منبع پایان نامه : پایان نامه ارشد رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی: بررسی مصحح جعل اماره

گرایش : فقه و مبانی حقوق اسلامی

عنوان : مطالعه مصحح جعل اماره

دانشگاه آزاد اسلامي

واحد ياسوج

 دانشكده علوم انسانی، گروه الهیات

پايان‌نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد «M.A.»

گرایش: فقه و مبانی حقوق اسلامی

عنوان:

مطالعه مصحح جعل اماره

استاد راهنما:

یونس نیک اندیش

 استاد مشاور:

مهران جعفری

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد

فهرست مطالب

عنوان                        صفحه

چكيده 1

مقدمه 2

فصل اول: کلیات

1- كليات 6

1-1- اشتراک احکام بین عالم وجاهل 6

1-2- انسداد 8

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

1-3- امارات و انواع آن 13

1-3-1- تعریف اماره (طریق مفید نوعی نسبت به حکم واقعی) 13

1-3-2- امارات جعلی(تأسیسی): (اماره اختراع شده توسط شارع) 14

1-3-3-اماره ی امضائی(طریق رایج بین علما و مورد تأیید شارع): 14

1-3-4- اماره ی حکمی(طریق ظنی معتبر حکایت کننده از حکم شرعی): 15

1-3-5- اماره ی شرعی (سمعی )(نقلی)، (طریق ظنی اعتبار یافته از سوی شارع): 15

1-3-6- اماره ی عقلائی(عادی)، (طریق ظنی معتبر نزد عقلا و مورد تأیید شرع): 16

1-3-7- اماره ی عقلی (طریق ظنی معتبر نزد عقل): 16

1-3-8- اماره ی غیر معتبر (طریق ظنّیِ فاقد اعتبار از سوی شرع): 16

1-3-9- اماره ی مثبِت(اماره ی اثبات کننده آثار عادی وعقلی علاوه بر آثار شرعی): 17

1-3-10- اماره ی مثبِت تکلیف(امارهی دالّ بر ثبوت حکم تکلیفی): 17

1-3-11- اماره ی معتبر(طریق علمی )(ظن خاص)(طریق ظنی دارای دلیل اعتبار از سوی شارع): 17

1-3-12- اماره ی موضوعی(طریق ظنی معتبر کاشف از موضوع حکم شرعی): 18

1-3-13- اماره ی مثبت تکلیف(اماره ی دال بر ثبوت حکم تکلیفی): 18

1-3-14- اماره ی نافی تکلیف(اماره ی دال بر نفی حکم تکلیفی): 19

1-4- حجیت امارت 19

1-4-1- اصل عدم حجیت ظن 20

1-4-2- ملاک حجیت امارات 21

1-4-3- اماراتی که از اصل حرمت اقدام به ظن خارج شده اند 22

1-5- اِجزا 26

1-5-1- تعریف اِجزا 26

1-5-2- اِجزا در امارات 26

فصل دوم: مفاهیم مرتبط با بحث اماره

2- مفاهیم مرتبط با بحث اماره 36

2-1- تصحیح جعل اماره 36

2-2- سببیت « امارات»(ایجاد مصلحت ناشی از پیروی ازاماره ی معتبر) 38

2-3- اقسام سببیت 38

2-3-1- سببیت امامی ( سببیت سلوکی) ( مصلحت سلوکیه) 38

2-3-2- سببیت تصویبی( مصلحت تصویب)(سببیت قیام اماره در جعل حکم واقعی آن) 39

2-3-3- سببیت ظاهری(سببیت قیام اماره در جعل حکم ظاهری مماثل مؤدای اماره) 40

2-4- سببیت محض(سبییت قیام اماره در حدوث مصلحت و جعل حکم واقعی آن) 40

2-5- سببیت مخطئه(سببیت قیام اماره در حدوث مصلحت ، بدون جعل یا تغییر حکم واقعی) 41

2-6- طریقیت امارات(طریق بودن اماره برای کشف حکم واقعی) 41

2-7- سیری در تخظئه و تصویب 42

2-8- نظرات بعضی از علما در ارتباط با تصحیح جعل اماره 50

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-8-1- درس خارج سید مجتبی نورمفیدی استاد حوزه و دانشگاه 50

2-8-2- احتمالات محقق نائینی در کلام شیخ 57

2-8-3- درس خارج آیت الله جعفر سبحانی 77

2-8-4- چکیده ی کتاب مصلحت سلوکیه شیخ انصاری به قلم حسین اکبری 79

2-8-5- درس خارج استاد حاج شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی (مد ظله) 89

فصل سوم: تجزیه و تحلیل یافته‌ها

3- تجزیه و تحلیل یافته‌ها 106

3-1- نقد و مطالعه سببیت اماره 107

3-2- نقد و مطالعه سلوکیت اماره 108

3-3- اشکالات حضرت امام خمینی(ره) و سایر علما بر سلوکیت شیخ انصاری 108

3-4- نقد و مطالعه طریقیت اماره 116

3-5- نکات اشتراک و افتراق تخطئه و تصویب 125

3-6-  مقایسه ی اجمالی نظرات بعضی از علمای علم اصول در باره ی جعل اماره 126

3-7- اختصار ی نظرات علما در باره ی مصحح جعل اماره 128

3-8- خاتمه ی بحث و نتیجه گیری 128

4- نتيجه گيري 132

فهرست منابع 134

 

چكيده

 

بخش عمده ای ازاحکام فرعی در شریعت اسلام از کنکاش، پژوهش و تفسیر امارات استخراج می گردد. امارات ادله ی ظنی هستند که در اختیار مجتهد قرار داشته و براساس آن صدور حکم می نماید. قرآن کریم با در نظر داشتن آیه ذیل که می فرمایند: (انَّ الظَّنَّ لا یُغنی مِنَ الحقِّ شیئاً) از هرگونه اقدام به گمان نهی فرموده می باشد.

از آن جایی که این امارات گمان هستند، امکان خطا در آن ها وجود داشته و احتمال اینکه اقدام به اماره، به واقع برخورد نکند هست و چنانچه به واقع برخورد نکند باعث تفویت مصلحت و یا القاء مفسده می گردد. سؤال این می باشد که شارع چه تدبیری اندیشیده می باشد تا از این تفویت مصلحت و یا القاء مفسده جلوگیری کند. به بیانی دیگر مصحح جعل اماره چسیت؟

برای پاسخ به این سؤال سه دیدگاه ارایه شده می باشد. (الف) نظریه ی تصویب یا سببیت اماره: بعضی معتقد هستند در لوح خداوند حکمی وجود نداشته بلکه هر حکمی توسط مجتهد صادر گردد، فرشتگان آن را به عنوان حکم واقعی ثبت می نمایند(سببیت اشعری). عده ای هم می گویند خداوند در لوح خود دارای حکم واقعی می باشد اما در اثر اقدام به امارات، حکمی ثانویه حادث می گردد که جایگزین حکم واقعی می گردد(سببیت معتزلی). (ب) نظریه ی سلوکیت اماره: براساس این نظریه حکم واقع در لوح خداوند ثابت بوده و در اثر اقدام به اماره هم حکم ثانویه ای حادث نمی گردد، اما سلوک در امارات باعث ایجاد مصلحتی می گردد که این مصلحت، مصلحت فوت شده در اثر عدم برخورد اماره به واقع را جبران می کند. (ج) نظریه ی طریقیت اماره: که امارات را طریقی به سوی به واقع دانسته و هیچ گونه شأنیتی غیر از این که او را پیش روی عقوبت مُعَذِّر می دارد، نمی دانند.

براساس تحقیقی که ما انجام داده ایم، هیچ کدام از سه نظریه ی  فوق را پاسخگوی تصحیح جعل اماره ندانسته ایم و معتقدیم خداوند با توجه صفت رحمانیت خود، در صورت عدم اصابت اماره به واقع، پاداش اقدام واقع را عطا می فرمایند. لذا به همین دلیل نام این مصحح جعل اماره را مصحح رحمانیه گذاشته ایم.

کلمات کلیدی: مصحح جعل اماره، تصویب، مخطئه، اِجزا، تسببیت، سلوکیت، طریقیت

 

مقدمه

بیشترین اختلافات در بین علمای علم فقه و اصول، در احکام فرعی می باشد. اساس و پایه ی صدور خیلی از این احکام اماراتی مانند خبر واحد و ظواهر الفاظ می باشد. بدیهی می باشد که امارات به این دلیل که یقینی نبوده و ظنّی هستند، در آن ها احتمال خطا و اشتباه هست. چه بسا بسیاری از احکام فرعی که توسط مجتهد براساس این امارات صادر می گردد، مغایر با حکم واقعی باشد که در لوح خداوند ثبت می باشد. این موضوع بحث های زیادی را پیش آورده و اختلافات زیادی را بین مجتهدین باعث شده می باشد. در این ارتباط پرسش های متعددی مطرح شده می باشد مانند: 1- آیا این احکام بین عالم و جاهل مشترک می باشد یا خیر؟ 2- آیا اقدام براساس این امارات باعث اِجزا می گردد؟ 3- خداوند برای حل این مشکل چه راهکاری را قرار داده می باشد؟ به بیانی دیگر مصحح جعل اماره چیست؟ در ارتباط با هرکدام از پرسش های فوق نظریات متعددی داده شده و بحث های فقهی گسترده ای شده می باشد بطوریکه در طول تاریخ اسلام این اختلافات لاینحل مانده می باشد. وجود این اختلافات درحالی می باشد که از گنج عظیم قرآن کریم بهره مند هستیم که خود قرآن در باره ی آن می فرمایند:  

«ذالِکَ کِتابُ لاَریبَ فیه هُدیً لَلمُتَقینَ» ( این قرآن کتابی می باشد که هیچ شک و ریبی در آن نیست) (بقره 2) یقیناً اگر قرآن را چراغ راه خودمان قرار می دادیم و آن را کنار نمی گذاشته و یا مطابق با نیات دنیوی و مادی خودمان تفسیر نمی کردیم دچار چنین ضایعه ی اسفناکی نمی شدیم. وقتی که اجماع هست که قرآن کامل ترین دستور و فرامین الهی می باشد، پس چرا این همه اختلاف و تشطط آراء بین علمای اسلام هست؟ قرآن کریم در آیه 38 می فرمایند: «وَلاحبةٍ فی ظُلماتِ الارضِ وَلارَطبِ ولایابِسٍ اِلّا فی کتابٍ مبین» یعنی: وهیچ برگی از درختی نمی افتد و هیچ دانه ای در زیر تاریکی های زمین وجود ندارد و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتاب مبین خداوند هست. و باز در آیه 114همین سوره به صراحت اظهار می فرمایند:

«هُوَالّذی اَنزَلَ اَلیکُم الکِتابَ مُفَصَّلاً» (او کسی می باشد که کتابی فرستاده که همه چیزدرآن اظهار شده وتفصیل داده شده می باشد) و نیز بیش از چندین مرتبه دشمنان را به مبارزه دعوت کرده و می فرمایند: وَاِن کُنتُم فی رَیبٍ ممّا نَزَّلنا عَلی عَبدِنا فاتواُ بسوُرَة مِن مِثلِه وَادعوُا شُهَداءکم مِن دوُن اللّهِ اِن کُنتُم صادقینَ.(بقره 23) اگر دربارة کتابی(قرآن) که بر بنده ی خود محمد(ص) فرستادیم شک و شبهه ای دارید، پس اگر می توانید با کمک همه گواهان خود(علما و فصحا و هرکس که می خواهید) به غیر از خدا، یک سوره مانند قرآن بیاورید. ونیز خود قرآن در اظهار وصف خود در آیه 31سوره رعد می فرمایند: «وَلَواَنَّ قّراناً سُیرَت بِه الجِبالُ اَو قُطّعِت بِهِ الارضُ اَوکُلِمَ بِه اِلموتی» «اگر کتابی باشد که کوه ها را به رفتار و مردگان را به گفتار درآورد و زمین را بشکافد همین قرآن می باشد» و در آیه اول سوره کهف می فرمایند: «اَلحَمدُلِلِّهِ الذّی اَنزَل عَلی عَبدِهِ الکِتابَ وَ لَم یَجعَل لَهُ عِوَجاً»«سپاس و ستایش مخصوص خداوندی می باشد که بر بنده خود محمد(ص) این کتاب بزرگ را نازل نمود که در آن هیچ نقص و عوجی وجود ندارد». به علاوه ها ده ها آیه دیگر در وصف ابعاد مختلف قرآن هست که همه حاکی از بی نظر بودن، معجزه بودن، کامل بودن، جامع بودن قرآن می باشند که از حوصله این بحث خارج می باشد. پس با این تفاصیل، این همه اختلاف نشانه چه چیزی می باشد؟ شاید بتوان پاسخ سؤال فوق را در سه موضوع اختصار نمود:  الف) یقیناً برای ینکه این اختلافات برداشته گردد. لازم می باشد که بشر کامل و جامع الشرایطی وجود داشته باشد که بر علوم قرآن عالم بوده و بر مقصود گوینده(خداوند تبارک وتعالی) اطلاع داشته باشد. «فَسئلوُا اَهلَ الذِکِر اِن کُنتُم لاتَعلَموُنَ»  (نحل 43): یعنی:اگر نمی دانید از اهل ذکر سؤال کنید. «وَمایعلَمُ تَاویلَهُ الّا اللُّه والرّاسِخوُنَ فیِ اِلِعلمِ یَقوُلونَ امَنا به کُلُ مِن عِندِ ربّنا وَ مایَذکَّرُ اَلّا اولوالالبابُ»(آل عمران7) یعنی: و تأویل این آیات را کسی به غیر از خدا و اهل دانش نداند و اهل دانش گویند ما به همه آن کتاب گرویدیم که همه ی محکم و متشابه قرآن از جانب پروردگار آمده و به این درس پی نبرند بجز خردمندان. «بَل هُوَ ایاتٌ بّیناتٌ فی صُدورِالذّین اُتواُلعِلم »(بلکه این قرآن آیات روشن خداوند هستند، درسینه ی آنان که از خدا نورعلم و دانش یافتند). بدیهی می باشد کسی غیراز پیامبر و ائمه اطهار (ع)نمی توانند مدعی باشند که اهل ذکر و یا راسخون هستند و یا این که مدعی باشند که سینه آن ها مخزن علوم قرآنی می باشد. ب) سئوالی که مطرح می باشد این می باشد که چرا در زمان پیامبر (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام این مسایل حل نشد تا الآن این اختلافات وجود نداشته باشد. پاسخ روشن می باشد. اولاً این که با گذر زمان مسایل جدیدی رخ میدهد که قبلاً اتفاق نیافتاده می باشد. ثانیاً در گذشته همانند حالا نبوده می باشد که این همه ابزار و امکانات ثبت و ضبط روایات و احادیث هست و خیلی از روایات و سنت ائمه در طول گذر زمان از دست رفته اند. ثالثاً دشمنان اهل بیت و اسلام چنان ائمه اطهار رامحدود و محصور کردند که فرصتی برای آنها باقی نماند تا همه ی مسایل را اظهار نمایند. رابعاً در خیلی از موارد آن قدرآن ها را تحت شکنجه قراردادند تا مجبور به تقیه شوند و در خیلی از موارد مجبور شوند بر اساس خواسته آن ها نظر دهند. خامساً این که آن قدردر دین شبهه ایجاد کردند که در خیلی از موارد حق را باطل و باطل را حق جلوه دادند و این شبهات نیز برطرف نمی گردد مگر این که شاهد ظهور حجت حق(عج)، آخرین مخزن علوم خدا باشیم. اختصار اینکه: یُریدُونَ لُیِطفِوا نُورَاللّهِ باَفوهِهِم (می خواهند نور را به گفتار باطل و سخن بیهوده و مسخره خاموش کنند) غافل از اینکه: وَاللهُ مُتِمُّ نُوره وَلَوکَرهَ الکافرونَ(صف 8)0«و خداوند نور خود را کامل خواهد نمود هرچند که کافران را خوش نباشد». هُوَالّذی اَرسَلَ رَسولَهُ بالهُدی ودَینَ الحقُ لیُظهِرهُ عَلیَ الدّینِ کّله وَلوکِرَه المُشرکونَ(توبه 33)(اوست خدایی که رسول را با هادی و دین حق فرستاد تا برهمه ی ادیان برتری دهد هرچند که مشرکان مخالف باشند). ج) با در نظر داشتن توضیحی که در ابتدای بحث مقدمه در ارتباط با جامعیت و جاودانگی قرآن کریم اظهار کردیم و تطبیق آن با تعبیر و تفسیرهایی که از ائمه اطهار علیهم السلام دربارة قرآن برای ما به ودیعه گذاشته شده می باشد، بهترین مرجع برای حل اختلافات و رسیدن به جواب این پرسش ها، قرآن کریم می باشد.

اِن هذا القُرانَ یَهدی لّلتی هِیَ اَقومُ (اسراء9)(همانا این قرآن کتابی می باشد که خلق را به راست ترین و استوارترین طریق هدایت می کند). وَ مااَنزَلنا عَلیکَ الکِتابَ الّا لِتبَینَ لَهُم الذّی اختَلَفوا فیه وَهُدیً وَ رَحمة لِقوم یؤمنون (نحل64)(ما این قرآن بزرگ را برتو نفرستادیم مگر برای اینکه در آن چیز که مردم اختلاف می کنند روشن کنی و برای اهل ایمان هدایت و رحمت باشی). وَماخَتَلفتُم فیه مِن شیءٍ فَحُکمُهُ اِلی اللهِ(شوری10)(و آن چیز که در آن اختلاف و نزاع می باشد حکم آن با خداست(در قرآن می باشد). وَ نَزّلنا عَلیکَ الکِتابَ تُبیانا لِکُلّ شَی ءٍ وَهُدیٌ وَ رَحمةً وَ بُشری للمُسلمینَ(نحل 89)(و ما برتو این قرآن عظیم را فرستادیم تا حقیقت هرچیز را روشن کند و برای مسلمین هدایت و رحمت و بشارت باشد). لذا حقیر کوشش دارم در راستای اطاعت از فرامین گهربار قرآن کریم و تبعیت از سیره و سنت ائمه اطهار علیهم السلام، بیشترین سرمایه گذاری را در ارتباط با پژوهش خود بر قرآن متمرکز ساخته و آن را اساس و محور استدلات خودقرار دهم. انشاء الله بتوانیم از دریای بیکران قرآن بهره ای که در شأن آن باشد برده و بتوانیم با استعانت از خداوند و تمسک به قرآن کریم پاسخی که مورد رضایت آن خالق متعال باشد در ارتباط با موضوع ارائه نمایم.

تعداد صفحه :148

قیمت : 14700تومان