز وجود دارند که میزان اثر استرس شغلی بر روی سلامت روان را تحت شعاع قرار میدهند. در این مطالعه راهبردهای مقابلهای را به عنوان متغیر واسطهای در نظر گرفته و رابطه آنرا با دیگر متغیرها مورد بررسی قرار خواهد گرفت. علاوه بر بررسی رابطه بین سه متغیر اصلی در این مطالعه، با توجه به دادههای به دست آمده از پرسشنامهها و دستیابی به خصوصیات فردی پاسخدهندگان، رابطه بین خصوصیات فردی با این متغیرها را نیز بررسی خواهد شد. با انجام این تحقیق، اطلاعات با ارزشی از شرایط کار در وزارت جهاد کشاورزی به دست خواهد آمد که بر اساس آن میتوان مدیران این وزارتخانه را در اتخاذ تصمیمات آینده یاری کرده تا شرایط برای رشد و و توسعه سازمان هموارتر شود. با بررسی و تعیین رابطه بین متغیرهای مورد نظر این تحقیق در وزارت جهاد کشاورزی و ارائه پیشنهاداتی بر اساس نتایج به دست آمده، برای مدیران، این وزارتخانه را در انجام وظایفش یاری خواهد شد تا در مسیر دستیابی به اهدافش قرار گیرد. پژوهش حاضر میتواند با بررسی دو متغیر مهم تاثیرگذار در سازمانهای دولتی یعنی استرس شغلی و سلامت روان با در نظر گرفتن راهبردهای مقابلهای افراد با توجه به خصوصیات فردی به نتایج بسیار ارزشمندی برای رفع بسیاری از مشکلات سازمانی به دست آورد، شناخت این متغیرها و بررسی رابطه آنها به سازمانها کمک میکند تا همواره توجه بیشتری را برای به وجود آوردن شرایط مناسب برای کاهش استرس و افزایش سلامت روان داشته باشند. در این صورت سازمان مورد نظر از لحاظ کارآیی و اثربخشی و تولید روزافزون در سطح بسیار بالایی قرار میگیرد. امید است که نتایج این پژوهش در شناسایی استرس شغلی و تاثیر آن بر سلامت روان با توجه به خصوصیات فردی و راهبردهای مقابلهای، در جهت شناسایی عوامل و شناسایی راهکارها برای کاهش استرس شغلی و بهبود مشکلات روانی در وزارت جهاد کشاورزی میتواند کمک کننده باشد.
4-1 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف کلی
هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای، میباشد. به عبارت دیگر هدف پژوهش حاضر ارائه یک الگو از راهبردهای مقابلهای مسألهمدار، هیجانمدار، اجتنابمدار و استرس شغلی برای کمک به فهم بهتر سلامت روانی کارکنان میباشد.
2-4-1 اهداف جزئی
تبیین رابطه استرس شغلی و راهبردهای مقابله با استرس
تبیین رابطه راهبردهای مقابله با استرس و سلامت روان
تبیین رابطه استرس شغلی با سلامت روان
5-1 تعریف متغیرها
1-5-1 استرس شغلی
الف) تعریف نظری
استرس شغلی در یک نگاه کلی، حالات متشکل از تحت فشار بودن از طریق جنبههای مختلف شغل، نظیر ابعام نقش، تقاضاهای شغلی فزاینده، تعارض نقش و گرانباری کاری است که تبعات روانشناختی و فیزیولوژیک قابل توجهی را برای افراد به ارمغان میآورد (بوید، لوین و ساگر، 2009).
ب) تعریف عملیاتی
در پژوهش حاضر استرس شغلی با پرسشنامه استرس شغلی هلریگل و اسلوکام (2000) ، ارزيابي ميگردد. این پرسشنامه دارای 10 گویه و مشتمل بر سه عامل محیط فیزیکی، تضاد شغل و ابهام نقش است.
2-6-1 راهبردهای مقابله با استرس
الف) تعریف نظری
از نظر لازاروس و فولکمن (1984) مقابله مشتمل بر تلاشها، اعم از كنشمدار و درون رواني، به منظور اداره و كنترل تقاضاهاي محيطي و دروني و تعارضات ميان آنها ميشود. از نظر لازاروس (1993) مقابله دو كاركرد عمده دارد: تنظيم هيجانات ناگوار و درمانده كننده، و اتخاذ كنش به منظور تغيير و بهبود مسئلهاي كه باعث ناراحتي شده است. بر این اساس لازاروس و فولکمن سه دسته از شيوههاي كلي مقابله را عنوان کردهاند: سبكهاي مقابلهی مسئلهمدار؛ سبکهای مقابلهی هيجانمدار و سبکهای مقابلهی اجتنابمدار (به نقل از جانگ و جانسون، 2004).
سبكهاي مقابلهی مسئلهمدار عبارتند از روشهاي فعال حل مسئله كه براي حل رابطه استرسزا بين خود و محيط مورد استفاده قرار ميگيرند. عمدهترين سبكهاي مسئلهمدار عبارتند از: مقابله رويارويانه (تلاشهاي ستيزهجويانه براي تغيير موقعيت)، جستجوي حمايت اجتماعي (تلاش در جهت كسب حمايت هيجاني و اطلاعاتي از ديگران) و سبك حل مسئله با برنامه (تلاشهاي سنجيده مسئلهمدار براي حل موقعيت) (کریستین و رودز، 2012).
سبكهاي هيجانمدار عبارتند از شيوههايي كه بر اساس آن افراد به سطح بهينهاي از تنظيم هيجاني و توانايي برخورد با موقعيت و احساسات شديد و بحراني دست مييابد (سارنی، 1999). مهمترين اين سبكها عبارتند از: خويشتنداري (تلاش به منظور تنظيم و كنترل احساسات يك شخص)، فاصلهگيري (تلاش جهت انفصال از موقعيت)، ارزيابي مجدد و سازگاري (تلاش براي يافتن معناي مثبت در تجربه با تاكيد بر رشد شخصي) و سبك اجتناب/ گريز (تلاش براي رهايي يا اجتناب از موقعيت) (تیلور، 1999؛ به نقل از سلیگمن و نانسوکپارک، 2005).
سبكهاي مقابلهی اجتنابمدار عبارتند از راهبرد هایی که ناهشیارانه برای فاصله گرفتن و اجتناب از منبع استرس، اعم از اجتناب در سطح تفکر و انکار وجود عامل استرسزا یا اجتناب در سطح عمل، اتخاذ میشوند (کریستین و رودز، 2012).
ب) تعریف عملیاتی
در پژوهش حاضر راهبردهای مقابله با استرس با پرسشنامه مقابله با رویدادهای استرسزا پارکر و اندلر (CISS) (1990) ارزیابی میگردد. این پرسشنامه دارای 48 گویه و مشتمل بر سه شیوهی مقابلهای مسأله مدار، هیجان مدار و اجتناب مدار است.
3-6-1 سلامت روانی
الف) تعریف نظری
از نظر سازمان بهداشت جهاني (WHO) (2005) سلامت رواني عبارت است از قابليت فرد براي برقراري ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، توانايي در تغيير و اصلاح محيط اجتماعي خويش و حل مناسب و منطقي تعارضهاي هيجاني و تمايلات شخصي خود. هدف اصلي سلامت رواني كمك به تمام افراد در رسيدن به زندگي كاملتر، شادتر، هماهنگتر، شناخت وسيع و پيشگيري از بروز اختلالات خلقي، عاطفي و رفتاري است.
ب) تعریف عملیاتی
در پژوهش حاضر سلامت روانی با پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر (فرم 28 سوالی) (GHQ-28) (1979) ارزیابی میگردد. این پرسشنامه دارای 28 گویه و مشتمل بر چهار خرده مقیاس علائم جسمانی، علائم اضطرابی و اختلال خواب، كاركرد اجتماعی و علائم افسردگی است.

فصل دوم
مروری بر ادبیات پژوهش
233172051816000
در این فصل، پیشینهی پژوهش ارائه شده است. در بخش اول این فصل، متغیرهای تحقیق و نظریههای مطرح شده در رابطه با این متغیرها ارائه گردیده است تا خواننده درکی وسیعتر نسبت به متغیرها داشته باشد. در بخش دوم این فصل پژوهشهایی که در این زمینه انجام شده است، ارائه خواهد شد و در پایان جمعبندی و فرضیههای پژوهش ارائه خواهد شد.
1-2 کار
كار بخش مهمي از زندگي هر فردي به شمار ميآيد و از يكسو ميتواند شماري از نيازهاي اساسي انسان همچون پرورش روح و جسم، برقراري ارتباط اجتماعي، ايجاد حس ارزشمندي، اعتماد به نفس و شايستگي را ارضا كند (حسيني و آشتياني، 1389). بسياري از كارشناسان بهداشت روان، محيطهاي كاري را يكي از مراكز تأمين ارتقاي بهداشت رواني افراد تلقي مينمايند، زيرا محيط كار محلي است كه افراد قسمت اعظم وقت و انرژي خود را در آن صرف مينمايند (آهنگی، عابدی و فتح آبادی، 1388). اما از سوي ديگر، ممكن است منبع اصلي بروز استرس نيز باشد (حسيني و آشتياني، 1389) به گونهای که محيط كار و شرايط حاكم بر آن از قبيل سختي و زمان كار، نوع مراجعان و كيفيت رابطه با همكاران ميتواند نقش فشارزايي داشته باشد (بهروزيان، خواجهالدین، هدایی و زمانی، 1388).
امروزه در محیطهاي کار هزینه بیماريهاي مزمن مرتبط با کار در حال افزایش است که خود دلیلی آشکار براي وجود استرس شغلی میباشد (لوی و ویگمن، 2000). در دهههاي اخیر، مطالعات گوناگونی بر روي ارتباط بین کار، استرس و پیامدهاي آن در شاغلان بخش سلامت انجام شده است که در آن موضوعاتی از قبیل بهرهوري، حوادث شغلی، غیبت از کار و افزایش آسیبهاي جسمانی و ذهنی در گروههاي مختلف شغلی مورد بررسی قرار گرفتهاند (برزیده، چوبینه و طباطبایی، 1391).
2-2 سلامت روان
مفهوم سلامت روان شامل احساس دروني خوب بودن و اطمينان از كارآمدي خود، اتكاء به خود، ظرفيت رقابت، وابستگي بين نسلي و خودشكوفايي توانایيهاي بالقوه فكري و هيجاني و غيره ميباشد. البته با در نظرگرفتن تفاوتهاي بين فرهنگها، ارائه تعريف جامع از سلامت روان غيرممكن مينمايد. با وجود اين، بر سر اين امر اتفاق نظر وجود دارد كه سلامت روان چيزي فراتر از نبود اختلالات رواني است و آنچه مسلم است اين است كه حفظ سلامت روان نيز مانند سلامت جسم حائز اهميت است (شاکرینیا، 1391). بر اساس اساسنامه سازمان جهانی بهداشت، سلامت که عبارت است از رفاه کامل و نه فقدان بیماری تنها به سلامت جسمی محدود نمیشود، بلکه با جنبههای روانی و اجتماعی زندگی بشری نیز در پیوند است (جزایری، 1381). کرسینی (1999؛ به نقل از بهادریخسروشاهی و هاشمی نصرتآباد، 1390) سلامت روانی را حالت ذهنی همراه با سلامت هیجانی نسبتاً رها شده از نشانههای اضطراب و ناتوانی در برقراری روابط سازنده، مقابله با خواستهها و محرکهای تنیدگیزای زندگی تعریف کرده است. کمتر خانوادهای را می توان یافت که با اختلالات روانی روبرو نشده و یا در یک دوره دشوار به کمک و مراقبت نیازمند نشده باشند. با وجود این خود را ناآگاه نشان میدهیم و این حقایق را نادیده میگیریم و یا انکار میکنیم. شاید به این دلیل باشد که ما از بهداشت روان اطلاعات کافی نداریم که در مورد آن صحبت کنیم. به بیان دیگر نمیدانیم چه تعداد از افراد نیازمند به دریافت خدمات از این کمکها بی بهرهاند (بروتلند، 1381). بهداشت روان با جنبههای رفتاری و عاطفی زندگی روزمره و همچنین روابط میان افراد که میتواند بر روی کیفیت زندگی تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد، هم پیوند است. افزون بر این بهداشت روان با گسترش خانوادههای مستحکمتر که از پیوندهای نزدیک تر برخوردارند و میتوانند فرزندانی شاد تربیت کنند، رابطه مستقیم دارد. هدف بهداشت روان توسعه جوامعی است که ملاک احترام در آن ها توانایی های فردی و میزان کمک و حمایت از یکدیگر است (جزایری، 1381). بيماري افسردگي چهارمين مشكل فراگير بهداشتي اعلام شده از طرف سازمان بهداشت جهاني است و شدت ناتوان كنندگي آن قابل مقايسه با 8 بيماري عمدهي طبي مزمن ميباشد، پيامد وجود اين بيماري در مبتلايان به بيماري قلبي، وخيم شدن حالت جسمي و روحي آنها است (سبزمكان، هزاوهئي، حسن زاده و ربيعي، 1388).
3-2 تعریف سلامت روان
سازمان بهداشت جهاني سلامت را به صورت بهزيستي كامل فيزيك، رواني و اجتماعي تعريف ميكنند نه صرف فقدان بيماران و ناراحتي سلامت در ديدگاهي كلينگر از جنبههاي رواني، اجتماعي و فيزيكي مورد توجه قرارگرفته و رابطه آن با محيط نيز مدنظر قرار ميگيرد (كارسون، 2007). سازمان بهداشت جهانی در تعریف دیگری، بهداشت روانی را بر اساس جنبههای زیستی و اجتماعی تعریف میکند. به نظر سازمان بهداشت روانی برای فرد استعداد ایجاد روابط موزون با دیگران و استعداد شرکت در تغییرات محیط اجتماعی و طبیعی با استعداد کمک به تغییرات به شیوه سازنده قائل است. هچنین بهداشت روانی ایجاب میکند که بین تمایلات غریزی فرد هماهنگی وجود داشته باشد. در این تعریف هیچ اشارهای به بیماری نشده است (ابراهیم ، 2005). سلامت روانشناختي نيز تعريفي است كه دانشمندان روان شناسي و علوم اجتماعي و رفتاري در مورد كارآمدي و عملكرد روانشناختي متناسب انسان ارائه كردهاند (بهادرخان، 1388).
مفهوم سلامت روانی در واقع جنبهای از مفهوم کلی سلامتی است. اگر چه کلمه سلامتی برای ما شناخته شده و دارای مفهوم مشخصی است با این وجود تعریف آن آسان نبوده و برای مردم مختلف دارای معانی متفاوتی است. معنای لغوی سلامتی، کامل بودن، بی عیب و نقص بودن و مقدس بودن است (قاسمی، 1388). از قرن هفتم تا شانزدهم سلامت روان شناختي به صورت پرهيزگاري تعريف ميشد و رواننژندي نيز نوعي انفعالپذيري شيطاني محسوب ميشد. پس از قرن شانزدهم سلامت روانشناختي مجدداً‌ به صورت طبيعت گرايانه تعريف شد و همزمان با رنسانس روانپزشكي در اواخرقرن نوزدهم و پديدارشدن روان نژندي سلامت روانشناختي نوعاً‌ به صورت فقدان بيماري رواني تعريف گرديد (گنجی، 1392).
معمولاً سلامت روانشناختي را به سه شكل ميتوان تعريف كرد: نخست به معناي خودآگاهي يا فقدان خودفريبي حل تعارضات و كشمكشهاي دروني و پذيرش و پيروي ازسرنوشت و تقدير بشريت. اين تعريف توسط زنگيموند فرويد، ويليام مك دوگال، جورج كلي و بسياري از هستيگرايان و نظريه پردازان نقش مانند تين برگن و لورنز پذيرفته شده است (تئودور، 1380). تعريف دوم شامل خودشكوفايي و تحقق خود ميشود. يعني بالفعل ساختن تواناييهاي روانشناختي ذاتي و دروني فرد كه چنين امري پس از تحقق پيشرفت آرامش و صفاي دروني با استفاده از نوعي دگرگوني رواني ميسر ميشود. كارل يونگ گوردون آلپورت، انسانگرايان مانند مازلو و راجرز اين ديدگاه را پذيرفتهاند. سومين تعريف سلامت روان شناختي حدودي است كه فرد توانسته با «شبكه روابط اجتماعي پايدار يكپارچه شود». اريك اريكسون، آدلر، و بسياری از جامعه شناسان اين تعريف را پذيرفتهاند (خداپناهي، 1393). بهداشت رواني علاوه براينكه هدف هر جامعهاي به شمار ميآيد. معياري براي سلامت فرد نيز محسوب ميگردد. اين اصطلاح داراي معاني متعددي است كه از جامعهاي به جامعه ديگر، فرهنگي به فرهنگ ديگرمتفاوت است به همين دليل در روان شناسي، الگوها و ديدگاههاي متفاوتي نسبت به سلامت روان وجود دارد (اندل، 2009). در ذيل به اين ديدگاهها اشاره ميگردد.
1- معيارهاي سلامت روان يا اشخاص سالم:
بهداشت رواني علاوه براينكه هدف هر جامعهاي به شمار ميآيد. معياري براي سلامت فرد نيز محسوب ميگردد. اين اصطلاح داراي معاني متعددي است كه از جامعهاي به جامعه ديگر، فرهنگي به فرهنگ ديگرمتفاوت است به همين دليل در روان شناسي، الگوها و ديدگاههاي متفاوتي نسبت به سلامت روان وجود دارد (اندل، 2009). در ذيل به اين ديدگاهها اشاره ميگردد.
از نظر دايانسلامت روان، توانايي ما را در درك واقعيت (همانگونه كه روي ميدهد) در پاسخ دادن به چالشهاي آن و در پيش گرفتن تدابيرخردمندانه براي زندگي افزايش ميدهد. ويژگيهاي اشخاص سالم از نظر دايان به شرح زيراست:
– توانايي انجام وظيفه و مسئوليت شخصي.
– قابليت برقرار كردن روابط انساني با ديگران.
– داشتن برداشتهاي واقع بينانه از انگيزههاي ديگران.
– برخورداري از فرايند تفكر و انديشه خردمندانه و منطقي (هندرسون، 2007).
اريكسون، نظريه پرداز رواني- اجتماعي، مشخصات انسان سالم را اين گونه بيان مينمايد.
– داراي اعتماد به خود و ديگران مي باشد.
– توانايي كنترل خود و احساسات خود را دارند.
– داراي توانايي پذيرش مسئوليت و همچنين شايستگي و مهارت در امور زندگي هستند.
– هويت واحد و روشن و توانايي برقراري روابط صميمانه با ديگران هستند.
– توانايي راهنماي ديگران به خلاق بودن و پذيرش خويشتن به عنوان شخصي واحد آن چنان كه هست را دارند (كارسون، 2007).
انسانهاي سالم از نظر الكساندر (1965) داراي معيارهاي سلامت رواني ذيل هستند:
داراي فعاليت ذهني مثبت هستند. از بررسيهاي به عمل آمده چنين نتيجهگيري شده كه افراد نوروتيك و اشخاص ناسالم فاقد اين خصوصيت هستند و فعاليت مفيد ذهني ميتواند براي ارزيابي سلامت رواني مورد استفاده قرار ميگيرد.
داراي كنترل و وحدت فكر و عمل هستند. كنترل موثر يكي از مطمئنترين نشانههاي اشخاص سالم است. ويژگي وحدت فكري و عمل كه معمولاً‌ از آن به عنوان وحدت شخصيت ياد ميشود معمولاً در بيماران رواني به چشم نميخورد.
احساسات و عواطف سالم و مثبت دارند. احساساتي مانند عدم امنيت، ناشايستگي، خشم، حسادت، حقارت و گناه، نشانههاي بي نظمي عاطفي است و ميتواند منجر به بيماري رواني گردد. بر خلاف اين احساسات، پذيرش، عشق، تعلق، امنيت و شايستگي فردي، نشانههاي ثبات عاطفي و بهداشتي رواني محسوب ميشود و سلامت عاطفي بخش اصلي بهداشت رواني است.
انسانهاي سالم از آسايش و آرامش خاطر زيادي بهرهمندند. غالباً در بحث از سلامت روان اين معيار مورد اشاره قرار ميگيرد و ساير معيارهاي سازگاري و سلامت رواني به آرامش فكر مربوط ميشود.
نگرشهاي سالم نسبت به رويدادهاي زندگي يكي ديگر از ويژگيهاي انسانهاي سالم است، بهداشت رواني در حال دشمني يا تعصب يا پيش داوري و نااميدي غيرممكن است.
تصورخويشتن به عنوان فردي سالم، داشتن هويت فردي و رابطه كافي با واقعيت از ديگر مشخصات اشخاص سالم از نظر رواني است (خداپناهي، 1393).
4-2 ویژگیهای افراد سالم
برای داشتن بهداشت روانی خوب، شرایطی وجود دارد. روبرو شدن با واقعیت، سازگار شدن با تغییرات، گنجایش داشتن برای اضطرابها، کم توقع بودن، احترام قائل شدن به دیگران، دشمنی نکردن با دیگران و کمک کردن به مردم (بهادرخان، 1388). بنا بر تحقیقات انجمن ملی بهداشت روانی:
افراد سالم از نظر روان احساس راحتی میکنند. خود را آنگونه که هستند میپذیرند. از استعدادهای خود بهره مند میشوند. در مورد عیوب جسمانی و ناتوانیهای خود شکیبا بوده و از آن ناراحت نمیشوند. دیدگاه واقعگرایانه دارند و دشواریهای زندگی را سهل میانگارند. آنها وقت کمی را در نگرانی، ترس، اضطراب یا حسادت سپری میکنند، اغلب آرامند. نسبت به عقاید تازه گشاده رو بوده و دارای طیب خاطر هستند. شوخ طبع هستند و وحشتی از آن ندارند. همچنین از سیستم ارزشی برخوردارند که از تجارب شخصی شان سرچشمه میگیرد. بدین معنی که یک احساس شخصی مبنی بر درست یا غلط بودن امور دارند.
افراد دارای سلامت روان احساس خوبی نسبت به دیگران دارند آنها میکوشند دیگران را دوست بدارند و به آنان اعتماد کنند. چرا که تمایل دارند دیگران نیز آنها را دوست داشته باشند و به آنها اعتماد کنند. چنین افرادی قادرند با دیگران روابط گرمی داشته باشند و این روابط را ادامه دهند. به علایق دیگران توجه میکنند و احترام میگذارند.
قدرت روبرو شدن با نیازهای زندگی را دارند. معمولاً نسبت به اعمال فرد احساس مسئولیت میکنند و با مشکلات به همان شیوه که رخ میدهد برخورد میکنند. دارای پندارهای واقعگرا در مورد آنچه که میتوانند یا نمیتوانند انجام دهند هستند. بنابراین آنها خود را تا آنجا که ممکن است شکل میدهند و نیز تا آنجا که ضرورت دارد با آن سازگار میشوند (هندرسون و همکاران، 2007).
5-2 نظريههاي سلامت روان
1-5-2 مفهوم سلامت روان در نظريات روانكاوي
1-1-5-2 نظريه زيگموندفرويد
نظريه فرويد يكي از پيچيدهترين نظريههاي روانشناسي است از نظر فرويد قسمت عمدهاي از شخصيت ما در سطح ناهشيار عمل ميكند. از انگيزههاي واقعي خودمان خبر نداريم و رفتارهايمان تحت مهار هشيار قرار ندارند. ما همگي در تعارض با خودمانيم چونكه نهاد لاجرم با سن برتر درگير خواهد شد. هيچگونه صلح و آرامش دروني در كار نخواهد بود. از آنجايي كه من ميكوشد اين تعارض دروني را حل كند، لذا دست به خود فريبي زده و بنابراين، همه ما واقعيت را تحريف ميكنيم. از نظر فرويد سلامت جسم و روان، انبساط خاطر در نهايت شادكامي و تن آرامي پديدههايي هستند كه درارتباط با محيط زيست انسانها تحقق ميپذيرند. كاركرد نامناسب نهادها و نظامهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، بهداشتي و درماني دريك جامعه در ارتباط مستقيم با بهداشت رواني و جسمي مردم آن جامعه است و سلامت افراد را دچار مخاطره ميكند، در اجتماعاتي كه انسانها تحت تأثير عوامل نامساعد محيطي مانند: حوادث طبيعي (سيل، زلزله، بيماريهاي اپيرميك، نارساييهاي ناشي از گسترش شهرهاي بزرگ (آلودگي هوا، ترافيك، محيط پرهياهو) بي عدالتي اقتصادي، جنگ، بحرانهاي اجتماعي، از هم گسيختگي خانوادگي، تضادهاي درون گروهي و برون گروهي فرهنگي مسائلي از اين قبيل قرار دارند نميتوان انتظار سلامت جسمي و رواني را داشت، هر يك از پديدههاي اجتماعي و طبيعي بالا ميتواند زندگي عادت يك شخص سالم را تحت تاثير قرارداده و آنرا از حالت طبيعي خارج كند. برابر تحقيقات انجام شده، محروميتهاي زندگي ناشي از پائين بودن طبقه اجتماعي در اختلالهاي كنشي و رواني نقش بسيار مهم داشته است (اندل، 2009).
افراد پائينترين طبقه اجتماعي، بالاترين ميزان روان درماني را در بيمارستانها داشتهاند و هر چند موقعيت اجتماعي پائينتربوده است، تشخيصهاي روانپزشكي در مراحل پيشرفتهتر بيماري صورت گرفته است. صاحبنظران معتقدند تا زماني كه مفهوم عدالت، تساوي، حقوق اجتماعي و اقتصادي و بهداشتي و درماني در جهان به نحو مطلوبي پياده نشود و توزيع عادلانه وسایل و امكانات درماني پيشگيري بيماريها به طور منصفانه صورت نگيرد امكان سلامت جسمي و رواني مطلوب براي جامعه بشري ميسر نيست. اگر به اطراف خود بنگريم متوجه ميشويم كه سازمانهاي كوچك و بزرگ اجتماعي در ارتباط با ارگانيسم انساني در فعاليت هستند. سازمانهايي مانند آموزش و پرورش، بهداشت و درمان. كار و اموراجتماعي، رفاه و بهزيستي، حقوق و اموراقتصادي و موسساتي نظير مهدكودكها، رسيدگي به امور سالمندان، امور بيسرپرستان و … باني و متولي حقوق اجتماعي و درماني افراد جامعه هستند. سرنوشت بهداشت رواني و جسمي افراد جامعه در حال آينده با توجه به كاركرد اين موسسه ها تعيين ميشود (فونس و همکاران، 2008).
به نظرفرويد اكثرمردم به درجات مختلف رواننژند هستند و سلامت روان شناختي يك ايده آل است نه يك هنجار آماري، به عقيده فرويد ويژگيهاي خاصي براي سلامت روان شناختي ضرورت دارد نخستين ويژگي خودآگاهي است. يعني هر آنچه كه ممكن است در ناخودآگاه موجب مشكل شود بايستي خودآگاه شود (خداپناهی، 1393). خودآگاهي حقيقي ممكن نيست مگر اينكه كنترل غيرواقعي و غيرضروري يا زايد “من برتر” درهم شكسته شود. زيرا گنجايش ناخودآگاه من برتر بازتابي از تحريمها،‌ ممنوعيتها وايده آلهاي والدين فرد است و اين مسايل در انسان نوعي احترام غيرمنطقي و انعطافپذير جايگزين وجدان سختگير و اخلاقي بشود. خودآگاهي عنصر اصلي سلامت روان شناختي است و در شخصي بالغ و پخته واپس زني تمايلات غريزي جايگزين محكوميت آنها ميشود (هندرسون و همکاران، 2007). به نظر فرويد خودآگاهي براي سلامت روانشناختي كفايت كننده نيست. فرويد بيگانگي منطقي از علاقمنديها و اشتياقات عمومي را معيار نهايي سلامت روانشناختي ميداند. شكاكيت و بدبيني پيرامون ايدئولوژيهاي اجتماعي و رهبري سياسي و ترويج كامل فردگرايي، از تعيين كنندههاي نهايي خصايص انسان بالغ و پخته هستند (میلانیفر، 1389).
به عقيده فرويد انسان متعارف كسي است كه مراحل رشد دوران جنسي را با موفقيت گذرانيده باشد و در هيچ يك از مراحل بيش از حد تثبيت نشده باشد. به نظر او كمتر انساني متعارف به حساب ميآيد و هر فردي به نحوي از انحاء‌ نامتعارف است. فرويد از حيطه روانشناسي انسان نامتعارف را به دو گروه روان نژند و روان پريش تقسيم ميكند و هسته مركزي بيماري رواني را، اضطراب ميداند (چان پينگ، 2009).
2-1-5-2 نظريه كارل يونگ
ويژگي اشخاص سالم، از نظر يونگ پذيرش ناشناخته و مرموز است. همانطوركه يونگ در زندگي خودش پذيرفت. چون اينها تنها آفريده عقل نيستند، ميتوانند عوامل نامعقول را به ناهشيارهشياري راه دهند. با آن كه از كاربرد عقل و منطق دست بر نميدارند، به روياها و تخيلات توجه ميكنند و با نيروهاي ناهشيار به تعديل كردن فرآيندهاي هشيار ميپردازند. همچنين ناشناخته و مرموز ميتواند پديدارهاي مابعد الطبيعي و معني، از اعتقاد به غيب گرفته تا اعتقاد به خداوند را در بربگيرد (میلانیفر، 1389). به نظر يونگ سلامت روانشناختي و خودشناسي يكسان هستند. تحقق خود با سه معيارمشخص ميشود: نخست بايستي واپس زني تخليه شود، تنشهايي بين كنشها و نگرشهاي ناخودآگاه و خودآگاه به آرامشي مبدل شوند تا فرد بتواند از راه معرفت خود به آرامش و صفاي دروني برسد. دوم فرد بايستي بين نمادين ناخودآگاه را درك كند. سوم شخص بتواند از طريق ايمان شخصي به نماد يا اسطوره خصوصي خودشناسي نزديك شود. به نظر يونگ خودشناسي و خود بودن حالت گريز از بودن و ميل به شدن است (خداپناهي، 1393).
3-1-5-2 دیدگاه کارن هورنای
به عقیده وی انسان برخوردار از سلامت روان دارای این ویژگیهاست: الف) احساس عدم امنیت نمیکند و لذا فاقد پرخاشگری و خودشیفتگی است. ب) قدرتمندی نیازهای دهگانه در او خفیف است، به علاوه قابلیت تغییر و تحول و جایگزینی این نیازها را دارد. ج) انسان سالم از هر سه نوع طبقه کلی نیازها با توجه به اوضاع و احوال متناسب استفاده میکند، در حالی که کودکان فقط به سوی دیگران میروند، نوجوانان در مقابل دیگران میایستند و سالمندان از دیگران دوری میکنند. د) انسان سالم به دلیل آگاهی از “خود واقعیاش” و استعدادهای بالقوه خود تسلیم محض محیط اجتماعی و فرهنگی نیست بلکه ابتکار و شخصیت خودش را عهدهدار میشود. هـ) خودشناسی و کوشش برای تحقق استعدادهای فطری و ذاتی وظیفه اخلاقی و امتیاز معنوی شخصیت سالم است و هدف او کمال است. و) شخیت و دگرگونی انسان سالم به عهده خود او است نه محیط و اجتماع. ز) انسان سالم خودآگاهی دارد و از خود واقعی و استعدادهایش کم و بیش آگاه است و خودش بسیاری از مشکلات زندگانیاش را حل میکند، لذا به دیگران وابستگی ندارد.
4-1-5-2 دیدگاه اریک برن
نظریه “تحلیل ارتباط محاورهای” اریک برن در واقع سازشی است بین روانکاوی و ارتباط متقابل. مختصر اینکه اریک برن معتقد است که انسان برخوردار از سلامت روان شناختی دارای این ویژگیها است:
بین حالتهای من او (من والدینی، من کودکی و من بزرگسالی) تعادل برقرار است و در صورت به هم خوردن این تعادل، توانایی سازماندهی مجدد شخصیتش را دارد.
نتیجهگیری بین فرد سالم بر اساس وضعیت چهارم (من خوب هستم، تو خوب هستی) است، زیرا سه حالت قبلی به کودکان اختصاص دارند و الگوی شخصیت کودکی و افراد نابالغ هستند.
انسان سالم در هر لحظه از نوع حالت نفسانی خودش آگاهی دارد. چون رفتار نانسان مبتنی بر مجموعهای از احساسات، اخلافیات و کنترل اگاهانه است.
شخصیت طبیعی و سالم سازمان یافته است و مرزهای شخصیتی آن مشخص شده و در عین حال نفوذپذیر است و در هنگام رویارویی با تعارضات شدید درونی، به صورت آگاهانه به گونهای از این بخشها استفاده میکند که هر کدام نقش متناسب خودشان را انجام دهند.
شخصیت سالم در ابعادی مختلف شخصیتش “تعصب و تغییرناپذیری” ندارد و چنین فردی ضمن شناختن الگوهای موفقیت آمیز رفتاری و اگاهی از تصاد ها و تشابهات درونی خودش، آزادی انتخاب بیشتری دارد.
فرد سالم مسئولیتش رفتار و تفکرش را میپذیرد و رفتار او با دیگران آگاهانه و مبتنی بر صمیمیت و علاقه است.
انسان سالم علاوه بر تصمیم گیری و انتخاب آگاهانه در زمان حال زندگی میکند نه در گذشته یا آینده.
مبنای فعالیت در نظریه برن، نیاز به تشخیص و منزلت است. یعنی اینکه فرد هم مورد احترام دیگران واقع شود و هم برای دیگران احترام قابل شود و شخصیت سالم نیز بایستی چنین خصوصیتی را در تعامل با مردم و جامعه داشته باشد (خداپناهي، 1393).
5-1-5-2 دیدگاه هری استاک سالیوان
نظریه سالیون با عنوان “نظریه روابط بین فردی” شهرزت یافته است. بنابر نظریه سالیوان شخصیت «الگوی نسبتاً پایدار و مکرر موقعیتهای بین فردی است که زندگی انسان را مشخص میکند.» به عقیده وی انسان از بدو تولد تا مرگ تحت تاثیر روابط بین فردی است و افکار و احساسات او نیز متأثر از این امر است. گر چه وی اهمیت وراثت و رشد را انکار نمیکند، اما انسان را محصول تکامل اجتماعی میداند.
نظریه شخصیت سالیون ویژگیهای سلامت روان شناختی را از دیدگاه او عنوان میکنیم:
شخصیت برخوردار از سلامت روان شناختی “انعطاف پذیر” است و با توجه به موقعیتهای بین فردی نوین، در روابطش با دیگران به صورت متناسب تغییرپذیر است.
فرد سالم قادر به تمایزگذاری بین افزایش و کاهش “تنش” است و رفتار او در جهت کاهش تنش معطوف میشود.
به گفته سالیوان شخصیت سالم بایستی بنا بر گفته چارلز اسپیرمن همیشه در حال “آموزش و فراگیری روابط و ارتباطات” باشد.
زندگی شخص برخوردار از سلامت روان، دارای جهت یافتگی است. بدین معنی که امیالش را به خوبی یکپارچه میسازد که منجر به رضایتمندی شود یا اضطراب او را نسبتاً کم کند یا از بین ببرد. بنابراین شخصیت سالم کسی است که دستگاه روانی او حداقل تنش را داشته باشد و چنین فردی معمولاً روابط اجتماعی انعطاف پذیر، واقعی و اعتمادآمیز دارد.
2-5-2 رویکرد روان شناختی
1-2-5-2 دیدگاه کنراد لورنز
لورنز پایه گذار شاخه گردار شناسی در رشته زیست شناسی است . کردار شناسی از لحاظ لغوی به معنای خلق و منش است ، اما امروز به معنای مطالعه علمی رفتار حیوانات است . انسان دارای سلامت روانشناختی از دیدگاه لورنز کسی است که حداکثر استفاده را از عقل و خرد می نماید ، نسبت به تکانه های پرخاشگرانه اش اگاهی دارد و انها را در جهت مورد قبول انسانی سوق می دهد و به بهترین شکل با استفاده از مکانیزم والایش خشم خود را از این راه هنر ، علم و … به شیوه ای مفید تبدیل کند. همچنین در مواقع تنش برای کاستن ان از شیوه های بی خطر برای ابراز پرخاشگریش استفاده میکند. سعی در گسترش روابط صمیمانه با افراد و اجتماع دارد. از معرفت و مزاح به عنوان دو مایه امید پیشرفت بهترین استفاده را میجوید. به عقیده لورنز اگر انسان از این شیوه ها بهره بگیرد می تواند سایق پرخاشگری خود را در حد قابل تحملی کنترل کند (خداپناهي، 1393).
2-2-5-2 دیدگاه مک دوگال
سلامت روان شناختی از دیدگاه مک دوگال بایستی بر سه نکته تاکید نماییم . نخست اینکه مک دوگال و یونگ از لحاظ اعتقاد به اهمیت یکپارچگی و وحدت برای بلوغ شخصیت هم عقیده هستند. دوم مک دوگال بر خلاف فروید بلوغ روان شناختی را در قالب وحدت و یکپارچگی تعریف می کند نه افزایش آگاهی و هوشیاری . به عقیده وی مجموع کل فعالیت روانی نیمه هشیار یک فرد سالم و روان نژند یکسان است و تفاوت این دو فقط این است که فرد سالم تعداد تعارضات نیمه هشیار کمتری دارد. سوم مک دوگال ضمن عدم توافق شدید با فروید، سلامت روان شناختی و رشد شخصیت را یکی میداند. مک دوگال مدافع رسمی روان شناسی غایت نگر است. ویژگیهای رفتار هدفمند به نظر وی عبارتند از:
نوعی خود انگیختگی فعالیت، یعنی فعالیتی که از درون ارگانیزم آغاز شده باشد و نه ناشی از نیروهای خارجی صرف باشد.
فعالیت هدفمند به طور مستقل استمرار مییابد.
حرکتهای مستمر دارای تغییر مسیر میباشند.
رفتار هدفمند به محض آنکه تغییر خاصی را به وجود آورد، متوقف میگردد.
رفتار هدفمند ارگانیزم را برای وضعیتی آماده میسازد که آن وضعیت به ایجاد عمل مورد نظر کمک نماید.
رفتار هدفمند موجب بهبودی فعالیت ارگانیزم در شرایط مشابه میگردد.
فعالیت و رفتار واکنش کل ارگانیزم است، یعنی فرایندهای تمام اجزای ارگانیزم به نحوی سازگار می شوند که پیگیری بهتر هدف طبیعی آن را تشویق نماید .بنابراین شخص دارای سلامت روان در نظریه غایت نگر مک دوگال ، کسی است نهایت به نوعی ایده آل اخلاقی صادقانه وفادار بماند.
3-2-5-2 دیدگاه اسکینر
اسکینر استاد دانشگاه هاروارد از 1948 به بعد یکی از روانشناسان تجربی و صاحب نفوذ در سنت رفتار گرایی بوده است. سلامت روانی و انسان سالم به عقیده اسکینر معادل با رفتار منطبق با قوانین و ضوابط جامعه است، و چنین انسانی وقتی با مشکل روبرو شود از طریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبودی و بهنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید تا وقتی که به هنجار مورد پذیرش اجتماع برسد . بعلاوه انسان بایستی آزاد بودن خودش را نوعی توهم بپندارد و بداند که رفتار او تابعی از محیط است و هر رفتار توسط محدودی از عوامل محیطی مشخص می گردد. انسان سالم کسی است که از تاییدات اجتماعی بیشتری به خاطر رفتارهای متناسب ، از محیط و اطرافیانش دریافت کند . فرد سالم کسی است که بتواند با هر روشی بیشتر از اصول علمی استفاده کند و به نتایج سودمندانه تری برسد و مفاهیم ذهنی مثل امیال هدفمندی ، غایت نگری و امثالهم را کنار بگذارد.
4-2-5-2 دیدگاه صفات موری
به عقیده موری تاریخچه پیشین زندگی فرد به همان اندازه زمان حال و محیط او حائز اهمیت است . موری موضع روان شناختی انسانگرایانه و خوش بینانه ای دارد. به علاوه به عقیده وی «من» سرکوبگر و مهار کننده نیست . «من» موجب سازماندهی و یکپارچگی رفتار می شود و بخشی از سازماندهی آن نیز برای تسهیل ظهور تکانه های «نهاد» است . به عقیده موری «قدرتمندی من» از تعیین کننده های با اهمیت سازگاری و سلامت روان شناختی فرد است. هر چه فاصله بین من ایده آل و من برتر کمتر باشد ، سلامت روانشناختی و سازگاری فرد بیشتر خواهد بود . هرگاه که من برتر مسلط شود و من ایده آل سرکوب شود فرد به بهزیستی جامعه اش خواهد اندیشید. به علاوه موری عقیده داشت که انسان نیاز به «تخیل و خلاقیت » دارد ، انسان تمایل به تجسم و ساختن دارد و در صورت موفقیت در تجسم و آفرینش ، انسان سالم خواهد ماند . تخیل و آفرینشگری قویترین حالات شخصیت هستند و فردی که اینها را به منصفه بروز برساند، از لحاظ روان شناختی سالم است. فرد سالم کسی است که در نیازهایش تعارض و کشمکش نداشته باشد.

–397

left-538480
-1062990167005
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات هرمزگان
پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی((M.A
گرایش: عمومی
موضوع:
بررسی رابطه عزت نفس وخلاقیّت با تعصّب
در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی
واحد بندرجاسک
استاد راهنما:
دکتر رضا فلاح چای
استاد مشاور:
دکتر اقبال زارعی
نگارنده:
حسین بهرمان
سال تحصیلی 1393-1392
سپاسگزاری
در آغاز تمامی سپاس خود را تقدیم درگاه خداوند مهربان می کنم که امیدواریم داد ویاریم بخشید تا بتوانم پژوهش حاضر را به انجام برسانم. بی تردید بی همراهی او پیمودن این راه دشوار ناشدنی بود. صادقانه ترین سپاس ها را خدمت استاد گرانقدرم جناب آقای دکتر رضا فلاح چای تقدیم می دارم که باورم بخشید که می توانم از عهده ی این کار بر آیم. مدیون همیشه ی راهنمایی و دانایی اش هستم.
سپاس خالصانه ی خود را به محضر استاد گرانقدرم جناب آقای دکتر اقبال زارعی که مشاور بنده در انجام این پژوهش بودند تقدیم می دارم.
از دوست همیشه همراهم آقای حامد رحیمی که در طی انجام این کار صمیمانه یاریم داد سپاسگزارم.
تقدیم به بهترین پدر و مادر دنیا
که به من یاد دادند در تلاطم امواج سهمگین زندگی، انسان بودن و در خدمت مردم بودن را به از هر چیزی بدانم.
به برادر عزیزم یونس
که انگیزه ی این سفر طولانی را به من بخشیدند.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o “1-2” h z u چکیده : PAGEREF _Toc365118232 h ‌1
فصل اول(کلیات پژوهش) PAGEREF _Toc365118233 h 21-1 مقدمه PAGEREF _Toc365118235 h 31-2 بیان مساله41-3 اهمیت و ضرورت پژوهش81-4 اهداف پژوهش101-5 فرضيه های پژوهش111-6 متغیرهای پژوهش:111-7 تعریف عملیاتی و مفهومی متغیرها12فصل دوم(ادبیات و پیشینه پژوهش)142-1 مقدمه15
2-2 پیشینه پژوهش ……………………………………………………………………………………………………..15
2-2-1 تعصب152-2-2 عزت نفس282-2-3 خلاقیت37 2-3 رابطه متغیرهای پژوهش…………………………………………………………………………………………..47
2-4 پیشینه پژوهش های انجام شده PAGEREF _Toc365118248 h 54فصل سوم(روش پژوهش)663-1 مقدمه673-2 روش پژوهش673-3 جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری پژوهش683-4 روش جمع آوری اطلاعات693-5 ابزار اندازه گیری پژوهش703-6 روش کار …………………………………………………………………………………………………………….78
3-7 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات ………………………………………………………………………………78
فصل چهارم(تجزیه و تحلیل داده ها) PAGEREF _Toc365118256 h 794-1 مقدمه804-2 اطلاعات جمعیت شناختی804-3 یافته های توصیفی864-4 یافته های مربوط به فرضیه ها88فصل پنجم(بحث و نتیجه گیری)955-1 مقدمه965-2 نتایج پژوهش: بررسی فرضیه ها975-3 بحث و نتیجه گیری کلی1105-4 محدودیت ها و مشکلات پژوهش1115-5 پیشنهادهای پژوهش1115-6 مروری بر مطالب112فهرست منابع114منابع فارسی114منابع لاتین119ضمائم……………………………………………………………………………………………………………………….122

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول4-1 :فراوانی و درصد فراوانی آزمودنی ها به تفکیک سن…………………………………….. .80
جدول 4-2: فراوانی و درصد فراوانی آزمودنی ها به تفکیک جنسیت………………………………..82
جدول 4-3: فراوانی و درصد فراوانی آزمودنی ها به تفکیک سطح تحصیلات…………………….84
TOC h z t “Title;1″ جدول 4-4: میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش86جدول 4-5: نتایج همبستگی متغیرهای عزت نفس و تعصب88جدول 4-6: اثر و ارتباط متغیرهای عزت نفس و تعصب 89جدول 4-7: ضرایب رگرسیونی متغیرهای عزت نفس با تعصب 89جدول 4-8: نتایج همبستگی متغیرهای خلاقیت و تعصب90جدول 4-9: اثر و ارتباط متغیرهای خلاقیت و تعصب90جدول 4-10: ضرایب رگرسیونی متغیرهای خلاقیت و تعصب 91جدول4-11: نتایج همبستگی متغیرهای خلاقیت وعزت نفس91جدول 4-12 : اثر و رابطه متغیرهای خلاقیت و عزت نفس92جدول4-13:ضرایب رگرسیونی متغیرهای خلاقیت و عزت نفس 92جدول 4-14: نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری و واریانس متغیرهای پژوهش ……………….93
جدول4-15: ضرایب رگرسیونی متغیرهای پژوهش………………………………………………………..93

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1: فراوانی آزمودنی ها به تفکیک سن…………………………………………………………………..81
نمودار 4-2: درصد فراوانی آزمودنی ها به تفکیک سن………………………………………………………….82
نمودار 4-3: فراوانی آزمودنی ها به تفکیک جنسیت ……………………………………………………………83
نمودار 4-4: درصد فراوانی آزمودنی ها به تفکیک جنسیت……………………………………………………84
نمودار4-5: فراوانی آزمودنی ها به تفکیک سطح تحصیلات …………………………………………………85
نمودار4-6: درصد فراوانی آزمودنی ها به تفکیک سطح تحصیلات…………………………………………86
نمودار4-7: مقایسه میانگین متغیرهای پژوهش…………………………………………………………………….87
چکیده :
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه عزت نفس وخلاقیت با تعصب در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرجاسک انجام گرفته است. روش پژوهش همبستگی است. روش نمونه گیری این پژوهش نمونه گیری خوشه ای است. حجم نمونه این پژوهش 290 نفراست که از بین دانشجویان با رشته های تحصیلی مختلف انتخاب شده اند. ابزاراندازه گیری این پژوهش پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت(58سؤالی)، پرسشنامه خلاقیت عابدی(1362)، و پرسشنامه محقق ساخته تعصب بود. براي بررسي فرضيه هاي پژوهش از آزمون MANOVA، آزمون t تک گروهی وهمبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که بین عزت نفس وتعصب رابطه معنادار وجود دارد. بین خلاقیت وتعصب رابطه معنادار وجود دارد اما همبستگی میان دو متغیر منفی است. بین عزت نفس وخلاقیت نیز رابطه معنادار وجود دارد. خلاقیت و عزت نفس پیش بینی کننده تعصب در دانشجویان می باشند.

فصل اول
کلیات پژوهش
1-1 مقدمه
یکی از صفات رذیله انسانی تعصب ناروا و وابستگی غیرمنطقی به چیزی است که اانسان را از درک حق و برتری دادن آن بر باطل، باز می دارد. تعصب‌های ناروا در طول تاریخ بشر مشکلات عدیده‌ای را به وجود آورده است. سد راه هدایت انبیا شدن، درگیری‌های ناروا و طولانی و برتری دادن عده‌ای به ناحق و بدون لیاقت، همه ریشه در تعصب‌های ناروا دارد. امروزه نیز در جهان، تعصب باعث درگیری‌ها، سلب آزادی‌ها و خودمحوری‌های نابه‌جا می شود. تعصب جاهلی، انسان را کور و کر نموده، از دیدن حق و قبول آن در هر جا و هر زمان باز می دارد(حسینی، 1386، ص 47). برای دوری از تعصب بی‌جا و عقاید ابلهانه‌ای که معمولاً گریبان‌گیر نوع بشر می شود، هیچ نیازی به نبوغ فوق بشری نیست. بلکه با رعایت نکاتی می توان از بسیاری اشتباهات مضحک و نه همه اشتباهات بر حذر بود (راسل ، 1950،ترجمه یوسف زاده، 1378، ص 56). به نظر می رسد برای دوری از تعصب بی جا عواملی مانند عزت نفس و خلاقیت می توانند مفید باشند.
عزت نفس، متأثر از عوامل درونی و بیرونی است. منظور از عوامل درونی، عواملی است که از درون نشأت می‌گیرد یا خود شخص آن را ایجاد می کند که از آن جمله می توان به نظرها، باورها و اعمال یا رفتار اشاره کرد. عوامل بیرونی همان عوامل محیطی اند. پیام هایی که کلامی و غیرکلامی انتقال پیدا می کنند و تجربه هایی که بانی و موجب آن والدین، آموزگاران، اشخاص مهم در زندگی و سازمان دهندگان فرهنگ‌اند. صفات ناپسندی از قبیل لاف زدن، فخرفروشی، برتری طلبی، خودبزرگ بینی، بلندپروازی، قلدری، زیان رساندن به دیگران و …، به نوعی فقدان عزت نفس را نشان می دهد (خورند، 1383، ص 162).
یکی از ویژگی‏های بارز انسان و محور اساسی و حیاتی او، قدرت اندیشه است. انسان‏ در طول زندگی خویش هرگز از تفکر و اندیشه فارغ نبوده و با نیروی تفکّر صحیح‏ تصمیم گرفته، توانسته است به حل مسائل و مشکلات بپردازد و به رشد و تعالی نایل‏ گردد. بدین ترتیب تمام موفقیت‏ها و پیشرفت‏های انسان در گرو اندیشه بارور، پویا و مؤثر اوست. از پیچیده‏ترین و عالی‏ترین جلوه اندیشه انسان، تفکر خلاق است. خلاقیت ایجاد طرحی جدید با ارزش و متناسب است، به بیان دیگر خلاقیت بکارگیری‏ تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. خلاقیت دارای عناصر تشکیل دهنده‏ای مانند: قلمرو مهارت‏ها، مهارت‏های تفکر خلاق و انگیزه است. برای ظهور و تقویت خلاقیت در افراد باید نقطه تلاقی این سه‏ عنصر مشخص گردد، زیرا این نقطه تلاقی، ترکیب پر قدرتی است که شخص را به‏ سوی خلاقیت سوق می‏دهد. رشد و توسعه خلاقیت، وابسته به عوامل مختلف فردی و اجتماعی، مانند: هوش، خانواده، ویژگی‏های شخصیتی و . . . است.(خورشیدی، آزادبخت و دیلمقانی، 1385). حال با توجه به وجود انواع تعصب ها (قومی، مذهبی، جنسی و …) خصوصاً در استان هرمزگان این پژوهش با هدف بررسی رابطه عزت نفس و خلاقیّت با تعصب در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی جاسک انجام ‌گردید.
1-2 بیان مسأله
تعصب از نظر لغوی به معنای جانب‌داری کردن، حمایت و سخت گرفتن است (معین، 1362، ص 11). تعصب در روان شناسی و رشته های مرتبط آن معادل پیش داوری و منظور از آن نگرشی منفی و خصمانه نسبت به فرد یا گروهی خاص است که بر اساس اطلاعات ناقص یا نادرست و بدون داشتن تجربه مستقیم در مورد آن فرد یا گروه، شکل گرفته باشد و بر پایه آن، قضاوت شود(صلیبی، 1382، ص 259).
اما در کل می توان تعصب را این‌چنین تعریف نمود: تعصب یعنی موضع‌گیری قبل از کسب اطلاعات کافی که ممکن است مربوط به یک چیز، عقیده، یا شخص معیّن و یا حتی درباره وجهی از یک کار علمی باشد(کاپلان و سادوک،1996،ترجمه پورافکاری، 1372).
فرد متعصب، از نظر شناختی، دچار خطایی بنیادین است؛ او اجازه نمی دهد محتوای دانش و آگاهی های جدید با محتوای دانش و آگاهی های پیشین ویی درگیر شوند و در تعامل باشند. از نظر پیاژه ذهن، اطلاعات رسیده از جهان خارج را بازسازی و تفسیر و تعبیر مجدد می کند تا آن را با چارچوب درونی خود منطبق گرداند. بیان این مسئله مهم، ما را با مهم ترین خطای فرد متعصّب، آشنا می سازد؛ این گونه افراد، به ذهن خود اجازه چنین تفسیری را نمی دهند و تلاش می کنند تا آن را متوقّف سازند؛ البته همان گونه که اشاره شد، ممکن است فقط در زمینه ای خاص چنین رفتاری را بروز دهند(فلاول ،1928،ترجمه ماهر،1377، ص 19).
افراد متعصب می ترسند که با پذیرش تغییر نفوذ اطلاعات و آگاهی های جدید، خود و موجودیتشان در معرض خطر قرار گیرد؛ کنترل اوضاع و شرایط را از دست بدهند و دیگر نتوانند بر اوضاع جدید مسلّط گردند. آنها با این که خود تجربه ای و آگاهیِ دقیقی از یک مسئله خاص ندارند، به محض شنیدن آن از فرد مقابل، با آن مخالفت می کنند؛ مخالفتی نه از روی آگاهی، بلکه صرفاً بدان دلیل که با سازه های شخصی آنها جور در نمی آید (راس،1992، ترجمه جمالفر، 1373، ص 160).
بنابراین تعصب یک باور یا رفتار است که با حرارت بی‌چون و چرا، به ویژه برای اهداف یا دینی یا در برخی موارد ورزشی، یا با شور و شوق وسواسی برای تفریح یا سرگرمی انجام شود. جرج سانتایانا تعصب را اینچنین تعریف کرده‌است: تلاش خود را مضاعف‌کردن وقتی هدف را فراموش کرده‌اید(دانشنامه آزاد ویکیپدیا، 1392).
تعصب یک گرایش است و این گرایش با عوامل مختلفی در ارتباط است (ارونسون،2008،ترجمه شکرکن، 1382، ص 340). عزت نفس از جمله عواملی هست که ممکن است در جلوگیری از بروز این رفتار نقش داشته باشد یا بنحوی با این متغیر در ارتباط باشد(رومان، 1387).
عزت نفس جنبه ای از خودپنداره است که از قضاوت هایی که فرد درباره ارزش خود و احساس های مرتبط با این قضاوت ها ناشی می شود(شیهیان،1964،ترجمه مهدی گنجی،1384). عزت نفس سازه ای است که بر نحوه ی ارزشیابی شخص از خود و اندازه گیری احساس وی از خود ارزشی‌اش در مقایسه با این که چگونه است و آرزو دارد چگونه باشد، دلالت دارد. ارزیابی مثبت از خود که در قالب عزت نفس بیان می شود برای بهزیستی ذهنی مثبت و ضروری است. عزت نفس به عنوان یک سپر و محافظ در مقابل ناسازگاری روانشناختی عمل می کند و باعث ارزیابی مثبت فرد از زندگی می شود (زانگ ، 2005، ویلیام جیمز 1980)،عزت نفس را به عنوان احساس خودارزشی که از نسبت موفقیت های واقعی بر موفقیت های ادعا شده به دست می آید تعریف کرده است. منظور او از موفقیت های ادعا شده، برآورد موفقیت های بالقوه ای است که بوسیله ارزش ها، آزمان ها و آرزوهایمان از آن آگاهی پیدا می کنیم (کار ، 2004؛ ترجمه پاشاشریفی و نجفی زند، 1385). احساس بیچارگی و ناتوانی و مورد تبعیض و تعصب قرار گرفتن منجر به کاهش عزت نفس افراد می گردد(ارونسون، 2008،ترجمه شکرکن،1387). در تحقیقی که توسط شرمن وجفری(2011)، بر روی57نفر از دانش آموزان انجام شد. نتایج نشان داد که عزت نفس پایین می تواند تعصّب نژادی را افزایش دهد و تعصب نژادی نتیجه ی عزت نفس پایین است. همچنین در پژوهشی که توسط جردن، اسپنسر وزانا (2005)، از دانشگاه واترلو انجام شد نتایج نشان داد که افراد دارای عزّت نفس بالا از افراد دارای عزت نفس پایین، تعصب وتبعیض قومیّتی بیشتری دارند و از آن به عنوان تکنیکی دفاعی استفاده می کنند.همچنین بامیستر و همکاران (2003)، در بخشی از پژوهش خود نشان دادند که عزت نفس بالا ممکن است که تعصب و تبعیض را افزایش دهد. از طرفی تحقیقات انجام شده در خصوص آسیب شناسی روانی حكایت از آن دارد كه علت بسیاری از رفتارهای آسیب زای فرزندان در خانه و مدرسه مانند پرخاشگری، اضطراب، بزهكاری، مصرف سیگار، افت تحصیلی و مواردی از این قبیل، ریشه در كمبود یا ضعف«عزت نفس» آنان دارد. در واقع هرچه فرد از خودباوری و عزت نفس بالاتری برخوردار باشد از موقعیت و كارآمدی بالاتری برخوردار بوده و از آسیب های روانی- اجتماعی نیز مصون خواهد ماند(بیابانگرد،1372).
از طرفی خلاقیت نیز یکی از مؤلفه های موثر بر تعصب می باشد که فرایندی روانی است که منجر به حل مساله، ایده سازی، مفهوم سازی، ساختن اشکال هنری و نظریه پردازی می شود که بدیع و یکتاست (حائری زاده، 1381). به طور کلی خلاقیت فرایندی فکری و روانی است و محصول خلاقیت، پدیده ای نو و جدید و در عین حال دارای ارزش نیز می باشد. البته خلاقیت یک توانایی عمومی است و در همه ی افراد کمابیش وجود دارد (سلیمانی، 1384). و افراد خلاق نیز دارای ویژگی هایی نظیر انگیزه پیشرفت سطح بالا، کنجکاوی فراوان، علاقه زیاد به نظم و ترتیب، قدرت ابراز وجود و خودکفایی، شخصیت غیرمتعارف و کامروا، پشتکار و انضباط در کارها، استقلال و دارای طرز فکر انتقادی و افکر شهودی می باشند(سیف، 1388). دیوید بوهم در کتابی با نام«درباره خلاقیت»برای نشان دادن‌ خلاقیت چند نکته کلیدی را مطرح می‌کند.او می‌گوید تعصب داشتن، بت کردن یک اندیشه یا پارادایم و به دام دوئیت‌هایی مانند انتزاعی و ذهنی،تضادها،عقل و شهود،مطلق و نسبی و…افتادن باعث کور شدن خلاقیت می‌شود.او می‌گوید برای رسیدن به خلق و ابداع تازه‌ها باید به ادراک‌هایی توجه کنیم که برای آنها تعریفی نداریم(بوهوم،1998).
نتایج برخی تحقیقات نشان داده که عزت نفس با خلاقیت رابطه دارد ( باتلر، 1998، میرعلی یاری، 1379)؛ اما تحقیقات زیادی نیز مبنی بر عدم رابطه بین این دو متغیر می باشند (فروغی، 1375؛ عباسی، 1387).در رابطه با انعطاف پذیری ذهنی واجتناب از تعصب که توانایی به تعویق انداختن قضاوت فوری و تعصب در مواقعی است که در یک وضعیت مبهم قرار می گیریم،داوری سریع درباره ی یک راه حل مانع از راه حل های ابتکاری می شود پس خلاقیت با تعصب و قضاوت نمی تواند همزمان عمل کند.همچنین استفاده از تصورات قالبی، تعصب ، پیش فرض ها ، عادات و شتابزدگی در ارزیابی از موانع خلاقیت به شمار می آیند
(دانشنامه آزاد ویکیپدیا، 1392). پژوهشگران دانشگاه پنسیلوانیا دریافته اند که انسان ها دارای تعصبی پنهان علیه خلاقیت هستند. باوجود آنکه انسان ها خواهان ایده های خلاقانه هستند اما هنگامی که احساس عدم قطعیت و دلواپسی دارند- یعنی در زمانی که می خواهند به یک راه حل خلاق برای مسئله شان برسند- نمی توانند ایده های خلاقانه را تشخیص دهند. بنا به عقیده پژوهشگران، ریشه این مسئله در عدم قطعیت نهفته است(مدیکال اکسپرس،2011).
با توجه به نقش مهم دوره دانشجویی در آینده افراد و نیز موارد مطرح شده در بالا و نتایج متناقص در تحقیقات انجام شده به خصوص در مورد وجود رابطه بین متغیرهای عزت نفس و تعصب و متغیرهای خلاقیت و تعصب خلأ پژوهشی به وضوح دیده می شود و عدم تحقیقات کافی در خصوص رابطه متغیرهای مرتبط با تعصب و نیز نقش مهم این متغیرها در تعصب دانشجویان وضرورت بررسی مجدد رابطه ی عزت نفس با تعصب پژوهشگر را بر آن داشت تا به این سئوال پاسخ دهد که آیا بین عزت نفس و خلاقیت با تعصب در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد جاسک رابطه معناداری وجود دارد؟
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش
دوران دانشجویی از مهم ترین دوران هایی است که اگر به آن توجه نشود تبعات خوبی را در آینده به دنبال نخواهد داشت. این دوران از مهم ترین دوران های رشد فکری و رشد جهت گیری های هر فرد محسوب می شود و می تواند نقش تعیین کننده ای را در آینده افراد وجامعه ایفا کند. متغیرهای متعددی در پیشرفت دانشجویان در آینده، درک صحیح آن ها از روابط میان فردی، توانایی برقراری روابط مثبت وشناخت بدون قضاوت قبلی نقش دارند که تعصب یکی از این عوامل می باشد. از دیگر متغیرهای مرتبط بر این عوامل می توان عزت نفس وخلاقیت را نیز نام برد. به گونه ای که با پيشرفت روز افزون دانش و تكنولوژي و جريان گسترده اطلاعات، جامعه ما نيازمند آموزش مهارت‌هايي است كه با كمك آن بتواند همگام با توسعه علم و فناوري به پيش برود. هدف پرورش انسان‌هايي است كه بتوانند با مغزي خلاق با مشكلات روبرو شده و به حل آنها بپردازند. به گونه‌اي كه بتوانند به خوبي با يكديگر ارتباط برقرار كرده و با بهره گيري از دانش جمعي و توليد افكار نو مشكلات را از ميان بردارند(برومند،1389).
از طرفی درجامعه تعصب محور نارسی، بی تجربگی، نزدیک بینی وتنگ نظری حاکم است وبه همین دلیل اعمالی چون: طردکردن، هتک حرمت، کشتن، شبیخون زدن، بی نزاکتی، شعارزدگی، توجیه وسیله باهدف، سفسطه وجر وبحث بی فایده، دستگیری وزندانی کردن، گم وگور کردن، غارت بیت المال، خودرا به جای حق نشاندن، نفی بلد، عنوان های بد دادن، ناسزاگویی، پایمال کردن، بی خانمان کردن، نابود کردن، دهان بستن، رجزخوانی، خرافه گویی وطرفداری بی منطق درآن به وفور دیده می شود. در چنین جامعه ای امنیت، آسایش و حقوق شهروندی دگراندیشان، ناقدان دلسوز، مصلحان و روشنفکران جامعه نایده گرفته می شود(حسینی، 1386).
همچنین بحران هايي كه در هر مرحله از رشد به وجود مي آيد اساس سلامت يا ناسلامتي هاي بعدي شخصيت فرد را پايه ريزي مي كنند. اگر در هريك از اين مراحل، با اين بحران ها كه جنبه هاي مثبت ومنفي دارند وقسمتي ازجنبه هاي طبيعي رشد محسوب مي شوند برخورد رضايت بخش شود، جنبه هاي مثبت شخصيت مانند اعتماد به نفس، اعتماد به ديگران، خودكفايي وعزت نفس به ميزان بالايي جذب خود مي شوند وبدين ترتيب شخصيت به رشد سالم خود ادامه مي دهد. برعكس اگر تعارض استمرار يابد ويا در اصل به نحو رضايت بخشي حل نشود خودِ در حال رشد صدمه مي بيند وعناصر منفي شخصيت مانند بي اعتمادي، شكست وترديد واحساس حقارت جذب خود مي شود ودر نتيجه شخصيت به شكل ناسالمي رشد مي يابد(راس، 1992، ترجمه جمالفر، 1373).
پيوسته بايد به ياد داشته باشيم كه رمز ماندگاري، پيشرفت وتوسعه جوامع، سازمان ها و حتي افراد در گرو نحوه سازگاري موثرشان با محيط والزامات آن است. بدون درك اين نوع سازگاري ضروري، در واقع جريان حيات جامعه، سازمان وفرد به سوي ركود، عقب ماندگي ومرگ به پيش خواهد رفت. آلبرت انيشتينسخن ارزشمندي در اين باره دارد او مي گويد ” خلاقيت مهم تر از دانش است ” . بنابراين نوآوري وخلاقيت در مورد جوامع، سازمان ها وافراد نقش حياتي داشته و رنامه ریزی برای پرورش آن از مهم ترین مسائل در قلمرو روانشناسی آموزشگاهی وروش های تربیت خانوادگی است. بديهي است بيش از هر چيز بسترهاي محيطي مهم بروز خلاقيت همانا درخانه ومدرسه نهفته است.مثلاً معلمان انديشمند وخلاق هستند كه مي توانند نهاد آموزش و پرورش را قدرتمند و قوي سازند(يارمحمدزاده، 1385).
با مطالعه پیشینه و ادبیات این موضوع مشخص شد که در کشور ما هیچ پژوهشی به مقوله و متغیر تعصب از منظر روانشناختی نپرداخته است وپژوهش های انجام شده در سایر کشورها مانند پژوهش العلی (2008)، در مورد رابطه ی متغیرهای خلاقیت و تعصب عنوان کردند که بین خلاقیت و تعصب رابطه معنادار وجود دارد. در زمینه رابطه متغیرهای عزت نفس و تعصب نتایج پژوهش ها متناقض است به گونه ای که در برخی پژوهش ها مانند پژوهش شرمن و جفری(2011)، نتایج، عزت نفس پایین را با تعصب همراه دانسته اند امّا در برخی پژوهش های دیگر مانند پژوهش جردن ،اسپنسر وزانا(2005)، از دانشگاه واترلو نتایج نشان داده اند که افراد دارای عزّت نفس بالا از افراد دارای عزت نفس پایین، تعصب بیشتری دارند. در زمینه رابطه متغیرهای خلاقیت و عزت نفس پژوهش جمشیدی، اکبری ومهرگان(1391)، کشاورزی ارشدی وهمکاران(1391)، شفیع آبادی واحدی(1391)، زینلی(1389)، ویارمحمدی(1385)، عنوان نموده اند که بین دو متغیر رابطه معنادار وجود دارد.
با این تفاسیر، با توجه به کمبود تحقیقات در زمینه رابطه متغیرهای تعصب وخلاقیت ونتایج متناقض پژوهش های انجام شده در زمینه رابطه متغیرهای تعصب وعزت نفس اجرای این پژوهش بر روی این گروه نمونه از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد. از طرفی دیگر، بسیار سنّتی و متعصب بودن اکثر افراد جامعه ی مورد نظر، تبعیض های رفتاری و فکری فی مابین اقوام، نژادها ومذاهب موجود در آن جامعه، انتقام گیری ها و بعضاً قتل های صورت گرفته در زمینه های بین قومیّتی و نژادی در شهرستان جاسک به طوری که کل ازدواج های بین نژادی در این شهرستان به سختی از تعداد انگشتان یک دست تجاوز می کند ودر مواردی که پسر ودختر به انتخاب خود وبدون رضایت والدین به چنین ازدواج هایی تن داده اند به دلیل تعصب شدید اطرافیان، یکی از آن دو یا هر دو به قتل رسیده اند ودر آخر هم با توجه به این که محقق، مدرّس دانشگاه آزاد اسلامی واحد جاسک می باشد در بین دانشجویان این دانشگاه گاهاً تعصبات مذهبی، قومیتی، نژادی وحتی جنسی بسیار شدید مشاهده نموده است را از عواملی دانست که می تواند ضرورت انجام این پژوهش را توجیه کند.
همچنین در سطح نظری تأیید یا رد فرضیه‌های این پژوهش و تصریح رابطه بين عزت نفس و خلاقیت با تعصب مي تواند به شناخت کامل تر و دقیق تر این روابط کمک کند. این یافته ها خصوصاً می توانند در خدمت نظریه های روانشناسی تربیتی قرار گیرند. از این پژوهش دانشجویان، به ویژه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرجاسک، ادارات مربوط به فرهنگ وارشاد، سازمان امور جوانان وسازمان های بین المللی فعال در زمینه مبارزه با تعصبات و نژادپرستی نفع خواهند برد.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف اصلی
تعیین رابطه بین عزت نفس و خلاقیت با تعصب در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرجاسک.
1-4-2 اهداف فرعی
1.تعیین رابطه بین عزت نفس و تعصب در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرجاسک.
2.تعیین رابطه بین خلاقیت و تعصب در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرجاسک.
3.تعیین رابطه بین عزت نفس و خلاقیت در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرجاسک
4.تعیین نقش هر یک از متغیرهای عزت نفس و خلاقیت در پیش بینی تعصب در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرجاسک.
1-5 فرضيه‏هاي تحقیق:
فرضیه اول: بین عزت نفس و تعصب در دانشجویان دانشگاه آزاد واحد جاسک رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه دوم: بین خلاقیت و تعصب در دانشجویان دانشگاه آزاد واحد جاسک رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه سوم: بین عزت نفس و خلاقیت در دانشجویان دانشگاه آزاد واحد جاسک رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه چهارم: متغیرهای عزت نفس و خلاقیت پیش بینی کننده های تعصب در بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد جاسک هستند.
1-6 متغیرهای پژوهش
متغیر مستقل
عزت نفس
خلاقیت
متغیر وابسته
تعصب
متغییر کنترل
سن
سطح تحصیلات
جنسیت
1-7 تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرها
عزت نفس :
تعریف مفهومی: عزت نفس سازه ای است که بر نحوه ی ارزشیابی شخص از خود و اندازه گیری احساس وی از خود ارزشی‌اش در مقایسه با این که چگونه است و آرزو دارد چگونه باشد، دلالت دارد(زانگ، 2005).
تعریف عملیاتی: منظور از عزت نفس نمره ای است که افراد از پاسخگویی به مقیاس عزت نفس کوپر اسمیت بدست می آورند.
خلاقیت :
تعریف مفهومی: خلاقیت فرایندی روانی است که منجر به حل مساله، ایده سازی، مفهوم سازی، ساختن اشکال هنری و نظریه پردازی می شود که بدیع و یکتاست (حائری زاده، 1381).
تعریف عملیاتی: در این بررسی مقصود از خلاقیت نمره ای است که افراد از پاسخگویی به پرسشنامه خلاقیت عابدی بدست می آورند.
تعصب :
تعریف مفهومی: تعصب معادل پیش داوری و منظور از آن نگرشی منفی و خصمانه نسبت به فرد یا گروهی خاص است که بر اساس اطلاعات ناقص یا نادرست و بدون داشتن تجربه مستقیم در مورد آن فرد یا گروه، شکل گرفته باشد و بر پایه آن، قضاوت شود(صلیبی، 1382).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش مقصود نمره ای است که افراد از پاسخگویی به پرسشنامه محقق ساخته کسب می کنند، می باشد.

فصل دوم
ادبیات وپیشینه‌ی تحقیق
2-1 مقدمه
در این فصل ابتدا به پیشینه نظری موضوعات تعصّب، عزّت نفس و خلاقیّت پرداخته می شود سپس به پیشینه پژوهشی و مطالعات داخلی و خارجی انجام شده در زمینه موضوع پژوهش پرداخته می شود.
2-2 پیشینه‌ی پژوهش
2-2-1 تعصب
تعصّب از مادّه «عَصَبَ» در اصل به معنای رشته هایی است که مفاصل استخوانها و عضلات را به هم پیوند می‌دهد. سپس این مادّه به معنای هر نوع وابستگی شدید فکری و عملی آمده است که غالبا بار منفی دارد؛ هر چند وابستگی مثبت نیز در مفهوم آن هست (حسینی، 1386).
درلغت نامه دهخدا در معنای تعصب کردن آمده است:” جانب داری کردن، طرفداری شدید کردن، حمایت بدون چون و چرا کردن، عصبیت کردن” (لغت نامه دهخدا).
تعصب در فرهنگ عمید، جانب داری کردن از کسی یا از طریقه و مذهبی، حمایت و یاری کردن، به چیزی دلبسته و مقید بودن و سخت از آن دفاع کردن، معنی شده است (فرهنگ عمید).
همچنان دیگر فرهنگ ها تعصب را جانب داری کردن، حمایت کردن، حمیت داشتن، پرخاش کردن، سخت گرفتن، حمیت، عصبیت وسختگیری ترجمه کرده اند. تا این جا فکر نمی‌شود نقصی کلی یا جزیی درآن متصور باشد و مورد نکوهش قرارگیرد. چه بسا که در مواردی مثبت و پسندیده نیزمی باشد. اما کاربرد این واژه در اصطلاح در واقع مغایر و مناقض معنای لغوی آن است (رومان، 1387).
”تعصب” و”عصبیت” در اصل از ماده”عصب” به معنی رگ ها و پی‌هایی است که مفاصل را به هم ارتباط می‌دهد، سپس هر گونه ارتباط و به هم پیوستگی را تعصب و عصبیت نامیده‌اند، اما معمولا این لفظ در مفهوم افراطی و مذموم آن به کار می‌رود. تعصب و تحجر به‌ معنای‌ ایستایی، تحول‌ ناپذیری، جمود و برنتابیدن‌ فرهنگ‌ و ارزش‌های حق‌ و متعالی‌ است‌ که‌ هم‌ در ساحت‌ بینش‌ و دانش‌ (تحجر) و هم‌ در حوزه‌ گرایش‌ و رفتار (جمود) بروز و ظهور دارد و عقل‌ و دل‌ و ابزارهای‌ معرفت‌یاب‌ و منابع‌ شناخت‌زا را نیز شامل‌ می‌گردد (مطهری، 1377).
تعصب، حالتى روانى است كه به صورت حمايت و دفاع از خود و متعلقات خود بروز مى‏كند. اين تعلقات، شامل وابستگى‏هاى دينى، ملكى، وطنى، ملى، منطقه‏اى و حتى شغلى و روابط استاد و شاگرد مى‏باشد. اين حالت، ريشه در خودخواهى، خود پرستى و سلطه بر تمامى فعاليت‏هاى درونى و برونى دارد و به همين خاطر، از رذائل اخلاقى شمرده شده، منشأ بسيارى از مفاسد اخلاقى و رفتارى مى‏گردد(سایت آیینه رشد، 1384).
تعصب در اصطلاح سختگیری خود خواهانه، پرخاشگرانه و گاه ستیزه جویانه برای نشان دادن برتری غیرواقعی نسبت به همتاها درشرایط و موقعیت های همسان است. از این دید گاه تعصب رنگ منفی به خود می گیرد وباعث ایجاد مشکل های اساسی دریک اجتماع، در بین اقوام، مذاهب وسایر گروهای انسانی می گردد (رومان، 1387).
اقسام تعصّب
تعصّب و حمیّت به دو قسم مذموم و غیرمنطقی و ممدوح و منطقی تقسیم می شود؛ هرچند غالبا این واژه در منابع دینی در بخش منفی و مذموم به کار رفته است. اگر تعصّب و وابستگی انسان به امور غیرمنطقی همچون نژاد، قبیله و امثال آن باشد، تعصّب مذموم نامیده می شود و در قرآن و روایات از آن به نام «تعصّب جاهلی» یاد شده است و اگر تعصّب و وابستگی نسبت به امور مثبت همچون دین و آیین و مذهب از روی علم و آگاهی باشد، به آن تعصّب مثبت و ممدوح گفته می شود (حسینی، 1386).
تعصب ممدوح و مذموم در آیات و روایات: تعبیر دیگر که از عصبیت در آیات و روایات آمده” حمیت” یا” حمیت جاهلیت” است.” حمیت” در اصل از ماده” حمی” به معنی حرارت است و سپس در معنی غضب و بعدا به معنی نخوت و تعصب آمیخته با غضب به کار رفته است. این واژه گاه در همین معنی مذموم (توأم با قید جاهلیت ، یا بدون آن) و گاه در معنی ممدوح و پسندیده به کار می‌رود و اشاره به غیرت منطقی و تعصب در امور مثبت و سازنده است (مکارم شیرازی، 1374).
فطری بودن غیرت و تعصب
دین اسلام مساله غیرت و تعصب را باطل معرفی نکرده و بلکه اصل آن را حفظ نموده است. زیرا غیرت ریشه در فطرت انسانی دارد و اسلام هم دین فطرت است. البته در جزئیات تعصب دخالت کرده و فرموده است آن قدر از غیرت و تعصب که مطابق با فطرت است حق می‌باشد ولی شاخ و برگی که اقوام به آن داده‌اند باطل می‌باشد. مثلا در طی زندگی مواقعی وجود دارد که شخص احساس می‌کند دیگران به منافع او تجاوز می‌کنند ورعایت احترام مقدسات (مثلاً اطفال و ناموس ) او را نمی‌کنند ویا درصدد هستند آبروی او را بریزند وخاندان او را هتک حرمت نمایند، در اینجا است که باورهای دینی او را وادار به دفاع می‌سازد. به عبارت دیگر لزوم دفاع از خود و از متعلقات خود حکمی است که فطرت، به گردن بشر انداخته است. البته نحوه بکار بردن این نیرو و اطاعت از این حکم فطرت به دو گونه می‌باشد: یکی به نحو شایسته یعنی بکارگیری تعصب وغیرت انسانی برای دفاع از حق خود ودیگری به نحو ناشایست ومذموم‌؛ یعنی خود عمل باطل باشد وبرای حفظ باطل هم انجام گیرد که معلوم است در این صورت چه فساد وشقاوتی در پی دارد وچقدر نظام امور زندگی را به هم می‌زند (طباطبایی، 1374).
تعصبات شدید نژادی و قبیلگی بدون شک انسان به هر سرزمین یا قبیله و نژادی تعلق داشته باشد نسبت به آن عشق می‌ورزد و این پیوند علاقه او با سرزمین و قوم و نژادش نه تنها عیب نیست بلکه عامل سازنده‌ای برای همکاریهای اجتماعی او است. ولی اگر این امر از حدش بگذرد به صورت مخرب و گاه فاجعه‌آفرین درخواهد آمد و منظور از تعصب نژادی و قبیلگی که مورد نکوهش قرار می‌گیرد همین” افراط” است. دفاع افراطی از قوم و قبیله و نژاد و وطن ، سرچشمه بسیاری از جنگها در طول تاریخ بوده است و عاملی برای انتقال خرافات و زشتیها -تحت عنوان آداب و سنن قبیله و نژاد- به اقوام دیگر شده است. این دفاع و طرفداری افراطی گاه به جایی می‌رسد که بدترین افراد قبیله در نظر او زیبا و بهترین افراد قبیله دیگر در نظر او زشت و شوم است و همچنین آداب و سنت‌های زشت و زیبا و به تعبیر دیگر تعصب نژادی پرده‌ای است از خودخواهی و جهل که بر روی افکار و درک و عقل انسان قرار می‌گیرد و قضاوت صحیح را از کار می‌اندازد. این حالت عصبیت در میان بعضی اقوام صورت حادتری دارد، از جمله گروهی از اعراب که به تعصب، معروف و مشهورند (وب سایت پژوهه، 1392).
عوامل و مؤلفه های تعصب‌ورزی
۱- تکبّر(یکی از ریشه‌های تعصب‌، تکبر می‌باشد که نمونه بارز آن در داستان سجده نکردن شیطان بر آدم نمایان می‌شود.) ۲- مال وثروت، ۳- تقلید کورکورانه (تقلید اقسام مختلفی دارد که یک نوع ازآن مذموم است و آن تقلید جاهل از جاهل می‌باشد که گاه عامل اصلی تعصب و غیرت‌ورزی نابجا می‌باشد. همچنین پیروی ناآگاهانه و دفاع افراطی از پدران و اجداد و شخصیتهای بزرگ قوم و قبیله، سرچشمه بسیاری از جنگ‌ها در طول تاریخ بوده است و عاملی برای انتقال خرافات و زشتی‌ها- تحت عنوان آداب و سنن قبیله و نژاد- به اقوام دیگر شده است.) (سایت پژوهه، 1392).4 – توجیه خود : یک علت پیش داوری در شخص، نیاز وی به توجیه خویش است. مثلاً اگر نسبت به کسی بی رحمی کرده باشیم، سعی می کنیم او را تحقیر وخوار کرده تا بی رحمی خود را توجیه کنیم ویا اگر بتوانیم خود را متقاعد سازیم که او به یک گروه بی ارزش، غیر انسانی، ابله و… تعلق دارد. اگر او را به بردگی بکشیم ویا از تحصیلات مناسب محروم کنیم ویا او را به قتل برسانیم احساس ناراحتی نمی کنیم زیرا خود را توجیه کرده ایم که به همنوع خود گزند وآزاری نرسانده ایم.5-احساس نیاز به پایگاه برتر وقدرت بیشتر: اگر فردی در سلسله مراتب اجتماعی-اقتصادی در سطح پایینی قرار داشته باشد، ممکن است نیاز به اقلیتی داشته باشد تا بتواند نسبت به آنها احساس برتری کند. پژوهش نشان داده است که اگر پایگاه اجتماعی پایین تر ویا در حال نزول باشد بیشتر از کسی که از پایگاه اجتماعی بالاتر ویا در حال صعوداست، مستعد داشتن پیش داوری است. 6- رقابت وتعارض اقتصادی وسیاسی: بنابراین نظریه و با در نظرگرفتن محدودیت منابع گروه مسلط ممکن است بکوشد تا یک گروه اقلیت را استثمار و خفیف کند تا بتواند به کسب مزایای مادی نایل آید. 7- پرخاشگری جابجا شده: در فرد ناکام تمایل شدیدی برای حمله به علت ناکامی خود وجود دارد، گرچه علت ناکامی یک فرد معمولاً یا خیلی بزرگ است ویا برای حمله مستقیم بسیار مبهم. اما این ناکامی ممکن است احتمال پرخاشگری وی را علیه ناظری ضعیف تر افزایش دهد حتّی اگر رنج وی اصلاً ارتباطی به آن فرد ناظر نداشته باشد. 8- همرنگی با هنجار های اجتماعی: قسمت اعظم رفتار تعصب آمیز تابع وناشی از همرنگی بنده وار با هنجارهای اجتماعی است. تبیین روانشناختی پیش داوری وتبعیض از جامعه پذیری فرد و یاناکامی ناشی از گروهی قومی و غیر قابل دسترس حاصل می شود. کودکان تا 8 سالگی از ویژگی های نژادی، نگرشی ثابت وروشن ندارند( ارونسون،2008،ترجمه شکرکن،1387).
آثار تحجّر و تعصب ورزی
1- بی ایمانی، ۲- انحراف از حق: اصولا انتقال سنت‌های غلط از قومی به قوم دیگر در سایه شوم همین” حمیت جاهلیت” صورت می‌گیرد و پافشاری اقوام منحرف در برابر انبیاء و رهبران الهی نیز غالبا از همین رهگذر است. تحجر عقلی، قلبی‌ و تحجر در موضع‌ عملی‌ و رفتاری، علت‌ عدم‌ پذیرش‌ حق‌ و گرایش‌ به‌ کمال‌ و سعادت‌ واقعی‌ می‌گردد (مکارم شیرازی، 1374). ۳- سوء مدیریت: «تحجرگرایی» مانع‌ جدی‌ در شکوفایی‌ اندیشه‌ دینی‌ و ایجاد تعامل‌ مثبت‌ نظری‌ و عملی‌ با «حقیقت»، «معرفت»، حکمت‌ و حکومت، مدیریت‌ و سیاست‌ و حتی‌ تقدیر معیشت‌ است‌ و متحجران‌ از اسلام‌ جز آموزه‌های‌ بسته‌ و رسوب‌ شده‌ و انعطاف‌ ناپذیر در برخورد با اقتضائات‌ زمان‌ و مکان‌ و تغییر موضوع‌ و محمول‌ها ندارند و هرگز پذیرای‌ نقد اندیشه‌ و عمل‌ خویش، بازشناسی‌ و بازنگری‌ فکر و فعل‌ به‌ اصطلاح‌ اسلامی‌ خود نیستند و همواره‌ راکد و تحول‌ ناپذیرند (مطهری، 1377). ۴- عقب ماندگی و جاهلیت: به هر حال، شک نیست که وجود چنین حالتی در فرد یا جامعه باعث عقب ماندگی و سقوط آن جامعه است، پرده‌های سنگینی بر عقل و فکر می‌افکند و انسان را از درک صحیح و تشخیص سالم باز می‌دارد و گاه تمام مصالح او را به باد فنا می‌دهد. ۵- ایجاد تفرقه در جامعه: اگر جامعه‌ای از مجموع افراد و گروههای متعصب که یکدیگر را قبول ندارند تشکیل شده باشد، هیچگاه اتحاد و انسجام در بین آنها رخ نخواهد داد. به همین جهت می‌باشد که استعمارگران تلاش می‌کنند بین ملتهای اسلامی تعصب کورکورانه و منفی را رواج دهند و حتی در داخل کشور هم با ایجاد تعصب مذموم بین گروهها و اقوام مختلف وحدت ملی را از بین می‌برند (وب سایت پژوهه، 1392).
مفاسد تعصب
1.كسى كه در روابط اجتماعى و تعاملات انسانى، ذوق، سليقه و تمايلات شخصى را ملاك و معيار سنجش قرار مى‏دهد، تعهد ايمانى و جاذبه الهى و حق را به حاشيه رانده، اولويت را به خود و منافع خود مى‏دهد.
2.گروه گرايان متعصب، اينان نيز از فرط خود بينى و استبداد، همچون اعراب جاهلى، تنها در محدوده منافع باند و عشيره خود مى‏انديشند.
يكى از مظاهر بسيار زشت تعصب، تكيه بر عقيده و فهم خود يا استاد و حزب خود و… است. تعصب داشتن، بر يك نظريه علمى و طرفدارى از آن، در صورتى كه عارى از حقيقت و برهان باشد، مانعى سر سخت و حجابى تاريك بر چهره زيباى معرفت است؛ زيرا وقتى هدايت‏گران جامعه در تاريكى تعصب فرو مى‏روند، فضاى جامعه را ركود و جهل فرا مى‏گيرد و فساد عالم و دانشمند، باعث فساد جامعه مى‏شود. همچنين تعصب و تنگ نظرى علمى، خيانت و ستم به علم مى‏شود. تعصب علمى، دعوت مخاطبان خود به تعطيل عقل و برهان و تسليم جهل و هوس است و اين، باعث هتك حرمت دانش‏پژوهان و ستم به جامعه علمى است و سرانجام تعصب علمى، قدر ناشناسى از استادان و فرهيختگانى است كه عمر خود را در راه كشف حقايق و پيشرفت دانش سپرى نموده‏اند و تلاش كرده‏اند تا نور علم در محاق هوى و هوس به تاريكى نگرايد (وب سایت آیینه رشد، 1392).
ریشه های تعصّب
1.تکبّر
2.مال و ثروت
3.جهل و بی خبری: اگر چه جاهلیّت، اصطلاحی است برای دوران پیش از اسلام، ولی انتخاب این عنوان برای آن دوران اشاره ای به این است که آن دوران، دوران جهل و نادانی، و بی خبری و بی فرهنگی بوده است و حمیّت و تعصّب با جاهلیّت ارتباطی تنگاتنگ دارد. امروزه نیز در لایه ها، طبقات وفرهنگ های مختلف می توان جاهلیت و بی خردی و در واقع ناتوانی در اندیشیدن را از آثار تعصب دانست.
4.حبّ شدید به پدران، فرد متعصب علاقه و حب شدیدی نسبت به گذشتگان خود خواهد داشت و بی چون وچرا از پدران خود تبعیت می کند.
5.شخصیّت زدگی: گاه شخصی در نظر انسان چنان قداست پیدا می کند که گفتار و رفتار او از دایره نقد خارج می شود؛ هر چند از نظر علمی و اخلاقی در سطح پایین قرار داشته باشد و همین امر سبب می شود که عده ای چشم و گوش بسته به دنبال او راه بیفتند و به خاطر او جان و مال خود را از دست بدهند، بی آنکه در محتوای سخنان و رفتار او کمترین اندیشه ای کنند. این گونه افراد در گذشته بوده‌اند و در این دوران نیز در جوامع مختلف وجود دارند.
6.انزوای فکری و اجتماعی: «وقتی انسان در خودش و محیط فکری و اجتماعی اش فرو برود و از جوامع و افراد دیگر و افکار آنها بی خبر بماند، نسبت به آنچه در اختیار اوست، سخت وابسته می شود و در برابر آن تعصّب می ورزد؛ در حالی که اگر با دیگران بنشیند و فکر خود را با افکار دیگران مقایسه کند، نقطه های قوّت و ضعف و مثبت و منفی به زودی آشکار می گردد و به او اجازه می دهد بهترین انتخاب را داشته باشد.»
7.تقلید کورکورانه: تقلید چهار نوع است: تقلید جاهل از جاهل، تقلید عالم از عالم، تقلید عالم از جاهل که این سه نوع تقلید مذموم و نارواست و تقلید جاهل از عالم که ممدوح می باشد و از باب رجوع جاهل به افراد متخصص و کارشناس و کاردان است. گاه عامل تعصّب تقلیدهای کورکورانه جاهل از جاهل است که این مورد نیز در امّتهای پیشین و در عصر حاضر نمونه های فراوانی دارد (حسینی، 1386).
نظریه های تعصب :
نظریه ی شخصیت استبدادی : این نظریه توسط تئودور آدورنو ارائه شده است. براساس تحقیقات انجام شده بسیاری از مردمانی که پیش داوری دارند، دارای شخصیت سلطه گر(خودکامه) هستند. طبق این نظریه کسانی که دارای این الگوی شخصیتی هستند، نسبت به بالا دستان خود فروتن ونسبت به زیردستان خود مردم آزار هستند. شخصیت سلطه گر به شدّت از ارزش های طبقه ی خود دفاع می کند. درباره ی ندانسته ها(آنچه ناشناخته است) با ترس و خرافات شدید عمل می کند. شواهدی حاکی از وجود تفاوت های فردی در تمایل کلی به نفرت و انزجار، در دست است. به دیگر سخن، کسانی هستند که آمادگی و تمایل بیشتری به تعصب و پیشداوری دارند، نه تنها به علت تأثیرات برونی بلافصل، بلکه به علت نوع افرادی که هستند. تئودور آدورنو و همکارانش این افراد را شخصیت استبدادی می نامند( ارونسون،2008،ترجمه شکرکن،1387).
نظریه ی سپر بلا (بلاگردان): نظریه سپر بلا از کارهای زیگموند فروید مشتق شده است وبر این نکته تاکید دارد که هرگاه راه رسیدن افراد به هدف سد شود(ناکامی) چون نمی خواهند یا نمی توانند منابع یا مبانی ناکامی را پیدا کنند، در نتیجه خشم خود را متوجه فرد یا گروهی که در دسترس آنان است میسازند، در سه موقعیت گروه نژادی یا قومی ممکن است به صورت بلا گردان درآید. الف) به سادگی بتوان گروه نژادی یا قومی را برحسب رنگ، خال یا علائم پوست بدن، یا نشانه های دیگر نظیرستاره ی داودی که نازی ها در آلمان، یهودیان را به استفاده از آن وادار می کردند، تشخیص داد. ب) گروه نژادی یا قومی چنان باشد که احتمال اعتراض وجود نداشته باشد، ویا اعتراض بسیار اندک باشد.ج)گروه نژادی یا قومی در دسترس باشد. ناکامی ممکن است احتمال پرخاشگری فرد علیه ناظری ضعیف تر را افزایش دهد، حتی اگر درد ورنج وی اصلاً ارتباطی با آن فرد ناظر نداشته باشد( ارونسون،2008،ترجمه شکرکن،1387).
نظریه کاتز : در این نظریه تعصّب نوعی نگرشپنداشته می شود و این نگرش دارای کارکردهایی است. الف)کارکرد دانشی: نگرش، تجربیات فرد را تشریح می کند ونگرش فرد بر اساس تجربیات وی شکل می گیرد. با نگرش ما فکر می کنیم آنچه را که مشاهده کرده ایم درک می کنیم. این یک نیاز بزرگ است که احساس کنیم دنیایی را که در آن زندگی می کنیم می فهمیم. ب)کارکرد ابزاری، سودگرایانه یا وسیله ای: یک نگرش در ذهن افراد با پاداش و تنبیه همراه است. فرد کارهایی را که پاداش به دنبال دارد انجام می دهند و از انجام کارهایی که تنبیه به دنبال دارد اجتناب می کند. این انگیزه مردم را در جهت اتخاذ نگرش گروه مرجع خود تحت تأثیر قرار می دهد وباعث می شود فرد نگرش هایی را اتخاذ کند که یا پاداش به دنبال داشته باشند یا باعث فرار از تنبیه باشند. ج)کارکرد ارزش بیانی: افراد از طریق نگرش های خویش سعی در ابراز وجود دارند وپذیرش یک نگرش بخشی از تلاش ما برای خودشکوفایی است. با پیوستن به سیستمی از ارزش ها خودباوری وتمامیّت را بدست می آوریم. د)کارکرد دفاع از خود: نگرش های تعصب آمیز فرد به وی کمک می کنند تا از خود شکننده وضعیف خویش در برابر سرزنش ها وخودانتقادی ها محافظت کند. در واقع تعصب به فرد دارنده، احساس برتری نسبت به گروه دیگر را می دهد که از نظر عقلانی قابل توجیه نیست(وب سایت اُوِرکامینگ هَیت پورتال،2005).
نظریه ی هویت اجتماعی تاجفل: یکی دیگر از اجزای مهم در بحث در مورد علل ونگهداری تعصب این نظریه است. طبق این نظریه افراد به طور طبیعی تصویر از خود وهویت اجتماعی مثبتی در نظر دارند که با این روند افزایش یافته است وطبقه بندی افراد به صورت درون گروهی(خودی)وخارج از گروهی(غیر خودی) است به این ترتیب، نیاز به هویت اجتماعی از تشکیل تعصّب حمایت می کند(گیدنز،2001، ترجمه چاوشیان، 1383).
بر اساس نظریه پیاژه : می توان گفت فرد متعصّب، از نظر شناختی، دچار خطایی بنیادین است او اجازه نمی دهد محتوای دانش وآگاهی های جدید با محتوای دانش وآگاهی های پیشین وی درگیر شوند ودر تعامل باشند. «ذهن، اطلاعات رسیده از جهان خارج را بازسازی وتفسیر وتعبیر مجدد می کند تا آن را با چارچوب درونی خود منطبق گرداند» ورود افکار واطلاعات جدید، همواره باعث تغییر در محتویات دانش وآگاهی قبلی نمی شود؛ بلکه گاهی خود آنها در معرض تغییر قرار می گیرند ودر نهایت، به تجارب فرد، افزوده می شود و واقعیت کشف می گردد. بنابراین، «ذهن، نه از جهان خارج، رونوشت می گیرد، بدین صورت که آن را همان طور که هست بپذیرد و نه نسبت به آن بی تفاوت است و خودمحورانه به خلق یک مفهوم خودساخته و بی ربط با محیط می پردازد». پیاژه نام این عملکرد ذهن را «درون سازی ـ برون سازی» می نامد. بیان این مسئله مهم، ما را با مهم ترین خطای فرد متعصّب، آشنا می سازد؛ این گونه افراد، به ذهن خود اجازه چنین تفسیری را نمی دهند و تلاش می کنند تا آن را متوقّف سازند؛ البته همان گونه که اشاره شد، ممکن است فقط در زمینه ای خاص چنین رفتاری را بروز دهند(فلاول،1928،ترجمه ماهر،1377).
از دید راجرز : فرد کارآمد ومتعادل، کسی است که آماده تجربه کردن است و «حالت دفاعی» ندارد افراد متعصب در مقابله با تجربیات جدید حالت دفاعی به خود می گیرند(فلاول،1928، ترجمه ماهر،1377).
از نظر جورج کِلی : روان شناسی که نظریه پرداز سازه های شخصی است، پاسخی راهگشا وچشمگیر ارائه می دهد، بدین مضمون که شخص، گزینه ای را انتخاب می کند که بهترین فرصت را برای پیش بینی رویداد های آتی فراهم سازد، هر چند که ضعیف تر از گزینه های دیگر باشد. بنابراین می توان دریافت که افراد متعصّب، به شدت به عقاید خود می چسبند وآنها را رها نمی سازند؛ چون با آنها راحت تر می توانند حوادث را پیش بینی و تعبیر کنند ودقیقاً به همین دلیل است که هرگز حاضر نیستند عقاید وروش های جدید را ـ که بدان ها عادت ندارند ـ وارد چرخه زندگی خود کنند، هر چند که واقعیّت، چیز دیگری است(گیدنز،2001 ،ترجمه چاوشیان،1387).
از نظر جینز : «هر اندازه یک گروه، انسجام بیشتری داشته باشد، اعضای آن بیشتر تمایل خواهند داشت که احساس وحدت نظر را حفظ کنند واین کار، آنها را وادار خواهد کرد تا پیشنهادهای رهبر یا اکثریت اعضا را بی چون و چرا بپذیرند». در نهایت، برخی گروه ها به آن جا می رسند که از سر «تعصّب»، تصمیم های تأسفبار و فاجعه آمیز می گیرند: «یورش به محل استقرار مخالفان، پس از ایراد یک سخنرانی آتشین»، «ضرب و شتم گروه یا تیم مقابل، پس از یک باخت»(گیدنز،2001 ،ترجمه چاوشیان،1387).
انواع تعصب
انواع مهم وعمده تعصب که براجتماع یا بخشی از آن تأثیر می گذارد، عبارتند از:
1- تعصب قومی 2- تعصب زبانی 3- تعصب حزبی گروهی 4- تعصب مذهبی 5- تعصب سنّت ومدرنیته 6- تعصب جنسیتی 7- تعصب نژادی(رومان، 1387).
1- تعصّب قومی: عصبیت قومی ریشۀ درازی دارد، اما خوشبختانه این ریشه ها درعمق جامعه ودر بین مردم ندویده است. قدرت طلبان واستفاده جویان فاقد مهارت کاری واستعداد وشایستگی به منظور قرار گرفتن در اهرم‌های قدرت یا تداوم آن از راه نفی سایر اقوام، سعی درآن داشته اند تا خود را درعقب شعارهای ظاهرفریب قومی وسمتی جابه جا سازند. درحالیکه حمایت تعدادی ازقوم را کمایی کرده اند؛ زمانی که مطلوب خود را دریافته اند؛ در گام نخست برحمایت کننده گان خود پشت کرده اند. این ها فقط گروه کوچکی ازاعضای خانواده واقربای خویش را درچاپیدن ها، تقسیم اقطاع، زمین، دارایی، کرسی ومقام با خود شریک ساخته و دیگران را فراموش کرده اند. هرگاه این دارایی ها وامتیازات باد آورده از مدرک توان مندی وبازوی حامیان را ازدست داده اند، بار دیگر با لطایف الحیل به بخشی از قوم پناه برده وبار دیگر به گدایی حمایت پرداخته‌اند. در حالیکه هیچ قومی هیچ کسی را قیم وکفیل خود تعیین نکرده واختیار خوب و بد خویش را به آنان نه سپرده‌اند. هدف پنهان، حفظ انحصاری وکسب انحصاری قدرت شخصی وخانواده گی، ترفند اصلی عصبیت قومی را تشکیل میدهد که باشعارهای ظاهرفریب آراسته وارائه می گردد(رومان، 1387).
2- تعصب زبانی: در عمل به مشکل می توان عرصه های عملکردی متعصبان قومی وزبانی را ازهم تفکیک کرد. مسلم این است که تعصب ورزان زبانی برای نیل به اهداف ذکرشده، رجحان وقدامت تاریخی زبان را بازیچه قرارمی دهند و جنگ خودساختۀ ” دستور، گرامروقدامت زبان” را وسیلۀ خواهش های ناجایزخود می‌سازند. بی خبر از آن‌که هیچ زبانی ميراث خوار، آنهم در محدودۀ اشخاص انگشت شمار ندارد و گوینده گان هیچ زبانی، اشخاص را قیم و کفیل زبان خود نه گمارده اند. زبان ها در واقع میراث مشترک و دارایی فرهنگی و یکی از نماد های هویتی یک ملت می تواند بود (رومان، 1387).
3- تعصب حزبی و گروهی: ضدیت های حزبی- گروهی ضربه های مهلکی برروند توسعۀ اجتماعی کشور وارد آورده است. هرچند این پدیده عمرطولانی درتاریخ ندارد، اما ساحۀ تخریب ودامنۀ فساد ناشی ازآن گسترده بوده است. بارها اتفاق افتاده که منافع علیای ملی درپای خواسته های فرکسیونی، حربی، گروهی و تنظیمی قربان شده اند. یکی از مولفه های روشنگری ملی این است که هرشهروند با اتکا به خرد و تعقل کسبی و تجربی به این نتیجه برسد که منافع ملی والاتر و اولی تر از منافع گروهی و حزبی یا تنظیمی است و آن‌را در محاسبۀ همکاری و همیاری خویش در رابطه با گروه های سیاسی ملاک عمل قراد دهد (رومان، 1387).
4- تعصب مذهبی: تضاد های دینی در آزمنۀ قبل از اسلام وتضاد های مذهبی بعد از اسلام نیز به گونۀ بسیار فعال ساری و جاری بوده است. بسترگرم آن را نبرد آهورا مزدا و اهریمن، نور و ظلمت، یکتا پرستی و دوآلیستی یا دوتا پرستی، الاهیون و مادیون قبل از اسلام و فرقه های شیعی مانند زیدیه و امامیه و دیگران، تسنن و انواع تشیع بعد از اسلام، تشکیل می دهد(رومان، 1387).
5- تعصب سنت و مدرنیته: اختلاف محافظه کاری وتجدد پسندی یکی ازمانع های مهم در راه ترقی اجتماعی و اقتصادی کشورما حد اقل اززمان مشروطیت اول، دوم ودوره های بعد ازآن بوده است. اصلاح گری و محافظه کاری، مقاومت در برابر هر تحول و نوآوری، خردگرایی وخرافات گرایی، علت های عمدۀ قرارگرفتن کشور در یک دایرۀ سرگردان می باشد. کشوربه نسبت مصروفیت های بسیط روزانه، از دریافت نقطۀ وصل این دو عاجز مانده و تفکر روشنگری نیز به سبب اشتغال دردفاع و حمله، وجوه پیوند دهندۀ سنت ومدرنیته را درنیافته است. افراط تجدد با تفریط سنت مواجه بوده و درین نبرد نابرابر برد ازآن تفریط می باشد. زیرا اصلاح‌طلبان پایگاه وسیع اجتماعی نداشته اند و با توجه به فهم وسواد وآگاهی عمومی، تعصب سنتی نتوانسته است همراهان زیادی را با خود همزبان و همدستان سازد(رومان، 1387).
6- تعصب جنسیتی: این تعصب درجامعۀ ما عمومیت دارد. از تساوی زن ومرد استفادۀ ابزاری وشعاری صورت می‌پذیرد وبنا بر دلایل معلوم به این تساوی در سطوح محدود از خانواده تا اجتماع بهای لازم گذاشته نمی شود. چرا چنین است؟ در آسیب شناسی های اجتماعی گفتن حرف آخرآنهم درمواردی که بسیارناشکافته مانده اند؛ از چند جهت کار دشوار است(رومان، 1387).
موجز این‌که فرصت طلبان، استفاده جویان و آن‌هایی که توان رقابت سالم سیاسی، اجتماعی، اداری و مدیرتی را ندارند و صعود به رأس اهرم سیاست، اقتصاد، اداره و اجتماع را نوعی منبع درآمد ناجایز برای خود وگروه مربوط خود میدانند، درعقب شعارهای قومی، زبانی، سمتی، مذهبی وغیره سنگر می‌گیرند. این شیوۀ برخورد نه تنها از بال پرواز تا فاصله های دور محروم است، بلکه برنامۀ همه شمول ندارد و خود ایجادگر تعصب های رقیب وپرورش دهندۀ تنازع جدید است که دیریا زود به هم آورد وحریف آن مبدل می شود. درنتیجه سوگمندانه مشاهده می شود که مفاخرفرهنگی وتاریخی کشور با سنجش های پیش پا افتادۀ قومی، رنگ قومی می‌گیرد وکارنامۀ شخصیت های تاریخی، به خانواده ها و قوم شان منحصر و محدود ساخته می شود. یکی برآن می نازد و دیگری برآن می تازد(رومان، 1387).
7.نژادپرستی : نژادپرستی یعنی تعصب و پیش‌داوری مبتنی‌بر تمایز‌های جسمانی که از نظر اجتماعی اهمیت دارند. نژادپرست کسی است که معتقد است برخی از افراد به‌دلیل تفاوت‌های نژادی برتر یا پست‌تر از دیگران هستند( لوک بدار ودیگران،1999،ترجمه گنجی،1383).
2-2-2 عزت نفس
عزت نفس از جمله مفاهيمي است که در چند دهه اخير مورد توجه بسياري از روانشناسان و پژوهشگران قرار گرفته است و يکي از موضوعات مهم جنبه هاي فردي، اجتماعي و روانشناختي مي باشد. در سالهاي 65-1959 فشرده ترين مطالعات درباره عزت نفس صورت گرفته است(بيابانگرد، 1372،ص10).
موضوع عزت نفس از نظر قدمت ريشه در مباحثي که علماء و فلاسفه تعليم و تربيت در گذشته داشته اند، دارد. در طول هزاران سال گذشته، گزارشات تاريخي، نظريات فلاسفه و انديشمندان و شاعران، براين مطلب گواه دارند که براي انسان هيچ حکم ارزشي مهمتر از داوري وي در مورد خودش نيست. در طول صد سال گذشته نيز بسياري از روانشناسان اين نظريه را پذيرفته اند که انسان داراي نياز به عزت نفس است و ارزشيابي شخص از خويشتن قطعي ترين عامل در روند رشد رواني است(بيابانگرد، 1372، 10). نياز به عزت نفس فقط از آن انسان است، به اين دليل که فقط انسان است که داراي استعداد نماد سازي و تفکر است. اين نياز در انسان از ابتداي طفوليت تا هنگام مرگ وجود دارد(بيابانگرد، 1372، 14).
روانشناسان مختلف نيز بيان داشته اند که افراد با نياز براي تجربه عزت نفس بالا متولد مي شوند به عنوان مثال مازلو اشاره کرده است:« بعد از اينکه وابستگي افراد ارضاء شد، آنها بطور جدي براي ارضاي نيازهاي مربوط به ارزش و احترام کوشش مي کنند» وي اشاره مي کند: «همه افراد در اجتماع يک نياز يا تمايل براي داشتن يک ديد مثبت و خوب نسبت به خوشان دارند». بنابراين نياز به عزت نفس يا خود ارزشمندي و احترام به خود از جمله نيازهاي طبيعي انسان است. انسان موجودي است اصالتاً اجتماعي، زماني که نياز به احترام به خود ارضاء شود. انسان احساس خوشايندي از اعتماد بع نفس و خودارزشمندي، توانايي، قابليت، لياقت و کفايت پيدا مي کند و وجود خود را در زندگي مفيد، مؤثر و موّلد مي يابد(افروز، 1374، 22).
تعاریف عزت نفس:
تعاريف متعددي از عزت نفس به عمل آمده است که به مواردي از آنها اشاره مي شود: در فرهنگ لغت وبستر (1968)، از عزت نفس به عنوان اعتماد و رضايت در خويشتن، نظر مثبت فرد درباره خود ياد شده است. از نظر ويليام جيمزعزت به آرزوها و ارزشيابي که آدمي براي خود تصور مي نمايد اشاره دارد و بطورکلي عزت نفس يا حساس ارزش در فرد توسط توانايي هاي واقعي فرد و نيرو هاي بالقوه وي محاسبه مي شود» (فرهنگ لغت وبستر، 1968،ص 206).
از نظر راجرز، عزت نفس عبارتست از :«ارزيابي و ارزشيابي مداوم شخص نسبت به ارزشمندي خود و نوعي قضاوت شخص نسبت به ارزشمندي وجود خويش مي باشد. اين صفت خاصيتي عمومي است و در همه انسانها وجود دارد و يک حالت ثابت و دائمي دارد.» (شفيع آبادي، 1377).
مازلو از عزت نفس به عنوان يک نياز ياد کرده و بيان مي کند: « همه افراد جامعه ما به يک ارزشمندي ثابت و استوار و معمولا عالي از خودشان، به احترام به خود يا عزت نفس يا احترام به ديگران تمايل يا نياز دارند. » (اسلامي نسب، 1373، 309). مازلو عزت نفس را عبارت می‌داند از شایستگی، توانمندی، کفایت، اطمینان، استقلال و آزادی. چنانچه ارضاء گردد فرداحساس ارزشمند بودن، توانا بودن، مثمر به ثمر بودن و احساس غرور واعتماد به خود می‌کند واگر ارضاء نگردد فرد احساس حقارت، درماندگی وضعف می‌کند(مدی، 1976).
از نظر کوپر اسميت، عزت نفس به ارزشيابي فردي نسبت به خود اشاره دارد که بيانگر نگرشي از موافقت و پذيرش يا عدم موافقت نسبت به قابلت ها، اهميت، موفقيت و ارزش خود مي باشد که معمولا فرد اين ارزشيابي را حفظ مي کند. بطور خلاصه، عزت نفس يک قضاوت شخصي از با ارزش بودن است که از طريق نگرشهايي که فرد راجع به خودش دارد، نشان داده مي شود و يک تجربه فاعلي است که فرد از طريق گزارشهاي کلامي و ديگر تجليات رفتاري ابراز مي کند (کوپر اسميت، 1976، 5).
راجرز عزت نفس را عبارت می‌داند از ارزیابی مداوم شخص نسبت به ارزشمندی خویشتن خود (شاملو، 1368).
بطور کلي مي توان گفت:« ارزيابي فرد از خود پنداره خود بر حسب ارزش کلي آن عزت نفس ناميده مي شود و به فرد اين امکان را مي دهد که در رفتار هايش از يک روش بيشتر از روشهاي ديگر پيروي نمايد و بنابراين تلويحات رفتاري مهمي براي فرد در بر دارد. »(اسلامي نسب، 1373، 49).
تفاوت عزت نفس، خودپنداره و اعتماد به نفس
بايد توجه داشت که عزت نفس با مفهوم خودپنداره متفاوت است، هر چند که غالباً اين دو مفهوم به يک معني به کار برده مي شود. خود پنداره مجموعه اي از عقايد فرد درباره خود است که بيشتر بر مبناي توصيف است تا قضاوت، ممکن است بعضي از بخش هاي خودپنداره خوب يا بد تلقي شود، ولي بعضي از بخش ها نه خوب تلقي شود و نه بد. اينکه کسي موي سياه دارد و صداي بمي دارد بخشي از خودپنداره است ولي اين خصوصيات نه خوب هستند و نه بد. در حالي که عزت نفس عبارتست از ارزشي که اطلاعات درون خود پنداره، براي فرد دارد. بايد توجه داشت که که بين عزت نفس و اعتماد به نفس نيز تفاوت وجود دارد. اعتماد به نفس حس عمومي از نظارت خود و محيط است در حالي که عزت نفس بيشتر حس عاطفي از پذيرش خويش و احساسي ارزشمندي است، عزت نفس براي فرد بسيار کلي تر و اساسي تر است و انعکاسي از خود انگاره فرد است و چيزي نيست که فرد با آن زاده شود، بنابراين اعتماد به نفس مي تواند در عزت نفس نقش داشته باشد اما اين دو مترادف نيستند (اسلامي نسب، 1373، 48).
نیاز حرمت و احترام به خود
فرد پس از برآورده ساختن نیازهای فیزیولوژیکی، ایمنی و عشق متوجه جلب احترام دیگران و احترام به خود می‌شود. همه ما به عنوان یک انسان احساس می‌کنیم حق داشته باشیم که دیگران در قالب وجودی صاحب ارزش، با ما رفتار کنند. شخصی که احساس ناکارآوری می‌کند احتمالاً توان و انرژی خود را به قصد تأیید کارآوری، متوجه خویش می‌سازد. او مایل است کارآوری و شایستگی خود را به دیگران نشان دهد ولی بیشتر به قانع ساختن خویش سرگرم می‌شود. نیاز احترام به خود با عزت نفس تعامل دارد یعنی احساس‌هایی که درباره خودتان دارید تا اندازه‌ای بسیار زیاد با باورهایتان نسبت به دیگران بستگی د ارد به ویژه دیگرانی که به شما احترام می‌گذارند. اشخاصی که به خود احترام می‌گذارند و یا از سوی دیگران احترام می‌بینند به ندرت اتفاق می‌افتد که بخواهند توانایی‌ها و ظرفیت‌های خویش را نشان دهند. آنها صرف نظر از آنچه انجام داده‌اند یا می‌دهند و یا دیگران چگونه احترام‌شان را دارند از این وضع لذت می‌برند و شاید دچار غرور و افتخار هم شوند این دسته افراد مداوماً‌ به تعریف و تمجید نیاز ندارند و خواهان توجه مستمر نیستند (هر چند ممکن است از توجه خوششان آید). این‌گونه افراد از داور‌های نسبت به خود یا قضاوت کردن درباره دیگران نه ترس و واهمه‌ای دارند و نه از انجام این کار عقب‌نشینی می‌کنند. آنها همچنین نیاز دارند که برای رفع نگرانی‌های خود وقت و انرژی فراوانی صرف نمایند (بخشی، 1383).
دیدگاه‌های دانشمندان درباره عزت نفس:
ازميان نظرياتي كه به بحث درباره ((خود)) ، (( تحقق خود )) ، ((خودپنداره))، عزت نفس و … مي‌پردازند، همگي مربوط به جنبه اي مهمي از رشد شخصيت محسوب مي شود نظريات بعضي از روان شناسان و نظريه پردازان انسان گرا در اين مورد مهم‌تر و قابل بحث است. به همين دليل ابتدا به جندين نظريه از روان شناسان مكاتب مختلف مي پردازيم و بعد به تفصيل به بحث در مورد اين امر از ديدگاه انسان گرايي مي پردازيم.
نظرفروم :
فروم از مكتب روان كاوي، عزت نفس را يك نوع «تحقق مثبت» يا «فعليت يافتن نفس» مي داند كه فرد را نفي مي سازد. به عقيده فروم، شخصي كه قادر باشد واقعاً خودش را دوست بدارد، در نتيجه به ديگران نيز بيشتر مي‌تواند علاقمند باشد. همچنان فردي كه قادر به دوست داشتن ديگران نيست، خودش را نيز نمي‌تواند دوست بدارد. به نظر فروم «خودشيفتگي نخستين» صفت علاقه به خود را دارد. در صورتي كه «خودشيفتگي ثانوي» نوعي دفاع است عليه آگاهي به از دست دادن عزت نفس. خودشيفتگي ثانوي آنچنان كه در خودستايي و در مورد توجه شديد به بدن خود و در خودمركزي ديده مي شود، ديگر عشق به خود نيست بلكه نفرت از خويشتن است كه از احساس شكست و تصور مورد محبوبيت نبودن توليد مي شود (بلوم، 1352).

–419

2130757-70918600
دانشگـاه آزاد اسلامـي
واحـد تهـران مركـزي
دانشكـده روانشناسی و علوم اجتماعی – گـروه روانشناسی
پايـان نامـه بـراي دريـافت درجـه كارشناسـي ارشد (M.A)
گرايـش: ” روانشناسی تربیتی”
عنـوان:
تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان
استـاد راهنمـا:
دكتـر مهنـاز استکـی
استـاد مشـاور:
دكتـر افسانـه قنبـری پنـاه
پژوهشـگر:
مهسـا همتیـان
تابستـان 1393
تقدیـم بـه :
تقدیم به آفریننده ای که ما را از هیچ به هستی رساند.
( خداوند مهربان )
تقدیم به کسانیکه ذره ذره وجودم را با عشق، فداکاری و محبت خویش به تکامل و تعالی سوق دادند.
( پدر و مادرم )
سپـاسگـزاری :
حمد و سپاس، پروردگار یکتا را سزاست، که عزیز و زیباست و طاعتش موجب قربت است. انجام این پژوهش را مدیون انسانهای بزرگی هستم که محبت و خضوع را معنا کردهاند.
اساتید بزرگوارم سرکار خانم مهناز استکی و سرکار خانم افسانه قنبری پناه
که از خداوند متعال سلامت و سعادت را برایشان خواستارم
همچنین از سرکار خانم لشگری که با کمکهای ارزندۀ خویش
مرا در مراحل مختلف یاری نمودند، تشکر و قدردانی مینمایم.

تعهد نامه اصالت پایان نامه کارشناسی ارشد
اینجانب مهسا همتیان دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته به شماره دانشجویی 910855539 در رشته روانشناسی تربیتی که در تاریخ 23/6/93
از پایان نامه خود تحت عنوان: ” تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان”
با کسب نمره 18 و درجه عالی دفاع نمودهام بدینوسیله متعهد میشوم :
این پایان نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و…) استفاده نمودهام، مطابق ضوابط و رویههای موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کردهام.
این پایان نامه قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح، پایینتر یا بالاتر) در سایر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و… از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوط را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود. عواقب ناشی از آن را بپذیرد و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلیام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی:
تاریخ و امضاء:
بسمه تعالی
در تاریخ : 23/6/93
دانشجوی کارشناسی ارشد مهسا همتیان از پایان نامه خود دفاع نموده و با نمره بحروف با درجه مورد تصویب قرار گرفت.

امضاء استاد راهنما

بسمه تعالي
دانشكده روانشناسی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی
(اين چکيده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهيه شده است)
نام واحد دانشگاهي : تهران مركزي کد واحد :101 كد شناسايي پايان‌نامه : 10120702922047
عنوان پايان نامه : تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان
نام ونام خانوادگي دانشجو: مهسا همتیان
شماره دانشجوئي : 910855539
رشته تحصيلي : تاريخ شروع پايان نامه : 7/12/92
تاريخ اتمام پايان نامه : 23/6/93
استاد /استادان راهنما : دکتر مهناز استکی
استاد/استادان مشاور : دکتر افسانه قنبری پناه
آدرس و شماره تلفن :
چكيده پايان نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش‌هاي اجرا و نتايج به دست آمده) :
پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر قصه گویی بر نشانه های رفتار لجبازی – نافرمانی انجام گردیده است. مطالعه از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون بود. گروه نمونه این پژوهش متشکل از 20 نفرکودک در سنین 4 تا 6 سال ، که شامل 10 نفر گروه آزمایش و 10 نفر گروه کنترل است، که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان کودک دارای نشانه ی لجبازی – نافرمانی شناسایی شده اند.
سپس در طول مدت 2 ماه در 13 جلسه ی 60 دقیقه ای شرکت داده شدند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس بررسی شد. نتایج نشان داد قصه درمانی موجب کاهش نشانه های لجبازی- نافرمانی در آزمودنیها شده است .(P<0/01)
این نتیجه با یافته های پژوهشگران دیگر تطابق دارد و قابلیت کاربرد قصه درمانی را در درمان مشکلات رفتاری کودکان نشان می دهد.
کلید واژه ها : قصه درمانی ، اختلال لجبازی – نافرمانی
نظر استاد راهنما براي چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است تاريخ وامضاء :
مناسب نيست
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کلیات پژوهش
TOC h z t “تیتر اصلی;1;زیر تیتر;1” 1-1- مقدمه PAGEREF _Toc416711281 h 11-2- بیان مسئله PAGEREF _Toc416711282 h 51-3- اهداف پژوهش PAGEREF _Toc416711283 h 91-4- ضرورت موضوع پژوهش PAGEREF _Toc416711284 h 101-5- فرضیه پژوهش PAGEREF _Toc416711285 h 131-6- تعریف متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc416711286 h 131-6-1- متغیر مستقل : قصه درمانی PAGEREF _Toc416711287 h 131-6-2- متغیر وابسته : اختلال لجبازی – نافرمانی کودک (ODD) PAGEREF _Toc416711288 h 14فصل دوم : مرور پیشینه
2-1- مقدمه PAGEREF _Toc416711289 h 152-2- بخش اول اختلال لجبازی – نافرمانی PAGEREF _Toc416711290 h 152-2-1- اختلال لجبازی- نافرمانی کودکی PAGEREF _Toc416711291 h 152-2-2- همه گیر شناسی PAGEREF _Toc416711292 h 212-2-3- ملاحظات تشخیصی و ویژگیهای بالینی PAGEREF _Toc416711293 h 242-2-4- تشخیص افتراقی PAGEREF _Toc416711294 h 282-2-5- ویژگیها و اختلال های توأم PAGEREF _Toc416711295 h 302-2-6- بررسی های آسیب شناختی و آزمایشگاهی PAGEREF _Toc416711296 h 312-2-7- سیروپیش آگهی PAGEREF _Toc416711297 h 312-2-8- سبب شناسی PAGEREF _Toc416711298 h 322-2-9- سازوکارهای شناختی رفتاری PAGEREF _Toc416711299 h 342-2-10- درمان PAGEREF _Toc416711300 h 392-3- بخش دوم : قصه ، جایگاه و کابردهای بالینی آن PAGEREF _Toc416711301 h 422-3-1- اهداف ادبیات کودکان PAGEREF _Toc416711302 h 422-3-2- روند رشد ادبیات کودکان در جهان PAGEREF _Toc416711303 h 432-3-3- قصه و اهمیت آن PAGEREF _Toc416711304 h 442-3-4- نقش قصه در رشد عاطفی ، اجتماعی و شناختی کودک PAGEREF _Toc416711305 h 472-3-5- معیارهای مورد توجه قصه گو برای انتخاب قصه PAGEREF _Toc416711306 h 522-3-6- نکات مورد توجه قصه گو در حین قصه گویی PAGEREF _Toc416711307 h 532-3-7- ویژگی های قصه در فرآیند قصه درمانی PAGEREF _Toc416711308 h 542-3-8- رویه های قصه درمانی PAGEREF _Toc416711309 h 552-3-9- قصه گویی به عنوان یک راهبرد درمانی PAGEREF _Toc416711310 h 622-3-10- قصه در خانواده درمانی PAGEREF _Toc416711311 h 652-3-11- قصه پردازی در روان درمانی کودک PAGEREF _Toc416711312 h 682-3-12- قصه درمانی به شیوه گروهی PAGEREF _Toc416711313 h 692-3-13- قصه در رویکردهای نظری روان درمانی PAGEREF _Toc416711314 h 722-3-14- روان تحلیل گری PAGEREF _Toc416711315 h 732-3-15- روان شناسی فردی (آدلری ) PAGEREF _Toc416711316 h 752-3-16- شناخت درمانی PAGEREF _Toc416711317 h 762-3-17- رفتار درمانی PAGEREF _Toc416711318 h 772-3-18- پیشینه پژوهش PAGEREF _Toc416711319 h 79فصل سوم : روش شناسی پژوهش
3-1- مقدمه PAGEREF _Toc416711320 h 883-2- جامعه آماری PAGEREF _Toc416711321 h 893-3- نمونه و روش نمونه گیری PAGEREF _Toc416711322 h 893-4- ابزار اندازگیری PAGEREF _Toc416711323 h 903-5- پرسشنامه علائم مرضی کودکان CSI-4 PAGEREF _Toc416711324 h 903-6- اجرا و نمره گذاری پرسشنامه CSI-4 PAGEREF _Toc416711325 h 903-6-1- نمره گذاری براساس نمره برش غربال شده PAGEREF _Toc416711326 h 913-6-2- نمره گذاری بر اساس شدت نشانه های مرضی PAGEREF _Toc416711327 h 913-6-3- چگونگی نمره گذاری پژوهشگر PAGEREF _Toc416711328 h 913-7- پایایی و اعتبار پرسشنامه در 4 CSI- PAGEREF _Toc416711329 h 923-8- وسایل لازم برای قصه درمانی PAGEREF _Toc416711330 h 943-9- طرح درمانی و شرح مختصر جلسات PAGEREF _Toc416711331 h 953-10- روش تحلیل داده ها PAGEREF _Toc416711332 h 105فصل چهارم : تجزیه و تحلیل دادهها
4-1- مقدمه PAGEREF _Toc416711333 h 1064-2- مفروضات تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc416711334 h 1084-3- فرضیه‌‌ی پژوهش PAGEREF _Toc416711335 h 113فصل پنجم : بحث و نتیجهگیری
5-1- بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc416711336 h 1155-2- محدودیت های پژوهش PAGEREF _Toc416711337 h 1165-3- پیشنهادها PAGEREF _Toc416711338 h 1175-3-1- پیشنهادهای پژوهشی PAGEREF _Toc416711339 h 1175-3-2- پیشنهادهای کاربردی PAGEREF _Toc416711340 h 118منابع و مآخذ
منابع فارسی PAGEREF _Toc416711341 h 122منابع انگلیسی PAGEREF _Toc416711342 h 126پیوستها
پیوست ها PAGEREF _Toc416711343 h 130

فهرست جداول
عنوان صفحه
TOC h z t “جدول;1” جدول (4-1) نتیجه اجرای پرسشنامه CSI-4 مربوط به متغییر لجبازی-نافرمانی گروه های آزمایش و کنترل PAGEREF _Toc416703594 h 107(جدول4-2 ) خلاصه نتایج مفروضه یکسانی شیب رگرسیون بین متغیر گروه ها و پیش آزمون PAGEREF _Toc416703595 h 108جدول (4 -3 ) شاخصه‌های آماری برای محاسبه آزمون کالموگروف اسمیرنف (مفروضه نرمال بودن توزیع داده‌ها) PAGEREF _Toc416703596 h 110جدول (4 -4 ) شاخصه‌های آماری برای محاسبه آزمون لوین (مفروضه برابری واریانس‌ها) PAGEREF _Toc416703597 h 111جدول(4- 5) خلاصه نتایج مفروضات تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc416703598 h 112جدول (4- 6) خلاصه نتایج آزمون تحلیل کواریانس PAGEREF _Toc416703599 h 114

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
TOC h z t “نمودار;1″ نمودار (4-1) میانگین پیش آزمون و پس آزمون لجبازی و نافرمانی در هر دو گروه PAGEREF _Toc416703637 h 108نمودار(4-2) شیب رگرسیون PAGEREF _Toc416703638 h 109نمودار (4-3) نتایج مربوط به برابری واریانس‌ متغیر لجبازی – نافرمانی در پیش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc416703639 h 111نمودار(4-4) مفروضه خطی بودن رابطه بین پیش آزمون و پس آزمون تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc416703640 h 112(نمودار4- 5) میانگین تعدیل شده پس از حذف اثر پیش آزمون بر پس آزمون PAGEREF _Toc416703641 h 113
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
امروزه اگرچه شاهد علاقه زیادی در زمینه مراقبت و درمان کودکان مبتلا به اختلال رفتاری هستیم ، اما این امر در حوزه بهداشت روانی پدیده ای نسبتا جدید است ، آغاز توجه به بهداشت روانی کودک را، به وضوح تنها تا مدتی قبل از اوائل قرن بیستم می توان ردیابی کرد . البته مدت زمانی هم طول کشید که در راهنماهای تشخیص اختلال روانی ، فصلی هم به اختلال های روان شناختی و الگوهای ناسازگارانه رفتار کودکان و نشانه شناسی آنان اختصاص یافت . امروز در سایه مطالعات علمی ، دانش ما درباره مشکلات دوره کودکی به طور روز افزون در حال افزایش است . شیوه های مطالعه علمی ، دنیایی از یافته ها و البته سوالهای بیشتر را پیش روی ما گشوده است . این یافته ها طبقه بندی های قبلی را اصلاح می کند ، بسط می دهد و دسته بندی های جدیدی را اضافه می نماید (موریس و کراتوچویل ،ترجمه نائینیان1389 )
براساس DSM-V جدیدترین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی پانزدهمین طبقه تشخیصی شامل :
اختلال لجبازی- نافرمانی ، اختلال انفجاري متناوب ، اختلال سلوک ،اختلال شخصیت ضد اجتماعی،آتش افروزی، دزدي بيمارگون وسایر اختلالهای در هم گسیخته خاص و غیر خاص ، کنترل تکانشی و سلوک می باشد. ( راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ؛2013 )
اغلب کودکان به ویژه در نوجوانی یک دوره منفی گرایی و نافرمانی و نافرمانی خفیف را پشت سر می گذارند و اغلب والدین از خصومت یا جر و بحث کردن های گاه و بی گاه فرزندانشان شاکی هستند . اما اگر چنین رفتارهایی بیشتر اوقات وجود داشته باشند ، چه پیش می آید ؟ کودکان و نوجوانان دارای اختلال لجبازی ـ نافرمانی ، الگوی رفتاری منفی ، خصمانه و نافرمان نشان می دهند که به مشکلات خانوادگی یا تحصیلی مهمی منجر می شود . این اختلال از تمرد و نافرمانی معمولی کودکی و نوجوانی خیلی شدیدتر است . کودکان و نوجوانان مبتلا به این اختلال ، بارها از کوره در می روند ، جرو بحث می کنند ، از انجام دادن آنچه به آنها گفته شده خودداری می کنند و عملا دیگران را می رنجانند . آنها زود رنج ، ناراحت وستیزه جو ، مغرور و حق به جانب هستند . آنها به جای اینکه خودشان را علت مشکلاتشان بدانند ، دیگران را سرزنش می کنند یا اصرار دارند که آنها قربانی شرایط هستند . برخی از کودکان که به این صورت رفتار می کنند ، بیشتر با والدینشان مقابله می کنند تا با غریبه ها ، اما اکثر آنها در هر زمینه ای مشکل دارند .رفتار آنها در عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی شان طوری اختلال ایجاد می کند که احترام معلم ها و دوستی همسالانشان را از دست می دهند . این شکستها باعث می شوند که آنها احساس بی کفایتی و افسردگی کنند (هالجین، و کراس ترجمه سید محمدی ، 1391 )
اولین نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی معمولاً در سالهای پیش از دبستان ، و به ندرت دیرتر از سنین نوجوانی ظاهر می شود . پسرها بیشتر از دخترهای هم سن ، به این اختلال دچار می شوند ، اما بعد از بلوغ این اختلال به طور برابر در دخترها و پسرها شایع است . در برخی موارد اختلال لجبازی –نافرمانی به اختلال سلوک تبدیل می شود . در واقع اغلب کودکان دارای اختلال سلوک سابقه لجبازی و نافرمانی دارند .
با این حال ، همه کودکان دارای اختلال لجبازی –نافرمانی به سمت رفتارهای اخلالگرانه جدی تر که با اختلال سلوک همراه هستند پیش نمی روند (لاهی و همکاران ، 1992 )
به موازات پژوهشهای گسترده ، که به شناخت و آگاهی بیشتر درباره انواع ، نشانه ها ، عوامل زمینه ساز و تمیز بین اختلال های رفتاری کودکان انجامیده ، حجم مطالعات در مورد درمان روان شناختی آنها نیز به سرعت در حال افزایش است .روش های منتج از سیستم های نظریه ای اولیه (روان تحلیل گری ، رفتارگرایی ، سیستم های خانواده و نظریه های مربوط به رشد ) مدام در حال نوپردازی و اصلاح و تعدیل هستند . در کنار آن ، هر روز چشم اندازهای جدیدتری در برابر روان درمانی کودک گشوده می شود . مرور ادبیات اخیر ، کاربرد و اثر بخشی رویکردهایی مثل روان تحلیل گری و درمان شناختی رفتاری کودک و همچنین دامنه وسیعی از درمان هایی مثل هنر و موسیقی را نشان می دهد . در بین درمانهای موجود ، اغلب تالیفات روی بازی درمانی و کاربرد قصه ها در درمان کودکان تمرکز دارند (اسکورزلی ، گلد 1999)
استفاده از بازی درمانی به عنوان یک فن ، به نهضت روان تحلیل گری و به کارهای آنافروید و ملانی کلاین در درمان کودکان بر می گردد . (لندرث، ترجمه آرین ، 1390 )
کاربرد درمانی قصه نیز ، ریشه در تفکرات روان تحلیل گری دارد و با کارهای میلتون اریکسون آغاز شد (کارلسون 2001) اریکسون درجلسات درمان ، قصه هایی را متناسب با موقعیت روانی مراجع برای او نقل می کرد و اعتقاد داشت که با بازگویی قصه ها ، نیروهای سازنده و مثبت ، ناخودآگاه مراجع را برای او قابل دسترس می سازد .
بتلهایم و گاردنر نیز بعد ها به کاربرد قصه ، به عنوان ابزار درمانی پرداختند . قصه ها اگرچه در روان درمانی بزرگسالان نیزمورد استفاده قرار می گیرند ، به دلیل هماهنگی ویژه ای که با جهان کودکی دارند ، به طور گسترده تری می توانند در روان درمانی کودکان به کار گرفته شوند . قصه ها فرصت همانند سازی با شخصیت ها ، برون سازی تعارضها و تخلیه هیجانها و کسب بینش را به کودک می دهد(اریکسون ، ترجمه قراچه داغی ، 1386)
مرور ادبیات پژوهشی نشان می دهد که درمانگران کودک ، قصه و قصه گویی را چه در زمینه بازی درمانی و چه به طور مستقل ، هم برای درمان (کودکان دچار سو استفاده جنسی ، دارای اختلال های یادگیری ، مبتلا به ناتوانی های هیجانی و . . . )و هم آموزش مهارت های خاص (مهارت حل مسئله، مهارتهای خود تنظیمی ، شناخت احساسات ، کنترل پرخاشگری و . . . ) به کار گرفته اند .
1-2- بیان مسئله
اگرچه رفتار مقابله ای و سرپیچی ، مخصوصا” در میان کودکان پیش دبستانی ممکن است رفتار هنجاری محسوب شود ، گروهی از کودکان رفتارمقابله ای را چنان فراوان و با شدت نشان می دهند که تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی اجتناب ناپذیر است . همان طور که در چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی DSM-V تعریف شده است ، اختلال لجبازی ، نافرمانی و الگوی عود کننده ای از رفتار منفی کارانه ، نافرمانی ، سرکشی و خصم آلود در برابر اشخاص صاحب قدرت می باشد .
برای اینکه کودک ملاکهای تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی را دریافت کند ، باید دست کم چهار رفتار از رفتارهای زیر را حداقل در طول یک دوره 6 ماهه نشان دهد 1-لجبازی ، 2-جروبحث با بزرگسالان ، 3-امتناع از اطاعت کردن از درخواستها یا اوامر بزرگسالان 4-آزار عمدی مردم 5-سرزنش کردن دیگران 6-زودرنجی در برابر دیگران 7-خشمگین شدن و رنجیدن یا غرض ورزی 8-انتقام جویی. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
علاوه بر این ، اختلال لجبازی – نافرمانی تنها زمانی تشخیص داده می شود که این رفتارها با فراوانی بیشتر از آنچه معمولا در میان کودکان دارای سن وسطح رشدی یکسان دیده می شود ، رخ دهند و به کارکرد اجتماعی ، تحصیلی یا شغلی آسیب رسانند . با این حال ، اگر ملاکهای اختلال سلوک نیز وجود داشته باشند یا رفتارهای مقابله ای تنها در طول دوره اختلال خلقی یا روان پریشی ظاهر شوند، اختلال لجبازی – نافرمانی تشخیص داده نمی شود . (انجمن روان پزشکی آمریکا 1994)
شیوع کنونی اختلال لجبازی –نافرمانی ، در دامنه شیوع 1% تا 11% جمعیت قرار دارد. با متوسط براورد شیوع حدود 3/3 % میزان اختلال نافرمانی مقابله ای ممکن است متفاوت باشد بسته به سن و جنس کودک.به نظر میرسد شیوع این اختلال ،قبل از نوجوانی در مردان تا حدودی بیشتر از زنان است( 1: 4/1 ). (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
به علاوه ، اختلال لجبازی ـ نافرمانی نوعا” در اوایل کودکی شکل می گیرد و رفتارهایی که مشخصه این اختلال هستند (مانند نافرمانی ، خصومت ، جرو بحث ) معمولا تا 6سالگی ظاهر می شوند (فریک و همکاران ، 1993) از آنجا که رفتارهای نافرمانی و خصمانه که مشخصه اختلال لجبازی – نافرمانی هستند می توانند تشدید گردند و به رفتارهای ضد اجتماعی شدید تر تبدیل شوند ، شناسایی و درمان زودهنگام این اختلال می تواند در پیشگیری از پیدایش اختلال سلوک موثر باشد (تولانولوبر ، 1992 )
این در حالی است که استفاده از قصه در چارچوب قصه گویی و قصه درمانی در سالهای اخیر به عنوان یکی از روش های بازی درمانی در متون پژوهشی مطرح شده است (آراد2004)
از جمله آنکه شاپیروو راس (2002) به اثر بخشی و شفابخش رویکردهای قصه ای در روابط درمانگر و بیمار اشاره کرده اند . محدودیت های شناختی کودکان به ویژه سنین پایین از یک سو و پایین بودن انگیزه انها برای مشارکت در فرایندهای درمانی از سوی دیگر ، استفاده از روش های درمانی مستقیم مانند درمان های شناختی – رفتاری را با مشکلاتی رو به رو کرده است . از این نظر به کارگیری رویکردهای قصه با توجه به این که هم نوعی بازی درمانی تلقی می شود (آراد، 2004) و هم نوعی روش آموزشی برای تغییر دادن شیوه های تفکر و رفتار کردن محسوب می شود (تریزنبرگ ومگ گراث، 2001) می تواند محدودیت های فوق را در روان درمانی کودکان کاهش داده و بر اثر بخشی فرایند درمان بیفزاید .
رویکردهای درمانی مبتنی بر قصه ، موجب تحریک ذهن و فعالیت خود اکتشافی کودکان می شود و توان بسیاری برای برانگیختن بینش و تغییر رفتار دارند . این نوع درمان می تواند الگویی برای غلبه بر مقاومت کودک ، یادگیری مفاهیم جدید و الگویی برای رفتار مناسب ارائه کند (زایپس 1995 ، دیوینی 1995 ) .
گسترش فرایند استفاده از قصه درمانی به ویژه قصه درمانی کودکان دارای اختلالات روانی از یک سو و مطرح شدن اختلال لجبازی – نافرمانی به عنوان یکی از اختلالات روانی برجسته ترکودکان و نوجوانان ، مسئله پژوهش حاضر را بر این دو متغیر یعنی قصه درمانی و اختلال لجبازی – نافرمانی متمرکز کرده است .
برهمین اساس ، پژوهش حاضر در نظر دارد تاثیر قصه گویی را به عنوان یک فن درمانی برروی کاهش نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی مورد بررسی قرار دهد .
قصه ها به راحتی در درون کودک راه می یابند و او را همراه خود به مراحل مختلف ماجرا برده و گزینه های رفتاری و نتایج حاصل را به وی نشان می دهند ، بنابراین به طور خاص و گسترده می توانند در روان درمانی کودکان به کار گرفته شوند (تامپسون ورودلف ترجمه طهوریان ، 1388 ).
فرض بر این است که : قصه پردازی خود کودک به او فرصتی می دهد که به جستجوی مسائل خود و برخورد با آنها در فضایی خیالی و امن و بدون محدودیت بپردازد (داویس 1989 به نقل از کارلسون ، 2001 )
کودک ،” قواعد خود ساخته ای” را براساس پیام استعاره ای قصه شکل می دهند که به جریانهای واقعی زندگی او تعمیم می یابند و رفتار کودک را هدایت خواهند کرد(هفنر 200) در این قالب درمانی لازم نیست که کودک به مشکلاتش اعتراف کند او می تواند شخصیت اصلی را ببیند که با مشکل مبارزه می کند ، به جستجوی گزینه های مختلف بر می خیزد و به راه حل مشکلات دست می یابد (داویس ، 1989 به نقل از کارلسون 2001)
با قهرمان داستان همانند سازی کرده و قالب رفتاری او را برای خود بر می گزیند. به عنوان مثال اغلب داستان ها شخصیتی را به تصویر می کشد که با یای نکره مشخص می شود : پادشاهی ، زنی ، مردی ، شاهزاده ای ، شوهری ، فرزندی و . . . به دلیل کلی بودن لفظ ، امکان همانند سازی با این شخصیت ها فراهم می گردد .
این جنبه عمومی پرسوناژهای داستانی به علت قابلیت تعمیم ، امکان جایگزینی شخصیت مخاطب داستان را فراهم کرده تا فرد به دور از هراس،دست به همانندسازی بزند (کریمی،1388) .
در این جریان ، کودک احساسات مختلف را تجربه کرده و در همان حال درباره آنچه که ممکن بود خود او در چنین مواقعی انجام دهد فکر می کند . کودک در فضای ایمن قصه به دور از اضطراب ، سرزنش و تنبیه ، با مقایسه وضعیت های موجود در قصه ، بازندگی واقعی خود به بینش و خودآگاهی دست می یابد (داویس ، 1989 به نقل از کارلسون 2001) این خوداگاهی می تواند مقدمه ای برای خود تنظیمی و خودکنترلی در کودک باشد .
قصه ها این فرصت را به کودکان می دهند که با شخصیت ها همانندسازی کرده ، تعارض ها را برون سازی ، هیجان ها را تخلیه کنند و به بینش نائل آیند (تبریزی ، 1374 )
بنابر کارکرد آشکارسازی غیر مستقیم نیازها و انگیزه های پنهان در قصه ، کودک از طریق مکانیزمهای مختلف دفاعی نظیر فرافکنی یا همانند سازی می تواند انگیزه ها و نیازهای سرکوب شده خویش را بشناسد و آنها را به شکل صحیح تری والایش کند . (کریمی1388).
با توجه به اینکه از یک سوشناسایی و درمان زود هنگام نشانه های لجبازی – نافرمانی بسیار اهمیت دارد و از سوی دیگرقصه می تواند به راحتی در درون کودک راه یابد، مسأله پژوهش حاضر این است که قصه درمانی چه تأثیری بر نشانه های لجبازی- نافرمانی در کودکان دارد ؟
1-3- اهداف پژوهش
هدف کلی : هدف از پژوهش حاضر تعیین کارایی و تأثیر قصه درمانی بر کاهش نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی کودکان است .
هدف کاربردی : تدوین و ارائه یک الگوی درمانی مبتنی بر قصه جهت استفاده مشاوران و روان شناسان برای پیشگیری اولیه و ثانویه اختلال لجبازی- نافرمانی کودکان است .
1-4- ضرورت موضوع پژوهشجمع بندی مطالعات انجام شده روی شناخت و درمان اختلال لجبازی –نافرمانی کودکان اطلاعات زیر را ارائه می دهد .
مطالعات همه گیر شناسی در جمعیت غیر کلینیکی این صفات را در 16 تا 22 درصد کودکان دبستانی گزارش نموده است (کاپلان و سادوک ترجمه پورافکاری 1382 )
اختلال لجبازی –نافرمانی تقریبا همیشه روابط بین فردی و عملکرد تحصیلی را مختل می کند . این کودکان اغلب فاقد دوست بوده و روابط انسانی را ناخوشایند می دانند . آنها علی الرغم هوش کافی به لحاظ خودداری از انتخاب شریک ، مقاومت در برابر درخواست های خارجی ، اصرار بر حل مشکل بدون کمک دیگران ، دارای عملکرد ضعیف بوده و یا در مدرسه مردود می گردند (خدایاری فرد، 1385 ).
اگرچه رفتار مقابله ای نوعاً در اوائل دوره کودکی ظاهر می شود این نشانه ها ممکن است با افزایش سن ادامه یافته و وخیم تر شود (کازدین و همکاران، 1987)
شناسایی و درمان زودهنگام این اختلال می تواند در پیشگیری از مشکلات ثانوی که در رابطه با این اختلال مطرح می شوند مثل عزت نفس پایین ، تحمل پایین ناکامی ، خلق افسرده و خوی طغیانگر و اختلال سلوک و سوء مصرف الکل و موارد غیر قانونی در نوجوانی ، بسیار موثر باشد (راینکدایتلیووفریمن ترجمه علاقه بند راد ، 1380 )
کودکان مبتلا به این اختلال ، مهارت های حل مسئله ضعیفی نشان می دهند و می کوشند در برابر تحمل رفتارهای معین از سوی اشخاص مهم (مانند والدین ) مقاومت کنند . این تمایز مورد تأیید طیفی از پژوهش هاست که روابط بین جنبه های مختلف شناخت اجتماعی وپرخاشگری شدید را برجسته می سازد (کریک و داچ، 1994 )
پژوهشگران معتقدند(دیگئورگی،1998،اتو2000به نقل از هفنر ، 2003 ) از آنجا که مهارتهای اجتماعی از طریق قصه ها برای کودک به خوبی قابل فهم وبا معنی می شود احتمال تعمیم وبه کارگیری آن ها توسط کودک در زمینه های مشابه افزایش می یابد .
چند نکته اول گفته شده در متن بالا ضرورت توجه به نشانه های این اختلال در کودکی و نیز بازبینی ادبیات مربوط به اتخاذ بهترین گزینه های درمانی را یاداوری می کند ودو مورد آخر ما را به اتخاذ شیوه ای جهت مداخله به منظور آموزش مهارت های حل مسئله نامگذاری احساسات ، درک دیدگاه دیگران و مهارت های اجتماعی و اهمیت آن رهنمون می سازد چرا که ایجاد این توانمندی ها در کودکان مبتلا به اختلال لجبازی – نافرمانی با بازگرداندن کودک به فضای اجتماعی تعامل با بزرگسالان و همسالان و شکستن دور باطل کشمکش های بین فردی آنها می تواند چرخه مشکلات ارتباطی ایشان را برطرف نموده و
ازاتلاف استعدادها جلوگیری کرده و کودک را به جریان رشد و تحول طبیعی برگرداند .
از آنجا که بسیاری از مسائل و مشکلات دوران بزرگسالی ریشه در سالهای اولیه کودکی دارند و لازم است از همان ابتدا به آن ها توجه شود و اقدامات لازم صورت گیرد و از طرفی شیوه های مربوط به حل مسئله بزرگسالان را نیز نمی توان در مورد کودکان استفاده کرد لذا شیوه های آموزشی و درمان متناسب با کودکان از جمله شیوه قصه گویی می بایست به صورت علمی مورد بررسی قرار گیرد (جانگسما و همکاران ، ترجمه صاحبی 1393 )
از منظری دیگر ، چالش مهمی که روان درمانی کودک پیش رو دارد این است که کودکان خود در پی درمان بر نمی آیند بلکه به دلیل اختلالی که مورد توجه اعضای خانواده یا مسئولان مدرسه قرار گرفته است ، نزد درمانگر آورده می شوند . بنابراین کودکان اغلب عقیده دارند به دلیل بدرفتاری یا جهت تنبیه به خاطر کاری نادرست نزد درمانگرها آمده اند. آنها ممکن است تغییرات درمانی را چیزی جز سازش با واقعیت ناگوار تصور کنند و این امر سبب شود که درمانگر را به چشم عامل تنبیه از جانب والدین خود ببینند در چنین شرایطی در برقراری رابطه که مقدمه و گام اساسی درمان است بسیار مشکل خواهد بود . (سادوک و سادوک ، ترجمه پور افکاری ، 1382 )
کاربرد قصه ها در جلسه درمان این کودکان می تواند موجبات رابطه اعتماد آمیز بین درمانگر و کودک را فراهم کند .در نهایت ، این پژوهش می تواند با معرفی شیوه ای که قصه ها را ، به عنوان بخش کامل کننده زندگی کودک ، وارد جلسه روان درمانی می کند ، سطری بر ادبیات روان درمانی کودک اضافه نماید . به نظر می رسد این شیوه نسبت به کار مستقیم با کودکان ، به دلیل علاقه وافر آنان به قصه ها ، جالب تر و لذت بخش تر باشد و در نتیجه توجه کودک را بیشتر و بهتر متمرکز نماید ، تنش فضای آموزشی و درمانی و نگرانی از نحوه عملکرد را به دنبال ندارد و از آنجا که کودک در جریان قصه ، همگام با قهرمان داستان به کشف موقعیت مشکل ، جستجوی گزینه های مقابله ای و انتخاب راه حل می پردازد ، شرایط “یادگیری تجربی ” و” تعمیم پذیری ” و سرایت به محیط طبیعی را به بهترین نحو فراهم می کند .
1-5- فرضیه پژوهش
در پژوهش حاضر فرضیه زیر مورد آزمون قرار گرفته است :
قصه درمانی موجب کاهش شدت نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی در کودکان 6-4 سال میشود .
1-6- تعریف متغیرهای پژوهش1-6-1- متغیر مستقل : قصه درمانی
تعریف نظری : آفرینش دو جانبه است بین قصه گو و شنونده ، که در آن پیامها به بهترین شکل ممکن از قصه گو به شنود انتقال پیدا می کند(چمبرز ترجمه قزل ایاغ ، 1383 )
تعریف عملیاتی : منظور از قصه درمانی در پژوهش حاضر به کارگیری هشت فن قصه درمانی شامل:
1- فن بازی با کلمات احساسی
2- فن قصه گویی با کلمات دارای بار عاطفی مثبت
3- فن کلمه قصه مرا حدس بزن
4- قصه درمانی با استفاده از استعاره ها
5- قصه درمانی با استفاده از اشیا
6- فن مدیریت احساسات در گروه
7- فن قصه ناتمام
1-6-2- متغیر وابسته : اختلال لجبازی – نافرمانی کودک (ODD) تعریف نظری اختلال لجبازی – نافرمانی : الگوی عودکننده ای از رفتار منفی کارانه ، نافرمانی ، سرکشی و خصم آلود در برابر اشخاص صاحب قدرت می باشد (انجمن روانپزشکی امریکا ، 1994 )
تعریف عملیاتی اختلال لجبازی –نافرمانی : کسب نمره برش(4 ≤ ) در خرده مقیاس ODD پرسشنامه علائم مرضی کودکان CSI-4 که با فرم مربی سنجیده می شود .

فصل دوم
مرور پیشین
2-1- مقدمه
پیشینه نظری حاضر در دو بخش تنظیم گردیده است . بخش نخست به بحث در مورد ماهیت ، شیوع ، تعریف ، طبقه بندی و دیدگاه های مربوط به اختلال لجبازی – نافرمانی و درمان آن تخصص یافته و در بخش دوم به موضوع قید ، جایگاه و کاربردهای ان در فعالیت های بالینی پرداخته شده است .
2-2- بخش اول اختلال لجبازی – نافرمانی
2-2-1- اختلال لجبازی- نافرمانی کودکیهیوارد(2000 نقل از خدایاری فرد 1385 ) عنوان می کند اختلال لجبازی –نافرمانی اولین بار در سال 1966 به عنوان یک اختلال رفتاری پیشنهاد شد . با انتشار ویرایش سوم راهنمایی آماری و تشخیص اختلالهای روانی ، اختلال لجبازی ، نافرمانی در یک طبقه جدید و مستقل در طبقه بندی اختلال های روانی جای گرفت .
این مفهوم سازی در DSM-ш DSM-ш-R؛ وIV -DSM در غیاب مدارک تجربی که از متمایز شدن لجبازی –نافرمانی از اختلال سلوک (CD) حمایت کنند ، رخ داد . ODD همراه با CD و اختلال نقص توجه – بیش فعالی ADHD در DSM- ш -R گروهی از اختلال های رفتاری مخرب را در DSM-IV تشکیل می دهند این گروه اغلب با یکدیگر به عنوان اختلال های بیرونی شده مورد توجه هستند، بدین معنی که آنها از طریق رفتارهای ناسازگارانه بیرونی مثل بیش فعالی ، تکانشگری ، پرخاشگری و نافرمانی از قوانین مشخص می شوند . در مقابل اختلال های بیرونی شده، گروهی دیگر از اختلال ها مثل اضطراب و افسردگی قرار دارند که تحت عنوان اختلال های درونی شده معرفی شده اند . این اختلال ها به وسیله احساسات و پریشانی های درونی تجربه شده به وسیله فرد آشکار می شوند . قبلاً ، در تعدادی از طبقه بندی ها اختلال های بیرونی شده مثل ODD به عنوان اختلال های رفتاری و اختلال های درونی شده به عنوان اختلال های هیجانی یا نوروتیک مدنظر بودند . اینچنین توصیفاتی امروزه کمتر مورد استفاده هستند (گیبل ، 1997 نقل از کاکاوند 1385 )
پانزدهمين طبقه‌ي تشخيصي در DSM-Vاختلالات رفتار ایذایي، كنترل تكانه و سلوك هستند. اين طبقه‌ي تشخيصي شامل 7 اختلال است كه در DSM-IV در زير گروه اختلالاتي كه براي نخستين بار معمولاً در شيرخوارگي، كودكي يا نوجواني تشخيص داده مي‌شوند و اختلالات كنترل تكانه كه به گونه‌اي ديگر طبقه‌بندي نشده‌اند، قرار دارند. اختلال بي‌اعتنايي مقابله‌اي، آتش افروزي، دزدي بيمارگون، اختلال انفجاري متناوب و اختلال سلوك مهم‌ترين اختلالات در اين طبقه‌ي تشخيصي هستند.(استین، 2010 ).
تقریبا 24 درصد از کودکان ADHA که برای درمان ارجاع داده می شوند ، ممکن است ملاکهای تشخیصی لجبازی – نافرمانی یا اختلال سلوک را نیز داشته باشند (ایکنباخ و همکاران 1994 نقل از کاکاوند 1385 ) .
در ODD کودک یا نوجوان مکرراً به شیوه های منفی گرایانه ، خصمانه و توأم با نافرمانی در مقابل اشکال قدرت عمل می کند . ملاک های ODD شاید این موضوع را مطرح نمایند که همهی کودکان گاهی اوقات به این شیوه عمل می کنند .چند نکته را برای تشریح این موضوع در نظر گرفته شده است . یکی این که نه تنها این ویژگی ها باید به طور مکرر رخ دهند بلکه باید نسبت به سن و سال و سطح رشدی نامتناسب باشند . دیگر این که فراوانی آنها باید نسبت به کلیشه های کودکان هم سن و سال نیز بیشتر باشد . معمولاً رفتارهای منفی گرایانه و لجبازی به شکل یکدندگی مستمر ، مقاومت در برابر دستورالعمل ها و عدم تمایل به مصالحه و سلطه پذیری یا جر و بحث با بزرگسالان و همسالان ظاهر می شوند . لجبازی و نافرمانی ممکن است به صورت تخطی عمدی و یا مداوم از محدودیت ها رخ دهد که معمولاً به شکل نادیده گرفتن دستورها ، مشاجره و ناتوانی در تحمل سرزنش به خاطر بد رفتاری دیده می شوند . تظاهرات اختلال همواره در محیط خانه دیده می شود ولی در مدرسه یا اجتماع چندان آشکار نیستند. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
نشانه های این اختلال به طور اخص در تعامل با بزرگسالان یا افرادی که شخص به خوبی آنها را می شناسد بیشتر آشکار می شود و در نتیجه ممکن است در جریان معاینهی بالینی ظاهر نشود. معمولا اختلال لجبازی –نافرمانی قبل از 8 سالگی و حداکثر تا اوایل نوجوانی ظاهر می شود ولی بعد از آن دیده نمی شود. نشانه های مخالفت و نافرمانی اغلب در خانه رخ می دهند ولی به تدریج در سایر زمینه ها نیز دیده می شوند . شروع این اختلال تدریجی است و در طول دوره ای چند ماهه یا چند ساله شکل می گیرد . در میزان قابل ملاحظه ای از موارد، اختلال لجبازی نافرمانی بر اختلال سلوک مقدم است (انجمن روانپزشکی امریکا1994).
ODD هم در دخترها و هم در پسرها گزارش شده است و به طور کلی تا اندازه ای شیوع آن در پسرها بیشتر از دخترهاست . نشانه هایی مثل عزت نفس پایین ، ناپایداری خلقی ، استفاده از داروهای محرک غیر قانونی قبل از سنین قانونی ، از ویژگی های همراه ODDهستند در مجموع پسرهای ODD به نظر می رسد در مقایسه با پسرها CD از هوش بالاتری برخوردار بوده هم چنین تعارض کمتری با مدرسه و نظام های اجتماعی داشته ، و نیز نسبت به کودکانCD افسردگی کمتری را تجربه می کنند .(گیبل 1997 ، نقل از کاکاوند 1385 ).
نکته مهم و قابل ذکر که در بالا نیز اشاره ای به آن شد این است که معمولاً نشانه های ODD در پسرها مقاوم ترند و بیشتر به CD تبدیل می شوند . هم چنین جوانان ODDپرخاشگر، به احتمال بیشتری درگذشت زمان نسبت به جوانان ODD غیر پرخاشگر ، به اختلال سلوک مبتلا می شوند (گیبل 1997 ، نقل از کاکاوند 1385 )
نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی (ODD) معمولا قبل از بروز علائم اختلال سلوک CDوجود دارند و بیشتر کودکان مبتلا بهCD نشانه های ODD را هم حفظ می کنند . علاوه بر این ODD و CDارتباطات بسیار مشابهی دارند . مثلا با وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین (ری و همکاران، 1998) با رفتار ضد اجتماعی و والدین مجرم (فارائون و همکاران، 1991 ) و با آشفتگی و نقص عملکرد شیوه های پرورش فرزند در خانواده( فریک و همکاران؛ 1992 )مرتبط هستند . ارتباط تکامی و وابستگی های مشابه نشان می دهند که ODD و CD در یک حوزه روان شناختی (یعنی اختلال های رفتار تخریبی ) قرار دارند . در واقع، با توجه به تشابهات فراوان، برخی جداکردن دونوع اختلال را بی فایده دانسته اند (ری و همکاران ، 1998 )
اگرچه ، تمایز ODD و CDممکن است برای بعضی مقاصد پژوهشی مهم نباشد ، این افتراق دو جنبه بالینی با اهمیت را ، نشان می دهد . نخست اینکه عدم همزمانی تکاملی بین ODD و CD را مشخص می کند ، به این معنا که گرچه بیشتر کودکان CD با شروع در کودکی ، نشانه های ODD را از اوایل زندگی بروز می دهند ، بسیاری از کودکان مبتلا به ODD دچار علائم شدیدتر CD نمی شوند . دوم اینکه چنین تمایزی تأیید می کند که بسیاری از پسران مبتلا به الگوی شروع در نوجوانی ، قبل از بروز CD دارای نشانه های ODD نبوده اند (راینک ، داتیلیو و فریمن ، ترجمه علاقه بند راد، 1380)
یکی از ملاک های اصلی اختلال لجبازی – نافرمانی ، حرف نشنوی است . این در حالی است که پرخاشگری معمولاً مؤلفه این اختلال محسوب نمی شود . کودکان دچار اختلال لجبازی – نافرمانی ، در برابر مظاهر اقتدار ، رفتار خصمانه و منفی بروز می دهند و نافرمانی می کنند این مظاهر قدرت برای کودکان کم سن معمولاً پدر و مادر هستند و برای کودکان بزرگتر ، پدر و مادر ، معلمان و سایر بزرگسالان.
الگوی خلق تحریک پذیر و عصبانی ،رفتار جدلی و مقاومتی،کینه جویی مداوم که حداقل 6 ماه دوام داشته باشد و در این مدت 4 مورد از موارد زیر حضور داشته باشند و در رفتار متقابل با حداقل یک فرد غیر خواهر یا برادر بروز پیدا کند :
خلق عصبانی و تحریک پذیر:
1-اغلب از کوره در می رود .
2- غالباً حساس است و سریع از دست دیگران ناراحت می شود .
3- غالباً خشمگین و دلخور است .
رفتار جدلی و مقاومتی:
4- اغلب با مظاهر قدرت یا بزرگسالان ، جروبحث می کند .
5-به طور فعالانه مبارزه طلب است یا نسبت به درخواست ها ومقررات بزرگسالان بی اعتنایی یا عدم همکاری نشان می دهد .
6-اغلب به طور عمدی مزاحم دیگران می شود .
7-اغلب دیگران را به خاطر بد رفتاری یا اشتباهات خود سرزنش می کند.
انتقام جویی:
8- کینه توزی یا انتقام جویی حداقل 2 بار در 6 ماه گذشته . (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
توجه : تداوم و تکرار این رفتارها باید برای تشخیص رفتار هنجار از ، رفتار مطابق با نشانه های بیماری استفاده شود. برای کودکان زیر 5 سال،رفتارهای نشانه دار باید در اکثر روزها در یک دوره حد اقل 6 ماهه رخ دهد و برای افراد 5 سال به بالا رفتار نشانه دار باید حداقل یک بار در هفته به مدت حد اقل 6 ماه رخ دهد. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
2-2-2- همه گیر شناسی
مطالعات همه گیر شناسی در جمعی غیر کلینیکی ، این صفات منفی کارانه را در 16 تا 22 درصد کودکان دبستانی گزارش نموده اند . هرچند ممکن است این اختلال در 3 سالگی نیزشروع شود ، ولی معمولا تا 8 سالگی شروع شده و دیرتر از نوجوانی آغاز نمی گردد (کاپلان و سادوک ، ترجمه پورافکاری 1382 )
نشانگان مخالفت و عناد با بالا رفتن سن افزایش می یابد . این اختلال قبل از بلوغ در پسرها بیشتر از دخترها مشاهده می شود ، اما بعد از بلوغ این میزان همسانی بیشتری با یکدیگر پیدا می کند و همچنین نشانگان در هر دو جنس مشترک هستند و تنها در پسرها مقاومت و مقابله ی بیشتری به چشم می خورد( انجمن روانپزشکی امریکا ، 1994 ).
مشکلات سلوک به ویژه در کودکانی که به مراکز مشاوره مراجعه می کنند ، بسیار شایع است . بنابراین به نظر مک ماهون واستس(1997 ، نقل از خدایاری فرد، 1385 ) اختلال رفتاری یکی از شایع ترین اختلالات کودکان است و میزان شیوع آن بین 2تا 10 درصد برای اختلال سلوک (رفتارهای ضد اجتماعی ) و 6تا10 درصد برای اختلال لجبازی – نافرمانی است یک منبع به این مساله اشاره دارد که دخترانی که براساس این تشخیص طبقه بندی شده اند به مراتب بیشتر از پسران هستند و پسران غاًلبا تشخیص اختلال سلوک را دریافت می کنند . (خدایاری فرد ، 1385 )
در این رابطه الگوهای خانوادگی واضحی وجود ندارد ، اما تقریباً تمامی والدین کودکان دارای اختلال لجبازی – نافرمانی ، خودشان با پیامدهای قدرت ، کنترل و خودمختاری درگیر بوده اند . در برخی خانواده ها که دارای چندین کودک لجباز هستند ، مادرها کنترل کننده و افسرده و پدرها پرخاشگر منفعل می باشند در بسیاری از موارد نیز کودکان ناخواسته بوده اند (کاپلان ، سادوک ترجمه پور افکاری ، 1382 )
به نظر می رسد که اختلال لجبازی – نافرمانی در خانواده هایی که حداقل یکی از والدین آن سابقه یک اختلال خلقی ، اختلال لجبازی – نافرمانی ، اختلال سلوک ، اختلال کمبود توجه ، بیش فعالی ، اختلال شخصیت ضد اجتماعی و یا اختلال مرتبط با مواد داشته اند ، بسیار شایع است (کاپلان و سادوک، ترجمه پورافکاری ، 1382 )
تحقیقات همه گیر شناسی نشان داده اند رفتارهای مخل و ضد اجتماعی ، دو مورد از مهم ترین مشکلات کودکان و والدین هستند و هزینه های زیادی به جامعه تحمیل می کنند (لوبر،لاهی و توماس ، 1991 ) در(DSM-IV) شیوع اختلال لجبازی – نافرمانی به فراخور جمعیتی که از آن نمونه گیری شده و به فراخور اطلاع دهندگان (یعنی به نسبت این که اطلاع دهندگان والدین باشد یا کودکان و معلمان ) 2تا16 درصد است (انجمن روانپزشکی آمریکا ، 1994 ) میزان شیوع در نمونه هایی که از سطح اجتماع گرفته شده اندنیز برای اختلال سلوک ، در پسرهای زیر 18 سال 8/1 تا 16 درصد و در دخترها 8/0 تا 2/9 درصد است (لوبر ، بورک و همکاران ، 2000 نقل از شرو در و گوردن ترجمه ی فیروز بخت، 1385 ) این تخمین های شیوع ، نسبت به تخمین های شیوع در DSM-III) (افزایش قابل توجهی دارند هرچند ملاک های اختلال لجبازی–نافرمانیدر) IV (DSM- دقیق تر شده است. در) DSM-III (میزان شیوع اختلال لجبازی – نافرمانی 5تا7 درصد و اختلال سلوک ، 2تا 4 درصد بوده است (انجمن روانپزشکی آمریکا ، 1994 ) اگرچه این ارقام فی نفسه هشدار دهنده اند ولی شمار کودکان و نوجوانانی که رفتارهای مخل و ضد اجتماعی دارند ، عملاً بیش از این است.
60 درصد 13 تا 18 ساله ها قبول دارند که بیش از یک نوع رفتار ضد اجتماعی انجام داده اند، رفتارهایی مثل سوء مصرف مواد، آتش افروزی، تخریب اموال عمومی یا پرخاشگری (کزدین، 1995، نقل از شرودر و گوردن ترجمه فیروز بخت، 1389 ). آخنباخ و ادلبروک(1981 ، نقل از لوبر، بورک و همکاران، 2000 ، شرودر و گوردن ترجمه فیروز بخت 1389 ) گزارش دادند، 50 درصد 4 تا 5 ساله ها به نوعی نافرمان بودند و 26 درصد آنها وسایل را خراب می کردند. و بالاخره شیوع مشکلات سلوک در کودکانی که پایگاه اجتماعی و اقتصادی پایین دارند، بیشتر است.
شیوع کنونی اختلال لجبازی –نافرمانی ، در دامنه شیوع 1% تا 11% جمعیت قرار دارد. با متوسط برآورد شیوع حدود 3/3 % میزان اختلال نافرمانی مقابله ای ممکن است متفاوت باشد بسته به سن و جنس کودک.به نظر میرسد شیوع این اختلال ،قبل از نوجوانی در مردان تا حدودی بیشتر از زنان است( 1: 4/1 ). (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
2-2-3- ملاحظات تشخیصی و ویژگیهای بالینیاز ویژگیهای اساسی اختلال لجبازی-نافرمانی، یک الگوی مکرر . مداوم از خلق عصبانی و تحریک پذیر ، اهل جرو بحث ، رفتار مبارزه طلب و انتقام جویی است.ممکن است افراد مبتلا به اختلال لجبازی-نافرمانی مقابله ای ،نشانه های رفتاری اختلال را نیز نشان می دهند.ممکن است علایم اختلال لجبازی-نافرمانی مقابله ای فقط به یک محیط محدود شود که معمولاً محیط خانه است. افرادی که علایم را به اندازه کافی بروز می دهد که شامل تشخیص می شوند( حتی اگر فقط در خانه نشانه ها را بروز دهد) ، رفتار اجتماعی آنها میتواند دچار مشکل باشد.با این حال ،در موارد شدید اختلال ، علایم بیماری می تواند در چند محیط دیده شود. با توجه به اینکه فراگیر شدن علایم اختلال ،شاخص شدت است ،بسیار مهم است که رفتار فرد در محیط ها و روابط مختلف مورد بررسی قرار گیرد. از آنجا که این رفتارها در میان خواهر – برادر ها متداول است، باید در تعامل با افراد دیگر (غیر خواهر – برادر ) دیده شود. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
علایم اختلال لجبازی- نافرمانی مقابله ای می تواند بدون اینکه تشخیص اختلال داده شود، تا حدی در افرادعادی رخ دهد.چند نکته کلیدی برای تعیین رفتار نشانه دار وجود دارد.اول : چهار نشانه یا بیشتر ،در 6 ماه گذشته در فرد دیده شود. درم: تداوم و فراوانی علایم باید از آنچه برای فرد از نظ
ر سن، جنس و فرهنگ، هنجار به حساب می آید ، بیشتر باشد.مثالاً برای بچه های پیش دبستان ،بد خلقی در طول هفته ، عادی است. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
بر خلاف رشد بهنجار که در آنها رفتار های مقابله ای در اوایل دوره ی کودکی به اوج رسیده و به مرور زمان کاهش می یابند، رفتارهای مقابله ای که مشخصه ی اختلال لجبازی- نافرمانی هستند با افزایش سن ادامه یافته و وخیم تر می شوند (کمپبل، 1990 ). این واقعیت، اهمیت ارزیابی شدت، میزان تغییر پذیری بر حسب موقعیت و شدت رفتار پیش از تشخیص را برجسته می سازد. همان گونه که لوبر، لاهی و توماس (1991 ) توصیه کرده اند، تشخیص اختلال لجبازی-نافرمانی تنها تا زمانی مد نظرقرار می گیرد که رفتار مقابله ای و نافرمانی با فراوانی و شدت نابهنجار رخ دهد یا در طول زمان (بعد از سالهای پیش دبستانی ) ادامه یابد . اگر مشکلات رفتاری که مشخصه اختلال سلوک هستند نیز ظاهر شوند ، اما نه به میزانی که ملاکهای تشخیصی اختلال سلوک را دریافت کنند، در این صورت تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی می تواند یک انتخاب مناسب باشد .
از نتایج دیگر تشخیص صحیح ، تفکیک اختلال لجبازی –نافرمانی ، از سایر اختلالهای رفتاری برون سازی مانند اختلال سلوک و اختلال نقص توجه /بیش فعالی است . اختلال لجبازی –نافرمانی ممکن است توام با اختلال نقص توجه /بیش فعالی رخ دهد . که این امر پیش آگهی وخیم تری دارد (هین شاو ،لاهی و هارت ، 1993) اختلال لجبازی – نافرمانی و اختلال سلوک از نظر تکاملی با اختلالهای مختلفی ارتباط داشته، به درمانهای متفاوتی نیز نیاز دارند (فریک و همکاران ، 1993 ، لاهی و همکاران، ، 1992 ، لوبر و همکاران 1991) اگرچه همه کودکان دارای اختلال لجبازی – نافرمانی رفتارهای شدید ایذائی را که مشخصه اختلال سلوک هستند نشان نمی دهند ، بیشتر کودکانی که بیش از بلوغ جنسی مبتلا به اختلال سلوک تشخیص داده می شوند ، ملاک های تشخیصی اختلال لجبازی – نافرمانی را نیز دریافت می کنند (فریک و همکاران ، 1993 ، لاهی و همکاران ، 1991 ) در نتیجه تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی هنگامی که کودک همزمان ملاکهای اختلال سلوک را داراست امکان پذیر نمی باشد (انجمن روانپزشکی آمریکا ، 1994) این تشخیص افتراقی کاربردهای مهمی برای مفهوم سازی و طرح ریزی درمان در بر دارد (لاهی و همکاران ، 1992 ، لوبر و همکاران 1991 )
مشکلات رفتاری برونسازی اغلب تواٌم با مشکلات رفتاری درون سازی رخ می دهند که فرآیند تشخیص را پیچیده تر می سازند (هین شاو و همکاران ، 1993 ) از این رو تشخیص دقیق از اهمیت اساسی برخوردار است چرا که وجود نشانه های اضطراب یا افسردگی غالباً نشانگر شیوه های درمانی متفاوت است . ضروری است نشانهای درون سازی بیشتر از ، یا علاوه بر ، نشانه های برون سازی هدف گزینی شوند . برای نمونه ، نشانه های برون سازی به دنبال درمان موفق نشانه های افسردگی کاهش می یابند (پویگ-آنتیخ1982 )
کودکان دارای اختلال لجبازی –نافرمانی ، غالباً با بزرگسالان جرو بحث می نمایند ، بد خلق بوده ، عصبانی هستند ، بی میل اند و به راحتی توسط دیگران آزرده می گردند . آنها به کرات به گونه ای فعال نسبت به درخواست ها و دستورات بزرگسالان بی اعتنا بوده و به عمد دیگران را می آزارند ، آنها تمایل دارند که دیگران را به خاطر اشتباهات و بدرفتاری خود مورد سرزنش قرار دهند (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
تظاهرات اختلال تقریباً به طور ثابت در خانه موجود بوده ، اما ممکن است در مدرسه یا با بزرگسالان وجود نداشته باشد . در برخی موارد ، ویژگی های اختلال از آغاز بیماری در خارج از خانه آشکار می شوند .در سایر موارد نیز اختلال آنها در خانه شروع ، اما بعداً در خارج خانه تظاهر می یابد . به طور مشخص علائم اختلال بیشتر در تعاملات با بزرگسالان یا گروه هم سن ظاهر می شوند که کودک آنها را به خوبی می شناسد . بنابراین به نظر می رسد که کودکان دارای این اختلال ، در هنگام بررسی بالینی علائم اندکی را نشان داده یا اصلاً این علائم را ظاهر نسازند ، معمولاً آنها به خودشان به عنوان نافرمان یابی اعتنا نمی نگرند ، بلکه رفتارشان را به عنوان پاسخی به رویدادهای غیر منطقی ، توجیه می کنند . به نظر می رسد که این اختلال اطرافیان کودک را بیشتر از خود او پریشان می سازد . (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
اختلال لجبازی – نافرمانی مزمن تقریباً همیشه روابط بین فردی و عملکرد تحصیلی را دچار اختلال می کند . این کودکان اغلب فاقد دوست بوده و روابط انسانی را ناخوشایند می دانند انها علیرغم هوش کافی به لحاظ خودداری از انتخاب شریک ، مقاومت در برابر درخواستهای خارجی و اصرار بر حل مشکل بدون کمک دیگران ، دارای عملکرد ضعیف بوده و یا در مدرسه مردود می گردند . (کاپلان سادوک ، ترجمه پورافکاری 1382 )
مشکلات ثانوی که در رابطه با این اختلال مطرح می باشند عبارتند از : عزت نفس پایین ، تحمل ضعیف در برابر ناکامی ، خلق افسرده و خوی طغیانگر ، نوجوانان ممکن است دچار سوء مصرف مواد غیر قانونی و الکل شوند . اغلب ، این اختلال تبدیل به یک اختلال سلوک یا اختلال خلقی می گردد (همان، 1382 )
2-2-4- تشخیص افتراقی
به لحاظ اینکه رفتارهای مقابله ای در مراحل خاصی از رشد به صورت بهنجار و سازشی دیده میشوند بنابراین می بایست دوره های منفی گرایی را از اختلال لجبازی –نافرمانی تفکیک نمود . رفتارهای خودسرانه ناشی از مرحله رشدی خاص ، از دوره کوتاه تری نسبت به اختلال لجبازی – نافرمانی برخوردار بوده و در مقایسه با سایر کودکان دارای سن عقلی مشابه، به طور قابل توجهی فراوانی و شدت کمتری دارد .رفتار لجبازی –نافرمانی که به صورت موقت در واکنش نسبت به یک فشار شدید به وقوع پیوسته است ، می بایست به عنوان یک اختلال سازشی مشخص گردد (کاپلان و سادوک ، ترجمه پورافکاری 1382 )
هنگامی که خصوصیات اختلال لجبازی – نافرمانی درطول یک دوره اختلال سلوک ،اسکیزوفرنی و اختلال خلق ظاهر شود تشخیص اختلال لجبازی –نافرمانی مناسب گذاشته می شود . رفتارهای عناد آمیز و منفی گرایانه همچنین ممکن است در اختلال نقص توجه توأم با بیش فعالی ، اختلال های شناختی و عقب ماندگی ذهنی وجود داشته باشند .وجود یک اختلال همراه با اختلال لجبازی – نافرمانی می بایست براساس شدت ، فراگیر بودن و استمرار چنین رفتاری تعیین شود . (کاپلان و سالوک ترجمه پورافکاری 1382 )
برخی پژوهشگران اعتقاد دارند که این دو اختلال ODDو CD ممکن است اشکال متفاوت رشدی مربوط به یکدیگر باشند به گونه ای که با بالغ شدن کودک ، اختلال لجبازی –نافرمانی به طور طبیعی به طرف اختلاف سلوک پیشروی می کند (کاپلان و سادوک ترجمه پورافکاری 1382).
رفتارهای ایذایی افرادی که اختلال لجبازی – نافرمانی دارند از نظر ماهیت نسبت به افرادی که اختلال سلوک دارند از شدت کمتری برخوردار است و به طور اخص شامل پرخاشگری نسبت به اشخاص و اشیا تخریب اموال و الگوی دزدی و حیله گری نمی شود چون همه ویژگیهای اختلال لجبازی – نافرمانی معمولا در اختلال سلوک وجود دارد . اگر ملاکها با اختلال سلوک مطابقت کنند در چنین مواردی تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی مطرح نمی شود . (کاپلان سادوک ، ترجمه پورافکاری 1382 )
رفتار مخالفت جویانه یکی از ویژگیهایی مشترک مرتبط با اختلالهای خلقی و اختلالهای روان پریشی کودکی و نوجوانی است و اگر نشانه ها انحصاراً در طی دوره اختلال خلقی یا اختلال روانپریش ظاهر شوند ، تشخیص جداگانه ای برای آن داده نمی شود . همچنین رفتارهای مخالفت جویانه را باید از رفتار ایذایی ناشی از عدم توجه و تکانشگری در اختلال کمبود توجه /بیش فعالی متمایز کرد .
هرگاه هردوی این اختلالها با هم رخ دهند ، باید هر دو تشخیص را مطرح کرد . در افرادی که ناتوانی ذهنی دارند تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی تنها زمانی داده می شود که رفتار مخالفت جویانه در مقایسه با افراد همسن ، همجنس و با همان میزان از شدت ناتوانی ذهن، به طور قابل ملاحظه ای بیشتر باشد همچنین بین اختلال لجبازی – نافرمانی و ناتوانی در پیروی از دستورالعمل به دلیل اختلال در فهم زبان (مانند نقص شنوایی و اختلال مختلط در زبان دریافتی – بیانی ) باید تمیز قائل شد . رفتار مخالفت جویانه یکی از ویژگی های معمولی مراحل خاصی از رشد است (مانند اوایل کودکی و نوجوانی ) و تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی تنها زمانی باید مدنظر قرار گیرد که رفتارها در مقایسه با آنچه در افراد همسن مشاهده می شوند با فراوانی بیشتر ظاهر شوند و پیامدهای وخیم تری داشته باشند و به اختلال چشمگیر در کارکردهای اجتماعی تحصیلی یا شغلی منتهی شوند ممکن است شروع تازه رفتارهای مخالفت جویانه در نوجوانی ناشی از جریان عادی فردیت یافتن باشد (انجمن روانپزشکی آمریکا ، 1994 ، نیکخو و همکاران ، 1374 )
2-2-5- ویژگیها و اختلال های توأم
ویژگی ها و اختلالهای توأم به عنوان تابعی از سن فرد و شدت اختلال لجبازی متغیر هستند معلوم شده است در میان پسرانی که طی سالهای پیش دبستانی خلق و خوی مشکل آفرین (مانند واکنش پذیری شدید و مشکل درآرام گرفتن ) وبا فعالیت های حرکتی شدید دارند ، این اختلال بیشتر شایع است در طی سالهای دبستانی ممکن است عزت نفس ضعیف ، نااستواری خلق ، ضعف در تحمل ناکامی ، ناسزاگویی و استعمال زودهنگام مشروبات الکلی ، دخانیات یا داروهای غیر قانونی دیده شود و اغلب با والدین ، معلمان و همسالان تعارض وجود دارد . امکان دارد دور معیوبی تشکیل شود که در آن والدین و کودک متقابلاً برهم اثر منفی گذاشته و وضع را بدتر کنند . اختلال لجبازی –نافرمانی در خانواده هایی شایع تر است که مراقبت از کودک به دلیل جابجایی و تعویض سرپرست مختل شده یا درخانواده هایی که شیوه های تربیتی خشن ، ناهماهنگ و نامتناقض یابی توجه اعمال می شود . اختلال کمبود توجه /بیش فعالی در کودکانی که اختلال لجبازی – نافرمانی دارند متداول است. اختلالهای یادگیری و اختلالهای ارتباطی نیز معمولا با اختلال لجبازی – نافرمانی همراه هستند. (انجمن روانپزشکی آمریکا 1994 ، ترجمه نیکخوو همکاران 1374)
بایدرمن ، میلبرگرجتونز و همکاران (1996 ، نقل از شرودر وگوردن ترجمه فیروزبخت 1389) گزارش دادند 65 درصد کودکانی که اختلال کمبود توجه /بیش فعالی داشتند ، همزمان اختلال لجبازی –نافرمانی داشتند .
2-2-6- بررسی های آسیب شناختی و آزمایشگاهی
آزمایشهای لابراتوری با یافته های آسیب شناختی خاصی برای کمک به تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی وجود ندارد چون بعضی از کودکان مبتلا ، وقتی بزرگ شدند پرخاشگری فیزیکی نشان داده و به حقوق دیگران تجاوز می کنند ممکن است در بعضی از ویژگی هایی که در افراد خشن قابل مشاهده است نظیر کاهش سروتونین سلسله اعصاب مرکزی سهیم باشند (کاپلان و سادوک ، ترجمه پورافکاری ، 1382 )
2-2-7- سیروپیش آگهیسیرو پیش آگهی کودکان اختلال لجبازی – نافرمانی به متغیرهای بسیار از جمله شدت اختلال ، ثبات آن در طول زمان ، احتمال وجود اختلالهای توأم وتشخیص دوگانه (تغییر اختلال سلوک ، اختلال یادگیری ، اختلال های خلقی و اختلال های مصرف مواد ) و میزان سلامت خانوادگی بستگی دارد (کاپلان و سادوک ، ترجمه پورافکاری ، 1382 ) .